تبليغاتX
بگو...بگم
 
 
سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

ناصر عبدالهي درگذشت ، خيلي زودتر از آنكه زمانش باشد ، در عنفوان جواني و در زماني كه هنوز آينده پر باري انتظارش را مي كشيد
 صدايش را بسيار دوست داشتم ودارم و بسياري از ترانه هايش را هم همينطور . او از پيشگامان پاپ جديد بعد از انقلاب بود كه مقبوليت خوبي هم يافت  با صدايي متفاوت و غير تقليدي و تواني بالا در اجرا و تكنيك مناسب صدايش.    تن به ابتذال رايج نسپرد و انتخابهاي خوبي براي كارهايش داشت .
هنوز آلبوم عشق است را كه با دكلمه هاي پرويز پرستويي و اشعار حسين پناهي و مريم حيدر زاده و آهنگ سازي زنده ياد بابك بيات كار كرده جزو بهتريهاي پاپ  مي دانم و از كارهاي محبوب من است  و بسيار گوشش داده ام . غني ست و تاثير گذار با اشعاري پر محتوا و اجرايي قوي. متاسفانه در اين سالها در هياهوي خوانندگان در پيتي و پاپ بي ارزش داخلي يا لوس آنجلسي كمتر صداي او شنيده شد و كمتر كار كرد . ديگراني هم هستند كه در اين هياهو براي هيچ گم شده اند .  چه مي شود كرد روزگار است و امروز روز گار ، روزگار خوبي نيست . بماند
البته حالا كه او در ميان ما نيست مطمئنن عزيز تر خواهد شد و اين خاصيت مرگ است . چرا ؟ نمي دانم.
هنرمند با مرگش تمام نميشود و تا هنرش ديده مي شود و شنيده ، زنده است و جاويدان .
يادش گرامي و به خانواده اش تسليت مي گويم

اين یكي از ترانه هاي ماندگارش كه به نوعي زبان حال نسل ماست .

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم                ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي لب پنجره                 پر از خاطرات ترك خرده ايم
اگر داغ دل بود ما ديده ايم                اگر خون دل بود ما خرده ايم
اگر دل دليل است آورده ايم                اگر داغ شرط است ما برده ايم
 اگر دشنه دشمنان گردنيم                  اگر خنجر دوستان برده ايم
گواهي بخواهيد اينك گواه                   همين زخمهايي كه نشمرده ايم
دلي سر بلند و سري سر به زير            از اين دست عمري به  سر برده ايم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 20:21  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

بالاخره اين انتخابات هم گذشت و ما نفس راحتي كشيديم . بيش از يك ماه مخ زني هاي متعدد و بي ربط و باربط مسئولين و رسانه هاي دولتي هم تمام شد و برگ زرين ديگري بر افتخارات مردم سالاري ديني افزوده شد ( خدا پدر خاتمي را بيامرزد كه اين واژه مادر مرده را كه امروز پدرش هم مرده در دهان اينها گذاشت تا در  ميان واژگان غير مردم پسند و غير دمكراتيك آقايان واژه اي امروزين و مدرن براي تاييد سياستهاشان پيدا شود ).نتنها ما نفس راحتي كشيديم  بلكه در و ديوارهاي بي زبان شهر ها و دار و درختها هم دعا گو هستند كه دست از سرشان برداشته اند . هرچند شكل و شمايل امروزيشان با اين حجم انبوه تبليغات بي در وپيكر و بي سابقه حسابي تماشايي و البته تاثر برانگيز شده است .

 اينكه امسال همه شاهد تبليغات بي سابقه شهري و از نوع ميليارديش در انتخابات شوراها بوديم و اين چه رابطه اي با سياستهاي حاكميت يراي داغ كردن تنور انتخابات خبرگان دارد بماند .طبق قانون انتخابات اندازه و نوع تبليغات ديداري و نوشتاري معين شده است و كانديداها نبايد از آن تخطي كنند ولي بجرات مي توان گفت در اين اتنخابات در مورد شوراها بيش از 9۵ درصد كانديداها از ان تبعيت نكردند و در هر اندازه و شكل و شمايلي كه مايل بودند تبليغ چاپ كردند و كسي جلودارشان نبود و به درو ديوار و هر موجود ثابت ديگري كه مي رسيدند تبليغ مي چسباندند و شهر ها را كاغذ ديواري كرده بودند كه همچنان آثارش مشهود است .

حالا  هزينه هاي ميلياردي اين بريز و بپاشها از كجا مي آيند وآيا راه يافتگان به شوراها بعد اين همه خرج و دست و دلبازي كه بيشترش را حاميانشان تامين كرده اند آيا آمده اند كه خدمت كنند يا چند سالش را براي جبران به امر شريف خيانت مشغول خواهند شد ، باز سخن ديگري ست كه بمانيد تا ببينيد .

قبل ازا نتخابات گفته بودم كه هدف اصلي حكومت از همزماني اين دو انتخابات تقويت انتخابات خبرگان است كه هر دوره نحيفتر مي شد و مشروعيت مردميش در خطر افتاده بود . امروز و بعد پايان انتخابات و ديدن اوضاع تبليغي شورا ها و چشم پوشي بر حجم بي سابقه تبليغات شهري و رسانه اي و پيامهاي بعد از انتخابات در رسانه هاي دولتي ديگر ترديدي در ظن خودم ندارم .

