تبليغاتX
بگو...بگم
 
 
سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 


باغ مظفر آخرين كار مهران مديري به آخر كار خود رسيد و مديري اينبار روال قديمي طنزنود قسمتي را كه اتفاقن با خود اوهم شروع شده بود ادامه نداد و به يك سوم حضور هميشه اش قناعت كرد .
 چيزي كه باعث شده در باره اين مجموعه و كارگردانش بنويسم نقد مجموعه نيست چون نه من حوصله اش را دارم و نه اين وبلاگ مجال نقد جدي مي دهد . خودم به دليل ساعت پخش باغ مظفر  بيشتر از  ده قسمت  آن را نديدم  و براي اينطور مجموعه ها همين قدر هم كافيست تا حساب كار دستت بيايد .از مجموعه هاي قبلي مديري هم بيش از همه به طنز پاورچين علاقه مندم چون روال تازه اي از مجموعه سازيهاي  طنز تلويزيوني را پايه گذاري كرد و برخي از نوع آوريهاي آن مثل فاصله گذاريها بازي، و ارائه پشت صحنه ها و مفهوم سازيهاي سياسي روزش هم بسيار جذاب از كار در آمد . مجموعه شبهاي برره اش هم هر چند موفق ترين مجموعه طنز تلويزيوني مديري به لحاظ جذب مخاطب بود اما كار يك دستي نشد اگرچه بخاطر سوژه روستاييش و فضاي مثالي  و جامعه خيالي كه ساخته بود  يكي از بهترين زمينه ها را براي پرداختن به مسائل گسترده فرهنگي اجتماعي و سياسي  روز مي داد كه عمدتن ضعف نويسندگي و سوژه يابي و  شايد محدوديتهاي سيما ، نگذاشت كار قوي و مستحكمي از كار در آيد و بيشتر به سمت ساده پسندي و جذابيتهاي دم دستي مرد كوچه و بازار گرايش پيدا كرد . بگذريم  ، مي خواستم كمي در باره باغ مظفر صحبت كنم .
باغ مظفر با همان گروه آشناي قبلي مديري شروع شد و بازيگرانش نسبت به قبلتر خود چندان چرخشي نداشتند( بغير از خود مديري ) و بنابراين جز فضاي تازه داستاني كه اينبار در يك باغ اعياني مي گذرد چيز تازه اي ندارد . البته اينبار مديري و گروه نويسندگانش ، چارچوب روايتشان را در يك قالب هجو گونه از مناسبات يك خانواده قجري منزوي قرار داده اند كه خودش سوژه جذابي ست و مي توانست مجال طنز تازه اي را فراهم كند كه تا حدي در شخصيت پردازيها نمود پيدا كرد . گفتم كه بازيها جز خود مديري چيز تازه اي نداشت و تكرار خودشان بود بخصوص سيامك رفيعي كه درچند مجموعه اخيرش  نقش نخست داستانها بوده و هميشه هم همه را به يك شيوه ارائه داده و حتا بلحاظ شخصيت پردازي نيز نقشهايش بهم نزديك بوده و خود اين به كمتر ديده شدنش با وجود بيشترين حضورش كمك كرده است . اما بيشترين تحول بازي در اين مجموعه از آن خود مديري ست كه يكي از بياد ماندني ترين نقشهايش را ايفا كرد.
اصلن انگيزه اصلي من از نوشتن اين متن هم صحبت از همين نقش و بازي او بود نه نقد مجموعه كه تا البته نقدكي هم گفتيم .
بازي گيراي مديري در نقش خان مظفربيشترين دليل من براي تماشاي مجموعه بود . او با بازي قويش در اين نقش كه مجموعه كاملي از فن بيان ،‌نوع نگاه و حركات بود يك شخصيت بسيار جذاب كه انگ چهر ه اش هم بود را خلق كرد .فكر مي كنم مديري چنان به اين نقش جان داد كه  هيچ كس ديگري قادر به بازي در اين نقش و در  اين اندازه نباشد . البته بسياري از قوت بازي او به فرم مناسب چهر ه و گريمش  براي اين نقش بر مي گردد. اما تن صدا و نگاه نافذ ش آنهم در مديوم تلويزيوني ،خيلي موفق در آمده ، اگر اين بازي در كاري سينمايي بروز مي كرد يكي از ماندگارترين نقشهاي سينما را خلق مي كرد .  گمان مي كنم مديري براي در آوردن اين نقش ، از بازي پرقدرت استاد انتظامي در نقشهاي شاهانه اش بسيار استفاده برده باشد چون در همان بازي اولش مرا ياد ايشان انداخت . اين نقش در عين وقار و جدي بودنش رگه هاي طنز جذابي در خودش داشت كه آنرا از طنز ساده پسند انه و لوده گي جدا مي كرد كه اتفاقن در نقش مطرح ديگر مجموعه يعني  بردبارخان  با بازي نادر سليماني و بالهجه و ميميك شلوغ ارائه شد و معمولن سابقه هم نشان داده  اين تيپها ، با اقبال عامه بخصوص  بچه ها بيشتر مواجه مي شود و تكه كلامهايي را رايج مي كند . مديري هم در اين نقش تكه كلامهاي جذابي داشت كه باز خيلي به دلم نشست .
خلاصه بعد از مجموعه هاي قبلي كه مديري بازيهاي نچندان جذابي را از خودش ارائه مي داد اينبار بازيش از ديگران يك سر و گردن برتر بود و بابت اين بايد بهش تبريك گفت . مديري در عرصه طنز تلويزيوني يك پديده است ، پديده اي كه هنوز ته نكشيده و ادامه دارد .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 14:35  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

