![]() |
||
|
|
|
از فردا يعني اول ارديبهشت قرار است نيروي انتظامي با آنچه بد حجابي در جامعه مي گويند برخورد عملي كند . در اين مدت هم در باره اين طرح اظهار نظرهاي متعددي شده چه توسط رسانه ها و چه مسئولين مملكتي . موافقين و مخالفين اين طرح هم نظرات خودشان را دارند .نيروي انتظامي هم كه مسئوليت اجرايي اين طرح را دارد فراتر از يك مجري ساده ، خودش هم مستقيم وارد اين منازعه شده و از آن دفاع كرده است . صحبتهاي اخير احمدي مقدم(+) ريس اين نيرو ، كه به تندي به مخالفين اين طرح حمله كرد اوج اين درگيري رسانه اي بود . بحث حجاب و آزاديهاي مردم در پوشش و انتخاب نوع آن از حرفهايي است كه در اين مملكت با نوع تفكر حاكمان آن بجايي نمي رسد . چه بخواهيم از ديدگاه ديني و شرعي به قضيه نگاه كنيم و چه از ديدگاه انساني . بين خود صنف ملاهاي ديني ( در معناي عامش ) در مورد پوشش صحيح زن در اسلام اختلاف نظر جدي هست . واقعيتهاي اول انقلاب هم نشان مي دهد كه طرز تلقي انقلابيها و حتي خود امام خميني در باره حجاب و روابط زن و مرد متفاوت با چند سال بعد از ان بوده است . اين انتقاد به خود امام خميني هم وارد است كه آنگونه كه در اوائل انفلاب با بعضي مسائل مانند همين مسئله حجاب و روابط زن و مرد برخورد داشت با آنچه بعد از تقويت حكومتش اتفاق افتاد متفاوت و بلكه در جاهايي متضاد بود . نشستهاي اوليه او با مردم در حاليكه اغلب زنان با مانتو و حتي روي باز در كنارش و كنار مردان مي نشستند از سندهاي تصويري آن دوران است . هنوز هم طرفدارانش نتوانستند جواب مناسبي به اين تناقضات بدهند . بگذريم . همانطور كه گفتم تا بحال آنچه خودش را بر اين طور بحثهاي نظري تحميل كرده و حتي حاكميت را به عقب نشيني از مواضع تند ش كه بيشتر توسط ملايان تند رو ي قم ديكته مي شود ، تحميل كرده جو جامعه است كه آزاديهاي فردي در پوشش را آرام آرام رواج داده است . البته براي كساني كه حتي ديد و تعصب مذهبي هم ندارند اوضاع پوشش اقليتي در شهرهاي بزرگي مثل تهران تاسف برانگيز است . رفتارهاي هر جامعه اي نشان از نوع تفكر آن جامعه و دلبستگيهاي آن دارد . جامعه شهري امروز ايران بشدت داراي بحران هويت است . هويتي كه بين ايراني بودن ، غربي شدن يا اسلامي بودن در حال گيج خوردن است . مخالفت با دستورات حكومت و نگاه فضول آن بر زندگي خصوصي مردم و به تنگ آمدن نسل تازه از رويكردهاي قديمي و تحت تاثير قرار گرفتن آنها از رسانه هاي مختلف ماهواره اي واينترنتي هم بيشتر به اين رويه كمك مي كند . بحث فساد اخلاقي و روسپي گري هم غوز بالاغوز جامعه بي هويت ايراني است . زياد وارد بحثهاي نظري نشويم . صحبت سر اين است كه برخورد انتظامي با بد حجابي و پوشش مردم مثل گذشته راه بجايي نخواهد برد و اين طرح مثل حركتهاي تو خالي گذشته ، بي نتيجه است و بعد از مدتي حتي نتيجه عكس خواهد داد . دليلش هم معلوم است . چون نه جامعه امروز ايران جامعه يك دستي است كه تابع فرامين آقايان باشد و نه جايگزين شايسته اي براي پوشش جلف امروز برخي خانمها وجود دارد . سالهاي سال حكومت ديني ايران به پوشش مردم بي توجه بود ه و به اسم اسلام به غريزه هاي طبيعي انساني در انتخاب زبيايي بي توجه بوده و آنرا نفي كرده است تازه چند سالي است كه حرفهاي تازه مي زنند و از زيبايي حرف ميزنند و بعضي از آخوندها روشنفكر متوجه اشتباهات گذشته شان شده اند .هر چند باز هم در بر همان پاشنه جاهليت مي چرخد . فشار حكومت در اين سالها براي جا انداختن حجاب برتر در رسانه دولتي صدا وسيما به كمك سريالها و مجريهايش هم نتيجه اي نداده است و مردم به فراخور سليقه و اعتقاد خود عمل مي كنند . جامعه ايران جامعه در حال گذار است و چنين جامه اي بشدت ملتهب و تاثير پذير مي شود . بايد بحث پوشش را از اختيار ملايان بي سواد و نا آشنا با مسائل روز خارج كرد . آن مرجع تقليدي كه در گوشه خانه اش در قم نشسته و تنها پل ارتباطش با دنياي خارج از خانه اش ، دفتر خودش و چاكران آستانش است نمي تواند براي جواناني كه در معرض حجوم همه نوع اطلاعات و تصوير از اينترت و ماهواره و غيره هستند خط مشي تعيين كند . بايد اين بحثها توسط ملايان روشنفكر و آشنا به مسائل روز و همين طور جامعه شناسان و رواشناسان مورد بررسي قرار گيرد . دين اسلام هم در دوره خودش برخوردي اينچنيني با مسائل روز داشته است و قرار نيست ما مشكلات امروزمان را با راه حلهاي 1400 سال پيش حل كنيم . اين خلاف عقل و درايت انساني است كه خداوند درانسان قرار داده است . براي همين است كه نتيجه نمي گيريم و مدام دور خود مي چرخيم . حالا كي مي خواهيم از اين سرگيجه خلاص شويم خدا مي داند . يك نگاه به كشورهاي ديگر اسلامي به خوبي نشان مي دهد كه چرا ما موفق نيستيم .شما در كشورهاي ديگر مثل مالزي يا كشورهاي عربي مثل لبنان زناني را مي بينيد كه حجاب بسيار زيبايي دارند چون در آن كشورها اجباري براي پوشش نيست و اگر كسي حجاب دارد خود انتخاب كرده اند براي همين در آن كشورها بد حجابي معني ندارد . يا حجاب هست يا نيست . اين همه شكل و شمايل اجق وجق مانند ايران هم نيست . حجاب اجباري نتيجه اش همين است كه در دور و برمان مي بينيم . اسلام اجباري هم همين است كه مي بينيم . اصولا هر چيز حتي خوب هم اگر به اجبار باشد نتيجه معكوس خواهد داد .، چون خلاف روحيه انسانها است . خداوند ما را آزاد آفريد و عقل و درايت داد تا با آزادي تصميم بگيريم . ولي اين انسانهاي خود خواه و خود محور و كم شعور هستند كه بجاي خدا مي نشينند و ديگران را به نام خدا در بند مي كنند . ما شعور و قضاوت خدا را هم مانند خودمان فرض كرده ايم براي همين است كه مدام براي ديگران به اسم دين و چيزهاي ديگر رهنمود اخلاقي مي دهيم . خلاصه مطلب اينكه اين ره كه تو مي روي جانا نه به تركستان كه به هيچ جا نيست . البته در دولت فخيمه احمدي نژاد كه ريس نيروي انتظاميش هم احمدي ديگري است جز اين نبايد انتظار داشت . بنابراين مي نشينيم تا ببينم آيا مي شود با چماق روسريهاي زنان را جلو كشيد يا پاچه ها را بلند تر کرد یا نه ؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ با تشکر از دوستانی که نظرشان را ابراز کردند . چند تا از نظرات دوستان را اینجا می آورم .از بقیه دوستان موافق و مخالف مطلب هم تشکر. رضا مطلب جالبی نوشتید . براستی معلوم نیست که چرا طرحی که در همه این سالها موفق نبوده دوباره دارند اجرا می کنند . حجاب امر شخصی است و حکومت بناید در آن دخالت کند فکر نمی کنم اسلام هم چنین نظری داشته باشد ولی متاسفانه فعلا بقول شما دور دست ملاهای ناآگاه است . افسانه .م مطلب قشنگی بود . واقعا جای تاسف دارد وقتی برخوردها ی نیروی انتظمی را با خانمها دیدم .اینها یک عده پلیس زن را در خیابان آورده اند و به طرز خنده داری دارند مثلا جلوی بی حجابی را می گیرند . من با پوشش بعضی از اینها موافق نیستم ولی این روش نتیجه عکس می دهد . کیوان ممنون از مقاله خوبتان. مساله اينست كه دايره طرح ابلهانه به دامن! پسران نيز كشيده است! اين مبارزه با بدحجابي نيست،گير دادن وخالي كردن عقده هاست به نسل جوان. چه معني ميدهد معني كردن شلوار فاق كوتاه و تي شرت بدن نما و ..!!! مگر قرون وسطاست؟!
