تبليغاتX
بگو...بگم
 
 
سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 


هيچ فكر نمي كردم در اين نوشته اخر سالي مطلبي هم به موضوع شهرام جزايري اختصاص پيدا كند ولي پيدا كرد . خبر باز گشت سر افرازانه اين ضد قهر مان ملي باز باعث شوكه ما شد بخصوص كه ديگر نمي خنديد و كمي هم آثار محبتهاي برادران گمنام روي صورتش مشخص بود ( الهي بشكنه دستشون ) . در اين مدت دوري او از وطن خبر هاي ضد و نقيض زيادي در مورد دستگيري و يا رد يابي و تعقيب شهرام در اين كشور و ان كشور مي شنيديم و لي واقعيتش من يكي هيچ كدامش را جدي نمي گرفتم و همه اش راباز ي مي دانستم شايد خيلي هاي ديگر هم همينطور اما اينبار هم حكومت جمهوري اسلامي ما را غافلگبر كرد . نمي دانم آن فرار ساختگي بود و يا اين دستگيري و شايد هر دو و باز شايد هيچ كدام . بهر حال در اين مملكت انقدر بي اعتمادي به حكومت زياد هست كه راست و دروغ ماجراها خيلي روشن نيست و اين تقصير خود آقايان است كه كار را به اينجا رسانده اند .در همين ماجرا ي جزايري روشن نشدن حاميان سياسي و قضايي اش بعد از دادگاه اول يا ارتباطاتش با آقا زاده هاي درباري !! و طريقه بدست آوردن اين همه ثروت هنگفت در اين زمان اندك و خيلي چيز هاي ديگر اين پرونده باعث بدبيني مردم به اصل داستان شد . در امان ماندن مهره هاي درشت و صاحب منصب و صاحب نام در فساد هاي اقتصادي هم باعث بدبيني بيشتر به نظام سياسي و اقتصادي شد و شعار هاي مبارزه با مفاسد اقتصادي را هم بي پايه و فر ماليته كرد . حالا طبيعي است كه فرار شهرام جزايري انگشت اتهام را به طرف خود حكومت اشاره كند .و آنهمه نقد وطنزدر اين مورد نوشته و گفته شود حالا هم با دستگير شدنش كمي از اتهامات به حكومت در نزد مردم كمتر شد و كمي از وجهه نظام را بازسازي كرد . اين وسط كساني كه مبنا را بر رد بي قيد و شرط حكومت فعلي گذاشته اند يا اصل قضيه را قبول نخواهند كرد و يا آنرا توطئه در توطئه مي دانند و يا با سكوت از آن مي گذرند . اما بنده كه نه جزو اوليها هستم و نه جزو آخريها و از طرفي در يكي از پستهاي قبلي هم حسابي آب پاكي را در مورد فرار شهرام خان ريخته بودم روي دست حكومت و آخوند هاي محترم .لذا سكوت را جايز ندانستم و باتمام قوا به دلجويي از عزيزان قيام كردم و از همه معمين و غير معممين حاكم گرامي بابت آن حرفها و گمانهاي ناروا عذر خواهي كرده و حلاليت مي طلبم . از سربازان گمنام امام زمان و خود ايشان هم بابت شناسايي ودستگيري شهرام جان تشكر مي كنم. بهر حال اين آخر سالي به رسم خوشايند و پسنديده ايرانيها كه از هم دلجويي مي كنند كدورتها را كنار ميگذارند از همه كساني كه از حرفهاي بنده در ابن وبلاگ ناقابل رنجيده شدند هم حلاليت مي طلبم بخصوص اقاي احمدي نژاد كه سوژه بسياري از حرفهاي جدي و غير جدي ما بود . خدا ايشان را براي همه طنز نويسان و كاريكاتوريستها حفظ فرمايد و از عقل و درايت مصون نگهدارد تا همچنان بتوانيم مطلب بنويسيم . سفره همه ايرانيها را هم در اين سال نويي گرم و شاد قرار دهد . سال بعد هم ابتدا از جنگ و بعد از گراني محفوظ نگهدارد و هر كس كه باني اين دو تا شود به زمين گرم بزند!!


سال خوبي داشته باشيد و خدا هميشه در قلبهايتان باد


 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 2:57  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

ما ايرانيهاي امروزي بر خلاف ايرانيهاي قديم و اجداد و نياكان خيلي دورمان تبحر زيادي در خراب كردن عادتها و رسوم خوب داريم . و اين امتياز منفي احتمالا به دو دليل اصلي است : يكي خالي شدن سنتهاي مرسوم ايراني از فلسفه ابتدايي و اوليه اش و ديگري هجومي است كه سنتهاي غير بومي براي تخريب سنتهاي و پاسداشتهاي باستاني به آنها آورده است . متاسفانه با وجود گرايش زيادي كه بخصوص در نسل امروز به تاريخ باستاني پيدا كرده و يكي از دلايلش برخورد حكومت در اين سالها با اين تاريخ بوده ولي هنوز فرهنگي كه بايد همراه اين تاريخ ارزشمند با علاقه مندانش بدست بيايد ، بدست نيامده و تنها يك ظاهر بي محتواو مثل هر پديده اي مد شده است . نمي خواهم در اين وبلاگ بحث جدي باز كنم و هدفم از اين صحبتها هم رسيدن به موضوع چهارشنبه سوري آخر سال يا همان جشن سوري قديم (+) است . همه ما از صدمات روحي و جسمي كه بخاطر اين شب براي خانواده ها اتفاق مي افتد با خبريم . ممكن است خودمان هم يكي از آنها باشيم . امروز وقتي از كنار يكي از مغازه هاي اطراف منزلمان مي گذشتم ديدم به كلي مغازه سوخته و در وپيكر و بيشتر وسائل داخلش هم يا از بين رفته يا ذغال اخته شده !

