تبليغاتX
بگو...بگم
 
 
سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

پيش نوشت : با سلام به دوستان قديمي و عرض معذرت بخاطر تاخير چند ماهه . دليل اين تاخيرات هم همان است كه بود . شايد يكي از دلايل اضافي اين باشد كه كمتر ميل نوشتن طولاني و پست هاي مطول دارم بنابراين سعي ميكنم بعد اين كوتاه تر ولي آپدي تر بنويسم .از تبريكات و احوال جويي دوستان دراين مدت هم سپاسگزارم.

باز اين جناب ريس جمهور دهان مبارك گشود و چشم را بر بست و بي هوا و از روي باد معده و اطلاعات افراد زبده ! مشكلات كشور را گردن اين و آن انداخت . ملالي نيست . ما كه عادت كرده ايم به اين پريشان گويي و اين فراافكني هاي جناب . حالا اينكه اين صحبتها و اين شانتاژ هاي تبليغاتي چه بار حقوقي و دنيوي و چه معصيت اخروي براي اين دردانه عالم وجود دارد بماند ولي اين موج سازي تبليغي و رسانه اي احمدي نژاد هر چه ندارد براي گشودن برخي رازهاي سر به مهر حاوي مزيتهاييست .. بعد آن سخنراني ، در ميان شنونده ها شايد گمانه هايي براي شناسايي اين مجرم كله گنده زده ميشد و حس پووارويي اغلب مردم گل كرد تا مدتي هم سرگرم اين داستان تازه باشيم .اخيرا بخش دوم سناريوي تازه اتاق فكر آقاي احمدي نژاد هم كليد خورد و .....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 13:17  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

حال خوشي ندارم و اين بي ارتباط با اين روزها نيست . ايام عزاداريها كه مي رسد بخلاف مرسوم هميشه و همگان ، من توان بيرون رفتن ندارم . از گذشته همدم چنين وقتهايم انديشيدن براي آنچيزي بوده كه برايش ديگران مي گريستند . گريستن به عاشورا بدون انديشه به فلسفه تحقق آن ، حكايت درد بي دردي داشتن است و نشتر زدن به خود . بايد به روزگاري گريست كه در آن مردمان توان انديشه به خود ندارند.

اين مردم برخلاف آنچه ميكنند از عاشورا دورند و حيات عاشورايي ندارند . حياتشان سر بر بالين روزمرگي و ستم پذيري گذارده است . عاشورا يك گوشه از تاريخ شيعه است اما حيات عاشورايي ، مختص به تاريخ و شيعه نيست . بلكه به دامنه حيات بشر گسترده است . اين حيات پيش از عاشورا بوده و پس از آن نيز ادامه داشته است . حيات عاشورايي در سر خم نكردن به ظلم و ستم و ساكت نماندن در حضور ستمگران است . ستمگراني كه زير نقاب مذهب و دين بزرگترين جنايات را مي توانند بر تن بشريت روا دارند ....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 12:44  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

بعد از برنامه نود هفته گذشته و رسوايي تيم مديريتي احمدي نژاد در حوزه ورزش ، دومين رسوايي بزرگ جناب ريس جمهور در اين مدت اندك اين بار در حوزه جامعه و برخوردهاي انتظامي رقم خورد . خبر از اين قرار است كه سردار اشتري ، رئيس پليس امنيت ناجا اعلام کرد : اجرای طرح امنیت اجتماعی با دستور مستقیم رئیس جمهور اجرائی شده است و حتي در تهديدي ضمني اشاره كرد كه در صورت نياز، مدارك اين هماهنگي را كه توسط مرجع عالي نظام يعني شورای عالي انقلاب فرهنگي ابلاغ شده فاش خواهد كرد (+)

نمي دانم بايد چه گفت . ممکن است به نظر برخی شاید این موضوع مهمی نباشد اما به اعتقاد من این افشاگری ب توجه به میزان هماهنگی  نهادهای امنیتی و انتظامی با دولت احمدی نژاد بسیار مهم است . انگار طبل رسوايي اين دولت ارزشي و اين ريس جمهور ارزش مدار قرار است سريعتر از آنچه گمان مي رود بر زمين بيفتد  ...


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:38  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

ابتدا بخاطر تاخير مجدد عذر خواهي ميكنم و از دوستان كه با كامنت يا ميل منت مي گذارند ، ممنوم . در يك كلمه گرفتاري و هزار مشكل ديگر

برنامه نود ديشب براستي همه را غافلگير كرد .با وجودي كه تا پاسي ازشب( نزديك 2 بامداد ) به طول كشيد اما نتنها خوابمان نمي برد كه تازه داشت خواب 14 ماهه فوتبال ملي را با يك شفاف سازي رسانه اي از سرمان مي پراند . براي كساني كه فوتبال و پشت پرده اتفاقاتش را مي شناسند و به ساز و كار سياست زده فوتبال ايران آشنا هستند از قبل هم نكاتي روشن شده بود و دست دولتيان و بخصوص شخص اول قوه مجريه يعني حضرت مستطاب معجزه هزاره سوم از پيش رو شده بود . سخنان چندي پيش احمدي نژاد در تلويزيون و اعتراف صريحش به دخالت در امر تعيين ريس فدراسيون فوتبال نيز اين را بيشتر عيان كرد . اما برنامه نود اين بار در افشاي پشت پرده اتفاقات اين 14 ماهه يك اتفاق ويژه بود و در اين ميان نقش محسن صفائي فراهاني ، ريس كميته انتقالي و عضو ارشد جبهه مشاركت اساسي بود عادل خان فردوسي پور نيز با ذكاوت و مديريت خوب توانست اين گفتگوي يك نفره را به يك مناظره تلويزيوني داغ تبديل كند .......


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 15:7  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 وزير كشور در گفتگويي كه در اخبار ديشب مشاهده مي كردم ، در مورد بهبود وضعيت امنيت كشور سخن مي گفت و اينكه همه پارامترها نشان از بهبودو ارتقاء سطح امنيت ملي كشور دارد( نقل به مضمون *).