بحثهاي ديگر هم در باب اينكه آيا حضور مردم چه طور بود و نشانه چيست هم از حوصله من و اين وبلاگ خارج است . البته کوتاهش اين مي شود كه مردم يا غالب مردم با توجه به ميزان آگاهي و تاثير پذيريشان همچنان به حكومت  و اصلاحاتش اميدوارند و اين هم خوب است هم بد . ( البته اين به نتايج انتخابات و آرايش نيروها هم بر مي گردد ) خوبش اين است كه از تحولات آني و انقلابي كه تجربه ثابت كرده مخرب و هزينه بر است حمايت نمي كنند ( آنچه اپوزيسيون برانداز ترويج مي كند) و با حوصله جلو مي روند و بدش اين است كه حكومت مي تواند از اين اقبال مردمي بجاي اعتماد بيشتر به مردم و گشودن آزاديها بر رو ي آنان به خيال مشروعيت يافتن بيشتر "قدرت خانوم" را تنگ تر در آغوش بكشد و چشم بر حقايق اطرافش ببندد و در صحنه خارجي هم راديكال تر عمل كند كه آخرش دودش به چشم مردم برود .

بهر حال ما كه بخيل نيستيم و مثل خيلي ها هم كور و كر هم تشريف نداريم بنابراين اميدواريم حاكمان فعلي از اقبالي كه هنوز در ميان بخشي از مردم دارند در جهت درست و خدمت استفاده كنند تا اين دوردانه ايران زمين آينده اي بهتر پيدا كند  چرا كه زمانه همواره به ما فرصت جبران نمي دهد و اين مردم با توجه به حمايت هميشگيشان از مرز و بومشان لايق هر گونه خدمت هستند.

پس تا هستيد خدمت كنيد قبل آنكه روزگار خيانتهايتان را برملا كند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 10:33  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

16 آذر بهانه ايست تا جنبش دانشجويي از هر طيف و تفكر هم يك نگاهي به يكسال گذشته اش بياندازد و هم دوباره در صدد تعريفي از خود و وضعيت فعلي اش داشته باشد .  نمي دانم آنچه الان در سطح دانشگاه در جريان است را مي توان جنبش جانشجويي  ناميد يا نه. و دروضعيت فعلي اين جنبش  چه كسي مقصر است . خودشان يا حاكميتي كه در اين يكساله سعي در غير سياسي كردن فضاي دانشگاه كرده علي رغم همه شعارهايي كه برخلاف آن مي دهد و خودش را مشتاق تحرك سياسي دانشجو نشان مي دهد .


اينكه واقعه 16ذ آذر را بايد مثل يك واقعه حماسي نگاه كرد يا نگاهي سمبوليك به ان داشت سخني ست كه  با توجه به فضاي  اين وبلاگ در نظرندارم واردآن شوم.


بخشي از  ركود و بي تفاوتي فعلي  در دانشگاها بغير از آن فضاي امنيتي موجود به حال و هواي خود جامعه هم بر مي گردد . طبعي ست كه دانشجو و جامعه يك همراهي نسبي با هم دارند وجامعه الان ايران بيشتر از سياست دغدغه هاي ديگري دارد فشارهاي اقتصادي و سرخوردگي از جريانات اصلاح طلب داخلي و نا اميدي از اپوزيسيون خارجي هم تاثير اساسي در اين قضيه دارد به آن اضافه كنيد طبع تنوع طلب امروز ايران را . ايرانيها بيشتر از همه سالهاي گذشته دنبال سرگرمي و تفريحات مي گردند و كمتر حوصله فكر به سياست را دارند هرچند همه دور وبرشان حرفهاي سياسي ست و اين ماحصل گذر از دورانهاي پر آشوب بعد انقلاب و خالي بودن جاي آرامش در زندگي آنهاست .


همين نگرش در دانشگاهها هم كم و بيش جريان دارد با وجود اينكه دانشجو با تبع آرمانگرايي كه دارد معمولن اهل آرامش نيست اما همان چيزهايي كه گفتم بعلاوه خيلي چيزهاي ديگرامروز فضاي ديگري از دانشگاهها ساخته ضمن اينكه سركردگان جنبشهاي دانشجويي چه از نوع آزاد آن و چه آنها كه دست پرورده جريانات غير دانشگاهي هستند نيزعملكرد بدي از خود نشان داده اند كه اين هم بر ياس دانشجويان اضافه كرده است .


بهر حال اين جنبش با همه وضعيت بيمارگونه اش به حيات خود ادامه مي دهد . آنچه حتا حكومت هم بايد نگران آن باشد اين است كه سركوب يا به قهقرا كشاندن اين جنبشها و جايگزين كردن جنبشهاي صوري و بي پشتوانه و دولتي در نهايت به ضرر خودش تمام خواهد شد و هر حكومتي در لواي باز گذاشتن فضاي سياسي در جامعه و بويژه دانشگاه دوام بيشتري خواهد داشت تا با تحليل و نااميد ساختن نيروهاي داخلي از اصلاحات .


چند وقت پيش كه احمدي نژاد در جمعي از دانشجويان گزينش شده صحبت از اين كرد كه بايد دانشجو از داشتن استادي  با تفكرات  سكولار  فرياد بزند و از تغيير نظام سكولاردر دانشگاه خبر داد و  بعد تصفيه استادان در دستور كار قرار گرفت اين زنگ خطر بصدا در آمد كه دولت فعلي بشدت دنبال راديكال كردن فضاي دانشگاه و اسلاميزه كردن آن است آنهم از نوع اسلام مصباح يزدي .