خوب هر كسي وقتي اين صحنه ها يا صحنه هاي سوختگي و نقص عضو جوانان را از تلويزيون مي بيند ، متاسف مي شود و يا وقتي يك بمب دستي زير پايش يا جلوي ماشينش منفجر مي شود بعد از اينكه حالش جا آمد كلي پدر و مادر مسببش را شرمنده مي كند .

اينكه چرا اين وضعيت در اين سالها بوجود آمده خودش بحث مفصلي مي خواهد كه البته معمولا هم اين جور صحبتها سريع سياسي مي شود و فرصتي براي خالي كردن دق و دلي ها بر سر حكومت . البته شكي ندارم كه اگر اين حكومت ، تند روي و بي عقلي هاي گذشته اش را نداشت و به تاريخ باستاني و هويت ايراني ما نگاه مذهبي و تكفيري نمي كرد و اجازه مي داد كه سنتهاي خوب ادامه داشته باشد و مردم هم از آن بدرستي آگاه باشند امروز ما بجاي اين " جنگ خياباني" يك" جشن خياباني" داشتيم ولي افسوس كه كوته فكري و تنگ نظري جايي براي دور نگري و رفتار عقلاني نمي گذارد و اين افراطهاي غلط نتيجه اين همه سال تفريط و خشك انديشي است . چيزي كه امروز هم عده اي از مسئولان مملكت به آن رسيده اند و به اشتباهشان پي برده اند و لي هنوز دور ، دست آدمهاي بي عقلي است كه بيستر از نوك دماغشان را نمي بينند .

هر كشوري كه داراي فرهنگ قديمي است در طول سال جشنهاي براي خودش دارد كه بر اساس باوري و فلسفه اي شكل گرفته . خوب و بدش هم مربوط به همان مردم است . در اين جشنها كه معمولا در سطح ملي برگزار مي شود مردم فرصتي پيدا مي كنند تا به شادماني و سرور بپردازند و در آن با كارهاي ابداعي و جالب كه برخي هم داراي حكمت است ، شاديشان را نشان مي دهند .در كشورهاي اروپايي ، آمريكايي و آسيايي فراوان جشنهايي هست كه در خيابانها با حضور مردم و به شكل كارناوالهاي مردمي برگزار مي شود خيلي از اينها هم مفرح و تماشايي است در بسياري از اينها مردم كارهايي مي كنند تا شاديشان بيشتر شود و تخليه رواني هم شده باشند و لذت جمعي ببرند مثلابه هم آب مي پاشند يا گوجه فرنگي مي زنند يا صورتهايشان را رنگ مي كنند و لباسهاي عجيب و غريب و رنگارنگ مي پوشند و خيلي كارهاي ديگر كه حتما در گوشه كنار دنيا ديده يا شنده ايد . آدم وقتي اين كارها را با جشن سوري يا همان چهارشنبه سوري خودمان مقايسه مي كند كلي افسوس مي خورد كه ما با ان فرهنگ عظيم باستاني و فلسفه زيبايي كه پشت اين سنت هست به چه وضعي در آمده ايم كه نه تنها لذتي نمي بريم بلكه عذاب مي كشيم . بچه كه بودم با هم سن و سالهايم ترقه بازي داشتيم ولي آن ترقه و دارتهاي قديم كجا و اين تجهيزات نيمه جنگي امروزي كجا . گاهي وقتها با خودم تصور مي كنم بچه هاي حالا اگر دستشان برسد با آرپيچي و بازوكا و موشكهاي بالستيك هم بدشان نمي آيد جشن بگيرند و بعد خودم از تصور اين وضع خنده ام مي گيرد . البته نبايد خيلي هم ملامتشان كرد . فرصتهاي بهتري هم نداشته اند دوران كودك و نوجواني ما كه ديگر...بگذريم

خلاصه چهارشنبه سوري مي تواند تبديل به يك جشن واقعي و زيبا شود كه همه از آن لذت ببرند و كسي هم آسيب نبيند . امروز در شهرهاي بزرگ و در بين جوانهاي امروز ي ديگر كمتر خبري از رسوم كهن چارشنبه سوري هست . آتش پرون ، قاشق زني ، فالگوش وايسادن و ديگر رفتارهاي امشب جاي خودش را به ترقه هاي جنگي با صدا هاي مهيب و وحشت زا داده و اين رفتار در بين نوجوان 12 تا جوان 24 ساله رونق دارد. راه اصلاح اين رفتار غير از آگاهي دادن عمومي در رسانه هاي مهم ( كه انصافا تلويزيون اين يكي دو ساله خوب در اين باره كار كرده ) و توجه دادن به پدر و مادر ها ، باز كردن راههاي سالم و ابداع كارهاي جذاب و همه پسند براي اين شب است تا هم اين فرصت براي شادي قبل از سال نو به هدر نرود و هم كمكي به حفظ ميراث باستانيمان بشود .

هر چند هنوز حكومت خيال آشتي با فرهنگ تاريخي خودش را ندارد اما كساني كه مثلا خيلي با اين فرهنگ آشتي هستند هم سر از تركستان در آورده اند و كمتر هماهنگي و سنخيتي با آن ريشه هاي مثبت آن دارند و اينجا است كه بايد دوباره به بازخواني گذشته و تفكر در مثبت و منفيش بپردازيم تا حاصلش همه مثبت شود و از ظاهر پرستي پرهيز كنيم . سالم باشید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 18:31  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

در اين چند روز اخير بعضي دوستان وبلاگ نويس و غيره در پيغام و پسغامشان به شدت از من بعنوان يك وبلاگنويس مي خواستند كه در مورد فيلم 300 موضعگيري كنم و ساكت نباشم كه چه نشسته اي كه اين كمپاني بي پدر ومادر وارنر توسط اين "زاك اسنايدر " بي همه چيز فيلمي ساخته و دارند در دنيا نمايش مي دهند كه چهره تاريخي ايران و ايراني را زير سوال برده و توهين حسابي كرده است . اين است كه بنده هم طبق اوامر دوستان امر شريف خانه تكاني و خريد عيد را رها كردم تا كمي در مورد اين مصيبت جديد ايرانيها چيز بنويسم .