سوالي كه مطرح است وبايد از پورمحمدي و ديگر متوليان امنيت كشور پرسيد اين است كه در اين مجموعه اي كه شما بعنوان امنيت كشور ميشناسید آيا امنيت شهروندان هم معنايي دارد يا اينكه در فضايي ديگري از آن بحث ميكنيد . طبيعي است كه جوابي كه خواهند داد اين است كه همه تلاشي كه حوزه هاي مختلف امنيت ، انتظامي و قضايي صورت مي گيرد براي اين است كه امنيت شهروندان حاصل شود و آنها احساس امنيت كنند . طرحهايي مانند طرح امنيت اخلاقي و مبارزه با اراذل اوباش و تحكيم مرزها و مقابله با حركتهاي تروريستي وغيره وغيره همه براي تقويت امنيت و رفاه شهروندان است .اما بواقع آيا امنيت در همين چند مسئله خلاصه مي شود و آيا همين ها نيز در راستاي امنيت واقعي شهروندان تعريف شده اند .بياييد ببينيم آيا در اين دوساله دولت احمدي نژاد چقدر اين سطح امنيتي ارتقاء پيدا كرده است . اگر سراغ مصداقها برويم كه نقض اين حرف وزير مربوطه بيش از پيش به اثبات مي رسد .

سوال اين است كه آيا مورد كساني مثل زهرا بني يعقوب هم جزو موارد ارتقاءامنيت ملي بحساب مي آيد با نه ؟ يعني برخورد با .....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 12:57  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

يك توضيح و تشكر :

باز هم دير شد ، مدرسه ام را نمي گويم ، پستهايي كه قرار بود بنويسم را مي گويم . مجدد از دوستاني كه سراغ مي گرفتند تشكر ميكنم و اميدوارم كه اينبار مجال بيروني فرصت اين را بدهد كه دراينجا چيزي بنويسم و الا بايد در اين دكان را تخته كنم .خوشبختانه هنوز مشتري دارم و كساني هستند كه با وجود بي وفايي ما هنوز مي آيند و سراغ مي گيرند. همانطور كه درپست قبلي نوشتم درگير يك كار تحقيقي و نوشتاري نسبتا سنگين بودم و هنوز هستم كه مجال فكر كردن به مسائل روز را كمتر مي دهد و از اين بابت چقدر خوشحالم كه مدتي فارق شدم از اين گند روز مرگي . واما اصل مطلب .

امروز 13 آبان است . از خيلي جهات 13 آبان يكي از تاثير گذار ترين روزهاي تاريخ نيم قرن اخير ما ست كه اثراتش طولاني تر از آنچيزي است كه در ابتدا بوجود آورندگانش پيش بيني مي كردند . 13 آيان را به جهت سه واقعه مورد اهميت مي دانند. نخست 13آبان سال 42 كه در آن امام خميني بعنوان رهبر آينده انقلاب 57 تبعيد شد و واقعه دوم مربوط به 13 آبان سال 57 است و درگيري خونين اقشار دانش اموز و دانشجو با نيرويهاي شاه و واقعه سوم اين روز، مربوط به سال بعد آن است يعني تسخير سفارت آمريكا توسط داشنجوياني كه به نيرويهاي خط امام موسوم شدند . از ميان اين سه واقعه ، مورد آخري واجد اهميت بيشتري است . چون تبعات آن واقعه در اتفاقات بعدي براي نظام و مردم نقش اساسي پيدا كرد .

اينكه اين تاثيرات چه بوده و تا چه حد واقعي ست تا بحال توسط بسياري مورد بحث واقع شده وهنوز واقع است . و هنوز نيز منتقدين و موافقين بسيار دارد . بيشتر موافقين آن واقعه هنوز با ديدگاههاي آدمهاي انقلابي و داغ سال 57 و با همان احساسات تند موضع مي گيرند . در اين ميان منتقدين ، بيشتر بر اساس عقلانيت سياسي و ارزش سود و زيان حاصل شده از آن به واقعه مي نگرند ....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 11:9  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

امروز كه سخنان شيخ اصلاحات جناب كروبي را ميخواندم كه تسلسل وار و منم منم گويان ، دربست همه اصلاحات را ضميمه قباله خودشان فرمودند، خاطره ايام انتخابات رياست جمهوري اخير كه از ميانش نابغه سه عالم وجود ( دو عالم بيشتر نداريم ) وپديده ملك و ملكوت ( بقول فاطي رجبي ) ، سر از سوراخ صندوقش در آورد ، برايم دوباره زنده شد و البته داغ دلمان تازه .

حضرت شيخ كه انگار عنان اختيار كلام از دستش در رفته بود و كم محلي اصلاح طلبان يا حرفهاي جفنگ احمدي نژاد در رد حزب گرايي اعصابش را بهم زده بود، كم مانده بود كه به رسم نقالان پرده خوان وسط معركه حزب اعتمادش جامه پاره كند .

نمي دانم مدرك منم گويان اين شيخ خوش خيال براي همه كس دانستن خودش در جبهه اصلاحات چيست ؟ من براي كروبي براي برخي از عقايد و اعمالش احترام زيادي قائلم . از جمله بعضي حمايتهايش از اهل سياست زندان كشيده كه با پادرميانيهاي او رخت ازادي تن كردند تا ديگر پادر مياني ها و ريش گرو گذاشتنهايش كه خودش هم برخيش را در همين صحبتها گفته 1 اين را گفتم كه خواننده نگويد يك وقت بي انصافانه قضاوت مي كني. اما كسي كه اين همه داد و بيداد مي كند و خودش را محور همه اصلاحات مي داند نبايد فراموش كند كه همان چند ميليون راي را مردم براي چه به او دادند و آن مردم بيشتر از كدام قشر جامعه بودند ...


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:9  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

در خبر ها آمده بود (+)كه سردار افشار خودش را بعنوان كانديد رياست فدراسيون فوتبال معرفي كرده است . ظاهرا ايشان بعد از فتح وزارت كشور و گلوگاه مهم انتخاباتي آن اينبار به فراست بزرگترها !! تصميم گرفته سنگر ورزش كشور و مهمترين فدراسيون آن را نيز فتح كند . سياسي بازي در ورز ش و فوتبال كم بود كه نظامي گري هم مي خواهد به آن اضافه شود .