 بايد اميدوار بود در ين فضاي راديكال و امنيتي همچنان چراغ جنبش آزاد دانشجويي سو سويي بزند و به خموشي نگرايد .
يادهمه دانشجويان مبارز در راه آزادي و انسانيت بويژه سه مبارز و يار دبستاني 16 آذر گرامي باد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 23:9  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

چند روز  پيش آقاي ناطق نوري در جمع ائمه جمعه در مثالي اهميت كار خبرگان را با كار آتش نشانان مقايسه كرده بود واشاره كرده بود كه "اينها ( روحانيان بزرگوار) مثل ماشين آتش نشاني هستند كه  بايد آماده باشند كه هر وقت حادثه اي رخ داد آژير بكشند و به صحنه بيايند "  و خواسته بود كه مردم را بيشتر به اهميت اين جمع نازنين معمم و تاثيرشان در  سرنوشت حكومت و مردم آگاه كنند . همان روز هم آقاي خاتمي  در ديداري با نامزدهاي اصلاح طلب شورا ها  اشاره كرده بود كه" انتخابات در قانون اساسي ما جايگاه ممتازي دارد و هيچ نهاد و ركني در نظام ما طبق همين قانون بدون راي و نظر مردم اعتباري ندارد" . البته مقايسه اين دو نگاه  از سوي دو رقيب قديمي كه يكي كامياب شد و مقبول مردم گرديد و ديگري كه  شكستي تلخ خورد و  بلكل از صحنه علني سياست محو شد ، خودش مي تواند جالب باشد .  خاتمي تلويحن روي سخنش با همان نهادي ست كه آتش نشانان آقاي ناطق نوري برايش آماده باش هستند .


بماند كه اين سخنان چقدر درست است و چقدر در ميان خود حاكميت بويژه بدنه روحاني آن خريدار دارد  . مجلسي كه راي خودش  را از مردم مي گيرد ولي هيچگاه به مردم جوابگو نيست . و هيچگاه گزارشي در مورد عملكرد نهاد تحت نظارتش به مردم نداده است . خوب آقايان معتقدند كه آنها  به خدا جوابگوهستند مردم چه كار ه اند . بقول يكي از اين آقايان نهاد رهبري مشروعيتش از راي مردم نيست بلكه از طرف خداست . حالا معلوم نيست اين وسط نقش مردم چيست ؟ حتا در دوره هاي قبلي به تعداد كم راي دهندگان در مورد خبرگان هم اهميتي نمي دادند و آنرا طبيعي مي دانستند اما از امسال با تدبيري تحت نام تجميع انتخابات سعي كردند با همزمان كردن اين انتخابات با شورا ها درصد حضور مردم را در ان بالا ببرند تا به آن مشروعيت بيشتري ببخشند . البته يادمان باشد كه همچنان اين مشروعيت از خداست نه از راي مردم و آنها وسيله اند .


بهر حال ما هم مثل دوستانمان در صدا وسيما كه از هر فرصتي و از هر جنبند ه اي براي تشويق مردم به حضور گسترده بهره مي برند ،  اميدواريم اين انتخابا ت هم مثل بقيه به خير و خوشي برگزار شود تا چشم دشمنان كور شود و دل دوستان شاد . مجلس دوستان آتش نشانمان هم برقرار باد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 1:6  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

انتخابات در كشور ما  بيشتر از اينكه آنرا فرصتي براي تجلي اراده ملي بدانيم بايد آنرا ابزاري براي تقويت رواني هيئت حاكمه  دانست . و و قتي يك انتخاباتي چنين خاصيتي پيدا كرد ديگر مردم سالاري و دموكراسي خيلي محلي از اعراب ندارد . الببته من معتقدم دموكراسي و آزادي حقيقي ، آنگونه كه مطلوب  بشر آزاد انديش است در هيچ كجاي دنيا ظهور نكرده و نخواهد كرد و اين دلايل خودش را دارد كه اينجا جاي بحثش نيست . اما به هر حال نظامهاي انتخابتي در غرب بسيار قوي تر از جاهاي ديگر دنيا منمجله ايران كه انها هم داراي انتخابات هستند در تعيين خواست مردمانشان موثر است و بيش از جاهاي ديگر دنيا مي توان آنرا تجلي خواست مردمشان دانست .


ما از اول انقلاب انتخابات زيادي داشته ايم و هر بار در موسم انتخابات تبليغات گسترده اي براي تقويت حضور مردم مي شده است و تكيه اصلي هم بر اين بوده كه مردم هر طور هست بايد سر صندوق بيايند و حقوق خودشان را استيفا كنند . لااقل در اين ايام مردم بيشتراز هميشه اهميت پيدا مي كنند و محترم مي شوند و كانديداهاي محترم نيز براي سبقت در خدمت به همين مردم  خيلي محترم خودشان را به آب واتش مي زنند و چه و چه ..


لااقل اين قضيه بغير از جوانب منفي كه به اصل نبود حاكميت واقعي مردم بر مي گردد نشانه اين است كه يك دموكراسي نيم بندي وجود دارد و راي مردم از جهاتي خيلي هم مهم است و واقعي . كاري به تبليغات مخالفين حكومت ندارم كه هيچ جور حسني را براي حكومت فعلي قائل نيستند و انتخابات را از آغاز انقلاب  تا حالا فرمايشي و ظاهري مي خوانند ولي واقعيت اين است كه دموكراسي در ايران هست اما اين دموكراسي كاملن هدايت شده است  و از يك چارچوبي بيرون نميزند و آن چارچوب همان تعريفي ست كه هيئت حاكمه فعلي از حريم خصوصي حكومت كردن خودشان دارند.  مفهوم ساده اش همان خودي و غير خودي جناب مصباح يزدي ست با همان تعريفي كه از آن دارند كه در اين سالها روز به روز هم داير ه اش را تنگتر و تنگتر كرده اند كه ديگر جز معدودي از آن نمي گذرند . لااقل اين قضيه در انتخابات خبرگان و ريس جمهوري كه حساسيت كاري بالايي دارند بيشتر اعمال شد ه وبيشتر اوقات هم پا را فراتر از قانون اساسي گذاشته و براي خودشان قانون نانوشته قائل شده اند .


