تبليغاتX
بگو...بگم
 
 
سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

ديدن اولين برف آنهم نرسيده به نيمه پاييز آنقدر ذوق زده ام كرد كه نتونستم جلوي شوقم رو  بگيرم . اين بود كه سر خر را كج كرديم و دوباره برگشتيم .چه مي شود كرد كار كاره دله و منم يه دل نه كه هزارتا عاشق برفم .

 
مناظر برفي چنان مسحورم مي كنه كه توان نگه داشتن احساسم رو تو خودم ندارم براي همين اينجور وقتها حتمن بايد يه جور ديوونه بازي از خودم در بيارم . اصولن همون رابطه اي كه مي گن بين ماه شب چهارده و بالا زدن حالات رواني در بعضي وجود داره بين من و برف صادقه.


همه فصلها دوست داشتنتي اند و اگر چشم زيبابيني داشته باشيم هركدوم ويژگي و زيبايي خودش رو داره بخصوص  براي ما ايرانيها كه به دليل موقعيت جغرافيايي كشورمون در بيشتر نقاط  ، چهار فصل رو داريم ولي من زمستونها رو بيشتر دوست دارم و يه دليل بزرگش و جود برفه.


برف چه در زمان باريدنش و چه وقتي كه همه  زمين زير پاشو بت حضورش به رنگ پاكي در مياره اعجاب انگيزه . گو اينكه چشم عادت زده ما  براش اين مناظر ديگه كمتر احساسي رو بر مي انگيزه.


كودكان زيباترين عشق ورزيها رو با برف دارن و ما هم اگه جلوي كودك درونمون رو با اخم عبوسانه آدم بزرگشده و ملاحظه كارمون نگيريم ... واي كه چه عشقي ميده اين برف و برف بازيها.


هر چند تماشاي برف توي فضاي شهري چيز چندان جذابي نيست و چشم اندازهاي بيكرانه طبيعي مي تونن شكوه اين خلقت عظيم رو  نمايش بدهند و لي توي شهرها هم برف ديدن داره . قامتهاي مچاله شده از سرما كه با چتري در دست در حال عبورند  ، خيابانها و كوچه هاي  خلوت با جا پاهاي تكراري كه به دوردست ميره و سفيدي خيره كننده اي كه همه زشتيهاي در و ديوار ها و خونه ها و گذر ها رو يكدست سفيد پوش مي كنه تا براي مدتي هم كه شده زشتيها پنهان بشن ، كلاغاي سياه كه روي فرش سفيد حسابي جلب توجه مي كنن و كنتراست ميدن و .... بيشمار مناظر جذاب ديگه  ، صحنه آفرينيهاي اين خلقت بديع خداوندي است


البته شايد بگيد همش هم زيبايي نيست ، اين رمانتيك بازيها مال آدماي شكم سيره كه تنشون  توي لباس گرم پوشيده باشه و در حاليكه كنار شومينه ايتالياييشون وايسادن از پشت پنجر هاي دو جداره  در حاليكه فنجان نسكافه شون تو دستشونه با تماشاي برف دلشون غنج بره و هي  شعر سپيد دكلمه كنن و ا ز فرط احساسات رو شنفكري در حال خفه شدن باشن.


درسته ، متاسفانه در كنار اين زيباييها كفشهاي سوراخ و لباساي يه لاقباي مردم فقير و خونه هاي سرد و دلهاي شكسته هم واقعيتيه كه نمي زاره آدم ( البته اگه آدم باشه) راحت تو خيالات شخصيش فرو بره . البته اين زشتيها ربطي به برف و زمستون  ( هنوزم زمستون نيومده ) نداره و اونها همچنان زيباست و بايد از زيباييش بهره برد  بلكه هر چه زشتي ست از همين جونور دو پا ست كه جهان با اين همه زيبايي رو  زشت جلوه ميده .
خدا لعنت كنه مسببين بدبختي و  فلاكت مردم رو تو ي هر جاي دنيا كه هستند......اي واي دلم گرفت
راست مي گن كه بين خوشي و ناخوشي يه ذزه فاصله است ..بهتر ه بزنم بيرون ..ديگه برف هم وايساده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 17:6  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