من در بعضی نوشته هایم ازخدمات سپاه بخصوص در دوره جنگ به نيكي یاد كرده ام و از تخريب معاندين كه هدفشان از كوبيدن سپاه تضعيف قواي ايران در برابر بخصوص اعراب ( كه من دشمن مستقيم ايران مي دانم ) بوده در نوشته هاي رسمي و غير رسمي دفاع كرده ام .اما همانطور كه در نوشته اي (+) در همين ويلاگ اشاره كردم سم مهلك براي سپاه و هر نيروي مسلحي .وارد شدن به حوزه هايي است كه ربطي به كار آنها ندارد و تنها چهره آنها را در برابر مردم خراب مي كند . اين اتفاق به طرز چندش آوري در اين سالها در مورد سرداران سپاه افتاده و الان روندش تند تر هم شده . به جرات مي گويم و پاي حرفم هستم كه بزرگترين دشمن سپاه خود فرماندهانش و كساني هستند كه كيلو كيلو سردار را با اسامي دكتر و مهندس وارد عرصه سياست ، اقتصاد ، هنر ، رسانه و ورزش و هر سوراخ سنبه اين مملكت دارند مي كنند . ..


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 13:21  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

تصويري كه من از مرحوم طالقاني در ذهن دارم بر مي گردد به دوران كودكيم و پوستري كه در خانه مان نصب بود . پوستري نقاشي شده و تمام قد و بزرگ كه در آن مرحوم طالقاني با عصايي در دست، ايستاده و در برابرش كودكي يتيم با لباسي مندرس و پينه شده ايستاده بود در حاليكه دست طالقاني بر سرش دست نوازش مي كشيد و هر دو به ما مي نگريستند . اين پوستر در خانه ما بسيار عزيز بود كه نمي دانم بعد ها چه بر سرش آمد.

اين تمام تصوير كودكي من بود از او بعلاوه تصاويري گنگ از تشييع جنازه بي نظيرش به همراه گريه هاي مادرم در سوگ پدر طالقاني . يادم نيست كه به همراه پدرم در تشييع جنازه اش بودم يا نه، ولي صحنه هاي آن را تا حدي در خاطر دارم . چهره مهربان و سيماي رنج كشيده اش بر هر كسي موثر ميافتاد .اين جداي از شخصيت سياسي اش بود.

بي راه هم نبود كه طيف دوستدارانش از همه رقم آدم و همه جور گرايشي را شامل مي شد . مذهبي و غيرمذهبي نداشت . همه مبارزين با رژيم وقت را در بر مي گرفت و با همه مي توانست تعامل داشته باشد . مذهبي ها بخاطر ديدگاههايش و غير مذهبي ها بخاطر سلوك رفتاري و مبارزاتيش به او علاقه مند بودند ...


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 12:20  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

در صحبتهايي كه آيت اله خامنه اي در ديدار با مجلسيان خبرگان داشت صحبتهايي آمده كه به اعتقاد من از جهاتي جاي اميدواري براي بهتر شدن فضاي كشور دارد . اما دو نكته اش براي من اينجا جالبتر است و مي خواهم بيشتر از آن ها صحبت كنم . يكي اشاره به اهميت خبرگان در برخورد با ايرادات و نقائص رهبري بود كه هرچند كوتاه و مختصر گفته شد و لي مي تواند تغبير نگرش بوجود آمده را تا حدي نشان بدهد . خبرگان تا امروز بيشتر از اينكه وظيفه اصلاحي داشته باشد وظيفه انتصابيش را عمل كرده و يك جور مجلس تشريفاتي شده كه تا وقت نياز به يافتن جايگزين براي رهبر كه آنهم به احتمال قوي بايد بعد از فوت رهبر وقت اتفاق بيفتد در بقيه موارد تنها يك اجلسه تشريفاتي سالانه دارد و تمام .

حالا اينكه چرا با جايگاه رهبر كشور اينقدر با ملاحظه و ترس برخورد مي شود و اين از كجاي دستورات و سيره پيامبر و امامان آمده و چقدر رفتار با رهبري در جمهوري اسلامي برگرفته شده از نمونه صدر اسلام است بحث خودش را دارد كه من نه حوصله اش را دارم كه بگويم و نه انگيزه اش را . ولي تا بحال خيرخواهان و فقه دانان اگاه به زمان گفته اند كه اينجور نظارت بر رهبر فارق از اينكه چه كسي باشد هيچ معناي ديني ندارد و بيشتر از اخلاق حكومتهاي بسته و تك محور است تا نظامي كه بايد آدم ساده يك لا قبايش بتواند و حق شرعي و قانوني داشته باشد كه بر سر رهبرش فرياد بزند و به روايت داستان عمر و ابوذر اگر لازم شد استخوان شتر بر سرش بكويد كه : مواظب باش كه از مسير خارج نشوي ....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 22:58  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

تجربه برخورد با موضوع تحريف نام خليج فارس توسط ريس پليس اخلاقي ناجا "سردار عرب نشان روزبهانيان" در بالاترين كه ديروز اتفاق افتاد تجربه اي يگانه است . همراهي دوستان در بالاترين با لينكهاي ما كه همه از اين حركت زننده اين" سردار عرب نشان" در تلفظ نام خليج فارس در رسانه ملي ! به خشم آمده بودند يك اتفاق خوب و زيبا بود كه هرچند در جاهايي با تندي ها و بد اخلاقي هايي هم همراه شد ولي در مجموع يك چيز را به ما ثابت كر دو آن اينكه توان خودمان را دست كم نگيريم . ديگر روزگار غربت سخن مخالف نظام و بيجواب ماندن رفتارهاي مسئولين كه مطابق با مصالح ملي ايران نباشد ، بسرآمده . بالاترين وسايتهاي ديگر گروهي و مجموعه فضاي مجازي فارسي مجالي بسيار وسيع است تا در آن به هرچه بي عدالتي و خيانت به ايران است فرياد بزنيم .