 حالا بايد ببينيم مردم اينبار در برابر هجوم سنگين تبليغاتي براي حضور در انتخابات چه مي كنند ؟آيا از تجربيات گذشته شان در حضور در انتخابات  و نتايج آن استفاده خواهند كرد يا خير؟


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 1:0  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

با توجه به نزديك شدن انتخابات سه گانه و شروع تبليغات رسمي و غير رسمي ،  مثل ادوار گذشته كه هر وقت انتخاباتي در پيش بوده ، فضاي سنگيني از انواع تبليغات وروشها و تفسير هاي  مختلف در رسانه ها بويژه رسانه هاي رسمي برا ي ترغيب مردم به حضور در پاي صندوقها شكل مي گيرد . اين حرفها انقدر تكراري ست كه نمي دانم چه طور مي شود تحملش كرد . د ر اين قضاياي انتخابات بجز اصل قضيه انتخاب و اينكه آيا اين روش دموكراتيك براي اعمال حاكميت مردم بر سرنوشتشان در ايران با  ساختار حكومتي كه دارد چقدر محلي از اعراب دارد و بحثهاي پيرامون آن ، رفتارهاي سياسيها و جبهه بندي هاي موجود بين آنها هم براي اهلش جالب و تماشايي مي شود و گاهن سوژه هاي جالبي مي شود از ميانشان بيرون كشيد كه خودش بازار نشريات سياسي و همينطور نوشته اي اينترنتي را داغ مي كند .


حالا كارندارم به بحثهاي اپوزيسيوني كه كلن قضيه را قبول ندارند و آن را با عناوين مختلف مي كوبند و بهانه اي براي بقاي هيات حاكمه مي دانند و يا مردم گوش به فرمانشان را !! مدام دعوت به تحريم مي كنند و از اين جور حرفها اما هر چه هست اين انتخابات طي همه اين سالها چه پر رونق و چه كم جان و با سمبه تبليغات حكومتي برگزار شده و اين يكي هم خواهد شد . حالا از توي اين تنور داغ شده آيا ناني هم سر سفره ملت بنده خداي ايران خواهد رفت يا همه صوابش به آخرتشان خواهد رسيد نمي دانم !! يعني اگر هم بدانم به قول تركها منو سننه ؟!!


به شما هم كه نه حوصله  اين وريها را كه در شيپور انتخابات ميدمند  داريد و نه حوصله  اونوريها را كه بر طبل تحريم مي كوبند ، توصيه مي كنم يا سر خودتان را به بازيهاي آسيايي !! گرم كنيد يا به بازيهاي انتخاباتي ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 0:22  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

در پست قبلي اشاره هايي به رفتارو گفتار متناقض حكومت كردم كه همه ما در اين سالها زياد نمونه از آن ديديم اما اينجا مي خواهم سري به همين پيغام اخير احمدي نژاد بزنم تا ببينيم اين آقاي ريس جمهور چرا اول يك سوزن به خودشان ( همه خودشان!!) نمي زنند و بعد يك جووال دوز به مردم و دولت آمريكا  و آيا واقعن ايشان و تحسين كنندگان پيام قبلي و فعلي كه آنرا با كلمات حيرت انگيز  و گاهن ابلهانه تحسين كردند ( خدا رحم كرد كه پيامبري مختومه اعلام شده است !!!)  آيا مردم كشورشان و دنيا را نادان  و نا آگاه فرض كرد ه اند يا امر بر خودشان مشتبه شده است .البته در این پیام و پیام قبلی نکات صحیحی نیز در باره سیاستهای آمریکا و فرزند مورد حمایتش اسرائیل وجود دارد که اکثریت آزادیخواهان جهان با آن آشنا و از آنها منزجرند اما در بیشتر بخشهای این پیام و به خصوص پیام قبلی به بوش که مسائل آزادیهای فردی و کرامات انسانی و حقوق ملت و نقد حاکمیت  در سرگوبگری و زیاده خواهی مربوط می شود انگشت اشاره نخست به سوی خود گوینده بر می گرد د که نمونه های آشکا ر و پنهان نقض آنرا در این سالها مردم لمس کرده و می کنند 

 

من در اينجا بخشهايي از اين پيغام را مي آورم و شما كه در ايران زندگي كرده ايد و به سياست و رفتارهاي يكي دو دهه اخير آشنایید خودتان قضاوت كنيد تا ببينيم  اين لباسي كه آقاي ريس جمهور براي مردم آمريكا و دولتش دوخته به تن خودشان ( همه خودشان ) چقدر بر ازنده تر  است ؟ من در مورد اين كلمات اظهار نظر نمي كنم فقط در جاهايي  زير مواردي از آن خط مي كشم تا خودتان آنرا با وضعيت خود آقايان و حكومتشان مقايسه كنيد  و در جاهايي هم ببينيند كه اين آقاي احمدي نژاد چه منبر جالبي براي مردم آمريكا رفته اند و مثل منبريان خودمان چه طور مي توانند واعظ غير مرتعظ  باشند ( يا همان عامل بي عمل ) . در بعضی جاها هم یک هندوانه گنده چپانه اند زیر بغل مردم آمریکا تا بعدش نتیجه خوشان را بگیرند . من گوشه هایی از این متن را که آن تناقضات آشکار است آورده ام و شما می توانید در صورت تمایل کل متن را اینجا بخوانید . حالا توجه بفرمایید :

 "همچنین اگر یکتا پرستی ، حق جویی و عدالتخواهی مردم آمریکا از یک طرف و پنهان کاری و جلوگیری دولت آمریکا از نشر حقایق و واقعیتهای موجود وجود نداشت. و اگر همه ما در قبال آزادی ، حرمت و کرامت انسانی مسئولیت مشترک نداشتیم ضرورتی برای گفتگو با شما وجود نمی داشت . "

"باید اذعان کرد که هر چند تقدیر الهی دو کشور ایران و آمریکا را در فاصله دوری از یکدیگر قرار داده است ، اما ارزشها و روح کلی انسانی که از برتری کرامت و فضیلت همه انسانها سخن می گوید دو ملت بزرگ را به یکدیگر نزدیک کرده است ." ( قول داده بودم چيزي نگويم ولي اين آقا چنان با اين مفاهيم قشنگ بازي كرده كه آدم دلش نمي آيد متلك نپراند . اين حرفها را با سياستهاي تبليغاتي جمهوري اسلامي بر ضد نه دولتهاي آمريكا كه بر  ضد حيثيت و فرهنگ آمريكا و تاریخش مقايسه كنيد تا دورويي و لاف زني و روضه خوانيشان را به سبك آخوندهاي بيعمل و حراف  و عدم باور شان را به  انچه مي گويند درك كنيد