هر چند دل خوشي از برنامه هاي تلويزيونداران امروز ايران يا همان صدا و سيما ندارم و رويه مديريت قبلي آن را با همه گسترشي كه در بخشهاي كمي آن ايجاد كرد  منفي مي دانم و مديريت فعلي را هم يك مديريت فرهنگي و رسانه اي در معناي درستش نمي دانم  ( هرچند سابقه فرهنگ خرابكني زيادي دارد) و در مطلب قبيليم نيز انتقادي به گردهمايي چهر ه هاي ماندگار داشتم اما با همه اين حرفها  كارهاي خوب را هم نمي شود ناديده گرفت و نگفت


شايد از اين به بعد برخي از مواردي كه به نظرم رسيد در وبلاگ اوردم هرچند كه حوصله نوشتن جدي در اين باره را ندارم چون كه در سالهاي قبل كم هم ننوشته ام
راستش انگيزه اصلي اين مطلب ذوقي بود كه ديشب از ديدن قسمت اول سريال كتابفروشي هدهد بهم دست داد. من مرضيه برومند و كارهايش را دوست دارم چرا كه از كودكي تا همين حالا كه كودكي ريشدار شده ام شخصيت نقشهاي تلويزيوني يا سينمايي كه در كارهايش بوده را دوست داشته ام از بروبچ معروف مدرسه موشها گرفته تا زي زي گولو و نقشهاي جذاب سريالهاي بزرگ سالش به خصوص آنهايي كه محمود بصيري در آنها نقش آفريني كرده .
اين است كه اين حضور تازه اش را به فال نيك مي گيرم  و مي توانم بعد مدتهاي  طولاني فرار از سريالهاي دستوري و آبكي با خيالي آسوده به جعبه جادو نگاه كنم . برومند با همان بازيگران آشنايش برگشته و مطمئنم كه ساعات خوشي را براي مخاطينش ايجاد خواهد كرد
بقيه مطالب هم درمورد تلويزيون در پست بعدي مي گم.....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 10:20  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

ديروز برنامه ششمين دوره  معرفي چهر ه هاي ماندگار توسط صدا و سيما انجام شد راستش اصل تكريم شخصيتهاي مهم عرصه هاي مختلف چيز خيلي پسنديده ا ي ست كه ضمن تاثير مثبت در فضاي فرهنگي كشور باعث قوت قلب نخبگان جامعه هم ميشود منتها چيزي كه از ديد من در اين مراسم جاي سوال داره و اصلن يه ايراد بنيادي بهش بحساب مياد اول نفس برگزاري  چنين بزرگداشتهايي توسط صداو سيما است و بعد اگر هم اين رو ايراد مهمي بحساب نياريم گزينشي عمل كردن اين رسانه در معرفي چهر هاي منتخب در هر دوره است كه سلامت يك چنين اقدامي رو كه توسط يك ارگان حكومتي انجام ميشود زير سوال ميبره.


در مورد اول بشدت معتقدم كار صداو سيما چنين كارهايي نيست و رسانه بايد كار تخصصي خودش رو انجام بده نه اينكه هزينه و وقت رو صرف كاري بكنه كه در حيطه فعاليتش نيست بخصوص به اين شكل ناقص و پر اشكال . كساني كه عملكرد صدا و سيما رو در اين يك دهه اخير ديدند مطمئنا به جناحي و غير ملي عمل كردن اين رسانه واقفند صدا و سيما برخلاف ادعاي متوليان رسميش هيچگاه يك رسانه ملي به معناي درستش نبوده . انبوه حركتهاي سياسي و ضد فرهنگي اين رسانه و به حاشيه كشاندن شخصيتهاي معتبر فرهنگي و هنري كه اقبال عمومي دارندو جانشين كردن هنر مندان و شخصيتهاي مورد تاييد گروه خاصي از حاكميت و تبليغ آنها كه يا فاقد جايگاه بوده يا از اعتبار كمي برخوردارند از نمونه هاي برخورد گزينشي اين رسانه غير ملي است اگر بخواهيم فقط چند تا از اين شخصيتهاي بزرگ تاريخ ادب و هنر مملكت رو كه در طول حياتشان مورد بي مهري اين رسانه و برخوردهاي خطي مالكانش قرار گرفتن نام ببريم تعداد بسياري نام در عرصه هاي هنر و فرهنگ و يا علم و سياست مي شه نام برد .