البته به حكم اينكه من دور از چشم دوستان در اين وبلاگ دستي هم در نقد سينما دارم بنابراين قبل از هر چيز عقل و رويه نقد حكم مي كند كه فيلم راببينم تا بعد بفهمم كه آيا مطالبي كه درموردش مي گويند درست است يا خير و كدام وجه فيلم توهين آميز است ولي حالا در اين مورد بخصوص، حرف اين همه آدم بالغ و عاقل كافي است و بقول مثل قديمي تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها .

مشخصات فيلم 300 و سابقه داستانش را اينجا مي توانيد ببينيد (+).نقد فيلم بماند زماني كه فيلم را ديدم چرا كه مطمئنا به لحاظ بصري فيلم خارق العاده اي خواهد بود و بمانند همتاي ديگر اين سبك يعني sin city كه از كميك استريپ براي تصويرگري كمك گرفته بود و از جهات تصويري و نور پردازي و ديگر المانهاي بصري يك كار ممتاز اخواهد شد .و احتمالا اين مزيت فيلم بر اثر گذاري منفي اش بر اذهان مردمي كه فيلم را خواهند ديد و داراي شناخت از ايران و تاريخش نيستند تاثير بيشتري خواهد گذاشت . بنابراين چون از مزاياي هنري برخوردار است قضيه براي ما جدي تر خواهد شد اما در مورد خود فيلم و حساسيتي كه براي ما ايجاد كرده :

ظاهرا و از ان چيزهايي كه من از ديگران شنيدم دو وجه فيلم توهين مستقيم به ايرانيها است .يكي داستان فيلم و روايتي كه از نبرد ترموبيل دارد يعني محور داستان و ديگري نمايش چهره اي كه از ايرانيان بنمايش مي گذارد .

در مورد اول اين يك امر تاريخي است و جاي بحثش هم در كتب تاريخ است به طور طبيعي در سينماي غرب بخاطر آزادي نسبي و مناسبي كه و جود دارد صحبت از هر چيزي مجاز است البته در سيستم هاليوودي يعني سيستم سينماي تجاري آمريكا كه در دستان چند كمپاني بزرگ فيلمسازي است فقط در چارچوب خاصي مي شود فيلم ساخت . نظام كارتلي حاكم بر هاليوود هم بشدت تجاري است هم بشدت سياسي . من حالا نمي خواهم وارد اين صحبتها بشوم چون در رويه اين وبلاگ هم اين نيست اما خواستم يادآوري كنم كه حتي نظام سياسي آمريكا بسيار تحت تاثير هاليوود است و بالعكس . خوب اين حرفها چه ربطي به فيلم 300 دارد ؟ اتفاقا خيلي هم دارد . يعني بخاطر دشمني و نزاعي كعه الان بين ايران و امريكا هست و در اين دو ساله شدت هم پيدا كرده نظام هماهنگ تبليغاتي آمريكا و غرب سعي در خراب كردن چهره ايرانيها و مسلمانها دارد . حالا چه خوشتان بيايد و چه نيايد اين و سط خشك و تر باهم مي سوزد يعني اينكه براي سياست گزارهاي هاليوود و كاخ سفيد فرق نمي كند شما ايراني مسلماني يا ايراني ايراني !! البته آقاي بوش كوچك در صحبتهايش گاهي مثل اين احمدي نژاد خودمان از مردم ايران و تاريخشان تعريف مي كند ولي اگر احمدي نژاد چيزي از تاريخ غرب مي فهمد بوش و ديگر سياست مداران آمريكايي هم از تاريخ باستاني ايران چيزي سرشان مي شود . اينجا صحبت سر يك برنامه دراز مدت يراي تخريب ايران و شايد آمادگي افكار عومي غرب براي حمله به ايران است .فيلم 300 حدود يكسال و نيم پيش كليد خورد يعني زماني كه كاخ سفيد هم برنامه هاي جدي براي مقابله با ايران را شروع كرد .شايد الان وضعيت كمي تغيير كرده باشد ولي اين فيلم با حمايت مستقيم صهيونيستها كه سهامدار اصلي كمپاني وارنر هستند و چهره هاي ضد ايراني ديگر ساخته شده . حتي نام اين كارگردان هم "زاك " به نظر يهودي مي آيد كه اگر دوستان اطلاع بهتري دارند بدهند . در اين فيلم به عمد پا را فراتر از يك داستان تاريخي گذاشته اند و چهره اي كريه و ضد انساني ، غير متمدن و متاسفانه حيواني از ايرانيها به نمايش گذاشته اند ( البته اين را از روي نظر ديگران عرض مي كنم و چون خودم فيلم رانديده ام قضاوتي ندارم ).

حالا نمايش فيلم از دو روز قبل در بسياري از جاهاي دنيا شروع شده .و بسياري از ايزانيهاي مقيم خارج و بخصوص دانشجويان مقيم كشورها هم نسبت به نمايش اين فيلم واكنش نشنان داده اند متاسفانه وزارت خارجه مثل خيلي وقتهاي ديگر موضعي نگرفته در حاليكه هر كشوري نسبت به توهين به تاريخ و مردمش در يك اثر هنري !! واكنش نشان مي دهد و حتي از كشورهاي دوستش مي خواهد كه نمايش فيلم را در كشورشان متوقف كنند اما اين فيلم در كشوري مثل مالزي هم كه رابطه خوبي با دولت ايران دارد به نمايش در آمد و اين باعث تاسف است .