"هر دو ملت خداپرست ، حقیقت جو و عدالت طلب و خواهان شرافت و عزت و کمال هستند . همه از ترویج ارزشها و خصلتهای انسانی نظیر محبت ، وحدت و همدلی ، احترام به حقوق انسانها و پشتیبانی از حق و انصاف و دفاع از انسانهای مظلوم در برابر زورگویان خرسند می شوند و لذت می برند .
همه در خوبیها ، در خدمت به یکدیگر به خصوص در خدمت به محرومان و مظلومان میل مشترک داریم و از بیعدالتی ها ، پایمال شدن حقوق انسانها و تحقیرها ناراحت می شویم . همه از گمراهی و فریب و نیرنگ بیزاریم و دوستدار هدایت و نور ، یکرنگی و اخلاص هستیم .
( اونجای آدم دروغگو).  فطرت انسانی دو ملت بزرگ ایران و آمریکا بر حقیقت آنچه گفتم گواهی می دهد
....

مردم شریف آمریکا
ملت ما همواره دست دوستی و مودت را به سوی همه ملتهای جهان دراز کرده است . صدها هزار نفر از هموطنان ایرانی من با صلح و صفا در کنار شما زندگی می کنند ( بماند که چرا هموطنان آقا ۲۷ سال است بمیل خود !! در آغوش ملت آمریکن آرمیده اند ) و عموما منشاء خدمات شایسته ای در جامعه شما هستند . مردم ما سالها با شما در ارتباط بوده اند و علیرغم سختگیری بلا وجه مقامات آمریکایی رفت و آمد ها و دوستی ها ادامه یافته است .( راست می گوید این دوستی از سفارت آمریکا در ایران آغاز شد ) ........
همچنانکه گفتم ما دغدغه های مشترک داریم( خالی بند !!) و از نا هنجاریها و نابسامانیها در جهان امروز رنج می بریم . ما و شما از درد و غم روز افزون مردم مظلوم فلسطین ناراحتیم

 


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 11:56  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

تناقضات در گفتار و عمل حاكمان چيز تازه اي نيست  بخصوص در حكومتهاي ايدولوژيك كه پايه هاي حكومتشان اليگارشي همان قشر ايدو لوگ باشد  ساختار قدرت زماني كه بر پايه عدالت و مردم  سالاري واقعي نباشد ( متاسفانه اين واژگان امروز بسيار تهي شده اند )  فساد آور و تحكم آميز و  سلطه گر خواهد شد .

 
هر دو نامه احمدي نژاد به بوش و مردم آمريكا از قسم همان تناقضات رفتار و گفتار حاكمان است كه ما در اين سالها بسيار از تريبونهاي سياسي و مذهبي و از دهان و قلم كثيري از مسئولين بالا و پايين و معمم و مكلاي مملكتي  شنيده ايم . انگار خاصيت شان شده كه چيزي بگويند و رهنمودهايي به اين و ان بدهند كه اول از همه خودشان مخاطب آنند .


 وقتي چندي پيش كه  احمدي نژاد به بوش نامه داد  متن آنرا مي شنيدم انگار كسي داشت  خود او و حاكمان وقت و رفتارشان با ملت و جهان را نقد مي كرد . شايد با كمي جابجايي در اسمها بوش مي توانست همين نامه را دوباره به احمدي نژاد پست كند !!( البته با حذف بخشهايي كه به سياست جهاني آمريكا مربوط مي شود و اضافه كردن رفتارهاي داخلي آنان با مردم و مخالفين ) اين نامه يا به اصطلاح پيام به مردم آمريكا هم از همان بند بازيهايي ست كه فقط از پديده هزاره سوم بر مي آيد . با خود فكر مي كردم آيا احمدي نژاد مي توانست يك ريس جمهور موفق باشد ؟ اوائل روي كار آمدنش با توجه به تفاوتهاي عمده اش با قبليها احساس مي كردم مي تواند چون از طيف با عرضه ها و كساني ست كه سالم زندگي كرده است . كاري به مشرب سياسي و عقيدتيش ندارم اما از ابتدا جربذه مبارزه با فسادهاي گسترده حكومتي و رانتهاي سياسي و باندهاي قدرت را در او بيشتر از رقبايش  كه بعضي خود از سردستگان اين مافيا بودند مي ديدم البته با توجه به ساختار  حكومت و حد و حدود تغييرات . بعضي از كارهايش هم انصافن خوب بودند با توجه به نقدي كه مي شود بر آنها داشت اما جنگولك بازيها و  عوام فريبيهايي كه خودش يا حاميان عتيقه تر از خودش ( خانم الهام را نمي گويم ) در آوردند و مسير كاريش را به جاي خدمت و به مردم و بازسازي كشور به سوي حواشي كشاندند نشان داد كه احمدي نژاد  هم خمير مايه لازم براي اين پست مهم را ندارد  و بيشتر خوشش مي آيد كه از آن طرف پشت بانم بيفتد و متاسفانه كسي در اين مملكت پيدا نمي شود كه متعادل رفتار كند و سرش به كار خودش باشد و بدون شلوغ بازي و عوام فريبي خدمت كند .

