تبليغاتX
بگو...بگم
 
 
سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

در نوشته اي قبلي خودم پيرامون طرح موسوم به ارتقاء امنيت اجتماعي در همين وبلاگ ، اشاره كردم كه در اين طرح بايد مسئله برخورد با بد حجابي را با مسئله اوباش و اراذل و مزاحمين نواميس و قداره كشان جدا كرد . هر چه نحوه برخورد با زنان و دختران كم حجاب و متفاوت از نظر پوشش در اين طرح غلط و ناكار آمد است ، بخش مبارزه با اوباش محلات و و باندهاي فساد ، كاري به غايت ارزشمند و شايسته تقدير است . در اين مدت كه بخش دوم طرح يعني مبارزه با اراذل و اوباش شروع شدو برخوردهاي تند و قاطع نيروي انتظامي را شاهد بوديم ، از طرف بعضي روزنامه ها و بخصوص در فضاي مجازي در بعضي از سايتها و وبلاگها ، از تصاوير مربوط به اين برخوردها گاها به عنوان برخورد با نظام و به عنوان دفاع ازحقوق بشر و از اين مفاهيم خوش آب و رنگ استفاده تبليغي كردند و برخي از عناصر معاند كه از هر نمدي كلاه خودشان را مي بافند شروع به دلسوزي براي اشرار محترم!! و آه و نفرين حكومت كردند و روش برخورد با اين عزيزان اوباش را ضد بشري و محكوم خواندند!! . حتي جالب بود در جاهايي ديدم عكس اين اوباش خياباني را كه آفتابه به گردنشان آويزان بود را به عنوان نشانه و سند برخورد حكومت با جوانان بازسازي كرده بودند !!

البته در اين ميان عده اي كارشناسانه نحوه برخورد با اين افراد را به لحاظ روانشناسي جرم و باز خورد اجتماعي اين قضيه مورد نظر قرار داده بودند كه اين داستان ديگري است و نظر اين دسته از افراد يك بحث كارشناسي است و نه يك امر سياسي و جناحي . براي همين بايد اين دو نوع واكنش رااز هم جدا كرد . بخش اول واكنشها كاملا سياسي و در جهت منافع گروهي است و هر ناظر آگاهي به بي ارزشي اين دست و پا زدنها اگاه است . تنها راه علاج اين نازنينان اين است كه مدتي هر چند اندك ايشان را با عزيزان اراذل و چاقو كش تنها بگذارند تا حساب كار دستشان بيايد و بفهمند كه اينها چه توانايي هاي ارزنده اي براي خدمت به خلق خدا دارند!! . البته گمان نمي كنم ندانند كه اصل موضوع چيست ولي وقتي پاي غرض در ميان امد ، ديگر اين عقل نيست كه هدايت ميكند بلكه كِرم از جاي ديگري است .

در برنامه گزارش ويژه خبري شنبه شب ، كه فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ به همراه قاضي مرتضوي حضور داشتند ، بخشي از اين چوب لاي چرخ گذاشتنها مطرح شد كه هر دو مقام ، قاطعانه واكنش نشان دادند . قاضي مرتضوي به دليل پرونده قطور برخوردهايش با اهل انديشه و مطبوعات چهره مغضوب و حتي در جاهايي منفور است . بي ترديد خوش خدمتي ها ي بسيار او در شغل قضاوت به گروه خاصي در حاكميت موجب پيشرفت سريع او در دستگاه قضايي كشور شده است . ابن حرفها به كنار . اما همه اينها دليل نمي شود كه از او در برخورد قضايي با اشرار در اين طرح حمايت نكرد . من شخصا چنين اعتقاد و يك جانبه نگري را نمي پسندم و نشانه تعصب و جمود فكري مي دانم . هر چند به او و نيروي انتظامي اشكالات و انتقادات زيادي وارد است ، اما كار خوب انها در برخورد با اراذل و اوباش شايسته تقدبر و حمايت كامل است .