ناشناس دوست عزیز به نظر م شما از آندسته آدمهایی هستید که از جلوه گری زنان بدتان نمی آید . شاید کیف هم می کنید . به نظر جنابعالی که عقل کل هم هستید چه راهی برای جلوگیری از این فساد اخلاقی که هر روز هم بدتر می شود وجود دارد ؟ البته اگر به این چیزها اعتقاد داری ؟البته راه زور مناسب نیست ولی این بار نیروی انتظامی با روش مناسبتری از سالهای قبل برخورد می کند . این مسئله هم ارتباطی به احمدی نژاد ندارد که شما مدام عقده تان را سر او خالی می کنید .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 15:15 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
|
|
|
بعد از آزادي ملوانان انگليسي و باز گشت سرافرازانه شان به ميهن عزيزشان انگليس ! ، همراه با پيشكشهاي اهدايي دولت كريمه آقاي احمدي نژاد و بدرقه باشكوه توسط ايشان و جمعي از سياست مداران با ربط و بي ربط (+) جمهوري اسلامي و تغيير موضع ناجوانمردانه آن 14 ملوان نمك نشناس و حرفها و تهمتهاي زشت ناجوانزنانه آن يكي زن ملوان انگليسي كه با كمال بي ادبي چارقد خوشگل اهدايي آقاي احمدي نژاد را مثل چيز نجس دستش گرفت (+) براي پيشگيري از هر گونه اقدام مشابه ديگر ملوانان كشورهاي متخاصم و سوء استفاده مجدد از رافت اسلامي و حال اساسي دولت كريمه و عظيمه ايشان ، چند تا پيشنهاد توپ دارم كه اگر معظمه اله گوش بدهند دفعه ديگرعمرا رو دست نخوريم و ريشمان هم از هر گونه خنده مدعيان جهاني در امان خواهد بود . ناگفته پيداست كه اين پيشنهادات داراي همه گونه خدمات بعد از ارائه خواهد بود بشرطي كه اين آقاي رحيم مشايي دور وبر معظم اله كمتر آفتابي شود چون اينجانب شديدا از پر رويي اين مقام جلف و نخود هر آشي شدن وي ، بدم مي آيد . اما راهكارهاي بنده و جمعي از رفقا : 1- پيشنهاد مي شود قبل از هر كاري خطوط مرز آبي كشور با آبهاي بين المللي خط كشي شود و چند تا دكل و نگهبان برايشان در نظر گرفته شده تا هر كه پايش را اين ور گذاشت خطا حساب شده و سريعا بازداشت شود . براي اينكه متجاوزين بعدا زير قضيه نزنند هم بهتر است چند تا دوربين مخفي در اطراف خطوط مرزي كار گذاشته شود تا به محض اينكه خواستند زيرش بزنند و با مرزبانان دلير مان درگير شوند يك مجري با مزه بپرد جلو و بگويد : لطفا لبخند بزنيد شما درخاك ايران و جلوي دوربين مخفي قرار داريد . بهتر است اين برنامه به طور مستقيم و از شبكه هاي العالم ، جام جم ، الجزيره و چند تا شبكه 24 ساعته پخش شود . 2- اگر ترفند اول كارگر نيافتاد و باز ملوانان به زور آمدند اين ور . و اول با تهديد و بعد با خواهش و تمنا خواستند كه باز داشتشان كنيم ، ابتدا نگاه كنيم ببينيم در ميانشان جنس مخالف هست يا نه . اگر نبود به گزينه سوم برويد و لي اگر خداي نكرده ضعيفه اي همراهشان بود بي برو برگرد خط مرزي را كمي داخل بكشيم و عذر شان را بخواهيم و اگر باز دوباره اينطرف آمدند آنقدر اين كار را ادامه دهيم تا بالاخره رويشان كم بشود و بروند و اخر سر اگر اينهم نشد و نزديك خشكي شديم ، بناچار فقط مردهايشان را دستگير كنيم .و يك ويزاي توريستي به ضعيفه اجنبي بدهيم و هيچ مسئوليتي هم قبول نكينم . ( در اين گزينه اسفنديار رحيم مشايي بدرد مي خورد !!) 3- در همان ابتداي دستگيري از همه مردان ملوان ( باز هم تاكيد مي كنم اگر درد سر اضافي نمي خواهيد زنان ملوان را بي خيال شويد ) تعهد كتبي بگيريد كه حرف اول و آخرشان يكي باشد و حرف اولشان را هم بعدا و سر فرصت بهشان بياموزيد . 4-اين قسمت بسته به تعداد ملوانان زبل و كشور متبوعشان ، برخورد و راهكار ارائه شده فرق مي كند . مثلا براي تعداد زير 10 نفر اقامت 20 روزه همراه با لباس مارك دار ، صبح و شام و عصرانه با خاويار ايراني ، بازي كنسول 3 پلي استيشن و ديدار با مراجع معظم تقليد براي ا سلام آوردن احتمالي چند تنشان مناسب خواهد بود . براي تعداد كمتر نيز سفر به عتبات عاليات براي انجام توبه و ندامت و بازديد از تخت جمشيد براي خر فهم كردن ايشان نسبت به شكوه و جلال تاريخي ايرانيان توصيه مي گردد . اما در مورد كشورهاي متبوعشان ، اگر انگليسي بودند كه همان اول قايقشان را چپ كنيد و شتر ديدي نديدي ! اما اگر آلماني ، فرانسوي يا اسرائيلي بودند .و يا هر يك از كشورهايي كه سرشان به تنشان مي ارزيد مي توانيد مراحل بعدي را ادامه دهيد . در مورد ملوانان آمريكايي نظر خاصي ندارم . 5- بهتر است در مدت اقامت ملوانان در كشور نسبت به چاپ كتاب خاطراتشان تحت نامهاي جذاب و زيبا سريعا اقدام كرده و قبل از بازگشت آنها به كشورشان در سطح بين المللي و به چند زبان منتشر گردد تا بعد از بازگشت به وطن چيزي براي بازگو كردن و خاطره نويسي نداشته باشند . در اينجا بهتر است حق تاليف اين خاطرات به قيمت روز توسط انتشاراتي ها خريداري شده و حتي زمينه بستن قرار داد با نشريات و انتشارات بزرگ بين المللي را برايشان فراهم كنيم . بهر حال زندگي خرج داره ديگه. 6- از آنجا كه ممكن است اين ملوانان براي راهيابي به هاليوود و كسب معروفيت بعد از بازگشت دست به هر حركتي جلوي دوربينهاي جهاني بزنند بهتر است در همين كشور خودمان در اين مدت 2، 3 نقش توپ برايشان دست و پا كنيم تا كاملا ارضاء شوند براي اينكار صدا وسيما بهترين گزينه براي سر هم كردن يك سناريوي آبکی با نكات آموزنده اخلاقي و ديني است. و اگر در اين فیلمها يا سريالها، براي ملوانا ن يكي دو تا عروسي و خواستگاري به سبك ايراني !! هم مهيا شود نور علي نور است و خدا را چه ديديد شايد همينجا ماندگار شدند . 7- بهتر است در تمام مدت اقامت اين مهمانان ناخوانده ، دوربين از تمام مراحل اقامتشان بصورت زنده براي جهانيان فيلم نمايش دهد . حتي براي محكم كاري و بستن دهان مغرضان بين المللي بالاخص بوش و كاندوليزا از مراحل wc و ديگر اعمال شخصي ايشان هم فيلم مستند و زنده نمايش داده شود .8-در اين مدت امكانات ارتباط با خانواده و خويشان را با بهترين امكانات روز همچون اينترنت پر سرعت و ويدئو كنفرانس مهيا نموده و امكان ارسال دعوت نامه را نيز برايشان مهيا كنيم . 9 - با وجود اينهمه تمهيدات براي راحتي و آسايش ملوانان ، در صورت وخيم شدن بحران ملوان گيري و كشيده شدن پاي سازمان ملل و شوراي امنيت ، بهتر است سريعا و در يكي از مناسبتهاي مربوط ونامربوط شمسي يا ميلادي يا باكومبايي زمينه آزادي اين عزيزان را در يك مراسم با شكوه و ضمن اعطاي مدال لياقت به يكي از بندگان خداي داخلي فراهم كنيم . 10 - در مراسم رسمي بدرقه دوستان ( تو اين مدت دوست شديم ديگه ) بهتر است ضمن گرفتن عكسهاي يادگاري با شخصيتهاي مملكتي در يك كنفرانس مطبوعاتي اعترافات صريح ايشان مبني بر خوش گذشتن و درجات بالاي مهمان نوازي ايرانيان را اخذ نماييم تا بعدا حرفي نباشد . در نهايت با يك پرواز اختصاصي و كلي هدايا و پول تو جيبي آنها را به خدا بسپاريم . خلاصه تمام كارها را براي نمك گير كردنشان انجام داده و قول سفر بعدي را بهشان بدهيد . در اينصورت بعد از آزادي و بازگشت هرگز حرف بدي نخواهند زد . در صورت موثر نبودن اين اقدامات ، بهتر است اين بار ملوانان خودمان را به مرزهاي آبي آنها بفرستيد تا كمي از آنها راهكار ياد بگيريم . والسلام.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 20:27 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