 
اگر پيام  ايشان را به مردم آمريكا بخوانيد كه رسانه ها دولتي هم خيلي سعي كردند بازتابش را در مردم آمريكا و رسانه هايشان بالا فرض كنند خيلي راحت مي بينيد كه چه قدر خود فريبي  ومغالطه در ان است . اين نوشته و امثال آن وتمام منبر هايي كه در اين سالها براي مردم ايران توسط حاكمان ديني ايران برپا بوده مصداق واقعي دروغ و ريا كاري ست . حكماي بزرگ قديم سخن  ساده و لي ارز شمندي در باب خودسازي داشتند كه در بسياري از فرهنگها هم معادلهاي زياد دارد و آن اين است كه " انچه براي خوت نمي پسندي براي ديگران هم مپسند و يا آنچه را كه مي گويي خود به آن عامل باش يا چيزي نگو كه خود به آن عمل نمي كني و امثال اين جملات  كه هرچند هدفش خودسازي فردي ست ولي آنرا به حكومتها و سياست مداران نيز مي توان تعميم داد و با ميزان كردن همين يك جمله با رفتارهايشان ميزان موفقيت اين حكومتها و مشروعيت اخلاقي و مردميشان را دريافت

.
گاهي براي يافتن جايگاه خودمان به عنوان انسان بايد از جايگاه حقوقيمان فاصله بگيريم تا بفهميم قدرت با جايگاه انسانيمان چه كرده است .

در پست بعدي كمي در باره متن اين پيام  و تناقضاتش با رفتارهاي حكومت صحبت خواهم كرد

 

   

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 14:6  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

اين برنامه عبور شيشه اي هم  سوژه اي جالبي براي نوشتن شده بخصوص كه هرازگاهي ميهمانان جالبي دعوت مي كند كه يا به خاطر فعاليتشان يا نوع گفتگويي مجري با آنها و مسائلي كه مي گويند بحث برانگیز می شوند . امشب هم از همان شبها بود و اين آقاي سيروس خان گرجستاني كه يك جورايي با ما هم محلي هم بحساب مي آيد و از  نزديك هم به ايشان ارادت داريم و كار بازيگريش بخصوص در تئاتر هم حرف ندارد   سوژه داد دست ما . آنهايي كه برنامه را ديدند شايد بدانند كه چه مي خواهم بگويم و كجاي اين مصاحبه تلويزيوني جالب بود .  خود ويژگيهاي رفتاري سيروس گرجستاني باعث مي شود گفتگو با او دلچسب از كار درآيد البته چيز خارق العاده اي نمي گويد و لي عكس العملهايش و راحتي مثال زدنيش گاهي غير قابل پيش بيني مي شود كه جذابيتش هم  در همين  است .
اين گفتگو هم به خاطر اين ويژگي سيروس خان جالب و ديدني بود اما ... اما آخر ش چيز ديگريست . اين سيروس خان گرجستاني از همان اول با آن لباس پوشيدن جذابش نشان مي داد كه آماده هر نوع سنت شكني جلوي دوربين هست آنهم در صدا و سيما و برنامه زنده . ولي سنت شكني آخر مصاحبه اش خداوكيلي تماشا داشت .

 سيروس خان كه قرار بود يكي از خاطرات پشت صحنه اش را در تئاتر نقل كند و براي مجري و بيننده ها بيان كند كه چه طور به قول خودش از يك كاراكتر مرده  و كوتاه در يك كار صحنه اي يك نقش زنده ساخته است ، وقتي به روش پيدا كردن حركات مورد نظر كاراكترش رسيد يكهو مايكل جكسن را مثال آورد و ....بعله اينكه چه طور پسرش به او پيشنهاد داده كه بابا بيا اين فيلن رو ببين و سيروس خان بعد ديدن مايكل خان جكسن به قول خودش " ديدم بابا عجب اوعجوبه ايه و چه كارا مي كنه .." كه مجري دستپاچه كات داد كه آقا تيتراژ پاياني ست و ايشالله بقيه اش يادت باشه تا دفعه بعد برامون تعريف كني .و از سيروس خان اصرار كه بابا ملت نشستن تا بقيه شو بگم  تازه به جاي باحالش رسيده  و  .....

فكر كنم حال آقاي مجري بعد اين قضيه و صحبتهاي ايشان با سيروس خان در پشت صحنه ديدن داشته باشه  چرا كه كم مونده بود اين مهمان ناشي كار دست مجري بنده خدا بده يكي نيست به اين سيروس خان بگه : بابا تو مگه خط و مط قرمز و اينچيزا حاليت نيست . حالا مياي تو صدا و سيماي جمهوري اسلامي از مايكل جكسن تعريف مي كني ؟ البته چيز جالب اين ماجرا همزماني اين برنامه با پيام تاريخي !! آقاي ريس جمهور به مردم آمريكا ست . به نظرم اين قضيه و اون يكي يه جورايي بهم مربوطن و بو دار به نظر مياد . هيچ بعيد نيست در راستاي همراهي با مردم آمريكا صدا و سيما از مايكل جكسن هم بعنوان نماد هنر مردمي اون كشور تقدير بعمل بياره .
بهر حال ما منتظريم سيروس خان دفعه بعد ادامه قضيه مايكل خان و تعريف
كنه ... ما سيروس ميخايم يالا ...  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 23:27  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

ما سالگرهاي زيادي در تقويممان داريم كه ديگر چون سالهاي دور شوقي را در آدم بر نمي انگيزد . هرچند روزگاري اين سالگردها و اين نامها بزرگ بود و عزيز . اما عملكرد نهادهاي حكومتي در اين سالها بسياري از اين واژه گان را از معنا خالي كرد .


هفته دفاع مقدس ، هفته بسيج ، دهه فجر و بسياري از مناسبتهاي ديگر دوران انقلاب از اين جمله اند . كه تنها تحفه آن برنامه هاي فرمايشي و بي محتوا ست كه چيزي جز كلي گوييهاي بي حاصل و خاطره خوانيهاي بي تاثير ميهمانان گزينش شده نيست و يا برنامه هاي بي رمق و سطحي سازمانها و ادارات دولتي  و بس.