البته اين وسط بايد درنحوه برخورد با اراذال كار كارشناسي دقيق كرد و حتي بر روي انها كار روانشناسي صورت داد چون ممكن است اين نحو ه برخورد و گرداندنشان در محله ها اثر معكوس پيدا كند و بجاي آنكه نتقشان را بكشد ، جري ترشان كند . از طرفي نگهداري و زنداني كردن اين افراد در كنار هم و در زندانهاي شلوغ و كثيف بيشتر به باند ي شدن و تشكيلاتي شدنشان كمك مي كند و ازطرفي چون اين افراد زمينه خانوادگي و اجتماعي درستي ندارند ، امكان اصلاح برايشان دشوار است و از طرفي نمي شود دائم هم در زندان نگاهشان داشت تا مردم از شرشان در امان مانند بنابراين بايد اين طرح دائمي باشد تا مردم خيالشان از مزاحمتها و باجگيريهايشان آسوده شوند .

خلاصه مطلب اينكه ، اين طرح بايد با شدت پيگيري شود و نبايد هراسي از تبليغات منفي داشت ، حتي ممكن است به جهات سياسي اين قضيه در مجامع بين المللي بعنوان نقض حقوق بشر يا نقض حقوق مجرمين واز اين جور مفاهيم محكوم شود و به عنوان يك عامل تبليغي از آن استفاده كنند ، اما باز هم نبايد كوتاه آمد ، چون مردم پشتيبان اصلي اين طرح هستند و فرق ان را با ديگر موارد را به خوبي تشخيص مي دهند و در جايي كه مردم حامي چيزي باشند نبايد نگران بود چون اين طرح به خود آنها خدمت مي كند و ضامن امنيت انها است . آري ترحم در اين مورد به هيچ وجه جايز نيست چون همانگونه كه شنيده ايد ترحم بر پلنگ تيز دندان ، ستمكاري بود بر گوسفندان.

همينجا هم به سهم خودم از سردار رادان كه نشانه هاي هوشمندي و درايت از گفتارش پيداست و همه اعضاء‌ نيروي انتظامي و پاسبانان اين طرح ، تشكر مي كنم و اميدوارم همه طرحهاي نبروي انتظامي در خدمت مردم باشد. هرچه قدر طرح مبارزه با بد حجابي چهره نيروي انتظامي را در نظر مردم مشوش كرد اين طرح مبارزه با اراذل مي تواند به بازسازي ان كمك كند .

به صلاح كشور است كه نيروي پليس آن هميشه در كنار مردم باشد تا در برابر آنها . والسلام

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 14:43  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

عيال سخنگوي دولت يا همان فاطمه رجبي ! باز كلام شيرين فارسي را آلوده كرد و اينبار نيز چون دفعات قبل پيكان تيز حملاتش را نثار هاشمي رفسنجاني و تابعين نمود ..(+) ظهور احمدي نژاد در صحنه سياسي ايران بركات بسياري داشت !! كه از بارزترين و شاخصترين آنها مي توان معرفي فاطمه رجبي در صحنه رسانه اي و سياسي نويسي به عنوان شاخص فكري و ادبياتي جماعت همراه او به رهبري شخص مصباح يزدي عنوان كرد . اين زن هر چند تا پيش از روي كار آمدن دولت مهروز نهم ! به قول خودش دست به قلم بوده اما براي اهالي سياسي و رسانه اي ، بعد از روي كار آمدن احمدي نژاد فرد شناخته شده اي گشت .

بهانه اينبار اين مادر ادبيات سخيف سياسي و ابتذال اخلاق نقادي ،  سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي بود . عباراتي كه رجبي در مورد روزنامه جمهوري اسلامي و مسيح مهاجري و شخص هاشمي به كار برده است ، فراتر از يك توهين و دريده گويي هاي معمول اين پديده دريده نويسي و دشنام گويي است استفاده از رانت قدرت موجب شد تا تندترين حمله ها و تهمتهايي كه مي توانست براي هر كسي ديگر عواقب سياسي و قضايي شديدي را بدنبال داشته باشد ، براحتي توسط اين مخدره خانوم ، نثار مخاطبين و مغضوبينش شود .