فكر مي كنيد اگر اجداد ما از گور در مي آمدند ( نه اجداد خيلي دور مان) و وضعيت فعلي قيمتهاي ميوه و تره بار و ديگر اقلام خوراكي را مي ديدند چه احساسي بهشان دست مي داد ؟
 آيا بحال فرزندان و نوادگانشان صد آه و افسوس نمي خوردند . همين حالا هم بايد در آن دنيا مراسم همدردي براي ايرانيهاي بدبخت برپا باشد . آخر گوجه فرنگي كيلوي 3500 تومان ؟؟؟!!( البته نوع مرغوبش )


حقيقتن جا دارد آدم با ديدن اين تحولات عجيب و غريب و  پي در پي در عصر پديده هزاره سوم !! ( اگه گفتين كيه ؟) به پيش بيني خردمندانه  همسر سخنگوي دولت ( اگه تونستين نگين كيه ؟)  در باب معجزه گري او و دولتش ايمان بياورد . هيچي نباشه عاليجناب سرخپوش ( منظورم همان گوجه فرنگي ست ) به خاطر جايگاه سروري و عظمتي كه امروز در نزد ميوه ها و صيفي جات يافته اند  بر ايشان درود مي فرستد . و آرزو مي كند كه دولتش مستدام باد كه انرژي هسته اي را حق مسلم ما دانست و گوجه فرنگي كه هسته اش بيشمار است را شايسته سروري .
 معجزات عيسوي در برابر معجزات محمودي عاجزاست چرا كه  بعد از هاله نوراني كه بشارتي بود بر سيماي طرب افزاي بي مثالش و آن رساله الهي " معجزه هزاره سوم " اينك يك به يك معجزات بيشمارش نيز عيان شده است . اولينش كه همان گشودن حقيقت هلوكاست براي جهانيان بود و آخرينش ( البته تا اينجا ) گوجه فرنگي كيلو 3500 توماني براي ايرانيان .!!

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 0:33  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 


با سفر احمدي نژاد به چند كشور امريكاي لاتين ، دور جديدي از همكاري جبهه ضد آمريكايي در آنجا شكل مي گيرد .  احمدي نژاد بخاطر رفتارهاي تند ومواضع بي پرده اش در برابر آمريكا در اين كشور ها مقبوليت پيدا كرده و سياست خارجيش هم تقويت مناسبات با مخالفين آمريكاست . و براي اينكار وارد حياط خلوت آمريكاييها هم شده . البته اين حياط خلوت مدتي ست با روي كار امدن مخالفان آمريكا و چپ ها به دست مردم ديگر حيات خلوت آرامي نيست .
در نيكاراگوا هم كه چندسالي سياست همراهي با آمريكا داشت مجدد " دانيل اورتگا " بعد از 15 سال دوري از صحنه سياست به قدرت باز گشته، يك انقلابي قديمي و رهبر ساندنيستهاي نيكاراگوا كه همزمان با انقلاب ايران (1979) در آنجا به كمك كشيشان مذهبي انقلاب كردند و دیکتاتوری وقت را ساقط كردند . از اين منظر دو انقلا ب ايران و نيكاراگوئه دو قولو هستند و از جهات شرايط وقوع انقلاب هم بسيار شبيه به هم .
حالا اورتگاي پير بازگشته هرچند گمان نمي رود با توجه به گذشت زمان و كسب تجربه با همان افكار انقلابي باز گشته باشد و قطعن سياست ملايمترو معقول تري را با آمريكا دنبال خواهد كرد .البته اگر اين انفلابي تازه ما ، يعني مستر پرزيدنت ما زير پايش ننشيند و درس انقلابي گري به اين انقلابي پير ندهد .
 خدا عاقبت مردم نيكاراگوا را ختم به خير كند، آب از سر ما ايرانيها كه گذشت !!!  
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 17:57  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