|
|
|
اول فيلم بعد كارگردان: بگذاريد همين اول ، موضع خودم را در برابر فيلم اخراجي ها مشخص كنم . اخراجي ها در سينمابي امروز ما يك پديده است . فروش استثنايي اش هم همين را مي گويد . اين به معني ارزيابي مثبت از فيلم نيست اما به اين معناست كه فيلم چه به لحاظ محتوا ، داستان و شخصيتهايش از يك طرف و بعد زمينه هاي مطرح شدنش و مقدماتي كه موجب تبليغش پيش از اكران شد يك اتفاق مهم درسبنما بويژه سينماي جنگي ايران است كه هر كدام بايد از منظر خودش بررسي شود .فروش فوق العاده فيلم كه يك اتفاق مبارك در سينماي ماست را هم بايد به اين پديده گي بودن فيلم اضافه كرد . اخراجي ها جزو سينماي بدنه، بحساب مي آيد بنابراين نبايد از نظر هنري از آن انتظار زيادي داشت . و آن را بايد در همين بخش ديد و سنجيد . سينماي بدنه سينمايي است كه انتظارت اقتصادي صنعت سينماي كشور را بر آورده مي كند و حيات سينما در گرو اين نوع سينماست چون چرخه اقتصادي سينماي بدون سوبسيد و قائم به خود از آن شكل مي گيرد اگر اين نوع سينماكه مخاطبينش عامه مردم هستند سرپا باشد سينماي هنري نيز از آن ارتزاق خواهد كرد . بنابراين موفقيت هر فيلمي ازاين دست بايد به فال نيك گرفته شود چون همانطور كه گفتم حيات سينماي وابسته به آن است . بخصوص كه سينماي جنگي يا همان سينماي دفاع مقدس در تمام اين سالها وابسته به كمك هاي دولتي بوده وهست بويژه سينمايي كه نبرد و اكشن بستر اصلي كارش بوده و معمولا هم اين جور فيلمها بدليل لحن شعاري ، غير واقعي و تحميليشان از نظر گيشه كارهاي موفقي نيوده اند و كمتر به فروشهاي اول دست پيدا كرده اند و از نظر يك سينماي موفق تجاري كه بتواند بازدهي داشته و سرمايه اش را باز گرداند به آنها نگاه نمي شده و سينماي بشدت سوبسيدي بحساب مي آيند . با اين توصيفات اخراجي ها فارق از ضعف و قوتهاي سينماييش بلحاظ تجاري و اقتصاد سينما و در دوران رسانه هاي رقيب و بازار كپي هاي غير قانوني كه كمر يك فيلم را درهمان اول كار مي شكند ، يك پديده ميمون و مبارك است كه براي همين بايد به كارگردانش و عوامل تهيه آن تبريك گفت .در اين وانفساي سرقتهاي روي پرده كه يك فيلم را در همان ابتداي كار زمين گير ميكند كار كارگردان و تهيه كننده در سبقت گرفتن از اين دزدان فرهنگي و رسيدن به امار فروش بيش از يك ميليارد و چند صد هزار توماني كار ي ستودني است هرچند بالاخره اين مافياي هزار دستان توانست هر طور شده فيلم را به صورت سي دي هاي غير مجاز منتشر كند و متاسفانه مردم " هنر دوست ولي هنرمند كش " باز هم از آنها حمايت كردند! بعد از اين قضيه هم ده نمكي ، اينجا و انجا به اين و آن ناسزا گفت و متهم كرد و خط و نشان كشيد . .بسيار مايل بودم در همين نوشته به نقد محتوايي و ساختاري فيلم بپردازم اما موارد حاشيه اي زياد كه برخي مثل همينها كه گفتم و مهم بود باعث شد آن را به بعد موكول كنم و اجالتا به همين موارد حاشيه اي بپردازم.يكي همين موضعگيريهاي ده نمكي و جريان اكران فيلمش بود كه متاسفانه باز چهره ديگر ده نمكي را كه به گذشته اش بسيار شبيه است علم كرد.
اول كارگردان بعد فيلم: در مورد ده نمكي ، من موضعم روشن است . من او را به عنوان يك سينما گر تازه كار كه در اين زمينه كاملا مستعد و جسور است مي پسندم و در جاهايي تحسين مي كنم و از طرفي از ده نمكي بعنوان يك فرد متعصب مذهبي كه اين تعصبش در كارنامه فعاليتهاي اجتماعي و سياسيش موجب خسارت و صدمه به بسياري شده است منزجرم . كارنامه ده نمكي قبل از ورودش به سينما و به دست گرفتن دوربين و ساخت مستند اجتماعي از زندگي زنان آسيب ديده اجتماعي ، كارنامه اي تيره و تار است . قلم او مملو از خشونت هاي كلامي و پرده دري هاي اخلاقي است ، مملو از بي حيثيت كردن انسانها و حتك حرمتها به نام دين و حزب الله .مملو از خشونت عليه مردم و جوانان ايران و خواست عامه مردم ايران است او بعنوان يكي از سركردگان گروهك انصار كه متاسفانه اسم شريف حزب الله را هم يدك مي كشيدند دردهه هفتاد آلت دست قدرت طلبان تماميت خواه شدند و يكي از سياه ترين دوران خشونت هاي مذهبي را دامن زدند . متاسفانه هنوز هم وقتي ده نمكي حرف مي زند يا قلم بدست مي گيرد ، تراوشات همان ترشحات زننده ، از قلم و زبانش مي چكد . عكس العملهاي تند ده نمكي بعد از اعلام نتايج جشنواره فجر و حالا موضعگيريهاي تندش در قبال حواشي نمايش فيلمش از همين دست است . وقتي برخي از نوشته هاي وبلاگش و الفاظي را كه براي باصطلاح دشمنانش به كار مي برد مي خواندم ، خنده ام گرفته بود .الفاظي مانند فاشيست ، چماقدار و.. عجب روزگاريست حالا " داعي خود مدعي شده است" اماهمين ده نمكي وقتي دوربين در دست دارد ده نمكي ديگري است . جسارتش در بيان درد هاي اجتماعي زناني كه به خود فروشي براي كسب نان تن مي دهند در دو گانه فقر و فحشا بسيار ستودني است . و در همين اخراجي ها نيز جسارت بيان واقعياتي از زندگي رزمنده ها و ديد تازه به انها نيز كار ارزشمندي است . گاهي از اينهمه تفاوت در يك آدم تعجب مي كنم . ده نمكي هنرمند و ده نمكي بي هنر چماقدار كه امروز ديگر چماقش بي اثر شده و خريدار ندارد اما فيلمش خيلي مي فروشد . اميدوارم روزي ده نمكي جسارت مواجه شدن با گذشته اش را داشته باشد و همانطور جسارت ابراز ندامت از آنچه كرد . و گرنه تا روح انساني در كسي ايجاد نشود هنرش پشيزي نمي ارزد . امثال ده نمكي ميتوانند در عرصه هاي تازه به مردم و كشورشان خدمت كنند همانگونه كه در دوران دفاع از مرز و بوم ايران در برابر دشمن متجاوز خدمت كردند . براي او ابتدا آگاهي و بصيرت در مورد گذشته اش و در ادامه هنر واقعي آرزو مندم .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 16:29 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
|
|
|
توضيح : اين مطلب را سعي كردم به مناسبت تولد پيامبر ديروز در وبلاگ قرار دهم ولي هر چه سعي كردم نشد .نمي دانم بلاگفا مشكل پيدا كرده بود يا ISP . بهر حال با اين وضع خطوط اينترنت و مشكلاتي كه براي سايتها ايجاد مي كنند كار ديگري نمي شود كرد وبايد تحمل كرد.
