تبليغاتX
بگو...بگم
 
 
سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 برنامه كوله پشتي شنبه شب ، يك اتفاق بود ، يك سورپرايز تمام عيار و در اين ميان فرزاد حسني يك قهرمان 20دقيقه اي كه وظيفه سنگين اعاده حيثيت از خود و سازمان عريض و طويل صدا وسيما را با همه كم خاصيتيش ديشب به دوش كشيد . حسني ديشب صداي همه مردمي شد كه صدايشان شنيده نمي شد . . او چرايي شد در گوش كساني كه بجاي آنكه پاسدار و حامي ناموس مردم باشند ناموسشان را به جرم "هيچ" ، هتك حرمت مي كنند .

همان 10 دقيقه پاياني برنامه كوله پشتي برگ زريني شد از يك آغاز . امشب با اشتياق منتظرم تا ببينيم آيا اين صدا انعكاسي خواهد داشت يا در نطفه خفه خواهد شد .

ديشب از سر اتفاق شبكه سه را كه زدم ميانه هاي برنامه كوله پشتي بود . غير از چند برنامه اي از دوره قبلي اين برنامه ، تماشاگرش نبودم . بيشتر هم بخاطر فرزاد حسني بود كه نمي ديدم . او مجري توانايي است بويژه كارش را در راديو خيلي دوست دارم و دورادور هم مي شناسمش چون در يك جا دوره ديده ايم و دوست مشتركي هم داريم .ولي در تلويزيون برايم تحملش سخت است . واين تنها بخاطر فضل فروشي ها و تبختر بيش از حدش است . ادم نسبتا باسواد و اهل مطالعه اي است و اين يك امتياز براي اوست امامتاسفانه به اين كوره سوادش بسيار در جلوي دوربين مينازد و هر از چند گاهي با استفاده از كلمات نامانوس و متظاهرانه سعي مي كند به گفته خودش دايره لغاتش را به رخ ميهمان و بيننده اش بكشد واين براي يك مجري تلويزيوني يك سم مهلك است انهم در فرهنگ ايراني . يك بار به دوست مشتركمان گفتم كه به او بگو تو در برابر ميليونها مردمي برنامه اجرا مي كني كه دريك سطح نيستند . شايد تو براي عده بيشماري فرد باسوادي بحساب بيايي ولي در ميان مخاطبين تو اساتيد دانشگاه ، متفكرين و اهل مطالعه و فضل بسياري هم هسند . بنابراين از موضع يك ادم همه چيز فهم با مخاطبت برخورد نكن . حتي مخاطبي هم كه دهانش از اين لغت پراكني هايت وا بماند از فخر فروشيت توي ذوقش خواهد زد . سعي هم نكن زياد روي زيبايي چهره ات تكيه كني چون غير از عده اي از دختركان احساساتي كه هميشه عاشق پوسترهاي مختلف هنر پيشه ها و ورزشكاران هستند كسي به اين چيزها بها نمي دهد . بهتر است از راه درستش در دل مخاطبت نفوذ كني . ما مردمي حساس و تيز هوش داريم .فرقي هم نمي كند چه مقدار سوادشان باشد ولي بخوبي تصنع و تكلف را از صداقت درك مي كنند . البته نمي دانم دوست من چقدر اين مطالب را منتقل كرد ولي اصرار داشت كه بيا جلسه مشتركي بگذاريم و رو درو بگو چون تاثير كلام خودت بيشتر است . البته مي دانم كه خودش هم انتقاداتي كه در موردش هست مي داند بخصوص مسئله تملق گويي ها و كفش مقامات را واكس زدنها كه من در يكي از نوشته ها ي قبلي اين وبلاگ در موردش نوشته ام . ولي خوب جواني است و جذابيتهاي حاشيه اي كه هر كسي را مي تواند در يك موقعيت شهرت يا محبويبت ، در مورد خودش به اشتباه بياندازد . بگذريم .

نمي خواستم در اين پست فرزاد حسني و مجريان تلويزيوني را نقد كنم ولي چون واقعه برنامه ديشب بسيارش مديون جسارت و توانايي او بود اول خواستم اشاره اي به نحوه كارش از ديد خودم كرده باشم . اما ديشب حسني كاري كرد كارستان . حالا چقدر اين وضعيت از قبل برنامه ريزي شده بود يا اينكه حاصل غليان احساسات شخصي اوبود نمي دانم ولي در هر صورت از ارزشش كم نمي كند . البته بعيد است كسي مثل او كه مورد اعتماد مديران است و با اشخاصي مهمي چون هاشمي به گفتگو نشسته از " نبايد ها " و خطوط قرمز يك مجري مطلع نباشد بنابراين احتمال مي دهم كه او در بيان مطالب و لحن كلامش آزادي زيادي داشته و اين از نحوه اجرا و سوالهايش بخوبي معلوم بود بگونه اي كه من احساس مي كردم سردار رادان در زير فشار مضاعف قرار دارد و هر لحظه ممكن است مصاحبه را رها كند .

توجه داشته باشيد كه رادان از فرماندهان با سواد و خوش سرو زباني است كه هوشمندي هم دارد .اما بعيد هم نيست كه 10 دقيقه پاياني اين مصاحبه كه طوفاني ترين بخشش نيز بود را خود حسني طراحي كرده باشد تا از خودش اعاده حيثيت كند بخصوص كه بعد از مصاحبه هاي پر از تملق و چابلوسيش با بعضي مقامت منجمله هاشمي رفسنجاني ، بد جوري او را مضحكه كرد و از محبوبيتش كم كرد و بسياري او را يك مجري لوس و متملق و ... مي خواندند ..بهر حال ما كاري به اينهايش نداريم . مهم اين است كه او تابو شكني بزرگي كرد و از زبان خود ، سخن ميليونها نفري را مطرح كرد كه به رفتارهاي نيروي انتظامي با مردم معترضند و يكي از عاملين و مسئولين رفتارهاي ناهنجار پليس كشور را با زنان و جوانان ، در برابر ملت مورد سوال و مواخذه قرار داد . پريشاني و استيصال فرمانده پليس تهران كه انتظار چنين برخوردي را نداشت حاكي از ضعف استدلال مجريان اين طرح بي سرانجام و غير مردمي است . من در دو سه مطلب(+ +) در اين وبلاگ اين طرح را نقد كرده بودم . الان هم مي گويم كه بخش مبارزه با اوباش ونا امن كنندگان امنيت مردم را بايد از طرح بد حجابي جدا كرد و ما بابت اولي سپاسگزاريم و از پليس حمايت هم مي كنيم اما طرح بد حجابي از اساس داراي تفكر غلطي بود و هست و هيچ عاقبتي هم ندارد جز، رو درو كردن مردم با پليس و از اعتبار انداختن اين نيروي خدمت گزار . متاسفانه رادان در برابر سوال حسني مبني بر عدم رضايت مردم ، به نظرسنجي هاي بي اساسي اشاره كرد كه هيچ مبناي درستي ندارد . كي و كجا مردم از شما خواسته اند جلوي مادر ، همسرو خواهرشان را بگيريد و با ترساندنشان وادرا به كاري كنيد كه نه شرع مي پسندد و نه عقل و نه قانون .

البته نبايد رادان را زياد مقصر دانست او در برابر سوالاتي قرار گرفت كه شايد خودش هم برايشان پاسخي نداشت چون او مجري طرحي شده كه مسببينش در جايگاه ديگري هستند كه همه مي دانيم . اما او ميتوانست لااقل با يك عذر خواهي از ملت و كساني كه به ناحق مورد برخورد تند و خشونت طلبانه ماموران تحت امرش قرار داشتند ، رفتاري مردمي از خودش نشان دهد و رفتار قانوني را از غير قانوني متمايز كند . اما متاسفانه نشان داد كه يك بزدل و دروغگوي بزرگ است. آيا او ماجرا و عكس هاي ميدان هفت تير را نديده ؟ بجرات مي گويم كه همه حكومتيان اين را ديده اند .آيا وجدان انسانيشان ( ديني شان به كنار ) به درد نيامد؟ .آيا رادان ده ها عكس و چند فيلم از رفتار مامورانش با زناني كه از همراهي با ماموران مسلح پليس امتناع مي كنند و حالت بد انان را نديده ؟ آيا او از هتك نوامبس دختران و زنان بد حجاب توسط بعضي ( تاكيد مي كنم بعضي ) از مامورانش بي اطلاع است؟ و گزارش و اعتراضات مردم بهگوشش نمي رسد ؟ و دهها سوال اينچنيني .

فرزاد حسني به خوبي رفتار پليس را با مردم توضيح داد. او هيچ غلو نكرد . اكثر مردن اين رفتار تند و طلب كارانه را با خودشان ديده اند . چه در چنين طرحهايي چه حتي در مورد مسائل ساده تري مانند مسائل راهنمايي و رانندگي . هر كس گذرش به پاسگاهها و دوائر نيروي انتظامي افتاده باشد ، رفتار ناپسند پليس را با مردم ديده است . نظارت واقعي بر رفتار پليس وجود ندارد. آنها جوري تربيت شده اند كه مردم را مجرم و گناهكار مي دانند و از موقعيت شغليشا ن فراوان سوء استفاده مي كنند . رفتار پليس بايد اصلاح شود . متاسفانه در دولت احمدي نژاد كه به دروغ دولت مهرورزي لقب گرفته و نيروي انتظامي باجناقش ، رفتارها از گذشته بدتر شده است . در زمان قاليباف ، او تا حد زيادي نيروي انتظامي را احياء كرد و به پليس استاندارد نزديك نمود و از حركتهاي افراطيش كم كرد اما در دوره اين كوتوله هاي سياسي آنچه ريسيده شده بود پنبه شد .