حوادث اين چند هفته بخصوص بعد از نفله شدن صدام حسين و اخبار واكنشهاي جهان عرب و بعد موضع گيريهاي ضدايراني در ميان تند روهاي سني و وهابي و برنامه هاي جديد امريكا در عراق و ربودن ديپلماتهاي ايراني توسط آنان در اربيل عراق ، همه حاكي از بازگشايي جبهه تازه اعراب -آمريكا در قبال ايران دارد .
همه حرفشان هم اين است كه ايران را بايد مهار كرد چونكه هزار و يك دليل گفته و نگفته - و راست و دروغ وجود دارد كه ايرانيها در حال گسترش نفوذ خودشان در منطقه و جهان دارند . و هلال شيعي كه شاه كوتوله اردني گفته بود يك واقعيت است . حتا بحث انرژي اتمي هم ابزار رسيدن به همين مقصود است .
حالا اين قضايا تا چه حد جدي ست و چه قدر اين ادعا ها راست است و از همه مهمتر احساس مردم ايران نسبت به اين موضوع چيست مسائل بسيار پيچيده و مفصلي ست كه اگر نخواهيم ساده انگارانه و يا مغرضانه درباره ش بحث كنيم نياز به پيگيري همه وقايع پيدا و پنهان سياست و ارزياي جدي دارد تا آخر سر هر كس بنا به شم پليسي - سياسي اش به يك نتيجه گيري برسد و آنهم در حد يك نظر و پيش بيني باشد .
اما راستش نظر سربسته و شخصي من اين است كه با توجه به گسترش ايدولوژي شيعي و انقلابي در خارج مرزهاي ايران و توان بلقوه ايران در زمينه سياسي و فرهنگي و نوع موضع گيري در بحث هسته اي و رفتارهاي اين آقاي احمدي نژاد در سياست خارجه ، اين اتفاق از سالهاي پيش در حال برنامه ريزي بوده و در حال شدن است و قدرت جديدي به نام ايران در حال سر برآوردن است حالا چه با ايدولوژي اسلامي - انقلابي و چه با نام ایران. ودر حال سايه انداختن بر سر منطقه و بخصوص اعراب است و حسابي منطقه نفوذ اعراب را به چالش كشيده است .
حضور آشكار و پنهان ايران در عراق ، و قدرت گيري در معادلات منطقه مانند لبنان و فلسطين و كشورهاي حاشيه خليج فارس خودش از نشانه هاي اين موضوع است .
البته طبيعي و حتا مطلوب است كه ايران براي حفظ امنيت خودش و تكرار نشدن واقعه جنگ عراق و بايد در كشور هاي منطقه نفوذ كند و حاشيه امني براي خودش ايجاد كند و لي به واسطه برخورد جدي و خصمانه ميان ايران و آمريكا خود اين قضيه باعث تنش بيشتر در منطقه و تهديد امنيت ايران از سوي آمريكا شده است .
بحث خليج فارس يا عربي هم از نشانه هاي ديگر اين ستيز مخفي است .
خلاصه اينكه با وجود رشد كردن احساسات ضد عربي در ايران و افزايش حوزه تفوذ ايران در منطقه بنظر مي رسد بايد منتظر يك رويارويي جدي با اعراب باشيم كه اميدوارم  فقط در سطح تبليغات رواني و در گيري سياسي باشد . البته اين عربهايي كه ما مي شناسيم جربزه حمله به ايران را ندارند بخصوص كه ... دار ترين رهبر شان هم از صفحه روزگار محو شد و به جمع شهداي قادسيه پيوست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 17:3  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 


يك توضيح وكمي توجيه

اول اينكه اين نوشته مال هفته پيشه كه سريال زير تيغ رو تماشا كردم  ولي به دلايل زياد منجمله كار و تحصيل كه فرصت كافي براي رسيدن به وبلاگ نمي داد به امروز افتاد. چه مي شه كرد . گرفتاريم ديگه !!!