بالاترین امروز بعد از فعاليت يكساله اش بغير از محلي براي جمع آوري اخبار و نوشته هادر حوزه هاي مختلف فرهنگي سياسي و غيره ، با حضور كاربرانش تبديل به يك جامعه مجازي كوچك شده كه درعين ضعفهاي مشهودي كه در هر تجربه اينگونه وجود دارد مي تواند به يك محيط مناسب براي تعاطي افكار و جريان سازي رسانه اي تبديل شود البته به شرط اينكه مدام در حال بازبيني ضعفهاي خودش و اصلاح ساختارش برآيد .البته من فعلا قصدم آسيب شناسي اين سايت نيست . با وجودي كه تجربه شش ماهه ام در اين سايت بسياري از نقاط ضعف و قوتش را برايم روشن كرده كه برخي از آنها را در ايرادات يا پيشنهادات ديگر دوستان كاربر ديده ام ....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 14:6  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

امروز يكي از دوستان زنگ زد و گفت : "اخبار دیشب شبكه يك را ديدي ؟ يك وقت ساكت ننشيني يك مطلبي در موردش بنويس." چون در آن ساعت خانه نبودم از دوستم جريان را پرسيدم و او گفت كه يكي از فرماندهان نيروي انتظامي در گفتگو با خبر ساعت ۲۱ شب شبكه اول بجاي استفاده از كلمه خليج فارس كلمه خليج عربي را بكار برده و بعد هم مجري تنها يك اصلاح كرده و والسلام .. بدوستم گفتم من چون نديدم اجازه بده ببينم بعد اگر لازم باشد حتما چيزي در روزنامه و جايي و اگر امكان نداشت كم كمش حتما در وبلاگم مي نويسم گفت چطور مي خواهي ببيني؟ .گفتم خب اگر اين طور كه تو مي گويي باشد حتما در اينترنت منعكس مي شود .

 در سرچ اول ويدئوي اين مصاحبه را پيدا كردم .  متاسفانه درست بود. سردار روزبهانيان فرمانده پليس امنيت اخلاقي !! ناجا در تشريح چگونگي دستگيري باند قاچاق دختران ازكشورهاي آسيايي به كشورهاي عرب خليج فارس دو بار از نام خليج استفاده كرد . يكبار بدون اضافه و فقط بعنوان "خليج" و يكبار بعنوان " خليج عربي " . يعني درست همان شكلي كه اعراب از آن نام ميبرند . . چون مي دانستم نوشتن مطلبي در اين زمينه در روزنامه هاي كشور يا سايتهاي رسمي به شكلي كه من مي خواهم ممكن نيست وممكن است من نيز مثل فرزاد حسني بنده خدا بعدا به جرم رابطه نامشروع و از اين قبيل موارد ناموسي دخلم بيايد .(بخصوص كه طرف ريس امنيت اخلاقي هم هست ) اين شد كه باز در همين وبلاگ مهجور ناچارم حرفم را بزنم .


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 13:25  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

در اين هفته دو رويداد مهم در عرصه سياسي كشور اتفاق افتاد و دو فرمانده براي دو ارگان مهم تعيين شدند . البته رياست خبرگان را با فرماندهي چندان كاري نيست چرا كه اگر در اولي فرماندهي رياست عاليه نظامي بر يك قوه قهريه است و جمعي جوان سرباز و سپاهي ، در دومي اين رياست بر جمعي از معممين پير و خود راي است كه احتمال قوي خودشان را اراده خدا براي تعيين رهبر مي دانند.

اين دو تغيير از دو جهت فانتزي هم با هم شبيه اند و كمي متفاوت يعني در هر دو ريس و فرمانده قبلي كنار رفتند و فرد تازه جايشان را گرفت منتهي در اولي حضرت رهبري او را برداشت و در دومي حضرت عزرائيل .

از اين تشبيه شوخيانه كه بگذريم اين دو خبر اصحاب قلم و رسانه را بد جور به تكاپو انداخت و يك نيمه شوكي بود تا همه به فراست بيفتند تا اين دو اتفاق را موشكافي كنند و از درونش آينده كشور را تخمين بزنند . در ميان اين تفسيرها حقيقتش من چيز دندان گيري نديدم كه يك جايش لنگ نزند و خوب طبيعي هم هست چون هر كس بنابه نگاهش به مسائل مملكت و صف آرايي هاي داخل نظام يك نظري درمورد اين تغييرها دارد . از موافقين گرفته تا اپوزيسيون نازنين . .جالب هم اينكه اين دو تغيير براي بسياري دو معني و دوپيام متفاوت داشت . اولي را بسياري، بد ارزيابي كردند و نشانه اينكه نظام اماده خطر كردن جديد است و دومي را بسياري خوب ، كه يعني عقلانيت بر كرسي خبرگان نشست و خشك مغزي چون چنتي دستش از اين ارگان مهم كوتاه شد .


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 19:23  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

در ميان آخوندهاي اسلامي كه تابحال شناختم امام موسي صدر ، شايد تنها كسي باشد كه در گذر زمان نظرم راجع به او نتنها عوض نشد بلكه هرچه گذشت به ارزشمندي اين انسان شريف بيشتر واقف شدم . كم نبودند آدمهايي كه در لباس ديني برايم روزي مقدس گونه بودند وامروز نمي دانم در برابر بعضي از اعمالشان كه روزگار افشاء كرده ، چه بگويم و چه بكنم . ولي موسي صدر از اين جنس نبوده و هنوز برايم عزيز است بلكه بيشتر از پيش .

دليلش هم مظلوميتي كه بخاطر ربوده شدن و مفقود بودن سرنوشتش هست ، نيست . بلكه بيشتر به خاطر همان مفدار از زندگي شخصي و اجتماعي اش است كه مي دانيم .