خلاصه اين برنامه و بعضي از برنامه هاي ديگر صدا و سيما ، ما را اميدوار مي كند كه اين رسانه به سمتي برود كه نام رسانه ملي برايش نام با مسمايي شود . ضرغامي را به خاطر رفتارهايش در دوره وزارت ارشادش نمي پسندم و لي برخي حركتهايش در صدا وسيما اميدوار كننده است . اميدوارم او و ديگران از حمله و هوچي گريهاي حاميان خشونت و دولت مهروز !! نترسيده و عقب ننشينند و از القاب و تهمتهايي كه امثال عجوزه و تحفه تخريب و تهمت سازي يعني فاطمه رجبي برايش مي سازند باكي نداشته باشد . تكليف انها را مردم خود روشن خواهند كرد .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با تشكر از دوستان چند تااز نظرات دوستان را در اين بخش مي گذارم .توجه كنيد كه تنها مطالبي كه حاوي نكته اي باشند در اينجا مي آيد و الا ضمن اينكه همه نظرات محبت آميز يا تند دوستان را مي خوانم و ممنونم از اوردنش پرهيز خواهم كرد. يزودي در مورد حجاب خانمها نيز مطلب تازه اي در وبلاگ خواهم گذاشت هرچند در مورد طرح بي حجابي قبلا نظرم را داده م . لازم به ياد اوري نيست كه درج نظر دوستان به معني قبول ان نيست .

 صنعااز طرف جمع زيادي از بينندگان اعلا م ميدارم كه مابا كليه سخنان سردار رادان درخصوص اجراي طرح امنيت اجتماعي كه در دو برنامه كوله پشتي پخش شد كاملاموافق بوده و حمايت خود را از پليس و دادستاني قاطعانه اعلام ميداريم و به نطر مااراذل و اباش آنچنان جرمشان سنگين و كثيف است كه به هيچوجه از حق باصطلاحشهروندي برخوردار نيستند مگر اين جانيان كثيف حق شهروندي قربانيان خود راهمه از مردم شهر بودند رعايت كردند كه برخي براي حق شهروندي اين جانيانملعون دل مي سوزانند براي ا ينها يكبار اعدام هم كم است .

باقري/ به نام خدا .....یک صحبت منطقی دارم,اینکه آیا زنان و دخترانی که تمام زیبایی ها و دلربایی های زنانه خدا دادی خود را در جامعه بدون هیچ گونه ملاحظاتی ارایه نموده و باعث گرفتار شدن عده ای از جوانان در دام شیطان هوس می شوند و جرآت تعرض به افراد سست ایمان را میدهند ,جنایتکار نیستند این مطلب را می توانید از کسانی که در دام آنها گرفتار شده اند بپرسید آیا جنایتکار تنها کسانی هستند که به جان و مال مردم تعرض دارند آیا این افراد که به روح و روان و اعتقادات مردم خصارت جبران ناپذیر می زنند جنایتکار نیستند ؟

کریمی/ سلام من به عنوان یک شهروند که طرفدار آزادی در جامعه هستم این سوال را از معترضین به طرح برخورد با بد حجابان دارم ,اینکه آیا کسی به واسطه آزادی فردی در جامعه هر روز یک سطل لجن در محل عبور و مرور مردم بریزد و در جواب اعتراض دیگران بگوید خوب از آن طرف بروید یا نگاه نکنید ,مردم این امر را میپسندند ؟نه به خدا حتی سریع از پلیس برای برخورد قاطع با این فرد کمک می خواهند ,حال فکر نمی کنید نوع پوشش بعضی از افراد در سطح جامعه هر روز خود سطل لجنی است بر روح و روان مردم مومن و خصوصا خانواده های شهدا که جوانان خود را در راه رضای خدا و برای آزادی امروز مردم ایران فدا کردن ,پس باید حق بدهیم که با این افراد به طور قاطع برخورد شود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 19:51  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

بعد از دو مطلب طنزي (+  + )كه ديروز در مورد برنامه تلويزوني "به نام دموكراسي " پست كردم و پشت سر هم در وبلاگ قرار گرفت دوستان زيادي اظهار لطف داشتند و نظراتي ابراز كردند . يكي دوتايي هم تذكر دوستانه دادند كه خيلي به اين اطلاعاتي هاي عزيز گير نده ، خطرناكه حسن . ردت را مي گيرند و مي فرستند جايي كه حسين شريعتمداريها هم گذرشان به آنجا نيفتاده باشد و چون تو را كسي نمي شناسد ، بنابراين هيچ كس هم حمايتت نمي كند و لوگوي " عقل كل را آزاد كنيد " را در هيچ وبلاگ و سايتي نخواهي ديد و امضايي هم براي آزاديت جمع نمي كنند ( البته همه اين حرفها را دوستان نزدند خودم حدس زدم منظورشان اين است ! ) . كمترينش اين است كه وبلاگت را تكفير مي كنند يا به قول امروزيها فيلترش كنند ، هرچند آنوقت معروف تر مي شوي ولي اينجور كارها عاقبت ندارد .

يكي ازدوستان عضو خبر نامه وبلاگ هم نوشته بود چرا از چهار مطلب آخرت سه تايش طنز شده !! در حاليكه تو مطلب جدي بهتر مي نويسي و ما هم جدي بيشتر دوست داريم ! و خواسته بود درمورد همين برنامه اعترافات تلويزيوني مطلب يا بهتر بگويم تحليل جدي خودم رابگويم .

در مورد دوستاني كه به شوخي يا جدي ما را از برادران اطلاعاتي ترسانده بودند ، عرض مي كنم كه نگران نباشيد ، آنها همقطاران خودشان را كاري ندارند !!!! و من چون قطارم از همان ايستگاه آنان مي گذرد بنابراين اجازه عبور دارم ، البته تاوقتي سوزنبانش از خودمان باشد ( عجب چيزي گفتم !!) البته با اين قمپوز الكي خودم را با دوستان ديگر در مي اندازم و حالا اين طرفي ها هستند كه سرمان را بترشاند ( بي خيال، خوش مي گذره )

و اينكه چرا پستهاي اخر وبلاگ بيشتر طنز شده ، خوب اين اقتضاي حال و هواي خودم است كه چطور پيش بيايد و بعدش هم از كامنت اغلب دوستان اينطور معلوم است كه استقبال از طنز نوشته ها يشتر بوده ، حتي از دو سه ارگان و روزنامه داخلي و خارجي براي نوشتن طنز دعوت نامه داشتم !( اونجاي ادم دروغگو ) .

در مورد اينكه مطلب جدي در مورد اعترافات تلويزيوني هاله اسفندياري و ... بنويسم هم راستش اول هم چنين خيالي داشتم ولي آنقدر احساس طنز موضوع در ذهنم قوت گرفت كه رفتم سراغ نوشتن طنز در موردش . الان هم به اندازه كافي اظهار نظر و نقد در مورد اين برنامه در وب هست كه نيازي به مطلب تازه اي احساس نمي كنم . البته در مدش هم نيستم . هر چند به نظرم هم از نظر ساختار اين برنامه و هم محتوايش مي شود بحث كرد و نتايج جالبي كسب كرد . بر خلاف عده اي كه اين برنامه را يكسره به ضرر حكومت دانسته بودند من معتقدم انعكاس خارجي و داخليش متفاوت بوده است . يعني در بعد خارجي اين حركت موفقيتهايي را براي حكومت داشته و اين از اظهارات عجولانه و مضطربانه انها معلوم است و يك پاتك بحساب ميآيد. مثلا " لي هميلتن " ريس بنياد woodrow wilson كه خانم اسفندياري در آن مشغول است در موضعگيري خود از چنين برنامه اي به شدت انتقاد كرد هرچند نگفت بنده خدا كجاي حرفهايش دروغ بوده است .

اما در مورد انعكاس داخلي شكي نيست كه اين مثل يك خود زني براي حكومت بود ( به خدا اگه كسي فردا از اين تعبير من استفاده كنه بدون ذكر منبع، اعلام جرم مي كنم ) و بسيار ابتدايي و بچه گانه بود . انگار اعضاء محترم اطلاعات داخلي وزارتخانه كريمه ، حسابي قدرت تحليلشان را از دست داده اند و قات زده اند . مثل اينكه بعد از مرحوم سعيد امامي معاونين بعدي از آبدارخانه وزارتخانه انتخاب شده اند . بابا سعيد امامي به استناد برخي از صحبتهايش كه پخش شد آدم بسيار مخي در تحليل سياسي بوده و در زمان او اعترافات موثري گرفته شده بوده . ( يادتان باشد من اين كارها را تاييد نمي كنم فقط از نظر يك استراتژي رسانه اي دارم صحبت مي كنم ) درست است كه اعتراف گيري به هر نحوي باشد خلاف اصول اخلاقي و انساني است چون كه در آن بدون فشار رواني يا شكنجه بدني و روحي امكان اعتراف گيري نيست ولي بهرحال در همه نظامها كم وبيش رواج دارد حتي در نظامهايي كه خيلي ادعاي دموكراسي و حقوق بشرشان مي شود نيز هست منتها در اين نظامها اعتراف ها را در سطح تلويزيوني منعكس نمي كنند چون بازتاب خوشايندي ندارد واز ديد حقوق بشري محكوم است. ولي حكومت ايران هر از گاهي از اين ابزار براي بر عكس كردن جنگ رواني به سوي غرب و تهديد دموكراسي خواهان داخلي استفاده مي كند كه در اين يك مورد كاملا نا موفق بوده واين يعني نزول تفكر اطلاعاتي در وزرات خانه كريمه .