بي ترديد براي مسلمانان نامي بزرگتر و انساني ارجمند تر از محمد نيست. اما آيا در ديار ما نيز چنين است؟ ما ايرانيها چه بحكم جبر تازيان و چه شايستگيهاي محمد و دينش ، آن را پذيرفتيم و امروز بيشتر ما چه بحكم شناخت و چه به جبر شناسنامه مسلمانيم.و البته بيشترمان از نوع شيعي آن . جدا از بحثهاي معرفت شناختي كه هر كس بايد خود ، در زمان بلوغ فكري به دنبال شناخت مسير زندگيش و فلسفه آن بگردد و نوعي از جهانبيني را كه مي فهمد انتخاب كند ، واقعيتهايي هم در حيات ما ايرانيها ي مسلمان و حتي ديگر مسلمانان جهان هست كه نمي شود آنها را كتمان كرد و نديد . و آن شناخت درست دين و پيام آور آن است .در اين وبلاگ قصد بحث جدي نظري آنهم در خصوص دين ندارم .چون مي دانم معمولا مخاطبين همراه يا گذري من تمايل يا كشش انراندارند و در اين سالها هم به لطف جمهوري اسلامي بقدر كافي دين زده و دين گريز شده اند بويژه كه در اين كشور عموم مردم عادت كرده اند دين را از دين فروشان رسمي جامعه يعني ملايان ( در معني اخص كلمه ) بياموزند و يا آنها را نماينده دين خود بدانند .براي همين چون در اين سالها كجي و ناراستي فراوان از آنها ديده اند به دين خود نيز كج باور شده اند بويژه در ميان نسل تازه. متاسفانه در باور امروز فرقه شيعه كه در ايران اكثريت دارد ، محمد و آموزه هاي او هنوز غريب است هر چند ادعاها عكس اين است. هويت بسياري از فرزندان و خاندان او كه با نام امامان مي شناسيم بر نام محمد سايه انداخته است .حتي نامي چون ابوالفضل كه در باور ما حتي امام نيست بر او رجحان پيدا كرده وكم نيستند مردمي كه هر چند از روي نيتهاي پاك در گرفتاري زندگيشان به شخصيتهاي دست چندم شيعه توسل مي جويند . كاخهاي زرين مانند معابد باشكوه دل مردم ساده دل را ربوده است واين كفري است كه در شيعيان رخنه كرده و باورشان را از اسلام حقيقي دور كرده است . براي توجيه اينگونه رفتارهاي غلط متاسفانه باز همان متوليان رسمي هستند كه حديث مي تراشند و روضه خواني مي كنند . در برابر انحراف عامه مردم از دين جماعت ملايان امروز ايران افرادي ناتوانند كه خود به اين كارها ي خرافي دامن مي زنند .ديگر افرادي در ميان ملايان ديني امثال مطهري و مرحوم طباطبايي نيست . كساني كه جسارت برخورد با انحراف در صنفشان را داشتند و ديد وسيعي از دين عرضه مي كردند . هر چند در شعارها ومراسمهاي تو خالي از انها تقدير مي شود . حكومت سال گذشته را سال پيامبر اعظم نامگذاري كرده بود اما جز رفتارهاي تبليغي و رسانه اي و عوامفريبي چيز ديگري نصيب نشد . در اخبارشان صلوات فرستادند و نام پیامبر از اكرم به اعظم ارتقاء پيدا كرد اما باز در بر پاشنه جاهليت مي چرخيد .رسوايي سوال هاي آزمون معلمان هم نشان داد كه چقدر در دينداري و اعتقاد به پيامبر صادقند .جالب است كه امسال را هم سال اتحاد اسلامي قرار داده اند اما با اين تبليغات تفرقه افكن بيشترين ضربه به اتحاد را خودشان زده اند . راه محمد امروز در ميان سني و شيعه و ديگر فرقه ها راه گم شده ايست . محمد ، زرتشت ، مسيح و بودا چه از جانب خدا امده باشند يانه ، مردان بزرگ و نوابغي بودند كه براي بهتر شدن جهان و اصلاح انسان قدم برداشتند . هر كدام با سلاحي و روشي . اين حق هر كسي است كه بسته به فهم و تعقل خود راهي را برگزيند . اما اين راه نبايد انسانها را از هم دور كند .والا جهان ، عرصه نبرد عقيده ها خواهد شد چيزي كه امروز هم تا حدي اتفاق افتاده است . افراد جاهلي كه سعي مي كنند به اسم روشنفكري و از اين اسامي پر زرق و برق چهره پيشوايان بزرگ دينها را خراب كنند آتش بيار اين جنگ مي شوند . راه اصلاح تنها آگاهي است والا هر آدم معتقدي در برابر توهين به معتقداتش مي ايستد و حاصلش خشونت است و بس . باز شناسي محمد و راه او به مسائل ظاهري نيست . بايد خرافه ها را پاك كرد. براي شناخت درست اسلام و به روز كردن آن متناسب با نياز هاي امروز بايد آنها را باز خواني كرد و براي اينكار نبايد از ملايان كه بقول مرحوم شريعتي در چنبره عوام گير كرده اند و براي خوشنودي آنها سخن مي گويند تبعيت كرد . دين متعلق به همه است و همه حق اظهار نظر در باره آن دارند منتها با توجه به دانش و سوادشان وبراي اين كار آخوند و غير آخوند ندارد . در سيره محمد و دين او اسلام و كتابش قران ، زيباييهاي بسياري قرار دارد .بايد زيباييهايش را جستجو كرد. همه اديان اگر توانسته اند پيرواني براي خود داشته باشند حتما داراي اين زيباييها بوده اند و الا هيچ انساني را به اجبار نمي توان پايبند چيزي نگه داشت.براي همدل بودن لازم نيست بدانيم كه ديگري چه ديني دارد چرا كه اصول انساني در مكاتب مختلف يكسان است . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بعد از چاپ این مطلب در وبلاگ عکس العملهای زیادی توسط خوانندگان چه توسط کامنتها و چه میل دریافت کردم که اول از موافق و مخالف تشکر می کنم و بعد چون اکثر این نظرات مثبت و تایید نوشته بود نشان می دهد که به خطا نرفته ام البته برخی دوستان لحن نوشته را تند و یا توهین آمیز خوانده بودند و نظراتی شبیه به آنچه در این سالها در مورد مقدسات تبلیغ شده اظهار کرده اند . خوب نظر همه محترم است . و چون در این وبلاگ قصد پرسش وپاسخ و یا مجادله نظری ندارم پس به همین مقدار بسنده می کنم . شناخت مسائل مذهبی تنها با توجه علمی بدست می آید و من هم چنین ادعایی ندارم اما هر چه هست نتیجه دینداری باید مثبت و در خدمت انسانها باشد . حالا خودتان قضاوت کنید که رسم دینداری ما چه طور است ؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:26 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
|
|
|