علت اين بادداشت اداي دين به او ست . استارت ذهنيش هم وقتي در فكرم خوردكه به طور اتفاقي از راديو خاطراين از او شنيدم. . پريروز به طور اتفاقي راديو جوان را كه زدم داشت گفتگويي مي كرد با خواهر زاده امام موسي دكتر طباطبايي . نكات جالب بسياري از او گفت يك چيزش ولي برايم تازگي داشت و شگفت زده ام كرد . خواهر زاده از دوره نوجواني خودش با دايي مي گفت كه روزي به او توصيه كرده بود كه بهتر است موسيقي سنتي ما را باد بگيرد . و وقتي او از ايشان مي پرسد منظور از دستگاههاي موسيقي چيست او از آواز دلكش مثال مي آورد . اين تصوير از امام موسي برايم بسيار دلنشين بود . برخورد يك روحاني بزرگ با موسيقي ممنوعه .


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 0:46  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

كودتا همواره در ذهن تاريخ ملتها، حامل يك معنا بيشتر نبوده است .حاكميت زور بر تحولات يك ملت . كمتر پيش آمده كه اين زور در جهت خواست يك ملتي عمل كند . بيشتر مخرب بوده تا سازنده . كودتاها از حيث نحوه عملشان دو گونه بيشتر نيستند . كودتاي خونين و كودتاي بدون خونريزي . اما از حيث مكانيسم عمل نيز دو گونه اند يا با قدرت داخلي صورت مي گيرد يا با حمايت ودخالت قدرت بيگانه .

كودتاي 28 مرداد سال 32 از جهات بالا يك كودتاي خشونت آميز و يا سياستگزاري و اجراي قدرت بيگانه صورت گرفت و از اين حيث بدون اينكه يه پيامدهايش دقت كنيم يك پدپده كاملا منفي در ذهن تاريخي ايران است . اما انچه مهمتر از اين وجه بيروني كودتاست وجه دروني آن است .كودتاي 28 مرداد از اين جهت براي تاريخ ما مهم است كه بنيانهاي دموكراسي تازه شكل گرفته مردم ايران را كه يا موفقيت جهاني ملي شدن نفت ، مي رفت كه تحول تازه اي را براي ايران باعث شود . بنيان كن نمود و جايش نهال ديكتاتوري را كاشت. ...


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 0:31  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

بازي جديد آمريكايي ها اين بار رنگ روي جدي تري از قبل دارد . گفتم بازي ، چون تمام اين ليست و فهرست سازيهاي وزارت خارجه امريكا كه به نام دهن پر كن ليست كشورهاي تروريستي منتشر مي شود يك بازي وقيحانه بيشتر نيست..يك ابزار فشار براي رام كردن كشورهاي خاطي و سركش كه به هر دليل موجه يا غير موجهي حاضر به كنار آمدن با آمريكايي ها و همسويي با آنها نيستند .

اين وسط هر كشوري كه با آنها كنار نيايد يا سر راهشان قرار گيرد به هر طريقي از ميدان بدرش مي كنند . غولهاي رسانه اي دنيا هم كه دستشان است . شايد اين كشورها يا سازمانهايي كه امريكاييها در ليست سياه خودشان گذاشته اند ، دموكراسي مطلوبي نداشته باشند مثلا مثل سوريه و كوبا و سودان اصلا دموكراسي نداشته باشند و تك قدرتي باشند يا مثل ايران دموكراسي نيم بندي داشته باشند و حركتهاي تروريستي را هم كمك كنند ولي مگر آمريكا مدعي العموم جهان است با وكالت جهانيان را دارد؟ انهم كشوري كه در نيم قرن گذشته بزرگترين كشتارهاي دنيا را انجام داده و بيشترين تجاوز را به حقوق ملتها داشته است . همين فردا يعني 28 مرداد براي ما ايرانيها يادآور كودتاي ننگين 28 مرداد است كه با دخالت مستقيم امركا انجام شد و دموكراسي تازه شكل گرفته در ايران را نابود كرد و استبداد را جايگزينش كرد ....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 13:52  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 یک توضیح :اين مطلب را دوروز پيش آماده كرده بودم ,ولي متاسفانه به دليل مشكل دامنه بلاگفا نتوانستم وارد بخش مديريت شوم .گويا هنوز دامنه دات كام بلاگفا دچار مشكل است و اجازه ورود نمي دهد .اين هم از دردسرهاي وبلاگ داري در ايران است .چه مي شود كرد . فعلا كه مي سازيم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شايد اول برايتان سوال باشد كه چرا در مورد سربازي دارم مي نويسم . راستش در چند ماه اخير دوستان سربازي كه خدمتشان شروع يا تمام شده ، دورو برم زياد شده وبه نوعي سربازي زده شده ام .شنيدن ماجراهاي خدمت بعضي از اين دوستان هم واقعا باعث تاثرم شد . براي همين تصميم گرفتم از آنان و مصائبشان بنويسم وهم اشاره اي يه معضل قديمي سربازي اجباري بكنم . كساني كه هميشه در هياهوي مسائل مختلف از يادمان مي روند واسمي يا يادي از آنها در رسانه اي نمي بينيم . و اگر گرفتاري يا مشكلي هم داشته باشند صدايشان به جايي نمي رسد . خودم در دوران سربازيم كه سالهاست از آن مي گذرد اين بي اعتنايي و مظلوميت را با تمام وجود احساس كرده ام . براي همين بعد سربازي زماني كه در راديو فعاليت كوتاهي داشتم حتي براي ساخت برنامه اي با مضمون سربازي و سربازها پيشنهادي دادم كه مقبول نيفتاد. البته مي دانستم اگر هم بشود كار سطحي و شعاري از كار در خواهد آمد چون در هيچ كدام از رسانه هاي رسمي واقعيت هاي سربازخانه ها و تالمي را كه مي كشند را نمي شود بيان كرد.

مطلب کمی طولانی است. در بخش اول اين نوشته ذكري از خاطرات اين دوستان مي كنم ودر بخش دوم كمي كلي تر به مقوله سربازي مي پردازم . طبيعتا خوشحال خواهم شد دوستان خواننده هم در اين بحث شريك شوند و طبق معمول نظراتشان به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد .....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 13:0  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

احمدي نژاد واعراب

كاريكاتور بالا را دوستم آويد به سفارش من براي وبلاگ كشيده ، البته با اجازه طراح كمي دخل و تصرف در شخصيتهايش داشته ام تا به آنچه مورد نظرم است نزديكتر شود . قرار هم بود هفته گذشته و در ضمن مطلبي در مورد خريدهاي تسليحاتي اعراب آنرا در وبلاگ بگذارم كه بدلايل گرفتاريهايم به تعويق افتاد . مهمترينش هم كنسرت استاد شجريان بود كه شرحش را در يكي از پستهاي قبلي خوانديد (+) كه بلاخره عاقبت به خير شديم و حاجتمان را گرفتيم .