اما چرا در داخل كشور اين برنامه نتيجه معكوس داشته به اين خاطر بود كه حكومت در اين برنامه خود را دربرابر دموكراسي قرار داد و از طرفي كنار حكومتهاي ديكتاتور و مستبدي مانند گرجستان ، صربستان و ديگر كشورهاي تازه استقال يافته شوروي سابق قرارگرفت. و از طرف ديگر آنچه را تا بحال بعنوان كودتاي نرم يا انقلاب مخملي و رنگي مي ناميد. بعنوان شيوه اي مسالمت جويانه و ضد خشونت و دموكراتيك با استفاده از ابزار انتخابات و براي رسيدن به دموكراسي معرفي كرد و به مردمي هم كه بلد نيودند ياد داد . و در يك اشتباه تاريخي بزرگترين دشمنش يعني امريكا را حامي اين نوع حركت در جهان نشان داد و او را از اتهامات گذشته تبرئه كرد .

خوب اگر اجازه بدهيد تا همينجا نقد جدي بس است و تا اعتارافات بعدي همه تان را به خداي بزرگ مي سپارم . باي

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 14:34  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

از انجا كه در جلسه قبلي روش انقلاب مخملي را  آموزش داديم ( رجوع به پست قبلي+ ) ، في الفور و براي اينكه خيال برتان ندارد كه بخواهيد مخملي و رنگي بشويد ، چند تا از لمهاي مبارزه با انقلاب مخملي و گل منگلي را خيلي فشرده آموزش مي دهيم تا آسوده باشيد كه اينجا خونه خاله نيست يا ما ، شواردنادزه و اينا نيستيم كه با اين بادا بلرزيم ..پس توجه بفرماييد و خودتان را خسته نكنيد.

چون قرار است خلاصه بگوييم تنها سر فصلها را برايتان خواهيم گفت و از گفتن جزييات معذوريم مگر حضوري !! ( وزارت اطلاعات و فن آوري انقلابات مخملي - واحد ضد مخمليها )

1- روشنفكران ودگر انديشان بزرگترين دشمنان شما هستند ، پس آنها را با اقسام تهمتها وانگهاي غير اخلاقي مزين نماييد. اتهام همكاري با تمامي سرويسهاي جاسوسي بيگانه برايشان لازم است . براي اقدام در اين مورد ما روزنامه كيهان وانصار محترم و جديدا سلطان بانوي دربار احمدي نژاد خانم فاطمه رجبي را توصيه مي كنيم . البته هر از چند سالي يك برنامه تلويزيوني و چند اعتراف تصويري هم موثر است . در ضمن بورسهاي تحقيقاتي ، روابط دانشگاهي و شخصي و ميهمانيهاي خصوصي شان را نيز زير نظر گرفته ، هر از چند ي به يكي از اين اتهامات احضارشان كرده يا ممنوع الخروجشان كنيد .

2- دانشجويان يك تهديد و دانشگاه يك عامل انقلاب مخملي و گل منگلي است . پس يادتان باشد كه دانشگاه غير سياسي و دانشجوي غير سياسي مطلوب ماست هرچند قبلن ها چيز ديگري مي گفتيم . در راستاي غير سياسي نمودن دانشگاه و يا حداقل همراه نمودن با سياست مطلوب ما ، چند تشكيلات مثلا دانشجويي - سياسي موازي ايجاد نموده و با اسامي مقدس بسيجي و انقلابي مخلوط نماييد تا دهن هر چي دانشجوي غير انقلابي است سرويس شود ، اگر نشد يك 18 تير ديگر براه اندازيد .

3-اينترنت بزرگترين سوراخ ورود انقلاب مخملي است . درش رو گل بگيريد يا تنگ تنگش كنيد . ( توضيح اين دو اصطلاح يعني : فيلتر كنيد يا از سرعت خود بكاهيد !! )

4- روزنامه ها ..روزنامه ها ... ( مدينه گفتي و كردي كبابم ) اينها بزرگترين عاملان انقلاب گل منگلي هستند . و روزنامه نگاران همه كاره اين جور انقلابات بخصوص در ايران. همين انقلاب مخملي كه بعنوان اصلاحات در ايران راه انداختند توسط همين جانوران مخملي اتفاق افتاد. اگر غفلت كنيد همه چيز از دستتان خواهد رفت پس ببنديد و بگيريد .( روزنامه ها و روزنامه نگارها را ). بخصوص روزنامه نگارها را كنترل كنيد كه همه جاسوس و مواجب بگير امريكا هستند . اوين و قبرستان هم بهترين اقامتگاههاي اين دسته از افراد است .

6 - كي گفته هنر ما بايد تبديل معاند به مخالف و مخالف به دوست باشد . پشت اين شعار يك انقلاب تماما مخملين و رنگارنگ است . شخص گوينده هم يك مخمل باز حسابي ( البته مخملباف هم از همين دسته است ..سرنوشتش را ببينيند به كجا رسيده ) بنابراين براي مقابله با توطئه مخملين ، بايد عكس جريان نفاق عمل كرد ..دوست كه نداريم . مخالف را هم كه جايش زندان است يا خارج از كشور ...دشمن هم كه مرده اش بهتر از زنده اش است .

7- انقلاب گل منگلي با شعارهاي دلفريب آزادي و دموكراسي خودش را جلو مي برد ، بنابراين به كمك تبليغات و متفكران وطني پنبه آنرا بزنيد و جايش ، تكليف و ايثار و ديگر عناوين قرار دهيد .براي اين كار مي توانيد از موسسه اقاي مصباح و شركاء استفاده نماييد.

8- مراقب زنها بويژه نوع آزادش باشيد . اينها پياده نظام انقلاب مخملي هستند . به اسم حقوق زن و آزادي كلاه سرتان نگذارند . سريع به اتهام نشر فحشاء بگيريدشان . البته قبلش بهتر است الگو سازي كنيد . مثلا در تلويزيون نقشهاي اول و مثبت همه چادري باشند . زن آرماني يعني يك مادر خوب و همسر مهربان وبا حجاب برتر ، بقيه به درد نمي خورند . اگر هم مي خواهند فعاليت سياسي بكنند الگويشان فقط خانم فاطمه رجبي باشد

9- دشمن هميشه چيز بدي نيست . بخصوص توهم آن بسيار هم دوست داشتني است چون با چسباندن آن به مخمليها مي توانيد همه را بريزيد تو دريا . هيچ كس هم چيزي نخواهد گفت .

10- انتخابات راه تحقق انقلاب گل منگلي است . پس خيالتان راحت باشد تا نظارت هست هيچ كس هيچ غلطي نمي تواند بكند . خدا شوراي نگهبان و شخص آقاي جنتي را برايمان نگهدارد .

فعلا همين چند مورد را ياد بگيريد كفايت مي كند . بقيه كارها را به ما بسپاريد .

 

وزارت فخيمه و وهميه اطلاعات و فن آوري اطلاعات ضد مخملي

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 1:53  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

آگهي تبليغاتي پيش از پخش برنامه آموزشي :

بشتابيد ... غفلت موجب پشيماني است .. ( موزيك ) اگر از انقلاب خال خال پشمي و بي رنگ سال 57 خسته شده ايد و دنبال تنوع مي گرديد توصيه ما به شما انقلاب مخملي با انواع و اقسام رنگهاي جذاب است . شما از چه جنسي خوشتان مي آيد ؟ چه رنگي را دوست داريد ؟ خوب مهم نيست انتخاب با شماست . ما همه رقمش رو داريم ... اول پرو كنيد بعد انقلاب نماييد . ما در اين برنامه به شما آموزش خواهيم داد كه چگونه مي توانيد خود نوع انقلاب خود را انتخاب كرده ، و بدون اينكه حتي از دماغتان خوني بريزد ، انفلاب نموده و بعد از نتايج آن لذت ببريد . وعده ما ..چهارشنبه و پنج شنبه بعداز خبر 21 و با حضور كارشناسان مجرب ما ، خانم دكتر هاله اسفندياري و دكتر كيان تاجبخش و همراهي دكتر رامين جهانبگلو . ...در ميحطي كاملا دوستانه و مولتي مديا ... فقط دردو جلسه ... (موزيك آهاي خوشگل عاشق )

در راستاي اهداف دولت الكترونيك و آموزش از راه دور و از همه مهمتر اينكه به فرموده اما م خميني صدا وسيما يك دانشگاه است ، و همينطور اينكه قرن بيست و يكم است و دوره ، دوره انقلابات پارينه سنگي به روش سنگ و چوب و توپ و تانگ نيست ( چون ديگر اثر ندارد ..) تصميم گرفتيم يك دوره فشرده آموزش انقلاب عصر نوين كه ما اسمش را گذاشته ايم انقلاب مخملي و رنگي براي دوستان و همه ملت شريف و انقلابي ايران ترتيب دهيم .( البته امريكاي جهانخوار قبلا اين اسم را مصادره كرده .....غلط كرده !) .

 هدف ما از اين دوره فشرده اين است كه اولا به مردم شريف ايران بويژه بي سوادهايش نشان بدهيم كه اولا انقلاب مخملي يعني چه ؟ چند رنگ دارد و هر رنگش به چه دردي مي خورد ...دوما به دشمنان انقلاب كرباسي خودمان نشان دهيم كه ما انقدر مستحكم شده ايم كه خودمان به ديگران روشهاي انقلاب بر ضد خودمان را مي توانيم اموزش دهيم و خيالي هم نيست !! ( البته روشهاي مقابله با اين انقلابات را هم در قسمت دوم اين سلسله برنامه ها اموزش خواهيم داد ) . سوما به اذناب و اعقاب انقلابيون قديمي و عهد بوق بفهمانيم كه ديگر گذشت آن دوراني كه آنسان گذشت (آره داداش ..) و سوما و از همه مهمتر اينكه ما خودمان رهبر انقلابات جهانيم ، پس براي اينكه همچنان از اين رهبريت عقب نياشيم بايد خود را به جديدترين روشهاي انقلاب و براندازي مجهز كنيم .( لفظ براندازي تنها در مورد غير خوديها مصداق دارد - درس اول ) پس چرا ملت عزيز ايران نبايد از جديدترين تكنولوژيها در زمينه انقلاب باخبر باشند ، اين هم چيزي است مثل انرژي هسته اي و همانطور كه ما در انرژي هسته اي نوع مسالم تجويانه و صلح اميزش را در اختيار گرفته ايم و دنيا اين را نمي فهمد ، در مورد انقلاب هم مي خواهيم نوع مسالمت جويانه اش را اموزش دهيم و بعد به دنيا صادر كنيم هر چند در كشور خودمان كاربرد نداشته باشد !!