بالاخره داستان مهيج بازداشت ملوانان انگليسي با شوي تلويزيوني و اينتر نشنال آقاي احمدي نژاد به پايان رسيد و آنها به كشورشان باز گشتند (یعنی قراره باز گردند ). وقتي امروز جريان اين خبر و نمايش تلويزيونيش را مي ديدم بي اختيار ياد شوهاي تلويزيوني افتادم .منتها يك شوي ضعيف كه طراح صحنه اش چندان هم اصول هنري و زيبايي شناسي را رعايت نكرده بود و لي با اين وجود باز هم مي تواند عوام الناس را كه معمولا از همين سريالهاي آبكي خوششان مي آيد تحت تاثير قرار دهد وبا يك تعليق جالب سر بزنگاه سكانس پاياني را اجرا كنند بويژه كه اينبار شوي اقاي احمدي نژاد شوي جهاني بود و از كانالهاي متعدد در دنيا به طور مستقيم پخش مي شد . اگر به اول و آخر اين شو خوب توجه كنيد بيشتر متوجه منظورمن مي شويد . اولش كه با اهدا مدال شجاعت به فرمانده يگان دريايي سپاه شروع شد آنهم در يك كنفرانس خبري ، چيزي كه در هيچ كجاي دنيا به اين شكل خنده دار مرسوم نيست . و بعد بيانيه طولاني آقاي احمدي نژاد براي مقدمه چيني اعلام آزادي اسراي بازداشتي به خاطر رآفت اسلامي و ايام ميلاد پيامبر و عروج مسيح و عيد پسح !! يالالعجب . از شنيدن اين آخري داشتم شاخ در مي آوردم . احمد نژاد و عيد پسح . .و بعد از پايان كنفرانس ديدار با يكايك ملوانان انگليس و بقيه داستان .همه بسيار حساب شده كنار هم قرار گرفته بود و سناريستهاي اين شوي آزادي توانستند به موقع و ودر يك موضع برتر فيلمشان را به نمايش بگذارند .خوب وقايع سياست در دنياي امروز شبيه فيلم است كه براي مردم به نمايش مي كذارند .برخي مثل ماجراي عراق خونين و اكشن و طولاني مي شود و برخي مثل اين ماجرا زود از پرده كنار مي رود و كمي هيجان و آخرش همه چيز به خوبي خوشي تمام مي شود . احمدي نژاد از همان اول كارش هم نشان داده بود كه شومن خوبي است و خيلي به ديده شدن و كارهاي نمايشي علاقه دارد . ظرف اين دوساله هم خيلي روي صحنه نمايش براي ما و دنيا اجرا كرده است كه بسياريش نخ نما و بعضي ديگر مضحك شد. او حتي در زير ظاهر ساده و بي آلايشش ميل به مطرح شدن بسيار دارد . كارهايي هم كه در اين كنفرانس براي اعلام آزادي ملوانان كرد از همين جنس بود البته اين بخودي خود اشكالي ندارد چون همه سياست مداران موفق يا غير موفق دنيا يكچهره شومني هم دارند و خوششان مي آيد مانند چهره هاي محبوب هنري و اجتماعي بر صحنه و جلوي دوربينها ظاهر شوند منتها بعضي مانند بوش سوتي ميدهند و مثل خنگها مي مانند و بعضي مانند احمدي نژاد به بازيگر دست چندم با حرفهاي دست اول و جنجالي .
بهرحال با توجه به .واكنشهاي عمدتا مثبت كشورهاي غربي به اين ماجرا و استيصالي كه انگليسيها براي پايان دادن آبرومند آن پيدا كرده بودند بايد گفت دولت ايران به شكلي مناسب اين ماجرا را مديريت كرد و به پايان رساند و احتمالا امتيازاتي هم از طرف غربي گرفت مثل ازادي دبير دوم سفارت ايران در عراق و امكان ملاقات و كسب خبر از گروگانهاي ربوده شده در كنسولگري ايران در اربيل و شايد ديگر توافقات پشت پرده . با و جود قدرتمند بودن طرفهاي مقابل ايران و قدرت سياسي و بين المللي كه در اختيار دارند اين ماجرا و پايانش برگ برنده اي براي ايران شد هرچند بدون ضايعات هم نبود ! اما نقاط برتري و مثبتش بر نقاط منفي و ضعفش مي چربيد .بخصوص كه اين انگليسيهاي سياست باز و مكار اينبار اسير سياست پيشدستانه ايران شدند و دولت بلر ضمن تحقير شدن ، نتوانست كار مثبتي از پيش ببرد و به استيصال افتاد . . تحقير انگليسيها كه شخصا از دولت شان بخاطر سوابق استعماريش متنفرم نكته مثبت اين ماجرا بود.البته كم نيستند از مردمانشان هم كه هنوز خيال مي كنند هنوز سرور عالم هستند بهر حال همينكه اين داستان به يك درگيري و معضل تازه تبديل نشد جاي خوشحالي دارد .البته تهديدهاي خارجي هم بي تاثير نبود و ايرانيها فهميده بودند كه اگر اين ماجرا را بيشتر از حد كش دهند مي تواند به ضررشان تمام شود بنابراين در لحظه مناسب با يك صحنه سازي و مقدمات نسبتا مناسب به پايان بردند و دست طرفشان را خواندند . خوب اين نشان مي دهد كه بعد از 27 سال كمي سياست بلد شده ايم .ولي جاي چرچيل خالي بود چون ابن بلر كه دست كمي از ارباب بوش ندارد فقط سوات و قيافه اش بهتر است !!.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 3:9 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
|
|
|
دروغ 13 از اون رسم هاي تازه ايست كه در سنت ايرانيها هيچ جايي ندارد . به دليل ارزش و اعتباري كه راستي و درستكاري در دين باستاني ما يعني زرتشتي دارد هيچگاه اين قضيه در سنتهاي نوروزي و به طور خاصش 13 نوروز يا همان "13 بدر " خودمان وجود نداشته و محصول همين سالهاي اخير و به تقليد از رسم اول آوريل غربيهاست . حالا چرا اينرا پيش كشيدم و آيا منظورم اينست كه اين كار بدي است يا نه و يك سرگرمي و تفريح است و براي يك روز ايرادي ندارد ؟ و اگر بد است چرا خودم در پست قبلي اينكار را كردم ؟ (+) راستش علت اينكه اين موضوع را طرح كردم جدي گرفتن يكي دو تا از اين دروغها بود كه اگر كمي شكيبايي بخرج نداده بودم باعث مي شد در واكنش به يكي دوتا از همين دروغهاي رسانه اي چيزهايي بنويسم كه بعدا موجب پشيماني شود. همانطور كه گفتم من خودم در 13 بدر يه دروغ 13در همين وبلاگ نوشتم و لي از همه سر و روي اين خبر معلوم بود كه يك شوخي است .و به طنز نوشته شده . آوردن كاريكاتور احمدي نژاد و هم خود مطلب كاملا گويا بود .بنابراين هر كسي كه آنرا خوانده جدي نگرفته و اگر خوشش آمده باشد يك لبخندي زده و والسلام. اما مثلا داستان برج ميلاد در سال گذشته ، ديگر نمي شود گفت يك شوخي بوده و هيچ عوارض و پيامدي ندارد.امسال هم دروغ 13 يكي دو تا از اين سايتهاي ورپريده داشت حسابي باور من يكي مي شد و داشتم برايش مطلبي مي نوشتم و حتي داده بودم به يكي از روزنامه ها كه خبر تكذيب شد . يكي از اين دورغ 13 ها " عذر خواهي كتبي دبير خانه فيلم فجر از مسعود ده نمكي " بود كه وقتي خواندم حسابي ناراحت شدم و همان روز چيزي نوشتم و حتي مي خواستم در همين وبلاگ هم در باره اش بنويسم . چون اگر واقعيت داشت كار به غايت احمقانه و توهين آميزي بود . گفتم كه مطلبي هم در نقد اين اقدام اشتباه براي يكي از روزنامه ها نوشتم كه يكي از دوستان زنگ زد كه بابا خبر دروغ سيزده بوده و بي خيالش شو. و معلوم شد که خود ده نمکی در وبلاگش تکذیب کرده من از يك طرف خدا را شكر كردم كه نوشته چاپ نشد و در وبلاگ هم ننوشتم و از طرفي از دست اين سايت مزخرف حرصم گرفته بود كه چرا با آبروي آدمها بازي مي كنند و افكار را به بازي مي گيرند . فكر مي كنم بايد به بقيه اخبار اين يكي دو روزه هم با شك نگاه كرد . به دوستي مي گفتم كه گمانم اين خبر ايران خودرو هم براي توليد خودروي 6 ميليون توماني در سال آينده دروغ 13 باشد و اگر هم نباشد احتمالا با دزديهاي پنهان صنعت خودرو سازي ايران كه ماشينها يشان را نزديك دوبرابر قيمت به مردم بيچاره ايران غالب مي كنند اين ماشين جديد بيشتر از دو ميليون نمي ارزد . خلاصه اينكه اگر دروغ چيز زشتي است و ما در حوزه زندگي فردي مان آنرا نمي پسنديم در زندگي اجتماعي بخصوص در رسانه ها كه بايد وجدانهاي سالم و بيدار جامعه باشند بهيچوجه و تحت هيچ عنواني قابل قبول نيست . دروغ سيزده هم فقط به شكل شوخي و طنزش قشنگ است بشرط اينكه مخاطب متوجه شوخي بودن و غير جدي بودنش بشود والا اين يك بدعت نامناسب است با يك فلسفه مزخرفتر از خودش كه همين ته مانده سنت ايراني را هم ضايع مي كند .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 14:24 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