 كساني كه هر چند در برنامه چهر هاي ماندگار آقايان جايي ندارند اما نامهايشان بر تارك فرهنگ و  هنر ايران زمين و دلهاي مشتاقان كثيرشان ماندگار است . بسي بيشتر از نامهاي مدال داران حكومتي. كساني چون شادروان شاملو ، فرهاد يا  بزرگ مرد موسيقي ايران استاد شجريان كه در زمان حياتشان سر به آغوش هيچ حكومتي فرو نبردند تا  ايران بر آزادگيشان گواهي دهد و نام ماندگارشان نه برلوح ها كه بر دلها بماند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 0:14  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

با آنكه دلم نمي خواهد در باب يك موضوع بيشتر از يك بار چيز ي در اين وبلاگ بياورم بخصوص اگر آن موضوع از فرط گفتن و شنيدن  ديگر شبيه قرص تهوع  عمل كنه اما اينجا مطلب مختصري را كه در يكي از سايتها در بحثي گروهي گفته بودم به پيشنهاد دوستي اينجا هم با كمي تلخيص مي آورم . بيشتر هم به خاطر اينكه آن بحث كلن حذف شد البته بيشتر به خاطر درگيري لفظي بود كه بين دو سه نفر در اين بحث بوجود آمده بود و بدجوري به كلمات ركيك كشيده شده بود من هم هر چند هيچ از اينطور گفتگو ( گفتگو كه چه عرض كنم ) خوشم نمي آيد وارد بحث شدم و سعي كردم با چند كلمه اي دو طرف را به گفتگوي سالم دعوت كنم .  که بعدا هم مثل  ... پشیمان شدم که بماند .حالا با همين مقدمه  آن نوشته را مي آورم :   

چند نكته را از منظر شخصيم  خدمت دوستان عرض مي كنم
 هر چند چندان شوري در من نبود تا همه نظرات  را در باب اين بحث بخوانم اما همان چند تايپست اين صفحه خود گويا بود كه اين بحث به چه سمتي رفته است. و آنچه   ترغيبم كرد تا چيزي بنويسم هم  نحوه  برخورد بعضي از دوستان با هم  بود در اينجا و هم بازتاب آنچه از اين خبر تا بحال در رسانه هاي مختلف و محافل  شخصي ديده و شنيده ام.


اول اينكه بايد توجه كنيم كه با زبان غير اخلاقي نمي توان  يك پديده غير اخلاقي را مذمت  كرد چرا كه اين نافي نيت ماست هرچند  نيتمان سالم باشد و خاطرمان از اين فعل غير اخلاقي آزرده. حال چه در لفافه هاي هنري و ادبي پيچيده باشد و چه معناي كنايي يا طنز از آن مد نظر گوينده  باشد. برايم جاي تعجب بود چه طور دوستي كه از نوع كلام و ادبيات بكار گرفته شده اش  اينطور احساس مي شود كه از  استفاده از ابزار تصوير براي چنين عمل زشت اخلاقي در جامعه چنان رنجيده خاطر شده كه سر تاپاي هستي مردمانش را آلوده مي بيند - واين از منظر عمق احساسات جاي تحسين دارد نه از جايگاه عقلاني و اخلاقي- چطور  خود با ابزار ديگري  يعني كلمات ، فردي ديگر را آماج افاضات كلامي و تخريب شخصيتي قرار مي دهد .  مگر اين دوست ما از  اين كار نا جوانمردانه غير اخلاقي يعني بي حيثيت كردن يك انسان فارق از جايگاهش در جامعه خون دل نمي خورد پس چطور خود آن منش رفتاري را در شكلي خفيف تر و البته به ظن قوي من از سر بي توجهي نه منظوري ديگر پياده مي كند   اين را بدانيم كه سخن كج هيچگاه معناي راست نمي دهد . و همين واقعه پخش نوار اين خانم نشان داد كه گمشده ما اخلاقي است كه همه گمان مي كنيم ديگري ندارد و خودمان صاحبش هستيم. البته من در جاهاي ديگري نيز اين مجادله لفظي  بر سر اين واقعه را در ميان مردمان ديد ه ام كه همان تصوير خطايي است كه ما از خود نمايش مي دهيم.  بنابراين بياييم بدون دوز بازي با كلمات اگر صاحب هنري در نوشتن هستيم اين را در راه سازنده اش  يعني پاك كردن فضاي فكري و اخلاقي جامعه بكار گيريم  و  احسنت گفتنهاي ديگراني كه نا آگاهانه مروج چنين ادبياتي هستند ما را به وادي مرگ انساني نكشاند  .  و براي قلم حرمت بدانيم چه در يك كلوب مهجور اينترنتي چيز بنويسيم چه در معتبر ترين تريبونهاي مكتوب جهان .