اما درس دوم- ( درس اول قبلا اشاره شد )

ابتدا بايد رنگ و جنس خود را انتخاب كنيد . اين خيلي مهم است . بايد سليقه و تيپ افراد را د رنظر بگيريد سپس منتظر انتخايات باشيد !!

درس سوم :

روشنفكران و استادان دانشگاه رهبران اين انقلابند پس به كسي ديگر اعتماد نكنيد و منتظر انتخابات باشيد !!

درس چهارم :

جوانان را وارد صحنه كنيد . پير تر ها را تحويل نگيريد آنها بدرد نمي خورند ، زيادي عاقلند ! . منتظرانتخابات باشيد !!

درس پنجم :

جمعيت هاي مختلف تشكيل دهيد . NGO باز كنيد .دو نبشش بهتر است ، سپس منتظر انتخابات باشيد !!

درس ششم :

براي انقلابتان ( البته هنوز كسي نمي داند كار شما يك انقلاب است ) يك لوگوي جالب و مدرن انتخاب كنيد و انرا بر روي تي شرت و كلاه و پيرهنتان حك كنيد . مي توانيد از روش خالكوبي هم استفاده كنيد ، خيلي كلاس داره!! . مثل درسهاي قبلي منتظر انتخابات باشيد !!

درس هفتم :

روزنامه ..روزنامه ...روزنامه ...اين رمز موفقيت هر انقلاب مخملي است . پس تا مي توانيد روزنامه بيرون بدهيد . كيفيتش مهم نيست .باز هم منتظر انتخابات باشيد !!

درس آخر :

در نهايت براي هماهنگي همه اين كارها با بنياد سوروس و وودرو ويلسون در ارتباط كامل باشيد ، چون هر چي انقلاب مخملي و گل منگلي است توسط اين دو بنياد و ديگر بنيادهاي تحت نظارت سناتورهاي امريكايي اداره مي شود .

حالا با فراسيدن انتخابات ، انقلاب شما هم فرا مي رسد ، با حضور پرشكوه خودتان بر سر صندوق هاي راي ، مشت محكمي بر دهان ياوه گويان زده .و فرد مورد نظر خود را انتخاب نماييد. او مجري انقلاب مخملي شما خواهد بود . البته بعضي از افراد معاند و بدون دموكراسي معتقدند اين انقلاب در ايران كارايي نداشته و صرفا جهت اطلاعات عمومي بدرد مي خورد .ولي شما گوش به اين حرفها ندهيد.

موفق باشيد تا انتخابات بعدي .

با تشكر از صدا وسيماي مركز ايران و دهات اطراف

سردار ....

حاج آقا ....

بنياد سوروس

بنياد ويلسون و سناتورهاي نازنين آمريكايي

 

به سفارش وزارت اطلاعات وفن آوري انقلابات مخملي

تابستان 86

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:28  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

بحث صيغه ، بعد از اظهارات وزير كشور ، تبديل به يكي از بحثهاي داغ رسانه اي بخصوص در فضاي وب شد . هنوز هم در گوشه و كنار وب چشمم به برخي صحبتهاي مردمي يا بعضا كارشناسي مي خورد . شخصا در هيچ كدام از اين بحثها وارد نشدم و مايل نيستم بشوم ، نه به دليل عدم توانايي در بحث ، بلكه بيشتر به دليل فضاي پر از سوء تفاهم و بشدت سياسي زده جامعه . متاسفانه اين جو زدگي در بسياري از بحثهايي كه يك سويش مذهب قرار دارد وجود دارد . بحث صيغه و تا حدي سنگسار هم جزو چنين مواردي است . البته بحث سنگسار به دليل اينكه با عقل مدرن امروزي و نگاه بشر متمدن ، هيچ سنخيتي ندارد وبه لحاظ تاريخي هم يك الگوي تنبيهي پيشا تاريخي و خشونت گرايانه است كه به برخي مذاهب مانند يهودو اسلام وارد شده ، بحث متفاوتي است . اما در هر موردي كه در ان يك دستور مذهبي قرار است نقد شود بويژه با روحيات متغير اين روزهاي جامعه ايراني بخصوص طيف تحصيل كرده ، يك چالش جدي ايجاد ميشود .البته اين به خودي خود بد نيسست بلكه اقتضاي اين تعارض است و جز با عنصر نقد و زمان هم قابل حل نيست . اروپايي ها هم اين دوران را داشته اند و يك باره وارد دوران مدرن نشده اند . منتها وقتي در بيشتر بحثها بويژه در اينترنت به دليل فضاي باز و عمدتا كنترل نشده ، كار به توهين و تخطئه و تحقير عقايد مي كشد و احساسات جاي تعقل را مي گيرد و كارشناسي با سر هم بندي و پارازيت گويي و مطالب عاميانه در هم مي اميزد ، آنوقت است كه هيچ عقل سليمي وارد چنين بحثهاي بي حاصلي نمي شود .

حالا با اين اوصاف چرا علاقه مند شدم در اين باره بنويسم ، بخاطر مطلبي بود كه از گفتگوي رايو زمانه با خانم شهر نوش پارسي پور خواندم . بنظرم نظرات اين بانوي نويسنده بزرگوار ، در مورد بحث صيغه بسيار جالب ،شجاعانه و واقع بينانه امد . احساس كردم نظرات خودم را از زبان ايشان مي شنيدم . منتها بيان اين مطالب از زبان يك بانوي مشهور نويسنده و روشنفكر امروزي حلاوت ديگري دارد . براي همين اين پست را در تحسين نظرات او و از آن مهمتر تحسين شجاعت بيان صريح و بي پرواي اين نظرات نوشتم . مطمئنا خود خانم پارسي پور به عواقب چنين حرفهايي واقف بوده و مي دانسته كه در فضاي روشنفكري بويژه روشنفكران زن و فمينيستها كه اين روزها مد روزند ، چنين حرفهايي برايش تهمتها و تحقيرهاي بسياري دنيال خواهد داشت . و به مرتجع بودن ، هوس بازي و ديگر القاب مفتخر خواهد شد !! اما چه باك كه وقتي متفكري به چيزي باور داشت جز به باور وانديشه اش به چيز ديگري تمكين نمي كند و از ابراز آن ولو به قيمت طرد شدن از نگاه برخي ظاهر انديشان و جو زدگان تابع جريانات روز ، باكي ندارد .

در اين گفتگو ي به ظاهر ساده ، نتنها به موضوع صيغه از چند محور اشاره شده بلكه به نوعي آسيب شناسي رفتارهاي اجتماعي امروز را هم شامل مي شود .بحث دين زدگي و طرد همه مفاهيم ديني به دليل رفتارهاي حكومت دين گراي فعلي كه موجب دل زدگي اقشار مختلف بويژه تحصيل كرده شده هم به نوعي مورد اشاره قرار گرفته .

صحبتهاي ايشان را من به چند پارامتر تقسيم مي كنم كه به نظرم جالب هستند و در پرانتز ها سعي مي كنم توضيحي به آن اضافه كنم.

- تفكيك انديشه زنانه و انديشه مردانه و تفاوتهاي احساسي اين دو جنس ( اين يك اصل پذيرفته شده روانشناسي و رفتار شناسي است كه با توجه به مختصات هورموني و فيزيولوژيكي دو جنس شكل گرفته است )

-مخالفت با جبهه بنديها و مرزبنديهايي كه باعث تعارض يك جنس برعليه ديگري مي شود مانند فيمينيسم ( متاسفانه ترويج چنين ديدگاهي الان در كشور ما بين زنان در حال گسترش است نمونه هاي بسيارش را در اينترنت و وبلاگها مي توانيد ببينيد . اين در حالي است كه سالهاست تب فمينيسم در غرب فروكش كرده است . البته اين را نبايد با مبارزات زنان آزاده ما با استبداد و حقوق نابرابر زن و مرد اشتباه گرفت . اين بخش قضيه بسيار هم قابل تحسين است .فعلا بيشتر وارد ان نمي شوم )

-توجه به نيازهاي طبيعي زنان بويژه آن دسته اي كه به دليل شرايط خانوادگي مثل متاركه يا مرگ همسرو داشتن فرزندان امكان ازدواح دائم برايشان كم است . ( اين نكته جالبي است كه فقط از ذهن يك زن مبتلا شده به اين درد مي تواند بيرون بيايد . خود خانم پارسي پور هم به اين مشكلش در دوره اي از زندگي با شجاعت اشاره مي كند . )

- توجه به بعد عاطفي وجنسي زن در مسئله صيغه بجاي تاكيد بر مسائل مادي ( يعني نگاه انساني به زن بعنوان يك اورگانيسم زنده و با احساس و نه فقط داراي احتياجات مادي . البته مسائل مادي هم به همان اندازه مهم اند )