او در اين نوشته سراسر بد گويي و خشم ، هاشمي را قيصر ، سر كرده مافيا ، آيت الله قلابي ، سردار خود خوانده سازندگي و روزنامه جمهوري اسلامي را جمهوري ااسرائيل و مدير آن يعني مسيح مهاجري را ، كارگزار قيصر ، مامور معذور ، قلم به مزد مي خواند و در گفتاري شيفته وار از احمدي نژاد را تا حد مسيح بالا برده و انتقاد از او را با عنوان مصلوب شدن تعبير مي كند و از پيروزيهاي شگفت انگير او در عرصه داخلي و خارجي كه موجب دشمني هاشمي و يارانش شده یاد مي كند . من در اينجا كاري به كارنامه احمدي نژاد و يا گذشته هاشمي ندارم ، اما آنچه باعث شد يكبار ديگر به خودم زحمت نوشتن در مورد اين عجوزه نقادي را بدهم ، الوده سازي فضاي فكري و رسانه اي از يك طرف و ترك تازي اين مولود انديشه هاي خشونت طلب و متعصب بد دهن ، در پناه حمايتهاي پشت پرده جناح مصباح و احمدي نژاد است .

 به هيچ وجه نبايد اين زن را يك زن عفيف مسلمان بحساب آورد . عفت در مكتب اسلام تنها در پوشش نيست بلكه بيش از آن در انديشه و گفتار است . ادبيات امثال فاطمه رجبي ادبيات ماركسيستهايي بود كه براي بيرون كردن رقيب فكري و سياسيشان ، هر نوع تهمت و افترايي را در لواي هر كلامي به كار مي بردند . اين زن من را عجيب ياد زن سركرده گروهك مجاهدين خلق يعني مریم رجوي مي اندازد .نه به خاطر شباهت اسمي بلكه به خاطر شباهت فكري و زباني . ادبيات آنان نيز در بيانيه هاي سياسي شان آدم را ياد نقد خوانده هاي اين خانوم مي اندازد . افسوس از نام اسلام و زن مسلمان كه اين زن از خود معرفي مي نمايد . كسي كه از نوشته هايش عدم تعادل روحي و فكري و ميل شديد به مطرح شدن به هر قيمتي كاملا پيداست . امثال او حامل هيچ چيز نيستند جز تنفر و خشم . 

 متاسفانه دولت و قوه قضاييه با سكوت در برابر نوشته ها وتوهين هاي او در اين مدت كارنامه تاسف باري از خود نشان دادند . البته دولت و شخص احمدي نژاد كه بي ترديد از حضور او و القاب و تعريفات فرا واقعي از خودش ، مسرور  و كيفور است چرا كه خودش نشان داده كه در فهم خود و اطرافش كمتر از اين زن ، دچار توهم نيست . و فاطمه رجبي زاييده احمدي نژاد و دولت مهروز اوست كه در حال گسترش اين مهرورزي است !! در هيچ زماني از دوران 28 ساله بعد از انقلاب سابقه ندارد كه اينچنين توسط فردي گذشته نظام و مسئولينش توسط بخش ديگري از نظام زير سوال برود و جالب است كه شعارهاي اتحاد اسلامي و ملي و از اين حرفها كه تنها بدرد پيامهاي نوروزي مي خورد و در صحنه عمل خبري از ان ها نيست هم با اين رفتارها حسابي پنبه اش زده مي شود . اما قوه قضاييه كشور كه در موارد بسيار جزيي تر در برخورد با رسانه ها و روزنامه ها و نويسندگانش شدت عمل نشان مي دهد در اين مورد ، سكوت مرگ پيشه كرده است تا يكباره ديگر ثابت شود كه عدالت در اين جا هميشه پشت سر قدرت ايستاده است . اين ايراد هم كه چون كسي از اين زن شكايت نمي كند و عارض نيست پس نمي توانيم كاري كنيم هم وارد نيست ، گفتارها و مطالب او مستقيما تشوش اذهان عمومي و ايراد توهين وافترا است و اينجا مدعي العموم حق ورود دارد .