اما اجازه بدهيد در باب آن فيلم كذايي نيز نظر خودم را البته به اختصار بگويم چرا كه در جايي مفصل در بابش بحث كرد ه ام.
راستش من آن فيلم را نديده ام و تمايلي هم به ديدنش نداشتم چرا كه بر اين باورم كه كنجكاوي در باب آن نيز عملي غير اخلاقي است و خود مروج همان چيزي ست كه ما آن را تقبيح مي كنيم و  "وا اسفا" برايش سر مي دهيم چرا كه زمينه يك چنين اعمال غير اخلاقي و سود جويانه اي همين چشمان ناپاكي ست  كه جستجوگر خلوت و حريم شخصي ديگران است . همان طور كه  دزدي و  پخش فيلمهاي خانوادگي و شخصي افراد از تبعات همين كنجكاوي بيمار گونه است.


هنگام شنيدن اين خبر براي من اصلن مهم نبود كه چه كسي  هدف اين به اصطلاح اسيد پاشي اينترنتي قرار گرفته چون اصل ماجرا برايم تلخ تر بود نه صرفا قرباني آن. البته چون من  اين سريال را هم نديده بودم و آشنايي كمي با اين خانم بازيگر تلويزيوني داشتم شايد خود اين باعث شد كمتر كنجكاو شوم و پيگير اخبارش باشم . اما با بالا زدن بوي تعفن اين ماجرا از شنيده ها و خوانده ها و اخبار ضد و نقيض خودكشي و تبعات رواني اين عمل براي ايشان بيشتر در گير آن شدم . و دو سه مطلبي هم از منظر اجتماعي و پس زمينه هاي رفتار شناسي و جامعه شناسي  چنين رفتاري نوشتم كه بيشتر به زمينه هاي فرهنگي و سياسي اين نوع افعال  و سوء استفاده از ار تباطات نوين   در جهات غير اخلاقي اشاره داشت 

 
بسيار برايم جالب بود كه بسياري چنان فيلم را به سختي مطالعه كرده بودند!! تا در آخر با قاطعيت نظر دهند  " كه نه بابا اون نبوده . فقط خيلي شبيهن "   و بعد اظهار همدردي و چند تا ناسزا و نفرين به مسببين اين عمل غير ناموسي!!! و خلاص. يا اعلام پشتيباني  از ايشان براي حضور مجدد در صحنه . البته انشالله كه همان طور شود كه مي خواهند اما ما چرا در  اين قضيه سعي در پاك كردن صورت مسئله ايم .اين تنها براي مدتي  فضا را آرام خواهد كرد و دوباره كسي ديگر مسئله اي تازه تر خواهد نوشت!!


حتا  شنيدم كه يك مركز تحقيقاتي كه گويا كارش مبارزه با جرايم تصويري و از اين قبيل است نيز همين حكم را داده يا اخيرا اظهارات آقاي حسن خميني را هم با تعبيراتي مشابه خواندم. كه ضمن خوشحال شدن از اينكه شخصيتي شناخته شده ودر نظر بسياري موجه از حيثيت يك انسان دفاع كرده  و سرش را مانند خيلي از آقايان  به خيال مقدس بازي زير برف نكرده و وارد گود شده است هرچند روش اين دفاع را نمي پسندم.و مي گويم چرا.


چون نمي خواهم وارد بحث سياسي  يا تحليلي شوم كه  اينجا نه جايش است و نه مجالش تنها به اين نكته اشاره مي كنم  كه اين فيلم و امثال بهتر يا بدترش!! جدا از نگاه شرعي يا اخلاقي كه براي برخي مهمتر است پا گذاشتن در حريم خصوصي و خلوت افراد است چيزي كه در هيچ فرهنگي و با هيچ طرز تفكري پذير فته نيست. از اين منظر است كه اصلا مطرح نيست كه اين فيلم واقعي است يا جعلي . و اين خانم اين كار را كرده يا نكرده . چون اگر  قرار بود كه مست گيرند **** در شهر هر آنكه هست گيرند و اصولا به كسي مربوط نيست كه فلان شخصيت هنري يا اجتماعي يا ...در حريم شخصي اش چه مي كند مگر آنكه بدليل شان اجتماعي اش به عمد در جلوي چشمان جامعه كاري خلاف عرف همان جامعه را انجام دهد كه معناي بد آموزي از آن فهميده شود والا   ديگر كسي در حوزه شخصي اش امنيت نخواهد داشت و همه به يكديگر بد گمان  خواهند شد . هر چند كه بحث الگو سازي و غلط بودن  اين باور اجتماعات دنباله رو هم اينجا محل بحث است كه من دگر واردش نمي شوم