 راستش براي امثال من كه دوران نوجواني وآغاز جواني را در دوران ملتهب جنگ و بعد آن  گذرانده ايم و هميشه هم تعلق خاطر به اين دوران داشته ايم . اين  سخن دشواري ست كه بگويم امروز از فراز اين دوران ديگر جز برايم افسوسي و تلخكامي چيزي نمانده است


امروز ديگر نام بسيج و بسيجي برايم آن معنايي نيست كه 18 سال پيش درك مي كردم . وتا آنجا كه در ميان مردمان نيز مي بينم  همينگونه است و اين داستان تلخي ست . بسيج و بسيجيان بيشك نقش اساسي در تاريخ معاصر ما داشته و اصل ان بخاطر حضور در جنگ و لزوم دفاع از مرز و بوم ايران شكل گرفت. واز اين منظر  هر مرام وانديشه سياسي يا اعتقادي كه داشته باشيم اگر منصف باشيم بايد براين كار عظيم بسيجيان كه همان مردم كوچه و بازار و دانش اموز و دانشجو و در يك كلام خودمان  بودند سر تعظيم فرود آريم . بسيج از متن مردم برخواست و جز مردم نبود . اما همان چيزي كه آن را شجره طيبه مي خواندند به مرور و در دستان سياسيتبازان تبديل به ابزار قدرت شد . بدتر از آن را برسر سپاه آوردند تا گروهي كه از بهترين جوانان اين مرزو بوم تحت نام سپاه گرد آمده بودند و بخش بزرگي از رهبري جنگ را بر عهده گرفتند و شگفتيها آفريدند  امروز و در اين سالها به ابزاري براي سركوب و حفظ  قدرت تبديل شوند .


اينجا است كه ديگر همه مفاهيم در هم مي ريزد . و هر چيز هويت مي بازد . دوست دشمن مي شود و حامي ، سركوبگر .


چه خوب مي شد اگر مي توانستيم در اين سالگردها كه ديگر در كسي شوري هم نمي انگيزد وتنها محملي ست براي سوءاستفاده از گذشته درخشانشان و بازخواني خاطراتي كه ديگر سودي به حال امروزيان ندارد به نقد خويش مي نشستيم تا ببينيم چه بوديم و چه شديم . چه مي خواستيم و چه شد و آنان كه امروزبا بدنهاي زخم ديده و خاطرات شهيد شده مانده اند تا همان ها را به پاي كساني نثار كنند كه ديگر در آن صراط راستين خدمت به خلق و خدا نيستند دوباره در آرمانهايشان تعمق كنند تا شايد از ميان آن نسخه اي براي درد امروز خود بيابند .


يادهمه كساني كه در دوران عشقهاي راستين زيست مي كردند گرامي و مباد آن روز كه ملتي فرزندان دليرش  را به خاطر زخم فرزند مردگان ناخلفش به فراموشي سپارد. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 0:32  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

بحث موسيقي پاپ بحث كهنه اي است . هرچند نقد هاي مناسبي پيرامونش شكل نگرفته و كمتر در ميان اهالي مطبوعات يا ديگر رسانه ها سخن جدي و علمي از آ ن مي توان يافت . من هم در اينجا چندان تمايلي به اين كار ندارم چون هم تخصص كافي مي خواهد و هم تحقيق جدي كه من در اوليش دانش متوسطي دارم و حوصله دومي را هم ندارم .اينكه چرا حوزه نقد موسيقي پاپ انقدر بي برگ وباراست خودش بحثي جدا ست . بلكه موسيقي جدي هم تا حدودي به ان مبتلا است و لي در پاپ اين اوضاع اسفناك است به همين علت هم وضع موسيقي پاپ امروز اينگونه اشفته است.چرا كه كارها در معرض داوري اهلش قرار نمي گيرد و مردمان  بويژه جوانان و نوجوانان هم كه اصليترين مخاطبين اين نوع موسيقي هستند معياري جز سليقه هاي شخصيشان براي انتخاب موسيقي ندارند


حالا چه شده كه من ياد اين قضيه افتادم به خاطر ديدن برنامه اي از تلويزيون است كه تا حالا با دعوت از چند خواننده اين قضيه را تا حدي به بحث گذاشته
برنامه عبور شيشه اي را مدتي است كه مي بينم راستش خوشم هم آمده چرا كه انتخابهاي خوبي هم براي گفتگو داشته .مجريش هم قابل است . كاري ندارم . در سه برنامه اي كه از موسيقي از اين سري ديدم آقايان افتخاري ، افشار و ديشب اصفهاني  دعوت شدند و گفتگوهاي جالبي اتفاق افتاد .هرچند خيلي سنت شكن و جسورانه نبودند  ( اينگونه برنامه ها در سبك و سياق غربي اش بسيار جذاب و جسورانه تهيه مي شود ) اما باز هم با محدوديتهاي اعصاب خورد كن صدا و سيما كار رو به جلويي به حساب مي آيد

.
علي رضا افتخاري در برنامه اش بسيار به دلم نشست . بي پيرايه حرف زد و بي تعارف گفتگو كرد . همان اول كلامش هم موضعش را خيلي زيبا در برابر خطاب استاد از سوي مجري به خودش با صميميت و صداقت بيان كرد كه همين كه حق بزرگاني چون استاد شجريان و كسايي را به خوبي ادا كرد جاي قدر داني است . و چون از نزديك هم با ايشان برخورد داشته ام مي دانم كه اهل ظاهر سازي و ادا و اصولهاي بسياري از اهل هنر به خصوص جلوي دوربين نيست و انچه در دل دارد مي گويد . حتا زماني كه با حالتي كودكانه از شمارگان زياد  كارهايش و گزيده كار نكردن خود دفاع مي كرد  افتخاري از آن خوانندگان نادري است كه اگر بيشتر قدر خود و صدايش را مي دانست امروز در كنار استاد شجريان از پيش قراولان موسيقي سنتي بحساب مي آمد . بگذريم