 حضور او و انتصابش به يار نزديك احمدي نژاد يعني الهام هم بيشتر از انكه به نفعشان باشد به ضررش تمام خواهد شد . احمدي نژاد و مصباح  با خيال اينكه هاشمي چهره محبوبي نيست و شايعات  و و اقعيات دور برش بسيار است دست اين زن را در برابر هاشمي باز گذاشته اند و همه گونه هتك حرمت را جايز شمرده اند . اينكه چقدر عقبه حامي او و در راس آنها مرشد فكريش يعني مصباح يزدي از اين ابزار براي مقاصد خود استفاده خواهند كرد در آينده روشن خواهد شد . اما فعلا به بهانه آزادي ابراز عقيده اين فرد در حال لجن پراكني هاي خودش است در حاليكه بسياري از آزا د انديشان به جرم نقد حاكميت و مسئولين قلمشان شكسته شده و يا ترك ديار كرده اند . چه مي شود كرد ، فعلا كه دور، دور كوتوله هاست

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعضی نظرات خوانندگان

آدمک عوضی

خب از قدیم گفتن : سالی که نکوست از بهارش پیداست.
دولتی که احمدی نژاد رئیسش باشد طوطی سخنگویش نباید از این عجوزه ی بی ادب بیشتر باشد.کردها ضرب المثلی دارند که می گه
:
((
سه ر چوپی بده ی به که ر دروا به ره و ته ویله )) . چوپی رقص کردی است و سر چوپی هم کسی است که این رقص دسته جمعی را هدایت و کنترل می کند.با این حساب و در قیاسی مشابه سر چوپی دولت ایران هم که به دست نابخردی (خری)چون احمدی نژاد افتاده است بدیهی است که باید به طویله کشانده شود
.
/
در نوشتار کردی ه یا ـه به جای فتحه می آید. و که ر به معنی خر است
. /

--------------------

 حامد

تا وقتی کسانی مثل مرجانه ساتراپی یافت می‌شوند، نباید به کس دیگری ایراد گرفت. او به راحتی تمام فرهنگمان را به تاراج داد..

-----------

محسن رها

باید دید پشت این لجن پراکنی ها چه کسی ایستاده است .من باور ندارم بشود به این راحتی فحش داد و تهمت زد و کسی به کارت کاری نداشته باشد  اینها همه اش برنامه است و این زن بد بخت خسرالدنیا و الاخره

----------

ش. مهدوی

مطلبتان بسیار بجا بود بخصوص که اینجا برخلاف بعضی مقاله های دیگر از دید تدین و اسلامیت به مطالب این زن غیر عفیف ( به قول خودتان ) نگاه کردید . البته نظر من این است که این فرد به صورت جدی دچار مشکل روان نژندی و خود کم بینی است و اینها که می نویسد اثر همین روان بیمارش است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:28  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

در اين مدت كه خلائق از افاضات ما بي بهره بودند و وبلاگ دچار ركود شده بود ، اتفاقات كم و بيش مهمي روي دادند كه الان ديگر مهم نيستند . . اول خدمت دوستاني كه سراغ مي گرفتند كه بابا كجايي و تاريخ مشعشع ايران دارد تند وتند ورق مي خورد و تو نيستي ، و يا دوستي برايم نوشته بود حسابي داري از ديگر وبلاگيستهاي حرفه اي عقب مي افتي و مشتريات مي پرند . عرض ميشوم كه همين جايم . زير همين سقف كبود . حالا كي بود يا كي نبود به من چه ؟

گاهي لازم داري با خودت خلوت كني و اين جور وقتها حوصله هيچ چيز نداري ، حتي نوشتن . ولي به هر حال خوشحالم كه دوستاني دارم كه علي رغم تفاوت و گاهي تضاد فكري ، احوال مي پرسند و محبت دارند واين خيلي قشنگ است و اگر وبلاگ نويسي هيچ ارزش و آمدي جز همين مورد براي همدلي ها در عين تضاد ها نداشته باشد يك دنيا مي ارزد .

اما از زمانه چه خبر . در اين مدت كه نمي نوشتم ، اخبار را پيگير بودم و در بسياري موارد ميل داشتم در مورد بعضي اتفاقات اين چند مدت چيزي بنويسم ، مثل داستان انتخاب شهردار تهران يا بحثهاي درگيري دانشگاه امير كبير و روزنامه هاي داخلي جنجالي و يا حتا موضوع مديريت باشگاه پزسپوليس و ديگر موضوعات اين دو هفته . حالا هم خيلي سريع در مورد بعضي از اين اتفاقات موضع رسمي خودم را اعلام مي كنم تا ما هم از جرگه آدم حسابي هاي دور برمان چيزي كمتر نداشته باشيم .