بهرحال ما ايرانيها با آن تمدن باشكوه كه آثار بيروني و مكتوبش هم بوفور هست نمي توانيم تحمل يك چنين تحريفي و توهيني در مورد تاريخمان را داشته باشيم راستش اين فقط به ايرانيها هم برنمي گردد هركسي در هرجاي دنيا كه به تاريخ و گذشتگان اهميت مي دهد از اين حركتها متاسف مي شود فرقي هم نمي كند اگر كسي در مورد يونانيها هم با ان تمدن بزرگ فكري و هنري چنين كاري مي ساخت زشت و ناروا بود . بنابراين بايد اين قضيه را فراتر از يك امر ملي ببينيم .البته همان طور كه گفتم پشت اين داستان يك مسئله سياسي قرار دارد ولي باز فرقي نمي كند .

متاسفانه وقتي بسياري از مردم ما به تحريك حاكمان در اين سالها به خودشان حق مي دهند به كشورهاي ديگر توهين كنند و مرگ نثارشان كنند بايد منتظر چنين عكس العملهايي با ظاهر هنري هم بود مشكل ما در جاي ديگر است متاسفانه اين حركتها فقط دشمني و كينه در بين ملتها افزايش مي دهد و بجاي مدارا و دوستي ، جهان را به ورطه جنگ و نابودي مي كشد . و باز متاسفانه هنر سينما هم كه مي تواند نقش موثري در دوستي و صلح بين مردم جهان داشته باشد گاهي به دشمني ها دامن مي زند .

. مي توان در حركتي دست جمعي به مقابله با اين حركت غير هنري و غير اخلاقي رفت .دوستان وبلاگستان روش بمباران گوگلي را پيبشنهاد داده اند.كه براي آن مي توانيد   اگر وبلاگ يا سايت داريد به اين آدرس  http://300themovie.info  به اين شكل لينك بدهيد :300 the movie

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 1:40  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

ريس دفتر سياسي جنبش حماس دوباره به ايران امده تا مثل دفعات قبل ضمن تقويت روابطش با حاميانش در ايران و گرفتن رهنمود براي حركتهاي بعديش كمك مالي بيشتري هم براي جنبشش دست و پا كند . خوب همه مي دانند كه حكومت ايران كمكهاي جدي مالي به حزب الله در لبنان و گروههاي فلسطيني منجمله حماس و جهاد اسلامي مي كند .همانطور كه آمريكاييها و اعراب مخالف ايران هم به دوستان خو دشان كمك مي كنند . اين چيز طبيعي و حتي مطلوبي براي هر كشوري است و هرچند در بين مردم مخالف حكومت ، اين يك كار ناپسند و هزينه كردن از جيب مردم ايران است اما بهر حال هر حكومتي براي خودش منافعي تعريف مي كند و برايش هزينه مي كند . واين بين همه كشورهاي صاحب قدرت هست . اما يك چيزي در مورد اين آقايان فلسطيني هست كه من ديگر نمي توانم اين را با هيچ معياري قبول كنم . و آن نمك خوردن و نمك دان شكستن است .

مردم ما يا بيشتر مردم بهر حال در اين سالها پشتيبان مردم فلسطين بوده اند چه معنوي و چه مادي . حالا اين درست بوده يا نه كاري ندارم ولي بهر حال ما يعني ايرانيها بخاطر پشتيباني از مردم فلسطين و دشمني با اسرائيل تا حالا خيلي هزينه داده ايم و بسياري از گرفتاريهايي هم كه در دنيا براي ايران درست كرده اند بخاطر همين بوده است . بهر حال اسرائيليها بخاطر نفوذ و قدرتي كه در كشور هاي غربي دارند از دشمني حكومت ايران با خودشان كمال استفاده را برده اند . حالا بعد از اين همه حمايت و پشتيباني كه از مردم فلسطين كرده ايم و البته اين از نظر انساندوستي هم ارزشمند است .، بيايند و از دشمن مردم ايران قهرمان بسازند و برايش با پول ملت ايران عزاداري كنند ؟ موضوع صدام حسين را مي گويم . بعد از اعدام صدام همين جهاد اسلامي و گروه حماس كه الان ريسش در ايران است براي اين ديكتاتور كه الان عزيز و شهيد اعراب شده است مجالس عزاداري و به قول خودمان ترحيم بپا كردند . خوب اينها با پول كجا بود ؟ معلوم است حاميان مالي .يعني ايران . آخريش كه رسما اعلام شد همان 50 ميليون دلار بود . حالا اين جناب خالد مشعل چطور اينكار فلسطينيها را توجيه مي كند و دوباره طلب كمك دارد .؟ البته فعلا كه آقايان از كيسه خليفه مي بخشند و باكي همه ندارند . حالا آيا كمترين حق مردم ايران هست كه از اين آقا بخواهند كه بابت اين توهين به مردم ايران از آنها عذر خواهي كند يا باز بايد با جيبهاي پر پول برود و براي دشمنان مردم ايران سينه بزند . هر حكومتي كه به كشوري يا گروهي كمك مي كند از آن طرف منافع خودش و مردمش را هم ملاحظه مي كند ولي اينها انگار كه مردم را خر گير آورده اند . من شخصا موافق كمك به مردم فلسطينم اما نه اينطور كه پول و اعتبار مردم ايران خرج شود و كلي مصيبت بابت اين حمايت بدهيم و عاقبت اينطور مزد دستمان را بدهند . بايد به گوش مردم فلسطين بخوانند كه مردم ايران بيشتر از اعراب هم زبان و هم نژادشان برايشان هزينه كرده اند پس بايد حرمت اين فداكاري و حمايت را داشته باشند. ( احتمالا احمدی نژاد در عکس بالا همین حرف  هار ا می خواهد بزند که اینور مثل رومئو و ژولیت بهم چسبیده اند !!)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 0:28  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