تا همين جا هم از كساني كه حوصله كردند و خواندند ممنونم و به خاطر روده درازيم عذر خواهي مي كنم
چاره اي نداريم جز انكه با همه پلشتيهاي اطرافمان دل به زيبايها ببنديم و آرزوي جامعه اي پاك داشته باشيم و هنري پاكتر
زيبا بمانيد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 0:34  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 


از هشتم لغایت چهاردهم آذرماه،فستیوال موسیقی کلاسیک به رهبری استاد لوریس چکناواریان توسط ارکستر مجلسی چکناواریان و با همکاری اعضا ارکستر مجلسی ارمنستان و سولیستهای اتریشی در محل سالن آمفی تأتر مجتمع بیمارستانی-رفاهی محک برگزارمی گردد.


کلیه عواید حاصل از این برنامه به کودکان مبتلا به سرطان تحت حمایت موسسه خیریه محک اهدا می گردد.

 

علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد جزئیات این برنامه و ساعت اجرای آن و همچنین رزرو بلیط می توانند از طریق شماره تلفن ۲۲۴۵۱۴۱۴ با موسسه خیریه محک تماس حاصل فرمایند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 14:30  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

پخش ويديو شخصي از يكي از بازيگران زن و جنجالي كه بعدش بوجود اومد و توجه  روز نامه هارو هم بدنبال داشت بالاخره سر از يكي از گندابهاي فرهنگي جامعه ما رو باز كرد تا بوي تعفنش همه رو متوجه اين اخلاق خزنده اي كنه كه مدتيه بدجوري فضاي فرهنگي  و رسانه اي از نوع غير رسمي رو آلوده كرده.

يادمه چند ماه پيش كه در جمع دوستان يكي اشاره اي به مسئله پخش فيلمهاي عروسي افراد در كوچه و خيابان كرد من مبهوت از ش پرسيدم حتما شوخي مي كني مگه مي شه عده اي دنبال فلمهاي شخصي و خانوادگي مردم باشن و از ديدنشون لذت ببرن كه بعد از عكس العمل دوستانم متوجه شدم كه خيلي از مرحله پرتم و اصلا خبر ندارم كه در دور و برم بخصوص تو شبكه هاي زيرزميني ( ديگه اين اسم هم بي مسما شده چون همه چيز الان رو زمينيه) پخش تصوير چي مي گذره.و وقتي دوستم بهم گفت كه سي دي  فيلمهاي عروسي مردم با قيمت چند هزار مومني به افراد علاقه مند!!كه تعدادشون هم كم نيست فروخته مي شه دود از سرم بلند شد .  نمي تونستم بفهمم كه چه لذتي تو ديدن اين جور چيز ها براي  بعضي وجود داره و اونها اين كار رو آيا در باره حريم شخصي خودشون هم  مي پسندند.

و حالا ای موضوع با افشاي رابطه شخصي  يك دختر بازيگر كه به شكلي ناجوانمردانه مورد سوئ استفاده و از بين بردن حيثيت و ابرو ي اون شده بود به مرحله تازه اي رسيده
 من اين فيلم رو نديدم و راستش تمايلي هم  نداشتم چرا كه  خود اين كنجكاوي رو  كه خيليا رو تحريك و حتا مشتاق ديدنش كرد ه بود   با وجود اينكه زبانا واي واي مي كردن يه جور عمل غير اخلاقي مي دونم ولي  حدس اينكه چقدر زننده بوده كه دختر بيچاره رو بنا به نقل بعضي اخبار تاييد نشده  وادار به خودكشي كرده و در جامعه خبري مثل بمب  صدا كرده كار سختی نيست
تحليل يه چنين رفتاري  در جامعه اي كه از تمام سر وروي رسانه ها و تريبونهاي رسميش هر روزه مثل رگبار  موعظه هاي اخلاقي مي ريزه و منبر ها وروضه خونيهاي  ديني و سياسي  خوراك شبانه روزي اونهاست كار مبسوطي است كه فرصت زياد و تحقیق جامعي مي طلبه تا ببينيم  پس اين همه به اصطلاح امر به معروف  رسانه اي و نهي از منكر  هاي شبانه روزي چرا اثر معكوس داره . من در جايي به رفتار هاي دو گانه جامعه امروز ايران كه حاصل نگاه ابزاري حكومت به دين  بوده و ابنكه اصلا معتقد نيستم جامعه امروز ايران با تمام ظواهر ي كه سعي مي شه براش درست كنن يه جامعه ديني به معناي درستش هست . حالا هم در اين وبلاگ قصد  بحث جدي ندارم  هرچند كه نيازي هم نيست . جامعه ما پر از نشانه هاي متناقضي است كه نشان مي ده اخلاق در اون در حال پسروي مدام هست و اميدوارم اين به مرز فاجعه نرسه كه اون وقت نه از تاك نشان ماند و نه از تاك نشان