اول اينكه از انتخاب دوباره قاليباف خوشحالم واز اينكه جماعت دست پروده و تازه به قدرت و مكنت رسيده دور و بر احمدي نژاد نتوانستند افراد بي لياقت خودشان را تحميل كنند بيشتر خوشحالم و در اين وسط از اينكه رسول خادم باتمام اعتقادي كه به توانايي هاي فكري و رفتاريش دارم بازيچه دست اين كوتوله 50 كيلويي شد ، متاسفم . از همين قضيه شهرداري هم مستقيم وارد داستان مدير عامل پرسپوليس مي شوم چون ارتباط اين دو تا هم مستقيم بود و به هم ربط داشت . در حقيقت ميرفت كه اين باشگاه پرطرفدار كه انگار در ميان سياست مداران اين كشور هم طرفداران سر سختي دارد ، وجه المصالحه انتخاب شهردا ر شود تا بتوانند با دادن امتياز به بعضي از اعضاء ضعيف النفس و گرو ههاي حاميشان ، از انتخاب دوباره قاليباف جلوگيري كنند كه تيرشان به سنگ خورد . پشت اين قضيه هم ، هيچ شكي ندارم كه خود احمدي نژاد ايستاده بود . پشت پرده فشار ها به انصاري فرد هم خود او بود. اين را از انجا مي گويم كه در برنامه نود وقتي انصاري فرد در تماس تلفني اش اظهار كرد دليل استعفايش را بالاخره روشن كرد و گفت كه علي آبادي و سعيد لو به او گفته اند كه علي رغم رضايت از عملكرد ش، ناچار است كنار رود تا فرد منتخب يعني كاشاني جانشين شود . قبلا هم علي آبادي در جايي اظهار كرده بود كه در بركناري انصاري فرد ، ا و مقصر نيست . خوب خيلي واضح است و اينجا اصلا لازم نيست شما دنيال پرتقال فروش بگرديد ! وقتي معاون اجرايي ريس جمهور و معاون ديگرش يعني ريس سازمان تربيت بدني خود را بي اختيار خواندند ، تنها مقام بالاتر مي ماند كه قدرت اين معامله سياسي را دارد . و اينجاست كه بايد به همه صحبتهاي اين مرد و خلوص گفتارش شك كرد . هرچند رفتارهاي اين دو ساله احمدي نژاد ديگر جاي شك نيز نگذاشت و چهره واقعي او را بيشتر نمايان كرد . او هم مانند هر زمامداري مهره هاي خودش را دارد ودر اين راه وبراي تثبيت خودش و احتمالا دوره بعدي دست به هر كاري خواهد زد . و افسوس بر مفاهيمي كه در زير پاي امثال او لگد مال مي شود و از معني تهي مي گردد . مهرورزي ، عدالت ، شايسته سالاري . .... و امان از مردمي كه چون رمه هاي بي اختيار در برابر ش سر مي جنبانند و كف مي زنند و تكبير مي گويند تا همچنان مهر ورزد و عدالت را ميان مان تقسيم كند .

موضوع ديگر هفته گذشته ماجراي امير كبير بود كه افسوس دوباره اي شد براي جنبشهاي دانشجويي كه هنوز در خواب خرگوشي خودند و هر از گاهي هم كه از خواب بر مي خيزند خميازه اي طولاني مي كشند و دوباره ....

هر چند هنوز به اصل داستان مشكوكم و با اطلاعي كه از دوستان گرفتم نيز مطمئن هستم كه اين ماجرا آنگونه كه اتفاق افتاد ساده هم نيست و في الواقع اگر اسير جو نشويم و يكطرفه و از سر تعصب اين طرفي يا آن طرفي نبينيم ، نمي شود حكم به توطئه يا خودكشي داد . ماجراهاي داخل دانشگاه پيچيده تر از ان است كه ان را به چند دانشجوي معترض يا تشكيلات حكومتي بسيج دانشجويي ربط داد . متاسفانه من معتقدم امروز جنبشهاي دانشجويي چه راست و چه چپ را دانشجويان واقعي رهبري نمي كنند بلكه بشدت آلت دست واقع شده اند . چه آنانكه نانخور حكومتند و چه آنانكه علم مبارزه و مخالفت در دست دارند . در حقيقت ما از ابتدا هم جنبش واقعي دانشجويي نداشتيم و آنچه بود موجهاي گذري و تابع جريانات خارج از دانشگاه بوده است . اين وسط كار درست را همان اكثريت خاموش دانشجو مي كنند كه سرشان به كار خودشان است و درسشان را مي خوانند . در اين فضا كار سياسي كردن يعني وقت تلف كردن و دردسر .