واما سريال "زير  تيغ "كار محمد رضا هنرمند  را از اول دنبال كردم به اميد اينكه كار خوبي خواهد بود . وجود دو بازيگر بزرگ سينماي ايران كه سالها هم از تلويزيون دور بودند هم دليل بيشتري بود و هست براي تماشاي اين سريال . پرويز پرستويي كه به گمان بسياري از سينما دوستان و همينطور اهل نقد ، بهترين بازيگر مرد امروز ايران است و فكر كنم محبوبترين هم باشد و فاطمه معتمد آريا كه او هم بي ترديد از بهترينهاست و به گمان من اگر مجموع كارهايش را ملاك بگيريم سرآمد بازيگران فعال زن سينماست . اخيرن هم جايزه بهترين يا ماندگارترين نقش سينماي ایران بعد از انقلاب را براي بازي در" ننه گيلانه " از سوي منتقدين بدست آورد كه البته معتقدم در اين ميان حق يكي از اسطوره هاي بازيگري زن سينما بشدت پايمال شد . و آنهم خانم سوسن تسليمي بود كه بخاطر نقشهاي ماندگارش بويژه در " شايد وقتي ديگر " و " باشو غريبه كوچك " بهرام بيضايي بيش از هر بازيگر زن ديگري شايسته اين عنوان بود . بگذريم . هدفم بحث روي سريال زیر تيغ بود