وچار  این هم در زنده كردن هويت واقعي ديين بدونن ريا و تزوير و پرداختن به ظواهر دينه.چرا كه جامعه ديندار عامل به  مفاهبم ديني است نه  ظواهر كه آنهم از ترس متوليان  رسمي دين انجام  شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:11  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

هميشه يا بيشتر اوقات با چشمان هنر بهتر ميشه به جهان نگاه كرد  يا لا اقل توصيفش كرد . گاهي وقتها هست كه يك بيت يا يك عكس يا يك تابلو يا يك كاريكاتور گويا تر از هزار سخنه

اين اعجاب هنره . البته براي يه چنين خاصيتي احتياج به جمع شدن ويژگيهاي زيادي در خالق هنر يعني شخص هنر مند هست . اون اعجازي كه گفتم از هر هنر مندي بر نمياد. اين كه در ابيات حافظ يك دنيا سخنه يا در

نقاشي پيكاسو كلي تفسير  و يا در يك جمله موسيقايي بتهوون يك دريا احساس  بخاطر همون جوهري است كه در هنرمند واقعي بروز مي كنه.

خيلي وقتها مي شه كه براي توصيف يك آرزو يا يك پديده به دامان هنر پناه مي بريم چرا كه هم زيبا تر يبيان مي كنه هم موثر تر

من هم امروز مي خوام آزادي رو از زبان يك هنرمند به نمايش بزارم .

آزادي هميشه از خواستني ترين خواسته هاي بشر بوده . چرا كه در دامان آزادي بشر باليدن ميگيره و استعدادهاش فرصت شكوفايي  پيدا مي كنه .انسان آزاد آفريده شد  اما كمتر آزاد زيست

الان نمي خوام در باب آزادي قلمفرسايي كنم . كم نگفتند وكم نشنيديم . اما بعضي و قتها بايد لذت آزادي رو در تصويري كه يك هنرمند نشان ميده ديد .چرا كه قوي تر لز هر بياني است .البته چون به زبان هنر ارائه مي شه

هر چه بيشتر به اين زبان آگاه باشي بيشتر  لذت مي بري. bruno bozzetti   يك سينماگر و طراح انيميشن هست كه گاهي وقتها با آثارش به زيبايي هر چه تمامتر در باره اطرافش سخن مي گه و جامعه رو نقد مي كنه بخصوص با نگاه طنز

نافذش بعضا شاهكار مي كنه . كار هايي در زمينه فلش داره كه فوق العاده است

من لينك  يكي از ساخته هاي فلشش رو كه به توصيف ساده  آزادي پرداخته   براتون گذاشتم كه اميدوارم بتونيد استفاده كنيد. اینجا ( فایل تنها برای مشاهده و به مرور دانلود می شود پس حوصله کنید)

در اين اثر ساده به زيبايي انسان امروز كه در بند واسير رسانه ، زمان ، رخوت و نااميدي شده به زباني بسيار ساده و با كاراكتر هايي ساده بيان شده . پيامش به عقيده من  در عين اين سادگي كاملا گيرا و موثره تا نظر شما چي باشه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 2:20  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

دیگه براي من يكي از تفريحات سالم اين شده كه اخبار روز انه رو دنبال كنم تا ببينم اين رئيس جمهور عزيز ما جديدا چه نكته اي گفته يا چه كرده تا براي مد تي هم كه شده مسرور بشيم و به قول عوام حال كنيم.

البته اوائل قضيه فرق مي كرد يعني افاضات مباركه بدجور اوقاتم رو تلخ مي كرد و از دست مشار اليه و كارهاش حرص مي خوردم .  اما دو دليل مهم باعث شد تعامل خودم رو با ايشون عوض كنم يكي اينكه ديدم بعد از مدتي  اگه بخوام اينطوري پيش برم بايد سر از امين آباد در بيارم يا يه نفر و بزنم بكشم!!!