|
|
|
در خبر ها آمده بود که احمدی نژاد اظهار داشته كه بزودي اخبار تازه اي از پيشرفتهاي هسته اي ايران اعلام خواهد كرد . و امروز در سيزدهمين روز سال نو اين خبر از جانب ريس جمهوراعلام گرديد: "ايران صاحب بمب اتمي شد . خلاص " متن خبر: آقاي احمدي نژاد امروز صبح در حاليكه براي انجام سنت حسنه سيزده بدر به همراه خانواده به پارك نزديك خانه شان رفته بود در حاليكه مردم هيجان زده شرق تهران از ديدن وي در جمع خود به هيجان آمده بودند و مرتب شعار مي دادند " انرژي هسته اي حق مسلم ماست " ضمن تشكراز احساسات پاك مردم حزب الله در حاليكه مقابل دوربين موبايل حاضرين قرار داشت در يك مراسم نمادين ضمن گره زدن علف ، خبر خوش هسته اي اش را اعلام كرد كه موجب هيجان جمعيت شد .وي گفت :" من مي خواستم اين خبر را فردا- پس فردا اعلام كنم ولي هم به دليل احساسات پاك شما هم محلي هاي عزيز و هم براي اينكه ثابت كنم 13 اصلا نحس نيست اين خبر را امروز و در اين مكان وروز مقدس اعلام مي كنم تا جهان بداند كه ما .... كه ما.... ( مردم در اوج هيجانند ) بالاخره بمب اتمي ساختيم ". .......( سكوت محض ) ملت در حاليكه دهانشان باز مانده بود با بهت به او نگاه مي كردند كه يكي از وسط مسطا بلند فرياد زد " حالا ديگه بمب اتمي حق مسلم ماست " و جماعت حاضر در پارك در حاليكه اشك شوق در جشمانشان حلقه زده بود فرياد مي زدند " بمب اتمي حق مسلم ماست " و ريس جمهور در حاليكه با بلند كردن دستش آنها را به سكوت براي ادامه حرفش مي خواند گفت " من جزئيات اين خبر را فردا در برابر خبرنگارها خواهم گفت و از امروز ، 13 ديگر براي ايرانيان نتنها نحس نیست كه شگون هم خواهد داشت و نحوست 13 براي آمريكا و اسرائيل خواهد بود و آنها بدانند كه حالا ما براي حذف اين لكه ننگ در خاور ميانه ( منظورش اسرائيل است ) ابزار كافي داريم و اگر آقا انشاء الله ظهور كنند براي از بين بردن مستكبران عالم ابزار به روز خواهند داشت !! . حاشیه خبر: يادآور مي شوم اين خبر به سرعت در همه دنيا پيچيده و بوش هم كه اتفاقا در حال زدن سبزه هاي جلوي كاخ سفيد بوده از اين خبر انگشت به ك.. مانده است و ايشان را در همان حالت به داخل كاخ سفيد انتقال داده اند .از وضعيت بلر ، كاندوليزا و ديگران و همينطور شيوخ عرب خليج فارس اطلاعي در دست نيست . ولي به طور قطعي آنها هم حسابي سورپرايز شده اند برخي از كارشناسان معتقدند كه اين جهش هسته اي ايران با حضور آن دختر خانم دبيرستاني كه اخيرا توسط معلمش كشف و به ريس جمهور معرفي شد بي ارتباط نخواهد بود. اگر اين گمانه درست باشد خدا به همه ما رحم كرده است و الا ايشان اين بمب اتمي را بجاي مركز تحقيقات اتمي اصفهان در آشپزخانه شان بدست مي آوردند و معلوم نبود چه خواهد شد . آري ايرانيان گرامي فردا روز ديگري است . ( اين خبر داراي حق كپي رايت است براي همين هر كس بدون ذكر منبع آن را منتشر كند از او به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت خواهم كرد . راستي اصل كاريكاتور بالا متعلق به نيك آهنگ كوثر است كه با كمي تغيير اينجا گذاشته شده ، يك وقت از ما به شورا شكايت نكند!)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 16:33 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
|
|
|
بحران دستگيري 15 تن از ملوانان انگليسي در آبهاي خليج فارس به جاهاي حساسي رسيده است . اين بحران از چند زاويه قابل بررسي است . اول صحت ادعاي ايران در مورد ورود به سرزمين آبي ايران.دوم عكس العمل دولت انگلستان وشاخ و شانه كشيدنهاي تبليغاتي وموجي كه در رسانه هاي بريتانيايي عليه اين اقدام شده است و سوم معادله اي كه اين وسط به فرض صحت ادعاي ايران در تجاوز به آبهاي ايران در برابر اين بحران باز مي شود است .و نتيجه اي كه آخر سر نصيب ما خواهد شد . مديريت اين قضيه هم به همان اندازه مهم است تا اين قضيه تبديل به يك ماجراجويي تازه براي ايران نشود . از مداركي كه تا بحال ارائه شده بغير از اعترافات ملوانان دستگير شده كه وجاهت حقوقي هم ندارد چون آنها در بند ايران هستند ، مي شود فهميد كه عكس العملهاي انگليسيها بر حول دو محور مي چرخد 1) آنها چون اعتبار دولت احمدي نژاد را در بين مردم و اهل سياست متزلزل مي دانند سعي كرده اند بازداشت ملوانانشان را يك عمل غير قانوني و تحريك آميز و در جهت سياستهاي هسته اي احمدي نژاد طرح كنند تا مردم ايران را با خودشان همراه كنند . شدت تبليغات روزنامه ها و رسانه هاي انگليسي هم كه بشدت احساسي شده در همين جهت است . محور بعدي تلاش براي وجاهت بخشيدن به مواضع بلر در حمايت از دولت بوش در لشگركشي به عراق است تا در زير سايه برانگيختن احساسات مردم و سياسيون انگليسي و بزرگ كردن ماجراي دستگيري و عنوان كردن اينكه آنها گروگان هستند همانطور كه اخيرا بوش هم گفت ، اعتراضات مردم انگليس را در سرسپردگي بلر از بوش كمرنگ كنند .حالا اين وسط صحبت كردن از موضع بالا روش ديگر اعاده حيثيت شان شده ، چون از شكايت به شوراي امنيت كه نتيجه نگرفتند و درداخل آمريكا بغير از بوش و دولتش بقيه همدردي لازم را نكرده اند . جداي از درست يا نادرست بودن اقدام ايران در دستگيري اين ملوان ها ، پير فرتوت استعمار فراموش كرده است كه در طي يك قرن گذشته چه بلا هايي كه از جانب او نصيب مردم ايران شده است . هنوز مزدم ما تلخكاميها ی دوران تجاوزات شان به ایران ونقشی که آنها در تکه تکه کردن ایران داشتندو قراردادهای ننگین استعماری و ووو را فراموش نكرده اند .براي همين است كه اين مظلوم نمايي ها اصلا به اندام بي قواره اش نمي نشيند .روباه پير استعمار كه خودش انتهاي دغل بازي و دروغ بافي در تاريخ سياست است و از آسيا تا آفريقا رد پاهايش و تاريخ ظلمها و چپاولهايش هنوز برجاست .