خبر را شب هنگام و از خبر تلويزيون شنيدم . باورم نشد . تيز كه شدم ديدم انگار درست شنيدم . رسول ملاقلي پور بر اثر سكته مغزي درگذشت . كاملا غير منتظره . در سن 51 سالگي . گاهي اتقفاق وقتي هيچ انتظارش را نداري ميافتد .

رسول ملاقلي پور بي ترديد از نامداران و كارگردانان صاحب سبك سينماي جنگ بود.( اين كلمه بود عجب تلخ است ). من به حكم علاقه ام به سينما از ابتداي حضورش در سينماي جنگ كارهايش را ديده بودم . هنوز احساسي را كه وقت ديدن" پرواز در شب" اش داشتم فراموش نمي كنم . نوجوان بودم و حرارتي . براي كمتر فيلمي انقدر گريه كردم ( آن سالها فيلم پاپيون هم حسابي گريه ام را در آورد) . هرچند بعدها كه تجربه و مطالعاتم پيرامون سينما زياد شد نظرم عوض شده بود .

ملاقلي پور در روند فيلم سازيش حركتي رو به جلو داشت. از همان فيلم " بلمي به سوي ساحل" نشان داد كه فيلمسازي خوش قريحه و وارد به ابزار سينماست. در كارنامه سينمايي اش 16 فيلم سينمايي قرار دارد كه به جرات مي توان گفت چند اثر ماندگار سينماي جنگ متعلق به اوست . بخصوص فيلم" سفر به چزابه" و " نجات يافتگان " كه به عقيده بسياري از منتقدين بهترين كارهايش بحساب مي آيند.

رسول انسان شريفي هم بود . آدم دلسوز و رنج كشيده اي بود . من بخاطر همكاري چند تن از دوستانم سر فيلم "هيوا " از نزديك با او آشنا شدم . پر تحرك و خستگي ناپذير بود . آنهم با وضع دشوار فيلم جنگي ساختن در ايران . كار با سلاحهاي واقعي و خطرات بيشماري كه وجود داشت . اگر عشق نباشد هيچ كسي حاضر نيست در اين شرايط سخت فيلم جنگي بسازد . اما ملاقلي پور مي ساخت و چون نوع سينمايش هم پر اكشن بود. واقعا از جانش مايه مي گذاشت . شايد هم خيال مي كرد روز ي سر همين صحنه ها جانش را خواهد گذاشت اما تقديرش اين بود كه نه در جنوب سوزان و در صحنه هاي ساختگي جنگي بلكه در شمال سبز و در سفري تفريحي جهان را بدرود بگويد .

هنرمند به هنرش زنده است نه به نفسهايش . پس رسول هم مانند همه هنرمندان واقعي زنده است . دلم نمي خواهد مثل وقتهايي كه كسي مي ميرد و همه يكباره از او بهترين مي سازند حرف بزنم چون اينجور وقتها احساس بدي پيدا مي كنم اما واقعا با شناختي كه از او داشتم ( امان از اين افعال ماضي) هم به لحاظ انساني و هم هنري او را فردي بزرگ مي دانم .

روحش شاد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 22:33  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

بچه كه بودم برام عيد و سال جديد مثل همه بچه ها بويژه همنسلان خودم بسيار جذاب و دوست داشتني بود . اما الان كه سالهاست آدم بزرگ شدم بيشتر از خود عيد قبل از سال نو برام جذابيت داره . شور و حال ماه آخر سال يعني اسفند آدم رو بوجد مياره . خانه تكوني و خريد هاي دم عيد و جنب و جوش مردم شهر انگار ايرانيها رو تبديل به سرزنده ترين مردم دنيا در اين ايام مي كنه . هرچند همه اين اتفاقها ممكنه زيبا نباشه و تنگدستيهاي خانواده هاي فقير و كم بضاعت و چشم و هم چشميهاي مرسوم اين وقتها ، از شيريني سالي كه در راه هست كم مي كنه اما باز هم اسفند ماه براي همه ايرانيها يك معناي ديگه و شور و حال متفاوتي داره .

انگار همه شهر بيرون زدند و براي خريد و تدارك مقدمات سال نو اين و ر و انور مي زنن . با اين شلوغي و ترافيك ماشين و آدمها هم كه در هيچ وقت سال نمي شه تجربه كرد باز هم كسي حاضر نيست توي خونه بمونه . براي كاسبها و مغازه دارها هم كه عيد همين حالا ست كه بازارشون داغ داغه و براي بعضي بهترين فرصت تا بنجلهاي مغازه رو با ترفندهاي حراج و غيره به خلق لله غالب كنن و جيب هاي خالي و دستهاي پر روانه خانه بشن. اين وسط بچه ها خوشحالترين آدمها هستند و تا حدي خانمها و اوضاع بابا ي خونه كه گفتن نداره .