-نگاه واقع بينانه به عرف و مذهب در جامعه به عنوان يك واقعيت جاري و تاثير اين دو اصل در تعريف رابطه زن و مرد .( خوب طبيعي است كه بسياري هم هستند كه اين دو را قبول ندارند و نمي پذيرند و مايل به رابطه باز هستند . خوب آنها كه راهشان را مي روند و براي آنها نياز به راهكاري نيست . بلكه براي خيل عظيمي كه يا به تمايل يا به اجبار نمي خواهند پا از اين دو بيرون بگذارند ، بايد يك راه حل در دورن عرف و مذهب پيدا كرد . خوب، صيغه يك راه حل مذهبي براي اين افراد است ولي يك راه حل عرفي نيست يعني اينجا عرف و مذهب رودرو قرار مي گيرند . اما چون عرف انعطاف بيشتري از مذهب دارد بنابراين، امكان تغيير عرف در ظرف زمان وجود دارد تا زماني كه عرف هم نظر مذهب را بپذيرد و اينجا مسئله مهم اين است كه نظر مذهب مغاير مسائل پذيرفته انساني نباشد .مثلا تحقير زن نباشد يا اجحاف به او نشود ، كه خوب وقتي زني اين روش را براي رابطه پذيرفت قاعدتا چنين احساسي ندارد . من شخصا معتقدم مسائل عرف شده اي در جامعه ما هست كه بسيار توهين آميز تر از صيغه است ولي خانم ها و دختران جوان تحصيل كرده ، به راحتي آنرا پذيرفته اند و حتي پافشاري دارند . مهمترينش از نظر من همين بحث مهريه هاي نجومي و سكه اي است . من كه احساس مي كنم اين بزرگترين توهين به يك دختر جوان و خانواده اش است . انگار شما بعنوان يك مرد جوان مي خواهيد به خريدن يك زن برويد بنابراين بايد براي جنس مرغوب تر يا خانواده مرغوبتر پول بيشتري بپردازيد . بگذريم از مصيبتهايي كه بر سر بسياري از زوجهايي كه با اين شروط ازدواج مي كنند امده است . من خودم شاهد چند تايي اش بودم و شما هم حتما از رسانه ها شاهد زندانيان مهريه بوده ايد . بگذريم .)

- اشكال اساسي ، در قضاوت ونگاه جامعه به امور خصوصي يكديگر است نه دراصل صيغه ( بعبارتي نگاه فضول و كنجكاو ما كه مي خواهيم در خلوت هم سرك بكشيم . خودمان هم بهتر از هر كس اين خلق خودمان را مي دانيم . مثال روشن اين بي اخلاقي را همه در قضيه ملي !! سي دي هاي بازيگر سريال نرگس ديديم . صيغه يك امر شخصي است ممكن است دو نفر بخواهند از اين راه رابطه شان را شروع كنند و دو نفر ديگر نيازي به اين يك خط عربي براي رابطه نداشته باشند . مگر كم هستند دختراني كه در رابطه هاشان با پسرها دچار ضرر مي شوند يا دنبال بر طرف كردن نياز ماديشان از طرف هستند يا برعكس . خوب اين مسائل در روابط آزاد هم هست . )

- بيشتر موضعگيري مخالف بر ضد صيغه به دليل مخالفت با مذهب و مذهب ستيزي ناشي از حكومت مذهبي فعلي است . ( اين اشاره كاملا درستي است . اينجا ديگر بحث علمي معني ندارد . شما ممكن است از شخصي خوشتان نيايد و هي بگوييد تو آدم منطقي اي نيستي ؟!)

- با طرد مذهب مردم خرافه ها را جانشينش مي كنند . ( اين هم نكته اساسي است چرا كه مردم بخش بزرگي از نيازهاي معنويشان را كه غير قابل جايگزين است از مذاهب مي گيرند و اصولا راز پيدايش مذهب ها همين است حالا اگر مذهب از در بيرون رود ، چيز ديگري كه مذهب بعدي مردم مي شود از پنجره وارد مي شود .اين طبيعت آدميزاد است . هميشه گمشده اي هست . اما نكته مهم اين است كه مذهب وقتي سياسي شد و حاكم شد بلايي به سر ان مي آيد كه الان دارد در ايران مي آيد . من از اين سخن خانم پارسي پور خيلي لذت بردم " وقتی یک پدیده‌ای در قلب شماست و از نظر روحی شما را اداره می‌کند، شرایط اش فرق می‌کند با این که بیاید تبدیل شود به یک دستگاه سیاسی " اين تجربه ايست كه ما الان داريم مي كنيم .)

خانم پارسي پور در آخر مصاحبه اش نيز با شجاعت بي نظيري در جواب سوالي در مورد اينكه حاضر است خودش صيغه شود ( اين سوال مي توانست در ذهن كسي ديگر توهين آميز تلقي شود و برآشوبد ) مي گويد حاضر بود درصورتيكه آمادگي روحي داشت اين كار را بصورت سمبوليك انجام دهد تا قبحش بريزد . البته قبح اين مسائل به دليل ريشه دار بودنش در جامعه با يك حركت نمي شكند و لي خود اظهار اين قضيه شجاعت مي خواهد .

مطلب خيلي طولاني شد و من كه گرم نوشتن بودم فراموشم شد كه در اين وبلاگ قصد نداشتم پرگويي كنم و خيلي جدي بنويسم .خوب پيش آمد و بد هم نشد .تا نظر دوستان خواننده چه باشد .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:27  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

حسين شريعتمداري يا همان حسين بازجوي خودمان، اين روزها حسابي گرد و خاك كرده . بعد از چاپ مقاله اي در روزنامه شريف و وزين كيهان !! كه در آن حسين آقا ادعاي عربهاي خليج هميشگي و تا آخرش فارس را در مورد جزاير تا ابد مال خودمون را رد كرده بود ، با كلي سند و مدرك كه مو لاي درزش نمي ره ، ثابت كرد كه بحرين مال ماست . يعني بحرين حق مسلم ماست و اين شاه فقيد سعيد بي عرضه بوده كه اين سرزمين پارسيان را دو دستي تقديم عمه جان ويكتورياي پتياره كرده . بنابراين اگه دول شريف عربي بازم پر رو باز ي در بيارن و هر از گاهي نامه و قطعنامه در مورد جزاير ما بدن، انقريب بحرين را باز پس مي گيريم و مي كنيمش استان سي و يكم خودمان .

آقا بعد اين حرف كه معلوم نيست چه جوري به گوش اين عربها ي هميشه فارس ( ببخشيد خليج هميشه فارس ) رسيده - آخه اين كيهان رو خود ايرانيها هم نمي خونن - جنجالي در كشورهاي عربي براه افتاده كه بيا و ببين . كم مونده خشتك حسين آقا رو بكشن سرش و ايضا سر مابقي مقامات جمهوري تا ابد اسلامي . سفير ايران رو خواستند ، تظاهرات چند صد ملييوني راه انداختند( اونجاي ادم دروغگو ) ، كلي فحش و بد و بيراه به همه ايرانيها و مقاماتش دادن ، و آخر سر هم تقاضا كردن كه اهواز به دامان پاك اعراب برگردد . حالا اينكه چطور يك مقاله درپيتي از يك آدم درپيتي توي يك روزنامه درپيتي تر ، اين طور گرد و خاك كرده و و پشت قضيه چيه ، فعلا تا پرتقال فروشش پيدا نشده ، ما هم كاري به پشتش نداريم ، هرچند كه نگفته پيداست كه اين عربها اون هم از قسم بحرينيش ، با اون همه تاريخ مشعشع و سرزمين وسيع و حكام مقتدر !! چطور بيضه ! پيدا كردن ( ببخشيد ) با ما اينطور حرف بزنن ، همه اش بر مي گرده به همون پشت پرده قضيه كه اگه كنارش بزنيم احتمالا مي بينم پشتشون به چند تا كشور دوست و برادر ما يعني آمريكا و اسرائيل و عربستان و ..گرمه. خوب پشتشون گرمتر باد !. بهر حال اين از لطايف روزگاره كه كشور بي بته اي مثل بحرين مي تواند به لطف حضور پرقدرت جمهوري اسلامي در صحنه هاي بين المللي به چنين جايگاهي برسه .از قديم گفتن واي به روزي كه شيران بيشه ها را موشي ادب كند ( اين مال خودمه ربطي به قديم نداره !)

آگاهان سياسي معتقدند كه سفر آقاي متكي به بحرين هم به جهت بيضه مالي و عذر خواهي رسمي دولت فخيمه اخمدي نژاد اينا بوده تا مبادا سفير مان رابيرون كرده و به كشور مان حمله كنند . حتي گفته شده كه شخص احمدي نژاد قبلا مايل به سفر به آنجا بوده كه بحرينيها اين را توطئه جمهوري اسلامي دانسته و فهميده بودند كه وي مي خواهد بعدا بگويد كه من در ادامه سفر هاي استانيم به استان بحرين سفر كردم !! در ضمن گفته مي شود كه احمدي نژاد از طريق الهام و فاطي جون به حسين خطر (اين اسم را بعد از اين ماجرا برايش گذاشته اند ) پيغام داده كه : درسته بحرين مال ماست ولي الان اين حرفها را نزن ، خطرناكه حسن ، ببخشيد حسين . من خودم وقتي امام زمان تشريف آوردند در معيت آقا، بحرين را فتح مي كنم و بعنوان سفرهاي استاني هم كه شده به اونجا خواهم رفت. خيالت راحت باشه . " كه حسين آقا پيغام مجدد داده كه به محمود آقا بگوييد " اگه راست مي گي و اين حرفها خطرناكه ، پس چرا خودت از اين حرفها مي زني و ميگي اسرائيل را محو مي كنيم و هولوكاست چاخانه و از اين ضرضرا " و همان ناظران مي گويند كه در اين هنگام فاطي خانوم الهام اينا ،  قات زده  و همونجا از جانب خودش و محمود دو سه تا ليچار بارش كرده و گفته " سردار تو كاري به اين كارا نداشته باش. بزرگان بكنند آنچه كه خواهند ، تو رو سن‍نه ( به تو چه ؟) از اين حرفها گذشته احمدي نژاد پشتش به هوگو چاوز ، اورتگا و كاسترو گرمه ، تو چي بدبخت؟ تو رو هيشكي دوست نداره . حتي سعيد امامي (ن ع ) هم نيست كه هواتو داشته باشه . پس تو خف ( يعني خفه شو ) "

اما بنده همينجا از جانب ملت شريف و نظيف ايران به حسين عزيز عرض مي كنم كه " ما با تو هستيم ، هر چند تو با ما نبودي " و به تمام دول عربي هم عرض مي كنم كه ( نه پر رو مي شن ، مي فرمايم كه ):

ما مردم ايران همانطور كه در مقاله حسين جون آمده همان نظر حسين آقا را داريم و آمادگي خودمان را جهت بازپسگيري بحرين عزيز و الصاق آن به پوستر وطن بزرگ مان اعلام مي كنيم و به هيچ عنوان اهواز را هم به كسي نمي دهيم ، باور نداريد برويد از صدام گور به گور شده بپرسيد .