اين است كه بلر به جاي اينكه اقدام ايران را در نمايش تصوير زن ملوان زبل ! (ببخشيد ، ملوان زن زبل ) شرم آور و چه بخواند از آنچه در عراق با كودكان آنجا مي كند شرم كند . جالب است كه آمريكايي ها كه خودشان براحتي در خاك ديگر كشورها دست به آدم ربايي و ترور مي زنند اينجا كه مي رسد ياد اصول بين الملل ميافتند. دنياي وارونه اي است كه فقط در آن هر كه قلدرتر است قانون را مي نويسد . اين مسئله فراتر از دولت احمدي نژاد و شخص اوست . چرا كه در تبليغات آنها اين ايرانيها هستند كه مذموم هستند بايد ادب شوند نه دولت فلان و حكومت بهمان . اپوزيسيون خارجي بخصوص اهل مقيم انگلند، حسابي سنگ انگليسها را به سينه مي زنند و فراموش كرده ند كه مدام براي دور بودن چشم حسود از خليج " هميشه" فارس چه اسپندي مي سوزانند!! . انگار تنها عربها چشمشان به آن است و انگليسيهاو آمريكايي هاي عزيزشان چشم پاكند . راست مي گفت مرحوم جلال آل احمد كه اين جماعت وطن پرستيشان با غريزدگيشان عجين است . از طرفي هم بعضي احمقهاي چماق به دست به اسم دانشجو و غيره در برابر دوريينهاي جهاني به سفارت انگليس حمله مي كنند تا خوب حلوايي را كه براي ما مي پزند شيرين كنند . وقتي عكسهاي اين جماعت كه هنوز در فضاي دهه شصت سير مي كنند در جلوی سفارت مي ديدم (+)در ميان شان چشمم به حاجي بخشي افتاد وتا آخر ماجرا را خواندم . باز هم ماجراي عقل كور و خشم انقلابي و دستان هدايت گري كه در هر واقعه اي بجاي مصالح كشور دنبال منافع گروهي خودشان هستند و اين وسط تعدادي جوان را ملعبه دست خودكرده اند . خروج از اين بحران و حل و فصل ديپلماتيك آن نياز به فضاي آرام دارد اعتراض به رفتار و منش انگلسيها بايد عاقلانه و از سر تدبير باشد و دولت هم بايد عزت مندانه با آن مواجه شود و گروه هاي خود سر نبايد با تجمعات و شعار هاي تحريك كننده ، فرضيه دشمن را كه ايرانيها مشتي تروريست هستند تاييد كند . سفارت هر كشور در نظرجهانيان مورد احترام است و نبايد مورد تعرض قرار گيرد . بايد از داستان سفارت آمريكا عبرت گرفت و دست به ماجراجويي تازه نزد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 5:4 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
|
|
|
هر كس نوروز امسال به مسافرت رفته باشد به احتمال زياد رفتارهاي پليس را در جاده ها توجه كرده است و اگر هم جايي نرفته باشد باز هم از طريق رسانه در جريان فعاليتها و برنامه هاي ويژه نوروزي قرار گرفته است. بويژه بخش كنترل نامحسوس آن . برخي هم در اين سفرها ، با توجه به تخلفشان ، شخصا مورد عنايت پليس محترم واقع شدند وجريمه هاي سنگين و خواباندن خودرو نصيبشان شد ! راستش برنامه هاي خوب فرهنگ سازي و تلاش پليس كشور براي سامان دادن به وضع اسف بار رانندگي در كشورمان ، بقدري خوب بوده كه نتوانستم در اين باره چيزي ننويسم و از آن قدرداني نكنم .كار خوب را بايد ديد و حمايت كرد .بويژه وقتي اينكار خدمت به مردم و حفظ جان آنها باشد . همه ما از وضع افتضاح رانندگي در كشورمان باخبريم .اين وضع ، ديگر سالهاي سال است كه نهادينه شده ! و ايرانيهاي ماشين سوار ، جور ديگر بلد نيستند رانندگي كنند . تا 7، 8 سال پيش تمام رفتارهاي ما در فرهنگ رانندگي افتضاح بود و ابتدايي ترين مقررات را مانند بستن كمربند هم رعايت نمي كرديم . البته امروز نسبت به آن زمان بسيار جلوتر آمده ايم و متمدن تر شده ايم !! اما هنوز از قافله كشورهاي صاحب فرهنگ در اين زمينه بسيار عقبيم و اين براي كشوري كه ادعاهاي بزرگ دارد و مردمي كه خودشان را به تمدن عظيم باستاني و امثال كوروش و داريوش بزرگ منتسب مي دانند يك ننگ است و هيچ تعارفي هم نداريم ، هركه هم به تريپ ناسيوناليستي و كراوات زده اش برمي خورد ، بر بخورد . همه اش نمي شود مسائل را سياسي كرد و عيب و ايرادهاي رفتاري خودمان را به تاريخ و حكومت و ديكتاتورها مربوط كرد . البته هيچ جاي ترديد نيست كه رفتارهاي مردم ملغمه اي از همه اينها ست و فرهنگ يك جامعه كه رفتارهاي رانندگي و احترام به قانون نيز از جمله آن هست تحت تاثير خيلي عوامل تاريخي و سياسي است و من هم الان نمي خواهم اين مسائل را باز كنم ولي چون ما با آدمهاي بالغ طرفيم كه خوب و بد را مي فهمند يا لااقل در ادعا و حرف نشان مي دهند كه مي فهمند ، پس ديگر نمي توانيم همه ايرادهاي خودمان را گردن اين و آن بياندازيم . كلا بايد عرض كنم كه ما مردمي هستيم كه از ادعا تا واقعيتمان خيلي فاصله است و تا وقتي تلاش نكنيم اين فاصله كم شود در هيچ موردي راه بجايي نخواهيم برد. وضع رانندگي مان و احترامي كه به يكديگر در اين مواقع نمي گذاريم بهترين نمونه براي شناخت واقعيات خودمان است نه آنچه دوست داريم باشيم و ادعا داريم هستيم . مثلي در جامعه شناسي هست كه مي گويد هر وقت خواستي مردمي را بشناسي به رانندگيشان توجه كن . و در اين حرف خيلي سخن هست و به واقعیت بسيار نزديك است . رفتارهاي افراد در حين رانندگي و توجهشان به قانون و احترام به ديگران ،آيينه تمام نماي ديگر رفتارهاي ماست . براي اصلاح اين وضعيت اسفناك، آموزش و اعمال قانون هر دو بايد باشد و الا نتيجه نمي گيريم . كاري كه در چند سال اخير در كشور در اين مورد انجام شده و بخصوص از زمان قاليباف بعنوان فرمانده نيروي انتظامي شروع شد بسيار ارزشمند است . قاليباف در دوره خودش تحولات خوبي در شكل و باطن نيروي پليس بوجود آورد و آن را به يك پليس استاندارد نزديك كرد . چه از نظر پوشش و چه امكانات فني .حتي اسم پليس را هم كه سالها بخاطر غربي بودنش ! توسط برخي آدمهاي اُمل و كوته فكر ، تغيير كرده بود دوباره به آن برگرداند . تغيرات بعدي هم نشان داد كه همه چيز غرب بد نيست و خيلي نكات ارزنده دارد كه بايد ياد گرفت و اگر انقلابي گريهاي دهه 60 و 70 ما بگذارد تقليد از محاسن يك فرهنگ نشانه هوشمندي است و اين اسلامي و غير اسلامي نمي شناسد. مثلا در همين نوروز امسال قوانيني كه براي راننده هاي متخلف و با سرعت بالا در نظر گرفته اند مثل خواباندن ماشين و يا تست هوشياري و موادو الكل از راننده ها ، كه قرار است انجام شود ، همان كاري است كه در غرب مي كنند و الان پليس چه از نظر سخت افزاري مثل كنترل سرعت در جاده ها و اتوبوسهاي مسافري و چه مسائل نرم افزاري مانند سخت گيري هاي قانوني و جريمه هاي سنگين ، درست مانند پليس در غرب عمل مي كند و اين هيچ بد نيست و اتفاقا تازه بر سرعقل آمدن است . متاسفانه مردم هنوز هم پاي پليس پيشرفت نكرده اند و هنوز اگز چشم پليس را دور ببينند دوباره همان رفتارهايشان را انجام مي دهند و اين از نشانه هاي مرمان استبداد زده است . كمتر راننده اي را ديده ام و يا اصلا نديده ام كه بعد از جريمه شدن از كارش پشيمان باشد و يا به افسر مربوطه و جميع حكومت ناسزا نگويد و اين يعني درك اندك و احساسات فراوان كه مي شود با