اين آخر سالي هم بيخيال مسائل سياسي و اين حرفها . چون همه دنبال نو كردن لباس و كفش و مبل و پرده ها هستند تا چيز ديگه . البته اگه اين بلا نسبت ريس جمهور عزيز و دولت ايشون دم سال نويي گند تازه اي نزنن چون همين گندي كه به قيمتهاي ميوه و مسكن زدن برامون بسه . خلاصه اينكه اولا مواظب همديگه باشيم تا توي اين ايام همه شاد باشن و اگه باري بر نمي داريم براي كسي باري نباشيم ودوم اينكه هر كي مي خوا د بره هركي مي خواد بياد ايرانيها عيدشون رو با هيچ چيزي عوض نمي كنن . راز ماندگاري اين مردم در گذر هزار ها سال و در برخورد با هزارها حكومت خوب و بد اين بوده كه تونستن در سخترين شرايط رسومات كهن خود شون رو زنده نگهدارند و با همه مصيبتهاي تاريخي باز شاد زندگي كنند و اين هنري است كه هر ملتي ندارد.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 22:22  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

بعد از يكي دو كاري كه با عكس در اين وبلاگ كردم واكنشهاي مثبت بقدري زياد بود كه بفكر افتادم يك وبلاگ مستقل طنز با گرايش عكس ايجاد كنم . البته من به دليل علائق شخصي و حرفه اي بيش از بيست سالي هست كه اهل عكس و عكاسي هستم ( در کنار نوشتن ) منتها اين قضيه بكلي متفاوته و من در اين وبلاگ و در هيچ جاي ديگري از عكسهاي خودم استفاده نمي كنم چون تمایل استفاده از نام رو به دليل رويه اين وبلاگ  ندارم و نمي خوام هم داشته باشم . در وبلاگ جديد كه اسمش رو همينطور و بي دليل ولي از روي طنز "آشغالدوني "گذاشتم هدفم كار با عكسهايي با مايه طنز و سرگرمي است . البته گرايش اصلي اين طنزها مسائل سياسي و اجتماعي است .

بيشتر اين عكسها دست نخورده و تنها با يك توضيح طنز استفاده مي شوندو بعضي ديگه كه جا داشته باشه با تغييراتي كامپيوتري در قالبي هزل گونه ارائه خواهد شد  . بيشتر سوژه ها هم بنا به علاقه شديد من به آقاي احمدي نژاد !! معظم له خواهند بود . اسم اين نوع كار را هم گذاشته ام " فتو كاريكاتور" . يعني همون دستمايه يك كاریكاتور دستي و طراحي شده كه اينجا با كار كامپيوتري به شكلي غلو آميز تغيير كرده . اين نوع كار ها رو بر چهره سياستمدارهايي مانند بوش زياد ديديد . مثلا چهره بوش كه به اندام يك زن يا يك شخص ديگري پيوند خورده و فضاي جذابي رو ايجاد نموده . اين نوع كار با عكس در دنياي آزاد كاملا پذيرفته شده و خود سوژه ها حتي اگه مثل بوش ريس يك كشوري هم باشند با اون مخالفتي ندارند بلكه كلي هم كيف مي كنند . براي بينندگان اين كارها هم يك زنگ تفريح مفيده !!.و هم یک اعتراض سیاسی . اين را گفتم چون مي خوام اينكار رو با ريس جمهور محبوب و ناز ايران!! هم شروع كنم هدف هم تمسخر يا تفريح نيست بلكه تمسخر و تفريحه !! پس آقايان لطفا ظرفيت داشته باشند . ( مثل این عکس )

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 22:18  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

دو روز پيش متن  اعتراضی  را  با عنوان بالا در  پرشین پتیشن ایجاد کرده ام  . متنش را بخوانید و اگر موافق با آن بوديد امضايش كنيد  مي توانيد با کلیک روی لوگوی اعتراض در وبلاگ (پایین) برای امضاء کردن اقدام کنید . اگر دارای وبلاگ یا سایت هستید هم می توانید یا قرار دادن تگ پایین لوگو به این حرکت جمعی کمک کنید .


متن اعتراض :

من اعتراض دارم ، پس هستم

شايد بگوييد اين ديگر چه نوع اعتراضي است . به چه چيز بايد معترض بود . تا موضوعي بيروني و عيني نباشد اعتراض بي معني خواهد بود و تنها يك ژست سياسي و روشنفكرانه بيش نيست . اما اگر اعتراض ما به همه چيز هايي باشد كه خوشايند انسان آگاه نيست ، اعتراض يه همه كساني كه صداي هيچ اعتراضي را بر نمي تابند و هيچ نگاه مخالفي را تحمل نمي كنند آنوقت ديگر اين يك عنوان بي معني نخواهد بود . اعتراض حق انسان آگاه و متعهد است . اعتراض لازمه يك جامعه دموكراتيك و آزاد و بيدار است . تنها زماني اعتراض واعتراض كردن بي معنا خواهد بود كه جامعه انساني عاري از هر ظلم و نابرابري شود . تا زماني كه آزادي ، برابري ، حقوق شهروندي در جامعه اي رعايت نمي شود ، اعتراض پا برجاست . حق اعتراض براي همه بايد باشد فارق از هر اعتقاد و جهت گيري سياسي .

بنابراين اعتراض ما به همه پديده هاي نامباركي است كه حقوق انسانها را كه خداوند برايشان قرار داده ناديده مي گيرد . صداي اعتراض ما براي همه آن چيزهايي ست كه ميخواهيم:

آزادي بيان و نفي سانسور و توقيف مطبوعات آزاد و فيلترينگ سايتهاي اينترنتي ، برسميت شناختن و رعايت آزادي هاي فردي ، نفي شكنجه و رفتار خشن با زندانيان و رعايت حقوق انها بويژه در مورد زندانيان سياسي ، حفظ و پاسداشت ميراثهاي كهن ايران و تكيه بر تاريخ ارزشمند و باستاني ايران در كنار احترام به ميراث ارزشمند اسلامي ، رعايت حقوق همه اقليتها مذهبي و قومي ايران و حضور برابر و مطابق با اصول دموكراسي در قدرت ، وجود رسانه هاي آزاد و غير دولتي در جامعه ، نفي جنگ ستيزي و حركتهاي تحريك آميز عليه منافع ملي ، توجه به همه ايرانيان در سراسر جهان و كمك به بازگشت آبرومندانه و آزادانه آنهابه زادگاهشان ، ووو بسيار موارد ديگر كه شما مي توانيد براي آنها صداي انتقادتان را بلند كنيد و بخواهيد كه به شما گوش فرا دهند .