اما در مورد اين مسئله خريدهاي تسليحاتي اعراب كه هفته گذشته طي سفر خانم رايس به خاور ميانه خبرش فاش شد ، حرف و سخن زياد است . شايد براي همراهان وبلاگ من جالب باشد كه چرا اين مسئله براي من مهم شده بطوري كه مي خواهم در موردش بنويسم . با توجه به عقايد سياسي خودم كه تا حدي از نوشته هاي اين وبلاگ مي شود به آن پي برد ( البته فقط تا حدي ) براي من و شايد بسياري از ايرانيها چيزي مهمتر از درك تهديدهاي فراروي كشورمان نيست . اين تهديدها هم داخلي اند و هم خارجي . و اتفاقا ارتباط نزديكي هم بين اين دو وجود دارد . تهديدهاي داخلي بخش بزرگيش به شيوه حكومتداري حاكمان بر مي گردد . يعني اينكه حاكميت مي تواند با بي خردي و رفتار غير قابل پيش بيني خودش ضررهاي جبران ناپذيري به امنيت كشور وارد كند ويا بر عكس با رفتار هاي سنجيده تهديدات احتمالي و بالقوه را دفع كند . ....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 20:8  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

با خود عهد كرده بودم كه ديگر دريده گويي ها و لجن پراكني هاي عجوزه نقادي و هتاكي ، سركار خانوم فاطمه رجبي را نخوانم و به واق واق اين پاچه گير آستان مصباح يزدي كاري نداشته باشم . چون قبلا در دوسه نوشته حق مطلب را در مورد اين شخصيت هتاك و غير متعادل ، بيان كرده بودم مانند مطلب " فاطمه رجبي ، پديده ادبيات سخيف سياسي و ابتذال اخلاق نقادي " در همين وبلاگ كه مورد توجه خوانندگان و حتي برخي دوستان مطبوعاتي نيز قرار گرفت و آنرا اصطلاح جالبي دانستند و بعضا بكار رفت . اما مطلب تازه او كه در جايي انرا ديدم( لينك نمي دهم ) دوباره موجب تحريكم شد . به قول بعضي از دوستان تا همينجا نيز بسيار بيش از حد لازم به او بها داده ايم و از همين راه ، خودمان بزرگش كرده ايم و اين بنده خدا هم احتمالا خوب فهميده كه روشش گرفته و با اين كار حسابي معروف شده است هرچند كه اين معروفيت همراه با بي ابرويي و تف و لعنت مسلمان و غيرمسلمان همراه باشد . بر همين اساس بعضي دوستان توصيه كردند كه بابا ولش كنيد بگذاريد راحت براي خودش بگردد و جولان دهد . حاميانش در دولت مهروز!! كه دوستش دارند . شما هم هر وقت از كنارش رد شديد ، دماغتان را بگيريد و بگذريد . همين .

با وجوديكه نظر اين دوستان را از يك زاويه درست مي دانم و بقول مثل معروفمان ، جواب ابلهان خاموشي است ، اما اينجا نه جاي سكوت است .


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:1  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 چند روزي است طرح امنيت اجتماعي بخش مبارزه با بدحجابي ، وارد فاز دوم اجراي خودش شد . امروز داشتم برخي از عكسهاي جديد(+) اين طرح را از برخي از خبرگزاريها مي ديدم .دوستان همراه وبلاگ ، نظر من را در مورد اين طرح در ابتداي آن ( ارديبهشت ماه ) خوانده اند . در آن مطلب تحت عنوان " آزموده را آزمودن خطاست " اشاره كردم كه بدلايل زيادي اين طرح و امثال آن هيچ عاقبتي ندارد و طراحان آن كه بيشتر تحت فشار ملايان تندروي قم و در دولت مهرورز ! احمدي نژاد امكان پياده كردن چنين روشي را پيدا كردند ، بزودي خواهند ديد كه نمي توان خلاف ازادي و حقوق انساني هر فرد پوششي را به او تحميل كرد . در دور اول اجراي اين طرح ، همه شاهد برخوردها و عكس العملهاي تند بسياري از مردم در برابر اين طرح بودند و پخش عكس و بعضا چند مورد فيلم از نحوه برخورد ماموران با چند خانم ، باعث تحريك افكار عمومي مردم شد و يك سوژه مجاني هم دست علاقه مندان شديد!! خارج از كشور جمهوري اسلامي داد تا بر طبل رسوايي آقايان بيشتر بكوبند خود مردم هم در گوشه و كنار چنين برخوردهايي را مشاهده كردند . همينجا عرض كنم كه من اين طرح را به دو بخش تقسيم مي كنم يكي برخورد با عامه مردم و ديگري بخش برخورد با گروههاو باندهاي سازمان يافته . مخالفت امثال من با اين طرح هم با بخش اول قضيه است نه با باندهايي كه فحشاء را ترويج مي كنند و دختراني را اجيرمي كنند تا لباس خاص بپوشند و دوره بچرخند .

اما هدفم از اين نوشته جديد ، تكرار گفته هاي قبلي ام نيست ، سعي مي كنم اينبار با زاويه تازه تر والبته كمي بي پرده نظرات خودم را بگويم كه مي دانم برخي دوستان با ان ممكن است موافق نباشند . باز مايلم اشاره كنم كه حكومت با اين روش انتظامي و بگير وببند، چهره نامناسبي از خود و اسلام نشان ميدهد . اين نوع رفتار يك جور طالبانيسم در اندازه هاي ملايمتر ان است . همه ما از رفتاري كه قماش طالبان در افغانستان با زنان و ديگر اجزاء جامعه مانند هنر و تاريخ باستان و رسانه ها به اسم اسلام ناب !! مي كند منزجريم و معتقديم كه اگر اسلام و يا هر ديني چنين رفتاري را با مردمش تجويز مي كند ان دين محكوم است . چرا هم ندارد همه با عقل معمولي و وجدان انسانيشان ، بد و ناشايست بودن انرا مي فهمند . منتها چرا امثال انان باز هم به كارشان ادامه مي دهند تنها به يك دليل است ، تعصب و ظاهر بيني كور مذهبي . اين بزرگترين خطر براي هر جور دينداري است . مسيحي و يهودي و مسلمان هم ندارد هر سه اين اديان و برخي ديگر از اديان در تاريخشان از اين دست رفتارهاي خشن و غير منطقي با پيروانشان داشته اند .