در پايان اعلام مي دارم كه اين موضع رسمي من است و در صورتيكه مقامات و رسانه هاي بحريني پس از خواندن اين مطلب ، خواستند آشوب به پا كنند و فحش و بد وبيراه بگويند ، همه اش خودشانند واگه راست مي گويند پشت امريكا و صهيونيست و عربستان و لوله هاي نفتي قايم نشوند تا دهنشان را با خار مادرشان تبرك نمايم .

والسلام و علي هرچي آدم نفهمه

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در مورد اين نوشته چند كامنتي از دوستان دريافت كردم كه همگي لطف داشتند و محبت . برخي هم انتقادي نسبت به لحن نوشته . از جمله دوست خوبم كيميا كه در كامنتي كه برايم گذاشته بود ضمن اظهار لطف از من خواسته بود از به كار بردن كلمات ركيك پرهيز كنم . راستش صداقت كلامش متاثرم كرد و كمي ( البته فقط كمي ) خجالت كشيدم . خدا را شكر مي كنم كه جوانان پاكي با اين تربيت سالم در ميان ما هستند و بعضي هم وبلاگ من را مي خوانند و اشتباهاتم را گوشزد مي كنند . من از اين دوستان معذرت مي خواهم همچنين از آقاي شريعتمداري و مردم بحرين !! بهر حال طنز گاهي هم چنين اقتضائاتي دارد بخصوص كه من در هنگام نوشتن اين مطلب كمي هم داغ كرده بودم. براي احترام به كيمياي عزيز كامنتش را اينجا مي آورم تا ديگران هم كه گاهي نقدي دارند طرز حرف زدن را بهتر ياد بگيرند .

"سلام.حرفهای شما رو خیلی دوست دارم.متشکرم.میشه یه خواهشی بکنم؟حرف زشت نزنید.مثل بعضی کلمات این نوشته.فقط یه خواهش بود ناراحت نشید"

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 21:25  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

ما ايرانيها توانايي بالايي در طنز و مطايبه كلامي داريم . يكجوري از هر سوژه اي محملي مي سازيم براي طنز و فكاهي و خنده . اين روحيه شاد و طناز اغلب ما ، كه بخش بزرگيش را بايد بخاطر شيريني كلام فارسي و قابليتهاي طنز پردازي اين زبان و تيز هوشي و حاضر جوابي ما بحساب اورد، خودش كمك بزرگي به مردم اين ديار كرده تا در كوران حوادث تلخ تاريخي و مقابله با استبداد داخلي و يا اشغال اجنبي ، بتوانند سر پا با يستند و ادامه حيات بدهند . البته بخشي هم از اين طنز پردازي كلامي در مسير غلط حركت كرده كه ساختن جوك هاي مستهجن با گرايش هاي قومي و منطقه اي ، از آسيب هاي جدي اين اتفاق بحساب ميايد .

از وقتي هم كه تلفن همراه وارد ايران شده و امكان ارسال پيام كوتاه يا همان sms ايجاد شده ، اين استعداد ناب ايراني ! چند برابر تجلي پيدا كرده و فرستادن sms با مضمون هاي سياسي و فرهنگي و هنري و تفريحي و ... يكي از مهمترين سرگرمي جماعت موبايل دار و sms باز شده .و حتي وسيله اي قوي براي اهداف سياسي و مبارزه با تصميمات غلط حكومت شده كه بسياري هم به اين شكل احساسات خودشان را نسبت به دولتمردان و حكومتيان تخليه مي كنند . از خيلي از محتواي اين پيامها و اسنتقبال مخاطبانش هم مي شود نظر عموم را نسبت به خيلي از مسائل داخلي و خارجي فهميد .

موضوعات داغي كه هر چند مدت سوژه اين پيام هاي كوتاه مي شود خودش نشان مي دهد كه مردم به چه چيز بيشتر توجه دارند و چه نظري در موردش دارند ، يكجوري هم مي شود گفت يك افكار سنجي بحساب مي آيد البته با تسامح. مثلا در مورد انرژي هسته اي كه مدت زيادي سوژه اين پيامها بود و شعار معروف " انرژي هسته اي حق مسلم ماست " به شكلهاي مختلف در اين پيامها استفاده و دستكاري مي شد و هنوز مي شود . خاصيت اين روش اين است كه به شكلي جالب حرفهايي را كه نمي شود به طور رسمي بيان كرد توسط اين پيامها منتقل مي شود . اگر يگويم اين sms ها خودش تبديل به يك رسانه مردمي شده تا از طريق آن مردم احساس و نظرشان را منتقل كنند بيراه نگفته ام .

البته بعضي از اين پيامها و جوك ها هم با انگيزه هاي سياسي و هدايت شده ساخته و پخش مي شود كه اين را هم نبايد ناديده گرفت كه من وارد بحثش نمي شوم.

اخيرا هم موضوع بنزين به سوژه داغ اين پيامها تبديل شده كه حتما تعدادي از انها را خوانده ايد . راستش انگيزه نوشتن اين مطلب هم اس ام اسي بود كه امروز دريافت كردم و برايم خيلي جالب بود كه سازنده اش چه طور اين دو مسئله را بهم ربط داده و فضاي طنزي ايجاد شده . متنش اين بود " امام زمان فرمود ه اند صبح جمعه هي نگوييد مهدي بيا ..مهدي بيا ...با 3 ليتر بنزين چه جور بيايم !! " . البته شايد عده اي كه نگاه مذهبي دارند اين جمله را توهين آميز بدانند ولي شخصا گمان مي كنم هر كس اين را ساخته سعي كرده تا محترمانه با اين شخصيت مذهبي مزاح كند و از مسئله سهميه بندي بنزين هم بخوبي استفاده كرده و در ايجاد طنزش هم موفق بوده .

بهر حال اين پديده بعنوان يك سرگرمي ، يك رسانه ، يك ابزار اعتراض ، يك عامل مهم جريان ساز جاي خودش را در كشور ما باز كرده و اگر در مسير درست قرار بگيرد با طبع قوي و ذهن خلاق ايرانيها مي تواند به عنوان يك رسانه جدي و مردمي عمل كند بشرط اينكه از حوزه اخلاق خارج نشود و بخصوص مانند بسياري از جوكها و لطيفه هاي ما اسير تحقير كردن و توهين به فرهنگها ي بومي داخلي نشود . چون در اين صورت فقط وحدت ملي ايران را خدشه دار مي كند ، و اين مسئله اي است كه خود ما با رواج اين گونه جوكها و طنزها و نقل آنها براي يكديگر به آن دامن مي زنيم . پس بهتر اينكه هر كدام از ما مسئوليت خودمانرا در برابر فرهنگ و كشورمان فراموش نكنيم و بجاي اينكه به يكديگر توهين كنيم و بخنديم ، از ابزار طنز براي اصلاح اشتباهات و مبارزه با ظلم و استبداد و سانسور استفاده كنيم .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 1:44  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

عكس العمل شديد رسانه هاي حاشيه خليج فارس و مقامات اماراتي و ديگر بازتابهايي كه عربها بر سرمقاله يك روزنامه - كيهان - نشان دادند حاكي از اين است كه آنها چطور در برابر ايران آسيب پذيرند .و اگر ما از موضع ضعف با آنها برخورد نكنيم ، كمتر مجال لاف زني پيدا مي كنند. حسين شريعتمداري و كيهان كارنامه سياهي در يك دهه گذشته در برابر مردم داشته اند ولي چه باك كه گاهي نيز از اين ماشين پرونده سازي و دريده نويسي ، گاهي هم حرفي و نوشته اي در خدمت به وطن بيرون ايد اين نوشته شريعتمداري بدون اينكه خودش هم فكرش را كرده باشد ، بيشتر از يك عمل ديپلماتيك براي ايران اثر بخش بود چرا كه عربها هميشه در برابر ادعا هاي ارضيشان در مورد ايران فقط حرف خوب و منطقي از وزارت خارجه يا مقامات مسئول و غير مسئول مي شنيدند ، اما اينبار كمي خوابشان آشفته شد . چنين موضعگيريهايي از جانب رسانه هاي داخلي مي تواند تاثير خوبي بر تخريب روحيه و اختلاف افكني ميان اعضاء شورا همكار ي خليج فارس بعنوان مدعي اصلي داشته باشد و از طرفي بار ديپلماتيك هم نداشته باشد چون موضع رسمي ايران نيست و وزارت خارجه مي تواند در برابر اعتراض اين كشورها و خوانده شدن سفير و از اين قبيل اعتراضات ، خود را كنار بكشد و بگوید اينها حرفهاي روزنامه نگاران و رسانه ها ست و موضع ما نيست . آنها هم خوب متوجه آن خواهند شد .يعني یكجور مقابله رسانه اي بايد اتفاق بيفتد. ما ايرانيها هر چه هم در داخل با هم تضاد داشته باشيم و دشمني ، اما در برابر دشمن خارجي بايد يك صدا باشيم . ما با اعراب بويژه اعراب حاشيه خليج فارس ، علي رغم داشتن دين مشترك اما منافع مشترك چنداني نداريم . بي سبب هم نيست كه چه در زمان حكومت قبل و چه در اين دوره ، عربها هزينه هاي بسياري براي صدمه زدن به ايران و احتمالا تجزيه آن صرف كرده اند .