اما ماجراي ديگري كه به نوعي به دانشگاه مريوط مي شد قضيه كلاس تصوير سازي و آن دختر خانم مورد تعرض واقع شده بود كه استاد زرين كلك ،گويا ، مويي از ايشان پريشان كرده اند و بقيه ماجرا كه مي دانيد .

من خود استاد زرين كلك را از نزديك مي شناسم و از محضرش استفاده برده ام . جايگاه هنري استاد براي اهل هنر بويژه انيميشن روشن است اينكه ايشان را پدر انيميشن ايران هم مي نامند هم سخن گزافي نيست . حالا اين وسط مي ماند انچه كه ايشان با شاگرد ش كرده و آنچه ديگران و بويژه دانشگاه با او كرده اند . انسان نمي داند چه بگويد وچطور اينها را كنار هم بگذارد . چطور عرصه اخلاق جامعه آلوده شده كه همه چيز پاسوز سياست و هياهو شده است . انگار اين مردم بيكاراني هستند كه دنبال خبري مي گردند تا مدتي با آن سرگرم باشند . جالب است كه بعد از اين اتفاق به فاصله كمي خبر تجاوز به دختردانشجويي را در دانشگاه كرمانشاه منتشر شد و خيلي زود اين دو كنار هم قرار گرفت و مقايسه شد تا اين بر سر آن بكوبد و آن اين را متهم كند . نمي دانم من كم حوصله شده ام يا اين مردم سقوط آزاد كرده اند كه ديگر سوژه هاي عادي ، برايشان لطفي ندارد و اگر يك هفته گوشي موبايلشان خاموش شود از بي sms اي مي ميرند!!

خلاصه باور كنيد بهترين چيز دنيا بي خبري است . اينجا كسي بدر نمي زند و اگر دري باز شود رو به فاضلاب است !!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 4:3  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

با گذشت بيش از 12 روز از شروع طرح موسوم يه امنيت اجتماعي يا به قول عوام ! مبارزه با بد حجابي ، گوشه هاي بيشتري از ضعف اين طرح ، خودش را آشكار كرد ه است . شايد در ابتدا و قبل از طرح چندان ارزيابي و قضاوت واضحي نميشد از اين طرح داد هرچند كه بدليل نوع اين برخورد ( كار انتظامي در برابر معضل فرهنگي ) و سابقه گذشته يك چنين برخوردهاي انتظامي ، براي بسياري منجمله خودم از همان ابتدا شكست آن محرز بود . من در مطلب قبلي به شكلي گذرا به ناكارامد بودن اين طرح اشاره كردم . البته اينجا لازم است اشاره كنم كه مقصود من و همه كساني كه با اين طرح و كلا برخورد انتظامي با يك معضل فرهنگي مخالفند ، بخش برخورد با حجاب زنان است و الا بخش ديگر اين طرح كه به امنيت اجتماعي و مقابله با اشرار و مزاحمتهاي خياباني يا مبارزه با فسادهاي سازمان يافته اخلاقي و باند هاي فساد اختصاص دارد ، جاي بحث نيست و كاملا مورد تاييد است . اين را گفتم كه همه اين طرح را با يك چوب نزنيم و اگر عيبش را مي گوييم هنرش را نيز گفته باشيم .