رفتار امروز حكومت ايران با مقولاتي مثل حجاب و زنان ، چون با اسم دين صورت مي گيرد كم و بيش همين بازتاب را در بين مردم دارد .بويژه قشر تحصيل كرده كه امروز بيشتر جوانان مارا تشكيل مي دهد همه چيز را با عقل مي سنجند حتي دين را و اين روش درستي است بنابراين نمي شود با منطق 1400 سال قبل با انها صحبت كرد و رفتار كرد . دين هم چنين زبان كهنه اي ندارد اين عقل كهنه عده اي از ملايان ديني است كه خودش را به دين تحميل كرده ( توجه : قبلا هم تاكيد كردم لفظ ملا را من نه به تحقير و توهين ، بلكه به معناي واقعي اش يعني دين شناس حوزوي بكار مي برم چون اعتقادي به كلمه روحاني ندارم ) و در بين همين ملايان هستند افراد فاضل و اگاه به زمان كه تفسير به روزي از دين مي دهند و بسياري از چيزهايي كه ملايان حاكم فعلي ترويج داده اند را قبول ندارند .

بهتر است به همان بحث حجاب برگردم . در صحبت با دوستان ، دوستي پرسيد تو كه اين بگير و ببندها را محكوم مي كني و قبول نداري ، به اصل حجاب كه اعتقاد داري ؟ اصلا وضع پوشش بعضي بانوان امروز را درست مي داني ؟ اين سوالش باعث شد چند ساعتي با دوستان بحث كنيم . اينجا هم نمي خواهم عقايد خودم را براي شما بگويم اما مي خواهم از اين سوال به اين مسئله برسم كه اگر هم حجاب چيزخوبي باشد آيا اجبارش هم خوب است ؟ و اگر حكومتي به دليل اينكه ديني است و نگران اخلاق مردمش است ( اگر راست بگويد) با اجبار مي تواند اين را درست كند؟ و اصلا جنين حقي را دارد ؟ چه كسي اين حق را به او داده ؟ شما هم حتمن براي اين سوالها و امثال آن جوابهايي داريد ، خوب اينها بحثهاي طولاني مي خواهد كه خيلي از انها هم وارد حوزه دين شناسي و حقوق فردي و جامعه شناسي و رو...مي شود يعني يك چيز شسته و رفته اماده اي نيست كه برايش شود نسخه پيچيد . اين سوالها را هم مي شود از درون دين استخراج كرد و گفت و هم بدون اينكه به نظر دين كاري داشته باشيم با عقل مدرن امروزي و دانش انساني به ان جواب بدهيم . من خودم با همين عقل ناقصم با تفحص در دين بخصوص نوع شيعه دوازده اماميش به اين نتيجه رسيدم كه حجاب بيشتر از انكه دليلي فردي داشته باشد دليل اجتماعي دارد . و از اصول اوليه دين نيست و انقدر كه امروز براي ما در دين مهم است و انرا اولين نشانه زن متدين مي شناسيم هرگز نبوده . حد و حدود حجاب را هم عرف جامعه معين مي كند نه شرع . حتي در قران كه قانون اساسي اسلام است و از بسياري از مسائل در آن به جد صحبت شده از حجاب سخن روشني نيست مگر چند توصيه به پوشش زنان پپامبر و عدم جلوه گري و پوشاندن زينتهاي زنان .

گفتم كه اگر هم به حجاب به همان صورت كه الان باور برخي متشرعان است اعتقاد داشته باشيم آيا با زور و اجبار مي شود آن را به يك جامعه تحميل كرد .و آيا نتيجه دارد ؟ آنهم در جامعه اي كه يك دست نيست و همه يك جور اعتقاد نداشته و از دينشان برداشت واحدي ندارند .امروز و بعد از 27 سال حكومت ملايان ديني بر ايران نتيجه اجباري كردن حجاب و برخي ديگر از دستورات ديني معلوم شده است . وضع ما از نظر رشد بد حجابي و فحشا چيزي نيست كه كسي نداند .. در هيچ كشوراسلامي مانند ايران بدحجابي رونق ندارد . در هيچ كدام هم مانند ايران دستور پوشش خاصي وجود ندارد . مگر افغانستان دوره طالبان . من هميشه از ديدن حجاب زنان برخي كشورهاي اسلامي مانند مالزي و لبنان و جديدا تركيه لذت مي برم . شما حتا مويي هم از انها بيرون نمي بينيد . چون انتخابي است نه اجباري . اجبار كردن حجاب نتيجه اش رشد بي بند وباري و انارشيسم در پوشش مي شود كه امروز مي بينيم . اين يك گرايش طبيعي در انسان است كه از هر چه منع شود ، حريص تر مي شود . مسئله رشد فحشاء هم همينطور است. خدا رحمت كند مرحوم طالقاني را كه در اوائل انقلاب مي گفت ما بايد براي رفع نيازهاي جنسي جوانانمان مكانهاي مناسبي داشته باشيم والا به سطح جامعه سرايت خواهد كرد . او يك عالم و ملاي روشن بين بود كه هم جامعه و انسان را خوب مي شناخت هم شرع را . يك بار در جايي براي اين مسئله مثالي زدم. گفتم وضعيت فحشاء در زمان شاه مثل اين بود كه در خيابان چند تاپاله گاو ريخته باشد . خوب شما وقت عبور از انجا پايتان را برمي داريد و رد مي شويد و نجس نمي شويد ولي الان مانند اين است كه همان تاپاله را به در و ديوار كوبيده باشند .ديگر شما از بوي تعفنش راه فرار نداريد . روسپي خانه ها در گذشته حكم همان تاپاله ها را داشتند . الان شهر شده روسپي خانه !!