ديگه اينكه بزودي متوجه شدم اي بابا اين بنده خدا دست خودش نيست و عوامل بسياري سبب اين اغتشاش فكري و بيانات جذاب مي شه كه يكيش هم طي كردن دوره كارآموزي سياسيه كه فعلا ايشون در كاخ رياست جمهوري در حال گذراندن اون هستند. خوب مي دونيد كه دوران كار آموزي هم دوره سختيه و اصلا براي

اين گذاشته شده تا فرد با آزمون و خطا خودش رو نشون بده و اون حرفه رو خوب ياد بگيره.. منتها اين بار  كار آموزي ايشون ممكنه براي بقيه ملت كمي هزينه بر داره كه خوب عيبي هم نداره.بهر حال  خود ملت عزيز ايشون رو به اين كار آموزي فرستادند و اين بنده خدا قبلا كه توي فرمانداري اردبيل يا شهرداري تهران كه نمي تونستن روش اداره

جامعه و تعامل با بقيه دنيا رو ياد بگيرن .

اينه كه اگه گاهي در سازمان ملل حرفايي ميزنن  يا چيزايي  مي بينن از بالا بودن ميزان اكس مصرفي نبوده بلكه صرفا در حال همون كار آموزي هستند.

خلاصه اينكه ديگه تصميم گرفتم از بودن يه همچين رئيس جمهوري بجاي حرص خوردن لذت ببرم.اخيرا هم كه ايشون با اظهار نظر در باب تعداد جمعيت كشور شعار محوري " دوتا بچه كافي نيست " را در برابر شعار غلط عقلاي قوم كه  مي فرمودند " دو تا فرزند كافيست " يا " فرزند كمتر  زندگي بهتر " قرار دادند يا فرمودند : 70 ميليون كه چيزي نيست من 120 ميليون نفر رو هم غذا مي دم  تا كلي ملت و از جمله بنده كف كنيم (البته فكر نكنيد ايشون باز مثل فقره سازمان ملل توهم زدند)

از كرامات شيخ ما اينست                     ايران جاي جمعيت بيشتر از اينست
70 ميليون نفر نزد ما سهل است              نان و كار و مسكنش در بين
يكصد وبيست مليون نفر هم خيالي نيست                طالع ام بلند و هاله همچنان بر جاست

 يعني خدا وكيلي هيچ كس نمي تونه مثل ايشون مردم وايضا دنيا رو با اظهاراتش غافلگير كنه به  طوري كه اصلا نمي شه پيش بيني كرد كه فردا قراره به چي گير بده و چه دست گلي به آب بده.

خلاصه با اين رئيس جمهور آدم پير نمي شه چون هميشه آدم رو شاد مي كنه. چيه مثل خاتمي هي دنبال گفتمان و مباحث بي خودي كه نه واسه مردم نون شد نه حالشون رو خوش كرد .اين بنده خدا هم بهمون سهام ميده هم وامهاي جورواجور و هم كلي مارو مي خندونه  . خدا خيرش بده باز پشت سرش بگن .....اله بله جين بله

تازگي هم مطلبي رو در خبرها خوندم كه ديگه برام مسلم شد كه اين مشكل ذاتا خانوادگيه نه چيز ديگه.

خبر از اين قرار بود كه آقاي داود احمد ي نژاد كه نصبتشون رو با آقاي رئيس جمهور نمي دونم . و بعنوان بازرس ويژه ايشون هستند البته به نقل از همون خبر ( كلا جالبه هر كي  رئيس جايي مي شه فورا  معتمد ترين  آدمش كه معمولا يا پسرشه يا برادرشه يا خواهر زاده و برادر زنش سر از دفتر و بازرسي ويژه در مياره)

به طور سر زده به زندان رجايي شهر رفتند و از اونجا بازرسي كردند . تا اينجاش خيلي هم خوبه اما اظهار نظر اين  بازرس ويژه بعد از بازديد و توشيح دفتر يادبود زندان!!! خيلي جالبه : توجه كنيد

 

در خاتمه اين بازديد داود احمدي نژاد در دفتر نظرات و پيشنهادهاي زندان نوشت: بازديد امروز اينجانب موجب شد كه مراتب تشكر خود را از متوليان و مسئولان آن اعلام كنم در اينجا جزء خدمت گزاري، صفا و محبت در بين كاركنان چيز ديگري مشاهده نكردم در صحبت با زندانيان متوجه شدم كه آنها احساسي از زنداني بودن نداشتند چرا كه رفتار كاركنان و مديريت زندان خالصانه و بدون منت بود؛ اميد است كه خداوند تبارك و تعالي به همه دست اندركاران مجموعه پاداش نيكو عطا فرمايد.