ما هستيم و چون كشور خود را دوست مي داريم و به حق انساني خود آگاهيم ، پس به هر آنچه خلاف دموكراسي ، آزادي و حقوق بشر است ، اعتراض داريم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 22:28  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

مدتي است كه ماجراي اوضاع و احوال احمد باطبي و وخامت حالش بر سر زبانهاست وهر از چند گاهي در اين باره خبر یا شايعاتي به گوش مي رسد . وبلاگ نويسان و كلا اهالي ايراني اينترنت هم براي حمايت از او حسابي سنگ تمام گذاشته اند و هر كسي كاري مي كند . يكي امضاء مي گيرد ، يكي اعلاميه شخصي و گروهي مي دهد ، يكي خبر جعل مي كند تا هيجان قضيه را بالا ببرد و خلاصه خيلي ها يا از سر انسان دوستي و آزادي خواهي و يا از روي مسائل ديگرمشغول فعاليتند . البته بيشتر اين دوستان با همان نيات انساني و خير خواهانه اين اقدامات را انجام مي دهند . اخيرا هم خبري منتشر شد كه داستان احمد باطبي را بيشتر مورد توجه قرار داد و آن ربوده شدن همسر او بود . که هنوز صحتش معلوم نیست  رسانه هاي خارجي هم که در اين مدت روی آن مانور زیادی دادند. 

راستش من چون مورد باطبي به داستان فجايع كوي دانشگاه بر مي گردد و اتفاقات تاسف باري كه براي دانشجويان افتاد ، به او به عنوان يك دانشجو و جوان آزاديخواه و جسور احترام مي گذارم و براي همين زنداني شدنش انهم به جرم يك حركت احساسي(بالا بردن پیراهن خونین ) كه در اين شرايط يك عمل طبيعي است و تنها به خاطر چاپ عکسش در یک مجله معتبر خارجی ( اکونومیست )را كاري خلاف اصول انساني مي دانم . البته هيچ وقت به طور شفاف علت محكوميت او و امثال او  اعلام نشد شايد چون دليلي نداشتند . اقدام علیه امنیت ملی هم بسیار مبهم است  بنظر میرسید که دستگیری او و دیگران غير از يك تصفيه حساب سياسي جناح قدرت طلب چیز دیگری نباشد .. متاسفانه دولت خاتمي نيز در دوره خودش حركت موثري براي آزادی  امثال او انجام نداد . بگذريم .اما بنظرم مي رسد جريان تازه احمد باطبي يك جريان انحرافی است . البته حمايت از هر آدمي كه در بند زندان است  و حقوقش رعايت نمي شود كار درستي است و حركت جمعي براي حمايت از او كار بسيار خوب و لازمی است اما بنظر مي آيد حاميان اصلي اين سر و صدا ها بيشتر به احمد باطبي به چشم يك وسيله براي اهداف سياسي نگاه مي كنند تا يك كار انساني . و از احساسات جوانان هم كمال استفاده را مي كنند . در اين زمينه زياد مايل به گفتن نيستم چون ممكن است براي خيلي ها باعث سوء تفاهم شود و به دشمني با آزادي و حمايت از كارهاي جمهوري اسلامي محكوم شوم . متاسفانه در اين جور وقتها ، احساسات جاي تعقل را مي گيرد و چون اطلاعات هم شفاف نيست  و بشدت سیاسی است بسختي مي شود درست را از نادرست تشخیص داد و  حقیقت  رادرك كرد . در اين مدت در ميان انبوه مطالبي كه در باره باطبي ديدم كه بيشترش هم حالاتي احساسي و شاعرانه و با افكار انقلابي داشت تنها يادداشت حسين درخشان (+)از وبلاگ سرديبر خودم را پسنديدم كه به نكته ظريفي اشاره كرده است . اين گونه قهرمان سازيها كه به پشتوانه هاي ضعيفي هم متصل است كمکي به اينده نمي كند . فقط توجه را از مسائل اساسي وافراد نخبه سیاسي كه مي توانند به آينده ايران كمك كنند منحرف مي كند . بايد از آزادي احمد باطبي حمايت كرد و در برابر ستم به او ساكت نشد .ولي مواظب باشيم كه كساني از زنده يا مرده اش ، بت  نسازند . قهرمانان واقعي متفكران جامعه هستند .

براي او و همه آزادي خواهان در بند آرزوي سلامتي و آزادي دارم .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 2:42  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

آقا ملت هرچه مي خواهند بگويند ، من كه اين جوجه ي اعجوبه را تحسين مي كنم و او را از مردان بزرگ قرن اخير مي دانم كه آيندگان از او بعنوان نه تنها شهرام كه "آخوند رام " هم ياد خواهند كرد . دمت گرم و الحق كه نام شاهي را مادرت به درستي بر رويت گذاشته ، شيرش حلالت . همانطور كه همه ميلياردها تومني كه خردي و بردي و دادي و بخشيدي ، حلالت .