 البته هنوز اين سريال مراحل مياني نمايش خودش را مي گذراند و نقد جدي به آن بايد در آخر كار صورت گيرد اما چيزي كه باعث شد الان درباره اش چيزي بنويسم .حساسيت دو قسمت قبلي اين سريال بود كه مي توانست محكي جدي براي كارگردان و همينطور بازيگرانش باشد .
قصه سريال خودش ، داراي جذابيت است و بخصوص از مرحله كشته شدن اتفاقي " تقي " با بازي خوب آتيلا پساني توسط دوست صميمي اش " رضا " با بازي پرستويي به مهمترين چالش سريال وارد مي شود و مخفي كاري و عذاب وجدان  رضا داستان را وارد مرحله جذابش مي كند . خوب يك همچين سوژه اي در سريالهاي اجتماعي - خانودگي تازه گي دارد و از همانجا با خودم گفتم اگر نويسنده در ادامه بتواند خوب داستان را روايت كند ودر دام  ساده پسندي نيفتد سريال موفقي خواهد شد .
بازي  پرستويي تا حد خوبي اين لحظات فرسايشي و جنگ دروني رضا را به نمايش مي گذارد كه البته ضعف فني كار و شكل بيروني نماها و بي حسي دوربين و فضاسازي ساده رنگ و نور ، اين بازي را به رخ نمي كشد و از قدرت آن بشدت مي كاهد .
از دو قسمت قبل كه رضا در يك نتيجه گيري وجداني ، تصميم به معرفي خود مي گيرد . حساسيت و گره افكني سریال به اوج خود مي رسد . بعد آن قسمت بسيار مايل بودم بينم در قسمت مواجه خانواده تقي و رضا با بر ملا شدن هویت قاتل واقعي چه عكس العملي خواهند داشت . ( يعني همين قسمت قبلي - متاسفانه عدد قسمت را نمي دانم ) يعني كارگردان چه تمهيدي و چه ميزانسني براي آن پيش بيني كرده و بازيگران اصلي چطور با اين قضيه مواجه مي شوند . چه پرستويي با ديگران و چه دو خانواده با او . اينجا مي تواند هنر بازيگران را نمايش دهد چرا كه بيشترين قابليت را براي بازي واقعي و سنجش بازيشان دارد  همينطور توان كارگردان در در اوردن اين صحنه مهم سريال.
اتمام هفته را هم منتظر اين راز گشايي و اين رويارويي بودم. اما  متاسفانه نشد آنطوري كه انتظارش را داشتم .
اگر شما هم واقعه را مرور كنيد و ببينيد كه رو شدن اين موضوع كه رضا قاتل واقعي ست - هرچند اتفاقي و غير عمد - با آن چهره مثبتي كه از خودش در اطرافيان داشته و مواجه شدن خانواده رضا از زن و دخترش و خانواده دوست قديميش از داماد و زن و دختر او هركدام دچار چه عكس العملي خواهند شد و چه طور با اين واقعيت هولناك مواجه خواهند شد - واقعيتي كه از خود مرگ تقي پذيرشش سختتر است - مي توانيد قضاوت كنيد كه آيا كارگردان و بازيگران در آوردن اين صحنه بسيار حياتي و حساس موفق بوده يا نه .
البته در اين فرصت مجال وا كاوي جدي ندارم ولي معتقدم اين صحنه اگر در مي آمد يكي از به ياد ماندني ترين صحنه هاي دراماتيك تلويزيون مي شد كه نشد .   البته بايد اعتراف كنم كه كار بسيار دشواري ست و حرفش راحت است منتها چنين فرصتي را با چنين داستاني ، كمتر به دست مي آيد و هدر نداندنش خيلي هنر مي خواهد . اين صحنه چه در ميزانسن و چه در لوكيشن ، چندان مناسب برگزيده نشد و بازيها هم بدليل همين ضعف در مديوم تصويري انتخاب شده ، به چشم نيامد هرچند پرستويي براي اين صحنه بسيار تلاش كرد . البته ميزانسن معمتمد آريا را در اين صحنه بيشتر پسنديدم . او با يك فاصله از جمع خانواده و در يك نماي فردي در حاليكه صورتش را با چادر مي پوشاند ، بيشتر حس فروپاش و غافلگيري را نمایش مي هد ولي داماد يا دختر و ديگران نمي توانند با عظمت اين رازگشايي و سنگيني اين خبر به درستي مواجه شوند . و فروپاشي  در آنها چندان جدي نيست و در ادامه ماجرا هم داستان اين خبررا ، براحتي هضم مي كنند حتا دختر رضا كه انگار با يك اتفاق ساده مواجه شده و الهام حميدي در اين نقش بسيار كم فروغ ظاهر مي شود .

بيش از اين سرتان را درد نياورم . سريال همچنان ادامه دارد البته اگر ميبينيد - ولي گمان نمي كنم اين سريال با و جود پتانسيل خوب داستان و كادر سازنده چيز ماندگاري از آب در آيد . با اجازه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 16:30  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 


زمستان امسال از آن زمستانهاست كه با كسي شوخي ندارد سرماي اين يك هفته اخير روي زندگي فردي و اجتماعي مردم تاثير گذار بوده ، لااقل در زندگي من یکی كه حسابي اثر گذاشته و ما را به كل خانه نشين كرده است
البته دليلش سرماخوردگي و بيماريهاي مربوطه نيست بلكه از ترس زمين خوردن و سرماي دم صبحي و ديگر مصائب اين جور وقتها ترجيح داديم كه نتنها به دلايل غير ضروري ، بلكه تا حدي ضروري هم پا از خانه بيرون نگذاريم و محفل گرم خانوادگي را به هر جاي ديگر ترجيح داديم و چپيديم كنار بخاري . قديم تر ها كه كرسي در خانه ها بيشتر بود شايد لذت گرم شدن معناي ديگري داشت ولي حالا جور ديگري ست و حال و هواي خانه ها هم شايد آن گرمي را نداشته باشد . چون جمع شدن اهل خانه در زير لحاف- كرسي هاي بزرگ فضاي صميمي تري را ايجاد مي كرد .


ولي در همين ايام سرد زمستاني ، حال و هواي موسيقي كشور در حال گرم شدن است . و همين جشنواره موسيقي فجر تنها بهانه ايست كه باعث شده ناچار به ترك محمل گرم خانواده بشوم و با كلي مصيبت خودم را به سالنهاي اجرا برسانم . نمي دانم چه اصراري دارند كه همه جشنواره هاي هنري را در همين ايام زمستاني برگزار كنند كه معمولن هم به خاطر همزماني ، علاقه مندان بخشهاي مختلف نمي توانند ازبيشتر آنها استفاده كنند . البته بهانه ايام دهه فجر است كه خوب جالب هم هست كه چقدر اين انقلاب با موسيقي قرابت و نزديكي دارد !! ولش كن بابا حوصله بحث سياسي ندارم .