در مورد افشار هم حرفي ندارم چرا كه هميشه از تقليد در هنر بويژه موسيقي متنفر بودم . چند سال پيش هم كه بازار اين صداهاي دست دوم حسابي به لطف صدا و سيماي نازنين داغ شده بود مقاله مفصلي در رد اين رويكرد غير هنري نوشتم . و اصلن اين تحفه را همين آقايان صدا وسيمايي  با معرفي امثال افشار ، اعتمادي ، زمان ،كبيري و ...در دامان موسيقي پاپ گذاشتند و چه قدر هم به انتخابهاي شوراي موسيقيشان باليدند ( با همه احترامي كه به اعضايش قائلم ) تا به گمان خودشان  بتوانند ما به ازاي تازه ايي  براي موسيقي پاپي كه علي رغم ميل جمهوري اسلامي در ميان مردمان مورد توجه بود بسازند . غافل از اينكه با اينكار هم مهر تاييد بر همان چيزي مي زدند كه آنرا بيش از بيست سال تحريم كرده بودند و خوانندگانش را آواره غربت. و از سويي با اين كارشان سخيفترين و كم ارج ترين نوع هنر را كه همان تقليد است رواج مي دهند و طبع تقليد پسند مردمان ايران زمين نيز آن را پذيرفت و به ياد نسخه هاي اصليش در لوس آنجلس از آنها استقبال كرد .

 
در برنامه ديشب هم كه محمد اصفهاني حضور داشت نكات جالبي شنيدم . من خودم از طرفداران صداي گرم و پر طنين اصفهانيم و هم به لحاظ سواد و هم نوع انتخابهايش او را از بهترينها مي دانم .البته اگر آن ترانه دلقكش را فاكتور بگيرم ( جالب بود كه خودش هم به طور ضمني اشاره كرد) چرا كه عملن درك  اين خواننده ي  با فرهنگ را در ارتباط با شناخت يكي از اسطوره هاي بي بديل سينما و بلكه عالم هنر به چالش كشيد و با طرز بياني سخيف كه از كلام ترانه مي آمد موجب آزار بسياري از اهالي هنر شد .


 البته در صحبتهاي ايشان با مجري نكات قابل نقد  چندي و جود دارد كه از حوصله يك و بلاگ خارج است منجمله بحث انتخاب اشعار كهن براي موسيقي پاپ و يا نگاه رابطه اي در پخش از رسانه  بعضي ديگر. يك سخني هم در تعريف موسيقي پاپ گفته شد كه آنرا موسيقي معترض و مردمي تعريف كردند كه البته جاي حرف بسيار دارد كه بهتر بود از زبان يك صاحب فن اينطور بي دقت خارج نمي شد چرا كه موسيقي پاپ گستره وسيعي را شامل مي شود كه گوشه هايي از آن نقش معترضانه و انتقادي دارد كه مقاله مفصلي مي طلبد . ما در موسيقي سنتي و نوع اشعارش نيز اين نوع اعتراض را گاهن مي بينيم چه در زبان قدما و در لفافه هاي ادبيش و چه در اشعار نوينش  . بدون ترديد همه ما ترانه ماندگار مرغ سحر را كه در رساي آزادي و نفي استبداد سروده شده و  سمبل مبارزات مردم ايران بشمار مي رود  بارها و از زبان چند تن از بزرگان موسيقي سنتي شنيده ايم .


بهرحال موسيقي پاپ راه خودش را مي رود و امروز در داخل دوران ظهور استعدادهاي خوبي است كه شايد در غربال زمان بتواند پايه هاي تازه ه اي از موسيقي مردم پسند را بنا كند.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 1:37  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

           حديث نفس           
 
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي  جدي تر .


         دسترسي ها            
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
         آخرين نوشته ها         
- مافياي سيگار محسن رضايي نيست بلكه سپاه پشت مافياي سيگار و مواد است
- یا حسين، اينجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است
- اقدامی پسندیده در سیما (حضور لوريس چكناواريان )
- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )
- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)
- به بهانه نمايش فيلم گاو در سيما
- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )
- آقاي وزير ، امنيت شهروندان در كجاي امنيت ملي جاي ميگيرد؟
- 13 آبان ، در همچنان بر همان پاشنه مي چرخد
- یکساله شدم با یک ماه سکوت
- و خداوند سعیده را آفرید
آخرين نوشته ها

    نوشته هاي پيشين      
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
       آرشيو موضوعي         
سیاسی-اجتماعی
فرهنگی-هنری
طنز سیاسی-اجتماعی
شعر-ادبیات
متفرقه
    پر بازديد ترينها ي اخير   

- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر

- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي

- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي

- پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور

- راه صحيح مبارزه با بد حجابي ، آزادي حجاب است/ 4 مرداد

- مصائب سربازی اجباری و نگاه انتقادی به آن/26 مرداد

            سايت ها             
محمد رضا شجریان
احمد شاملو
سهراب سپهري
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
حسين پناهي
خانه سينما
خانه تئاتر
خانه هنرمندان ایران
خانه موسيقي
دكتر سروش
محمد خاتمي
محسن كديور
مهاجراني و جميله كديور
شيرين عبادي
انوشه انصاري
خانه احزاب ايران
بانك اطلاعات نشريات
سایت بیطرف(مرجع)
وبلاگ آموزش مسائل جنسي
پايگاه اطلاع رساني پزشكان
بنیاد آشوکا
سعيده پور شاه نظري

           لوگو وبلاگ            

نوشته هاي يك عقل كل

 

               ديگران            

 
ليست وبلاگهای به روز شده Balatarin
گلچين وبلاگستان

 

براي حمايت از اين اعتراض تگ اين لوگو را در وبلاگتان بگذاريد

 

              خبرنامه