ملاحظه فرموديد . حالا به نظر شما نكته انحرافي اين اظهارا ت كجاست و چه رابطه ژنتيكي بين اين نوع اظهارات و نامه به پرزيدنت بوش وجود داره .

تا غافلگيري بعدي آفاي رئيس جمهور دنيا رو سخت نگيريد.ُ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 0:26  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

راستش فقط اومدم كه يه تبريك ساده بگم و برم . به قول مجريا مي خوام پيشاپيش يا به قول خودمون پيش پيش (چه قدر پيش گفتم)عيد فطر و به همه دوستان تبريك بگم حال چه روزه  زوركي گرفتن ،چه براي رفع

تكليف ، چه براي دلشون و خدا ،چه اصلا روزه نگرفتن ، يا چه اصلا مسلمون نيستن ، يا اونايي كه اصلا آدم نيستن مثل قناريا و كلاغا ( كسي روكه از قلم ننداختم)خلاصه به هر جنبنده اي كه مي شناسم و نميشناسم

عيد و تبريك ميگم و براش يه عالم زيبايي وسلامتي آرزو مي كنم ( خدا اين قناري مارو هم شفا بده )آره ..اينجوريه ديگه ..بزار يه بارم شده براي  احساس دوستي وشادماني خسيس بازي در نياريم و همه رو  سهيم كنيم

تا باشه عيد باشه وشادي و كم باد غم و رنج و نداري...آمين

به هرحال شايد اين آخرين سحر باشه و به لطف دوستان رصد كننده حلال ماه همين 29 روز و خيرشو ببيني و ......اماحكايت بامزه اي شده اين رويت حلال ماه ....فكر كنم ماه   فرداشب كلي كيف مي كنه  و كلي هم  خودشو

واسه بقيه سياره ها و ستاره هاي آسمون بگيره كه ببينيد من چه قدر طرفدار دارم كه دلشون لك زده براي اينكه يه گوش چشم از من ببينن.......... ولي احتمالا شبهاي بعد خيلي دلش بگيره


 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 5:42  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

           حديث نفس           
 
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي  جدي تر .


         دسترسي ها            
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
         آخرين نوشته ها         
- مافياي سيگار محسن رضايي نيست بلكه سپاه پشت مافياي سيگار و مواد است
- یا حسين، اينجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است
- اقدامی پسندیده در سیما (حضور لوريس چكناواريان )
- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )
- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)
- به بهانه نمايش فيلم گاو در سيما
- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )
- آقاي وزير ، امنيت شهروندان در كجاي امنيت ملي جاي ميگيرد؟
- 13 آبان ، در همچنان بر همان پاشنه مي چرخد
- یکساله شدم با یک ماه سکوت
- و خداوند سعیده را آفرید
آخرين نوشته ها

    نوشته هاي پيشين      
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
       آرشيو موضوعي         
سیاسی-اجتماعی
فرهنگی-هنری
طنز سیاسی-اجتماعی
شعر-ادبیات
متفرقه
    پر بازديد ترينها ي اخير   

- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر

- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي

- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي

- پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور

- راه صحيح مبارزه با بد حجابي ، آزادي حجاب است/ 4 مرداد

- مصائب سربازی اجباری و نگاه انتقادی به آن/26 مرداد

            سايت ها             
محمد رضا شجریان
احمد شاملو
سهراب سپهري
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
حسين پناهي
خانه سينما
خانه تئاتر
خانه هنرمندان ایران
خانه موسيقي
دكتر سروش
محمد خاتمي
محسن كديور
مهاجراني و جميله كديور
شيرين عبادي
انوشه انصاري
خانه احزاب ايران
بانك اطلاعات نشريات
سایت بیطرف(مرجع)
وبلاگ آموزش مسائل جنسي
پايگاه اطلاع رساني پزشكان
بنیاد آشوکا
سعيده پور شاه نظري

           لوگو وبلاگ            

نوشته هاي يك عقل كل

 

               ديگران            

 
ليست وبلاگهای به روز شده Balatarin
گلچين وبلاگستان

 

براي حمايت از اين اعتراض تگ اين لوگو را در وبلاگتان بگذاريد

 

              خبرنامه