بهرحال موسيقي خوب و ارزشمند  هم در اين سالها  در حال گذراندن ايام زمستاني خودش است . چه موسيقي سنتي ما چه موسيقي مقامي و بومي و چه موسيقي كلاسيك و آكادميك همه در وضعيت بدي بسر مي برند و تنها روزهايي كه كمي امكان خودنمايي پيدا مي كنند همين ايام كوتاه جشنواره است كه هر كدام يك جلوه اي مي فروشند. بهار موسيقي ما هم در همين زمستان است ولي افسوس كه بهار زودگذري ست . چه مي شود كرد بايد دلمان به همين چند صباح خوش باشد تا شايد روزي بهار واقعي آنها فرا برسد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 1:9  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

 

 


 

 

 

 

بالاخره آخرين فرد از نسل ابر جلادان وبزرگ ديكتاتورهاي قرن بيستم منقرض شد و به كتابهاي تاريخ پيوست تا فرزندان بشر در درس تاريخشان برگي ديگر از جنايت آدم كشي را ورق بزنند و در كنار نامهايي چون چنگيز ، آتيلا ، هيتلر و ديگران نامي ديگر را نيز مرور كنند  : صدام


آري بايد نسل ما و همه انسانها يي كه در حال حاضر زنده هستند خوشحال باشند كه توفيق داشتند! تا اين اعجوبه درندگي و آدمخوارگي را درك كنند!! و آينده گان( مثلن انسانهاي يكصد سال ديگر) ما را با او به ياد مي آورند و خواهند گفت مردماني بوديم كه در زمان صدام ميزيستيم همچون مرماني كه در زمانه چنگيز و هيتلر مي زيستند .!!؟


به قول آن شعر معروف..عجب صبري خدا دارد ، و در اين قضيه صدام  ، عجب صبري خدا داشت تا بالاخره تكليف آنچه را كرده بود ، بر سرش آورد

اما براستي آيا تاوان آنهمه خونريختن و تكه تكه كردن،‌تاوان همه مردم حلبچه و مريوان ، تاوان همه كودكان مثله شده و زنان شكم دريده  ، تاوان همه شيعيان جنوب عراق و كردهاي شمال آن،  و تاوان همه مردم ايران و همه مردم عراق ، تاوان همه عمرهاي سوخته و زندگيهاي پرپر شده و تاوان همه انسانيت پامال شده و آرزوهاي برباد رفته ، يك طناب دار بود و بس .
گله دارم ، من از خدا و اين روزگار و اين همه ناعدالتي گله دارم . 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 1:33  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

هفته گذشته در اخبار به نقل از سرپرست پليس راه كشور آماري اعلام شد كه بر اساس آن در 6 ماه گذشته بيش از 160 نفر بر اثر نقص فني خودروهاي توليد ايران خودرو بويژه پژو 405 جان خود را از دست داده اند .امروز هم رسما اين فرمانده ارشد نيرو انتظامي جاي خودش را به كسي ديگر داد و از كار بركنار شد . قبلن در بعضي از رسانه ها آمده بود كه اين فرماندهبه دليل پيگيري مسايل مربوط به آتش سوزي هاي پژو 405 بركنار خواهد شد . و لي فرماندهي نيروي انتظامي انرا تكذيب كردو دليل بركناري چيز ديگري دانست . البته دادستان كل كشور هم وارد گود شده و گفته اين پرونده و شكايتهاي را پيگيري خواهد كرد .