ريشه اين اختلافهاا هم از يكطرف در مسائل مذهبي وتاريخي و از طرف ديگر منافع دو طرف است . از زماني كه بحث حاكميت جزاير ايراني بين ما و اماراتي ها يا بهتر بگوييم شوراي همكاري بوجود آمده ، ايران با مماشات و حوصله با انها برخورد كرده و هيچ مقام رسمي تا بحال مسئله بحرين را در برابر جزاير طرح نكرده است . علتش هم معلوم است چون ايران از موضع بين امللي قوي تري نسبت به عربها برخوردار نيست ، چون قدرتهاي مهم بين امللي همچون امريكا و اروپا از حكومت ايران دل خوشي ندارند و عربها از اين موضوع كمال استفاده را كرده اند . در زمان شاه ايران بدليل دوستي با امريكا از موضع بين امللي قوي تري برخوردار بود بنابراين آنها جرات طرح چنين مسائلي را نداشتند ، اما امروز كشور كوچكي چون امارات كه بيش از يك سوم سرمايه كشورش را ايرانيها تامين كرده اند ، اينچنين مدعي شده است .

وقتي شما در برابر كسي قرار داريد كه مي تواند دشمن بالقوه شما باشد ، نبايد چشم از حركاتش برداريد . عربها دشمن بالقوه ايرانند ، البته اين حرفها چيز خوبي نيست چون من شخصا علاقه و اعتقادي به ناسيوناليست بازي و عرب وعجم سازي ندارم ، چرا كه اينها را مانع اتحاد انسانها و صلح مي دانم و تا وقتي اين مسائل ميان كشورها و قومها و نژادها هست ، دنيا روي خوش نخواهد ديد ، اما چه مي شود كرد كه واقعيت ها قوي تر از ايده ال هاي ما هستند و ما بعنوان يك ملت و يك كشور چاره اي جز حفظ تماميت و موجوديت خود در ميان ديگر كشورها بويژه همسايگان خود نداريم .

بنابراين ايران بايد هميشه توازنش را با اين كشورهاي عربي حفظ كند ، دشمني و جنگ سرد طولاني ما با امريكا فرصت خوبي به اين ميني كشورها تا حسابي خودشان را پروار كنند و در ميانه دعواي ايران و آمريكا خودشان را حسابي ساخته اند .اگر رهبران سياسي ايران دست از عوام فريبي بردارند و مطابق عقل سياسي رفتار كنند بايد اين معادله را برعكس كنند . اما فعلا كه در اين طايفه خواب نماهايي امثال جنتي ، سياست و منطق كشورداري را تعيين مي كنند . ولي در اين وسط تكليف اهل رسانه ها سر جايش است هرچند كشورشان را كوتوله ها تعيين كنند .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 3:39  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 


باز بدليل مشغله ها و بي حوصلگي هايم ، بروز شدن وبلاگ به تاخير افتاد اما اينبار سعي كردم به بهانه روز مادر و مادرم هم كه شده چيزي بنويسم . هرچند صحبت تازه اي نيست . همه چيز را قبلا همه كس گفته اند ولي چه مي شود كرد، اگر قرار بود حرف تكراري نزنيم احتمالا همه لال مي شدند!
زن موجود عجيبي است . و سرگذشتش از خودش عجيب تر و البته بسيار تلخ . اصلا سرگذشت انسان عجيب است . وقتي كمي فارق از كليشه هاي فكري ؛ جرات فكر كردن پيدا مي كني ، حيران مي شوي كه ما چه قدر تناقض در وجودمان نهفته است . اين وسط زنها حيرت انگيز ترند . خيلي وقتها به خودمان فكر كرده ام . يعني به مرد بودن و زن بودن. اينكه چرا شكل و ظاهر فيزيكي ما اينطوري است زنان اينگونه و مردان آنگونه . ويژگيهاي رفتاري و احساسي ما هم در دوجنس چرا تفاوت دارد ؟ همه زمانهايي به اين چيزها فكر كرده ايم .. ميد انم شايد اين حرفها به نظر بيهوده و شايد مسخره بيايد چون براي مابسياري از چيزهاي اطرافمان عادي شده اند چون هميشه هستند و اين در مورد خودمان هم صدق مي كند . بنابراين وقتبي بتوانيم دور از روز مرگيها و عادتهاي هميشگي ، كمي اين پرده را پس بزنيم و دوباره به خودمان نگاه كنيم ، غرق در حيرت مي شويم . حالا در مورد زن و مرد بودن هم همينطور است . مي شود براي روز مادر و زن ( حالا به هر بهانه اي ) همان كارهاي هميشگي را كرد و حرفهاي هميشگي را گفت . اين راحتتر ين كار است . اما مي شود به همان بهانه ها ، خود بهانه را جستجو كرد . البته اينجور وقتها ذهن درگير مسائل فلسفي و روانشناسي و هزار فقره علوم ديگر مي شود كه بايد حوصله داشته باشي و بخواهي كه پي بگيري ...
شايد بگوييد اين حرفها به درد امروز ما نمي خورد .. روز زن يا مادر، يك هديه بده و چندتا شعر و متن ادبي در رسايش بخوان و غالش را بكن ... خودتان ميدانيد ..اين هم يك راهش است . اما جامعه امروز كه هنوز مثل گذشته و بلكه بيشتر از قبل در گير نقش زن و مرد و تقابل اين دو در جهان مدرن است و بويژه ما ايرانيها كه بيشتر درگير نقش زن از ديد مذهبي يا غير مذهبي اش هستيم ، با اين مناسبتها كارش به سرانجام نمي رسد .بلكه بدبختي اش بيشتر مي شود . بخصوص وقتي قرار باشد نقش زن و جايگاهش را فقط از ديد دين رسمي و از زبان دين فروشان هميشگي اين بازار هزار سودا بشنويم . مشكل ما هنوز در همان تعريفهايمان از يكديگر است . هنوز دنيا مرد سالار مي انديشد و مرد سالار عمل مي كند . زنها از نوع مدرن و پيشرفته تر شان هم هنوز با هيات مرد سالارانه به خودشان مي نگرند چون خودشان را در آيينه مردها مي بينند . به نظر من جهان امروز جهان افراط و تفريط در مورد زنان است . و هر دوي اين افراط و تفريطها كه يكي به نام مذهب وديگري به نام آزادي اتفاق مي افتد حاصل تفكر ابزاري از زن است . چون در هر دو نگاه ، زن يعني ابزارشهوت مرد و كامجويي او . در هر دو حال نيز زنان مي پذيرند كه نقششان را مردان تعريف كنند .در يكي ، با محددويتهاي شرعي به دورش پيچيدن و در ديگري بهانه آزادي به نافش بستن . در هر دو جا نقش انسانيش فراموش مي شود و جايگاه جنسيتيش مهم تر مي گردد . البته جالب است كه هردو هم مدعي ان هستند كه به كرامت انسانيش توجه دارند منتها اول بايد تكليف جنسيتش معين شود تا بعد. يعني اول بفهميم كه چه كسي حق استفاده از او را دارد و بعد درجه انسانيت و كرامتش را بفهميم . اينجا ست كه مذهب تعريف خودش را از زن خوب دارد و ضد مذهب هم تعريف خودش را .
اين وسط شايد تنها يك نقش است كه زنان در آن به يك اندازه خوبند و مورد ستايش : مادر بودن . و اين شگفت انگيز است . زن در يك لحظه در دو نقش دو تاثير متفاوت دارد و دو ارزش متفاوت . كاري به فرهنگها ديگر ندارم ولي اگر به خودمان نگاه كنيم ميبينيم كه ما ايرانيها با مادرانمان گونه اي برخورد مي كنيم و تعريفي از آنها داريم و با همسران يا خواهرانمان گونه اي ديگر برخورد مي كنيم . مادر برايمان مقدسترين كلمات است و مظهر عطوفت ولي همسرانمان را با كلمات طعنه آميز خطاب مي كنيم و در مورد زن گرفتن و ازدواج ، صدها لطيفه و ضرب المثل مي سازيم . شايد ويژگي نقش پذيري افراد باشد كه هر فردي در يك آن مي تواند چند نقش را ايفا كند ودر هر كدام هم تاثير متفاوتي داشته باشد . اين يك اصل جامعه شناختي است . اين را مي دانم ، ولي با اين وجود باز بنظرم اين يك ضعف فكري است كه ما داريم . كه البته خود زنان هم در ان مقصرند .
از اين حرفها بگذريم . همه اش هم نمي شود صحبت جدي كرد . كمي هم از مادر بايد گفت . مادر موجود شگفت انگيزي است . آنها كه وجود يك مادر پر عطوفت و فداكار را در زندگيشان تجربه كرده اند براستي نمي توانند از او بهتري براي دوست داشتن پيدا كنند . اين به گمانم شگفتي خداوند است . مختص ما آدمها هم نيست . من هر وقت در ميان حيوانات محبت مادري به فرزندش را مي بينم ، دلم غنج مي رود . پر مي شوم از خدا و عشق . اين چه رازي است كه مادران براي فرزندانشان زيباترينند ؟ نمي دانم .. به گمانم مادران ، نقشي از خدا را در خودشان دارند واين راز بزرگ زنان است .
من ازعشق مادر دانستم كه خدا چگونه بندگانش را دوست ميدارد ..

/براي همه مادران و زنان سرزمينم آرزوي سلامتي و آزادي واقعي دارم / در كنار شادماني براي مادرانمان نبايد از ياد ببريم كه بسياري از كودكان و مادران جهان در دو جهنم فقر و جنگ ، روزگار بدي مي گذرانند . در دلهايمان براي همه انسانها صلح و ازادي آرزو كنيم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 16:16  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

با درگذشت خانم مهستي ، يكي از آخرين بازماندگان دوران طلايي موسيقي پاپ ايراني يا همان " ترانه" رخ در نقاب خاك كشيد .