اما در مورد بخش برخوردهاي خياباني نيروي انتظامي با زنان به اصطلاح بد حجاب يا مردان بد پوشش به دلايل زيادي اين طرح ناكارآمد است چون اساسش بر بينش غلطي استوار است . بينشي كه نه ريشه در اسلام دارد و نه در منطق انساني و حقوق ملت و حقوق بشر . اسلام حرمت انسانها را بيشتر از هر چيزي ارج گذاشته است . حكومتي كه خودش را يه خدا و پيغمبر و چه و چه منصوب مي كند چگونه مي تواند بديهي ترين حقوق انساني را ناديده بگيرد . به عكسهايي كه از اين برخوردهاي خياباني نيروي انتظامي با موارد بد حجابي نگاه كنيد . خداييش خنده تان نمي گيرد . خداييش در كنار خنده ، گاهي گريه تان نمي گيرد . تازه اين برخوردهاي استريليزه و كاملا محترمانه شان است چون در برابر دوربين خبرنگاران قرار دارند . اما از همين عكسها كه برخي هم همراه لبخند دختركان تهيه شده ( يعني همه چيز به خوبي و با محبت پيش مي رود ) هم مي شود به تو خالي بودن چنين تذكرات و توبيخهايي پي برد . البته باز جاي شكرش باقي است كه روشهايشان نسبت به يك دهه قبل بسيار پيشرفت كرده و حالا براي اصلاح روسري خانومها از تو سري .و باتوم و قيچي و تيغ استفاده نمي كنند بلكه همانطور كه در عكسها معلوم است بهشان آموزش داده اند تا فقط با دو انگشت اشاره و مياني روسري خانمها را به جلو هدايت كنند !!( به عكسها توجه كنيد) از واكاوي عكسها چيزهاي ديگري هم معلومم شد كه گفتنش مطلب را طولاني مي كند . اين همانطور كه عرض كردم رويه خوب و پاكيزه اش است . شكلهاي زشت رفتاري را شايد خودتان در برخي جاها ديده باشيد . آنجا ديگر خبري از محبت و حرفهاي زيبايي كه امثال سردارهاي فرمانده مي فرمايند نيست .جالب است كه بدانيم يكي از موارد اين طرح برخورد با پسرهايي است كه آرايش زنانه دارند . يعني ابرو نازك كرده اند و از اين جور حرفها .اما من مي توانم برايتان چند مورد در همين سريالهاي شبانه تلويزيون مثال بياورم كه مصداق دقيق اين جور آقايان هستند . البته افتضاحي كه الان در به اصطلاح گريم آقايان و درست ترش آرايش آنها در تلويزيون و سينما جریان دارد صحبت ديگري است و من كلي در اين باره حرف دارم كه اينها اين هنر ارزشمند سينمايي را به چه ابتذالي كشانده اند .اما منظور از اين مثال اين بود كه پدر جان ، حرمت امام زاده را اول متوليش بايد نگه دارد . و شما كه جديد ترين مدهاي سرو مو را در تلويزيونتان نمايش ميدهيد چه انتظاري از نو جوان تازه بلوغ يافته و تاثير پذير داريد .