من كاري به صحت اين ادعا و مسائل پشت پرده آن ندارم و لي خدا وكيلي در كجاي دنيا اينقدر براي جان مردمشان اهميت قائلند  ؟!! همين آمريكاي جهان خوار و سرزمين كفر و فساد  !! را نگاه كنيد . همين ديروز اعلام كردند كه كمپاني بزرگ خودرو سازي فورد بدليل يك نقص فني همه خودروهاي آن مدل را از بازار جمع كرده است و به مشتريانش خسارت مي پردازد . واي به وقتي كه كسي بدليل اين نقص مانند ماشين پژو 405 خودمان در ماشين گير بيفتدو در آتش بسوزد . براي خيلي كمتر از اين حادثه هم خسارتهاي ميليون دلاري مي گيرند چه برسد به از بين رفتن جان انساني . در همه كشورهاي پيشرفته و ضع همينطور است و براي جان و مال شهروندانشان اهميت قائلند
كارخانه هاي خودرو سازي در ايران جزو بزرگترين كلاهبرداران دولتي بشمار مي آيند كه خودور هاي بي كيفيتشان را با سودي بسيار غير واقعي به خلق بد بخت مي فروشند و هيچ دولتي هم عرضه نداشته جلوي  اين دزدي آشكار را بگيرد . از زمان هاشمي كه تصميم گرفتند ايران را تبديل به يك خودرو ساز بين المللي كنند و هزينه هاي ميلياردي برايش نمودند و امكان رقابت و  مقايسه را هم از خودروهاي خارجي گرفتند براي سرپا نگهداشتن آن جيب مردم  و مشتریان وطنی را خالي كردند تا اين صنعت نحيف از پاي نيفتد . و حالا از همه اهرمهای فشارشان استفاده مي كنند تا اين پرونده برايشان رسوايي به بار نياورد وبه فروشش لطمه نخورد .
مافياي دولتي ايران خودرو مسئول جان همه جان باختگان اين پرونده است و براي برملا كردن اين مافيا و باز پس گيري حقوق مردم ، يك عزم جمعي لازم است .

من از همه دوستان وبلاگ نويس مي خواهم كه  در برابر اين آدم كشي پنهان ساكت ننشينند و اين جريان را برملا كنند . من و شما هم مي توانيم قربانيان بعدي اين ماجرا باشيم .  افكار عمومي بايد با فشار بر قوه قضاييه تقاضاي برخورد جدي با اين پرونده داشته باشند .

 از همينجا هم از سرهنگ هاشمي سرپرست  پليس راه براي مسئوليت پذيري و رو شنگريش قدرداني مي كنم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 17:8  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

           حديث نفس           
 
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي  جدي تر .


         دسترسي ها            
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
         آخرين نوشته ها         
- مافياي سيگار محسن رضايي نيست بلكه سپاه پشت مافياي سيگار و مواد است
- یا حسين، اينجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است
- اقدامی پسندیده در سیما (حضور لوريس چكناواريان )
- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )
- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)
- به بهانه نمايش فيلم گاو در سيما
- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )
- آقاي وزير ، امنيت شهروندان در كجاي امنيت ملي جاي ميگيرد؟
- 13 آبان ، در همچنان بر همان پاشنه مي چرخد
- یکساله شدم با یک ماه سکوت
- و خداوند سعیده را آفرید
آخرين نوشته ها

    نوشته هاي پيشين      
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
       آرشيو موضوعي         
سیاسی-اجتماعی
فرهنگی-هنری
طنز سیاسی-اجتماعی
شعر-ادبیات
متفرقه
    پر بازديد ترينها ي اخير   

- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر

- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي

- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي

- پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور

- راه صحيح مبارزه با بد حجابي ، آزادي حجاب است/ 4 مرداد

- مصائب سربازی اجباری و نگاه انتقادی به آن/26 مرداد

            سايت ها             
محمد رضا شجریان
احمد شاملو
سهراب سپهري
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
حسين پناهي
خانه سينما
خانه تئاتر
خانه هنرمندان ایران
خانه موسيقي
دكتر سروش
محمد خاتمي
محسن كديور
مهاجراني و جميله كديور
شيرين عبادي
انوشه انصاري
خانه احزاب ايران
بانك اطلاعات نشريات
سایت بیطرف(مرجع)
وبلاگ آموزش مسائل جنسي
پايگاه اطلاع رساني پزشكان
بنیاد آشوکا
سعيده پور شاه نظري

           لوگو وبلاگ            

نوشته هاي يك عقل كل

 

               ديگران            

 
ليست وبلاگهای به روز شده Balatarin
گلچين وبلاگستان

 

براي حمايت از اين اعتراض تگ اين لوگو را در وبلاگتان بگذاريد

 

              خبرنامه