خانم مهستي بي ترديد يكي از صداهاي استثنايي در عرصه خوانندگي ايران بويژه در سبك و سياق ترانه است . من كاري به شخصيت اخلاقي و فردي ايشان ندارم و درمقام قضاوت نيز نيستم چون جز پرورگار دانا كسي حق داوري در باب درستي و نادرستي افراد راندارد . اما در مورد شخصيت هنري ايشان مي شود اظهار نظر كرد و صحبت داشت . متاسفانه به دليل جو بسته و پر از اتهام سالهاي اخير ، در مورد بسياري از هنرمندان بويژه آنهايي كه به دلايل تغيير شرايط فرهنگي بعد از انقلاب ناچار جلاي وطن كردند و غربت نشين شدند ، نمي توان اظهار نظر رسمي كرد و در هيچ رسانه داخلي يادي از آنان نمود . براي حاكميت اينان نمادهاي فرهنگ مبتذل و غير شرعي هستند . اما اتفاقات اين ده دوازده ساله و بازگشت به بسياري از خاطرات و نمادهاي گذشته در مردم و اقبال مردم نسبت به هنر قبل از انقلاب نشان داد كه تندروي هاي ابتداي انقلاب هيچ معيار عقلي و ديني نداشت . امروز با تمام محدوديتها و فضاي بسته فرهنگي در كشور ، اوضاع ابتذال فرهنگي در بخشهايي مانند موسيقي اسفبار تر از گذشته است .

پيش از انقلاب موسيقي متوليان بسيار آگاهي داشت . كساني كه هر كدام در كار خود برجسته بودند . در ترانه سرايي ، آهنگسازي و خوانندگي صاحب نظران بزرگي بودند كه چه در بخش موسيقي سنتي و چه موسيقي مردمي يا ترانه ، با نظارت بر آنچه عرضه مي شد ، كمتر اجازه كارهاي ضعيف و بي ارزش را مي دادند و لذا گوش مردم و سليقه موسيقيايي آنها به شكل صحيحي تربيت مي شد . و هر هرزه گرد و هرزه خواني را نمي پذيرفتند . چه در متن ترانه ها و چه آهنگهاي ساخته شده و چه خوانندگان آثار ، آن سالها قابل مقايسه با بعد خود نيست .

دوراني طلايي كه به ظهور ترانه سرايان ، آهنگ سازان و خوانندگان بزرگي منجر شد كه افتخار موسيقي ترانه شدند و هنوز ماندگارترين كارها متعلق به همان نسل است . خانم مهستي نيز از همين نسل آمد و ماندگار شد . نسلي كه اينك بعد از او جز چند نفر ي ديگر باقي نمانده اند . البته اين حرف به معناي اين نيست كه ايراد و انتقادي متوجه آن دوره و خوانندگانش نيست .، اما به جهت مقايسه با بعد از خود اين موارد قابل اغماض است . بعد از انقلاب با ايجاد محدوديتها ، كارخانه توليد ترانه از ايران تبعيد شد و اين نياز طبيعي مردم يه بهانه هاي ناشيانه ناديده گرفته شد و حاصلش زير زميني و پنهاني شدن اين گرايش شد ولي نيازش هرگز در ميان مردم نمرد و خاموش نشد تنها كنترل مثبت از مدار خارج شد و هرج و مرج جايش را گرفت ولي همچنان بزرگان خارج نشين سياق و روش خود را تا حدود زيادي حفظ كردند و تا سالها ي زيادي هر چند بصورت قاچاقي ولي نياز مردم بويژه جوانان را به موسيقي پاپ جوابگو بودند .

بعد از آزاد سازي موسيقي پاپ در داخل ، به دليل عدم اعتقاد متوليان فرهنگي و سياسي به اين نياز و از سر اجبار و ناچاري ديدن آن ، اوضاع داخلي نيز به مرور آشفته شد و هر كس كه خواست ، توانست خواننده شود و آهنگساز ! در آن ور آب يعني لوس آنجلس هم كه پايتخت فرهنگي ! ايرانيان خارج از كشور شده بود هم به مرور پول جاي استعداد و هنرمندي را گرفت و شد آنچه ميبينيم . اگر روزگاري براي خواننده شدن صداي خوب و مناسب و پرورش داده شده ، يكي اصل اساسي بود ، امروز ديگر هيچ چيز مهم نيست .

اينجاست كه اهميت خوانندگان بزرگي چون خانم مهستي روشن مي شود . هيچ كس نيست كه گوش موسيقايي و تتمه ذوقي داشته باشد و از صداي جادويي او لذت نبرد . البته در ميان بيش از سي البوم و بيش از دويست ترانه از او مطمئنا كارهاي ضعيف نيز مشاهده مي شود . اما در توانمدي اجرا و لحن و صداي ممتازش كسي شك ندارد . او اين موهبت را خدادادي به ارث برده بود و همانطور كه خواهر هنرمندش خانم هايده نيز نشان داد اين دو ، موهبت صدا را در بالاترين حدش نصيب برده بودند. متاسفانه در پرونده كاري او شايد اين تاسف بزرگ وجود داشته باشد كه چنين صداي ويژه اي با چنين هنجره طلايي ، زود پايش از موسيقي سنتي كنار رفت و وارد سبكهاي بازاري تري شد كه شايسته صدايش نبود . چند كار ابتداييش در برنانه گلها ، هنوز هم به لحاظ تراوت خوانندگي جزو بهترين آوازهايي است كه توسط يك زن در موسيقي ما ثبت شده است . شايد اگر جواني و جذابيتهاي ظاهري نبود و او مسير سنتي خواني را ادامه مي داد امروز نامش در كنار بزرگاني چون قمر الملوك وزيري و دلكش قرار مي گرفت . اما به هر حال جذابيتهاي ژورناليستي و مردم پسند تر ترانه ، او را به سوي خودش كشاند و البته در اين مسير هم كارهاي شاخصي ارائه داد كه بسياري از آنها جزو خاطرات هر كدام از ماست . با ترانه هايش عاشق شديم و لحظات نابي را تجربه كرديم . براي من بسياري از اين ترانه ها خاطره انگيز است و جداي از احساس نوستالژيك به آنها ، هنوز از توانمندي و صداي بينظيرش حيرت مي كنم . هنوز هم هر وقت آهنگ دلقكش را ميشنوم اشكم سرازير مي شود و هنوز... .. و براي هميشه صدايش را دوست خواهم داشت .

دو خواهري كه در عرصه موسيقي ترانه ايراني بعنوان دو گوهر يگانه درخشيدند و دو صدايي كه ديگر نظيرشان را نخواهيم ديد .متاسفانه بسياري از كساني كه دست به قلم دارند بعد از فوتش به دلايلي شايد ترس از متهم شدن به عناوين غير روشنفكري و يا غير ديني جرات نكردند اداي ديني به او و امثال او نمايند كساني كه در خلوت خود با صداي امثال او لذت برده اند ولي در جمع خودشان را جور ديگر مي نمايند و اين چيزها را دون شان هاي كلاسي خودشان مي دانند جز موسيقي كلاسيك گوش نازنينشان نم شنود و مذاقشان چنين آثار و هنرمنداني را مبتذل و پيش پا افتاده مي دانند . من در وبلاگستان جز حرفهاي سطحي كمتر نگاه محترمانه اي نسبت به اين بانوي محترم ديدم .

اين كمترين اداي دين ما به او و امثال اوست كه در حسرت ديدار وطنشان ماندند و آرزويشان، خوابيدن در آغوش مادر ميهن بود . القاب و عناوين را هم كه سبك و سياق تعريفهاي ما شده است  بايد كنار گذاشت .واژه ها را بايد شست واژه بايد خود ترانه ، خود او باشد .

روحش شاد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 17:29  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

           حديث نفس           
 
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي  جدي تر .


         دسترسي ها            
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
         آخرين نوشته ها         
- مافياي سيگار محسن رضايي نيست بلكه سپاه پشت مافياي سيگار و مواد است
- یا حسين، اينجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است
- اقدامی پسندیده در سیما (حضور لوريس چكناواريان )
- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )
- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)
- به بهانه نمايش فيلم گاو در سيما
- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )
- آقاي وزير ، امنيت شهروندان در كجاي امنيت ملي جاي ميگيرد؟
- 13 آبان ، در همچنان بر همان پاشنه مي چرخد
- یکساله شدم با یک ماه سکوت
- و خداوند سعیده را آفرید
آخرين نوشته ها

    نوشته هاي پيشين      
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
       آرشيو موضوعي         
سیاسی-اجتماعی
فرهنگی-هنری
طنز سیاسی-اجتماعی
شعر-ادبیات
متفرقه
    پر بازديد ترينها ي اخير   

- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر

- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي

- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي

- پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور

- راه صحيح مبارزه با بد حجابي ، آزادي حجاب است/ 4 مرداد

- مصائب سربازی اجباری و نگاه انتقادی به آن/26 مرداد

            سايت ها             
محمد رضا شجریان
احمد شاملو
سهراب سپهري
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
حسين پناهي
خانه سينما
خانه تئاتر
خانه هنرمندان ایران
خانه موسيقي
دكتر سروش
محمد خاتمي
محسن كديور
مهاجراني و جميله كديور
شيرين عبادي
انوشه انصاري
خانه احزاب ايران
بانك اطلاعات نشريات
سایت بیطرف(مرجع)
وبلاگ آموزش مسائل جنسي
پايگاه اطلاع رساني پزشكان
بنیاد آشوکا
سعيده پور شاه نظري

           لوگو وبلاگ            

نوشته هاي يك عقل كل

 

               ديگران            

 
ليست وبلاگهای به روز شده Balatarin
گلچين وبلاگستان

 

براي حمايت از اين اعتراض تگ اين لوگو را در وبلاگتان بگذاريد

 

              خبرنامه