حالا وارد جزئيات نمي شوم اما در كل بازتاب بد اينطور برخوردها و نتيجه اي كه براي حيثيت حكومت دارد ، مطلب مهمي است كه براي كساني كه هنوز به اين حكومت نيم بند اسلامي دلبستگي دارند ( مثل من بدبخت!! ) ، جاي ترديد و تاسف مي گذارد . توجه كنيد اين طرح و امثال اين نوع برخوردها مثل آنچه با موضوع ماهواره پيش گرفته اند ، تنها شامل بخش كوچكي از جامعه ايران مي شود . همين مسئله بد حجابي مگر شامل چند درصد خانمها مي شود؟ . در بيشتر شهرستانهاي ما كه بدليل بافت فرهنگي و اجتماعيشان چنين مسائلي ندارند تنها در چند شهربزرگ كشور مانند تهران و كرج و اصفهان و آنهم در بخشي از محله هاي خاصشان چنين چهره ها و پوشش هايي ديده مي شود . اما اين را تبديل به يك معضل ملي كرده اند. و بعد مگر چند درصد از زنان يا مرداني كه با آنها برخورد مي شود ، تغيير رويه ميدهند ؟ همان خانمي كه مورد تذكر پليس زن قرار مي گيرد و روسريش را جلو مي كشد . بعد از عبور از ديد پليس ، دوباره روسريش به جاي اولش بر مي گردد . حتي كساني كه مانتو ي كوتاه ، پاي لخت ، شال كوتاه و موردهاي ديگر دارند هم تغيير اساسي در رفتارشان نخواهند داد چون قلبا و از روي اراده شخصي اين را قبول ندارند . چون گزينه هاي جانشين اين پوشش چيزهايي است كه نمي پسندند و دوست ندارند حجاب برتر شما را كه معلوم نيست از كدام آيات خدا مستفاد كرده ايد بپذيرند . مگر مي شود سر هر كوي و برزني مامورقرار داد؟ و از ان گذشته در كجاي دنيا و كدام حكومت تا اين حد به زندگي و پوشش مردمانش مداخله مي كند و با آن برخورد انتظامي مي كند . در كجاي دنيا حكومت مردمان عادي كه جرمي مرتكب نشده اند را در خيابان با ماموران اسلحه بدست مي ترساند ؟ آيا اگر محمد و علي در عصر ما زنده بودند هم با مردمان چنين مي كردند ؟ من نمي دانم اين ملاهاي ديني حوزه قم دين را چگونه مي فهمند كه هيچ نمي فهمند مگر ادا و اطوارهاي مذهبي و ادعاهاي گزاف را . چرا قيم دينداري مردم شده ايد ؟ اين جواز را از كجا آورده ايد كه بنده گان آزاد خدا را دربند حماقتها و برداشتهاي شخصي خود از دين نماييد ؟ چرا خيال مي كنيد كه شرافت انساني آن زن با تمام وضع نامناسب ظاهرش ، از آن ملاي رساله نويس با نيم متر ريش و نيم كيلو عمامه ، كمتر است ؟. حرمت انسانها كه پيامبر و علي پاسش مي داشتند كجا ست ؟ هرچند كه سالهاست در اين ملك ، حرمتها رفته و جايش هزار هزار نكبت نشسته است . ببخشيد . حسابي داغ كردم . قصدم اين بود كه كمي موضوع را به قول خودم حلاجي كنم اما چيزهايي كه ديدم و خون دلي كه مي خورم عنان از كفم بيرون كرد . مهم نيست . اين نيز بگذرد . با اجازه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 6:20  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

           حديث نفس           
 
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي  جدي تر .


         دسترسي ها            
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
         آخرين نوشته ها         
- مافياي سيگار محسن رضايي نيست بلكه سپاه پشت مافياي سيگار و مواد است
- یا حسين، اينجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است
- اقدامی پسندیده در سیما (حضور لوريس چكناواريان )
- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )
- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)
- به بهانه نمايش فيلم گاو در سيما
- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )
- آقاي وزير ، امنيت شهروندان در كجاي امنيت ملي جاي ميگيرد؟
- 13 آبان ، در همچنان بر همان پاشنه مي چرخد
- یکساله شدم با یک ماه سکوت
- و خداوند سعیده را آفرید
آخرين نوشته ها

    نوشته هاي پيشين      
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
       آرشيو موضوعي         
سیاسی-اجتماعی
فرهنگی-هنری
طنز سیاسی-اجتماعی
شعر-ادبیات
متفرقه
    پر بازديد ترينها ي اخير   

- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر

- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي

- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي

- پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور

- راه صحيح مبارزه با بد حجابي ، آزادي حجاب است/ 4 مرداد

- مصائب سربازی اجباری و نگاه انتقادی به آن/26 مرداد

            سايت ها             
محمد رضا شجریان
احمد شاملو
سهراب سپهري
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
حسين پناهي
خانه سينما
خانه تئاتر
خانه هنرمندان ایران
خانه موسيقي
دكتر سروش
محمد خاتمي
محسن كديور
مهاجراني و جميله كديور
شيرين عبادي
انوشه انصاري
خانه احزاب ايران
بانك اطلاعات نشريات
سایت بیطرف(مرجع)
وبلاگ آموزش مسائل جنسي
پايگاه اطلاع رساني پزشكان
بنیاد آشوکا
سعيده پور شاه نظري

           لوگو وبلاگ            

نوشته هاي يك عقل كل

 

               ديگران            

 
ليست وبلاگهای به روز شده Balatarin
گلچين وبلاگستان

 

براي حمايت از اين اعتراض تگ اين لوگو را در وبلاگتان بگذاريد

 

              خبرنامه