گورباباي هرچي مستضعف و بدبخته ، تو خوش باش و هزاران كساني كه حاميت بودند و حاميشان بودي . اي كاش يكي از آن ماموران خوشبختي كه آخرين بار تورا تا سرزمين مقصدت همراهي مي كردند من بودم بابا دست راستت زير سر ما . بخدا مرديم از بس تو اين مملكت زر سياسي زديم و نان لواش سق زديم . آن خنده مليح و شكرينت كه دل از طوطيان شكر شكن هندوستان هم ربوده ، من يكي را كه ديوانه و شيدا كرد ، مي خواهم عكس روي ماهت را با آن خنده ها كه بسي دلگشا تر از خنده دختركان شيرين لب است را در اتاقم بزنم . عزيزم از امروز تو محبوب مني دستم بگير . ..........حالم بده

( اين كاريكاتور را كه در روزنامه اعتماد(+) به چاپ رسيده و گويا تر از هر حرفي است در وبلاگ گذاشتم بعلاوه خنده  محبوبم را ..!)

 

 

یک توضیح برای این نوشته

بعضی از دوستان خواننده این مطلب در کامنتهایی که برایم کذاشته بودند به خاطر اینکه از شهرام جون تعریف کردم و چه و چه حسابی ما رو چلوندن . متاسفانه این دوستان متوجه لحن طنز و کنایه ای که در این نوشته بوده نشدند . و همون چیزی که نوشته شده برداشت کردند. خوب اینم نشونه ....چیزه دیگه  .حالا  دوتا شو برای رعایت حقوق خوانندگان  عزیز و مضمون حرفشون اینجا می گذارم .

*يعني انقدر خنگي كه براي كسيكه اموال تو رو خورده درود مي‌فرستي؟
واقعا كه در سرت چيزي جز پهن نداري (توسط:yes(

*كسي كه محبوبش خري چون او باشد پس خودش ..............................است(توسط:cheaps(

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 22:5  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

 

 

اين دو تا عكس متعلق به گشايش مجلس خبرگان است .در ميان عكسها، اين دو تا عكس خيلي نظرم را جلب كرد . شما حتما ، احساس احمدي نژاد و دوستانش را نسبت به هاشمي مي دانيد (به خصوص زن الهام + وزير فعلي و سخنگوي قبلي ) . حالا روايت تصويريش را هم در دو حالت مختلف ، يكي رودر و و ديگري پشت سر ببينيد . از اين مدرك محكمتر نمي شود . دم اين عكاسهاي پاپاراتزي خودمان گرم كه شش دانگ حواسشان جمع است و هيچ چيز از نگاه تيزبينشان دور نمي ماند .حالا شما خودتان اين حالتها را تفسير كنيد و انچه در دل احمدي نژاد مي گذرد را حدس بزنيد و يا يكي از اين چند گزينه را تيك بزيند .

!- آدم خويه پشت وروش يكي باشه .

2-احمدي نژاد با خودش " حالا ميخواي زير پاي منو خالي كني ..... @@@@

۳- تو عکس بالایی: ما خیلی ارادت داریم حضرت  آیت الله **** تو عکس پایینی : آخوند سرمایه دار عوضیه پ........

۴- آدمهاي دورو با ملتشان هم دورو هستند .

۵- چه رابطه خوبي بين مسئولين برقرار است خدا زيادشان كند

۶ - احمدي نژاد بنا به روش دولت مهرورزيش دارد به هاشمي مهر مي ورزد و عكس اولي هم نشانه همين است . خوب بين همه عاشقها گاهي هم اختلاف و دلخوري پيش مي آيد عكس دومي هم يعني كمي دلخوري . مهم نيست كه

۷-..........

۸-........

............

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 4:5  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

           حديث نفس           
 
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي  جدي تر .


         دسترسي ها            
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
         آخرين نوشته ها         
- مافياي سيگار محسن رضايي نيست بلكه سپاه پشت مافياي سيگار و مواد است
- یا حسين، اينجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است
- اقدامی پسندیده در سیما (حضور لوريس چكناواريان )
- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )
- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)
- به بهانه نمايش فيلم گاو در سيما
- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )
- آقاي وزير ، امنيت شهروندان در كجاي امنيت ملي جاي ميگيرد؟
- 13 آبان ، در همچنان بر همان پاشنه مي چرخد
- یکساله شدم با یک ماه سکوت
- و خداوند سعیده را آفرید
آخرين نوشته ها

    نوشته هاي پيشين      
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
       آرشيو موضوعي         
سیاسی-اجتماعی
فرهنگی-هنری
طنز سیاسی-اجتماعی
شعر-ادبیات
متفرقه
    پر بازديد ترينها ي اخير   

- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر

- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي

- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي

- پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور

- راه صحيح مبارزه با بد حجابي ، آزادي حجاب است/ 4 مرداد

- مصائب سربازی اجباری و نگاه انتقادی به آن/26 مرداد

            سايت ها             
محمد رضا شجریان
احمد شاملو
سهراب سپهري
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
حسين پناهي
خانه سينما
خانه تئاتر
خانه هنرمندان ایران
خانه موسيقي
دكتر سروش
محمد خاتمي
محسن كديور
مهاجراني و جميله كديور
شيرين عبادي
انوشه انصاري
خانه احزاب ايران
بانك اطلاعات نشريات
سایت بیطرف(مرجع)
وبلاگ آموزش مسائل جنسي
پايگاه اطلاع رساني پزشكان
بنیاد آشوکا
سعيده پور شاه نظري

           لوگو وبلاگ            

نوشته هاي يك عقل كل

 

               ديگران            

 
ليست وبلاگهای به روز شده Balatarin
گلچين وبلاگستان

 

براي حمايت از اين اعتراض تگ اين لوگو را در وبلاگتان بگذاريد

 

              خبرنامه