آن دوسه تا انقلاب را رهبري كرد و تا مي شود خر هايي از جنس انقلابيون ساخت . اصولا مردم جهان سومي مردماني احساسي و در پهناي اندك عقلانيت مدني هستند . براي همين ديكتاتوري و انقلابهاي پياپي ، خوراك هر روزشان است . بهر حال راه سعادت يك ملت توجه به مسائل دروني خودش است تا بتواند ايرداتش را درك كند و بالغ شود . اگر ملتي بالغ شد ديگر هيچ استبداد و خود محوري را نمي پذيردو تحت تاثير هيچ گروه و فرد نابالغي هم قرار نمي گيرد ( مثل امروز ما) و از درون اصلاح خواهد شد . بحث راهنمايي و رانندگي از اين جهت اهميت دارد كه ما در اينجا با دولتها سر و كار نداريم بلكه با خودمان طرفيم . احترام به خودمان ، حفظ جان همنوعانمان ، و مدارا با يكديگر در اينجا مطرح است . راننده در ماشين خودش مانند يك ريس جمهور در كشور است اگر نتواند قدرتي را كه پدال گاز به او مي دهد با پدال ترمز كنترل كند و يا تابلو هاي قانوني را نديده بگيرد ، در زندگي اجتماعي و سياسي هم اگر زماني به قدرت رسيد حق كسي را رعايت نمي كند و به حريم ديگران تجاوز خواهد كرد . اين بحث دامنه هاي بيشتري دارد كه در يك وبلاگ نمي گنجد . اين فقط بهانه اي بود براي تقدير از تلاش خوبي كه نيروي انتظامي و پليس كشور براي اصلاح فرهنگ رانندگي در كشور انجام مي دهد و زحمات بسياري كه اين عزيزان در ايام تعطيلات براي حفظ جان مردم دارند . اين حركات مثبت در كنار برخي حركات منفي در سياست كشور و دولت وقت لاا اقل باعث اميدواري مي شود كه همه چيز تيره و تار نيست و نهاد هايي هستند كه براي ارتقاء كشور و ملت قدم بر مي دارند و بايد ديده شوند و مورد تقدير واقع شوند . از تلاشهاي ريس پليس كشور هم به سهم خودم قدرداني مي كنم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 13:44 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
|
|
چون اين اولين مطلب من بعد از سال نو است لازم است سال جديد را ، ابتدا به همه دوستان خواننده و هموطنان خارج از كشور و همينطور دوستان وبلاگ نويس تبريك بگويم و آرزوكنم كه براي همه سال خوبي باشد و اين چند روز آغاز سال را هم به خوبي پشت سر گذاشته باشند و بهشان خوش گذشته باشد ، هرچند اين سرماي بي موقع حسابي همه را غافل گير كرد و لذت بهار و هواي بهاري را دوباره از ما گرفت . از همه دوستاني هم كه بوسيله ايميل يا كامنت ، سال جديد رو تبريك گفتند سپاسگزارم . اميدوارم سال جديد بواقع فرصتي براي همدلي و دوستي باشد . پايان سال قديم و شروع سال تازه باعث شده تا من هم نظري به كار وبلاگ در اين مدت شش ماهي كه از شروعش ميگذرد بياندازم تا ببينم در چه جهتي جلو رفته و چقدرتوانسته موفق باشه . البته همونطور كه به تناوب در نوشته هاي قبلي گفتم ، هدفم در اينوبلاگ نقد جدي مسائل نيست چون اينكار را در جاي ديگري و متناسب با مخاطبانم مي كنم و اينجا فقط به دلمشغوليهاي متداولم و آنهم از سر ساده نويسي مي پردازم و تا حدي هم از سر طنز به مسائل نگاه مي كنم براي همين مايل نيستم وبلاگ تبديل به يك وبلاگ نقد خشك با مواضع تند سياسي يا اجتماعي تبديل شود ولي از روي نظرات دوستان و انعكاس مطالب و تعداد مخاطبين به اين نتيجه رسيدم كه اكثر مخاطبين وبلاگ بيشتر تمايل دارند من نگاهي جدي تر به مسائل داشته باشم و وبلاگ به اين سمت برود . در سال جديد اميدوارم تا حدي اين گرايش را هم پاسخ بدهم ولي خوب نبايد دوستان انتظار زياد داشته باشند چون اين با فلسفه ايجاد اين وبلاگ كه ابندا براي خودم در نظر داشتم نمي خواند . اما سال گذشته سال پر هياهويي بود و جنجالهاي خبري زيادي داشتيم كه بيشترش حول مسئله هسته اي واحمدي نژاد مي گشت . خطر حمله آمريكا و ناكار آمدي دولت احمدي نژاد و سوتي هاي سياسي و كلامي اين آقاي متاسفانه ريس جمهور بيشترين خبر و تحليل سال گذشته بود . تشنج ميان ايران و غرب با تصويب دو قطعنامه درسال گذشته بالا گرفت و قطعنامه وسوم هم درسال جديد حلقه محاصره سياسي و اقتصادي رابر ضد ايران بيشتر كرد . اين اتفاق آخري يعني دستگيري نظاميان انگليس هم قوز بالا قوز شد تا دوباره جنجال خبري بر ضد ايران بالا بگيرد . خلاصه اينكه آن از سال گذشته و اين هم آغاز سال تازه كه نشانه خوبي ندارد . در بخش معيشت مردم هم كه از همين ابتداي سال نويي زنگ تورم به صدا در آمده و نرخها در حال رشد است . با تنگتر شدن تحريمها كه احتمالش در قطعنامه هاي بعدي قطعي است بايد منتظر يك موج تورم ثانوي هم باشيم . وقتي اوضاع سياسي خوب نباشد اوضاع اقتصادي هم بدتر خواهد شد و در اين ميان نارضايتي مردم هم بيشتر خواهد شد بنابراين خيلي راحت مي شود پيش بيني كرد كه در سال جديد اپوزيسيون حكومت و مخالفين احمدي نژاد هر دو كبكشان خروس خواهد خواند و در اين وسط فقط مردم فرودست بيچاره ضرر مي كنند و بس حكومت هم چه از روي بي تدبيري و چه ناچاري همچنان بر موضع خودش مبني بر اينكه " هرچه بشود باز هم انرژي هسته اي حق مسلم ماست " پافشاري مي كند و معلوم نيست كي و چطور بتواند پايش را از باتلاقي كه ايجاد كرده خارج كند البته اگر ملت را به در ون آن نكشد . بهر حال با همه نشانه هاي نا اميد كننده كه در سال جديد پيش روي ماست با اين وجود باز هم بايد اميدوار بود كه مگر تدبير عده اندكي از حكومتيان و خواست اكثر ملت ( البته اگر بخواهند ) باعث شود سال خوبي شود و از گردابهاي سياسي و اقتصادي سالم بيرون آييم و ديوانگيهاي امثال احمدي نژاد به همت مردم و نقد رسانه ها ، مجال بروز پيدا نكند تا اين دو سال يا قيمانده از دولتش اگر برجا ماند به هر مصيبيتي است طي شود تا ببينيم بعدا خدا چه مي خواهد ( البته اگر ملت هم بخواهد)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم فروردین 1386ساعت 2:53 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
| حديث نفس |
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي جدي تر .
|
| دسترسي ها |
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| نوشته هاي پيشين |
|
اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| آرشيو موضوعي |
|
سیاسی-اجتماعی فرهنگی-هنری طنز سیاسی-اجتماعی شعر-ادبیات متفرقه پر بازديد ترينها ي اخير - از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر - نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي - دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي - پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور |
|
لوگو وبلاگ |