مسئله حجاب در اسلام ايجاد مانع براي تحريك شدن است . يعني اينكه اگر شما با ديدن دو لاخ بيرون زده مويي اززير مقنعه يا چادر تحريك شويد و دهنتان باز بماند ولي از ديدن يك زني كه روسري ندارد و حالت عادي است تحريك نشويد ، اولي نتيجه عكس داشته و دومي عين حجاب است . براي همين است كه هيز بودن آقايان در جامعه ما خيلي بيشتر از غربيهاست چون ما را در محدوديت شديد گذاشته اند . خاطره اي بگويم : سالها پيش يكي از دوستانم از امريكا امده بود. با هم جايي مي رفتيم .يادم است وقتي از پله هاي جايي بالا مي رفتيم . سقلمه اي به من زد . وقتي نگاهش كردم ديدم نيشش تا بناگوش باز شده و با ولع به جلو اشاره مي كند . نگا ه كردم. داشت پاهاي زني را كه در جلوي ما از پله بالا مي رفت نشان مي داد. زن بنده خدا هر پله را كه بالا مي رفت گوشه اي از پاهاي سفيدش از روي جوراب بلند و از زير مانتوي معمولي اش بيرون ميزد . واين يك تكه سفيدي ناقابل !! دوست كپك زده من را متمركز كرده بود. وداشت لذت جنسي مي برد !! وقتي بهش گفتم خاك بر سرت ، تو كه تو امريكا لخت مادر زادش رو مي بيني .خيلي ساده گفت : اين يك مزه ديگه اي داره !! . ديدم مادر مرده راست مي گويد. ادميزاد دنبال چيزي است كه سخت تر مي تواند به ان برسد و اين يك اصل روانشناسي است .

اين بحث طولاني است و مطئنم كه دوستان خواننده هم نظرات زيادي دارند ماحصل اين روده دازي هم اين بود كه پدر جان ( يعني حكومت جان ) اين ره كه شما مي رويد آخرش افزايش نارضايتي مردم ، درگير كردن مردم با پليس و خراب كردن انها در چشم مردم ، نظامي كردن خيابانها ، تحريك بيتشر زنان براي مبارزه بر ضد خود ( خيلي خطرناكه حسن!! ) ، دادن سوژه مناسب دست مخالفين برانداز ، افزايش نا امني روحي و عاطفي مردم و غيره..مي باشد . تنها نكته مثبت اين طرح رضايت جمعي اخوند متعصب در حوزه است كه انها هم دركشان از روزگار خودشان كمتر از يك پسر بچه 12 ساله اينترنت باز باسواد است !!

راه حل نهايي اصلاح حجاب هم ازادي ان در حد متعارف است همانطور كه مسئله فحشاء هم با ازادي روابط جنسي و مراكز تخليه نيازهاي جنسي ، با كنترل و در حد عرف ، بهتر خواهد شد والا چند سال ديگر ايران بجاي ام القراي اسلامي ، ام الفحشاي اسلامي خواهد شد . اسمش را هر چه مي خواهيد بگذاريد تا وضع از اين بدتر نشده راه صد بار رفته را رها كنيد و يك بار هم كه شده براي اداره جامعه از دانش جامعه شناسي و روانشناسي و ديگر علوم استفاده كنيد . والا روزگار پشيماني زياد دور نخواهد بود . از ما گفتن . خداحافظ

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی نظرات

حمید رضا / با نظر شما موافق نیستم . اینکار مثل این است که بجای حل مسئله صورت مسئله را پاک کنیم .

ناشناس / خدا کند چنین چیزی عملی باشد که نیست . ولی تحلیل جالبی بود .واقعا چرا در ایران بد حجابی هست اما ما در کشورهای آزاد مسلمان  نمی کنیم؟

 مینا از تبریز / مطلب جالبی است اما چون عملی نیست بنابراین تنها راه می ماند تحمل و تحمل . واقعا کسانی که نمی خواهند چنین پوششی را قبول کنند چه جرمی دارند . کجای اسلام اجازه می دهد مردم را برای رعایت حجاب کتک بزنند و از حقوق قانونیشان محروم کنند .

فرزانه/ این حرف شما یعنی فاتحه انقلاب را بخوانیم . می فهمی چه می گویی ؟ البته خدا را شکر که توکاره ای نیستی و حرفت بغیر از همین وبلاگ ... خریدار ندارد.

محمد / شدنی نیست برادر . بعد شما از نوشته هایت معلوم است به دین هم اعتقاد داری و شاید ادم انقلابی هم باشی . چطور چنین پیشنهادی می کنیکه نشدني است . همان ملا هايي كه مي گويي حجاب را از عدالت و حقوق ديگر اسلامي واجب تر مي دانند . ولي بايد به راه حلي رسيد كه نه سيخ بسوزد و نه كباب

آزاد مرد / اينها جز حرف خود هيچ حرفي را قبول نمي كنند . زن برايشان همان كنيز و عامل جنسي است . اصلا خود شيطان است كه بايد بست و درخان هاش كرد بقيه اش حرف مفت است كه مي زنند . فقط با رفتن اين ملاهاي فاسد مي شود ازادي زن را بدست آورد

 ارمغان/ دوست عزیز یک فنر رو بردارید!.. بله یک فنر! اونو فشار بدین و سپس رها کنید. فنر از جا میپره نه؟ طغیان میکنه.. اگه جامعه تحت فشار ایران رو ناگهان رها کنیم ، انرژی عظیم پتانسیلش سر به طغیان برمیداره. لذا رها کردنش کار درستی نیست. طبق اصول روانشناسی و فیزیک ، چنین وضعیتی رو باید ارام ارام از فشار شدیدی که در اون قرار گرفته آزاد کرد.
و اما در مورد تیتر : راه مبارزه با بدحجابی.. من تصور میکنم بعنوان انسانهایی آزاد حق داریم که انتخاب کنیم. میخوایم باحجاب باشیم یا خیر. مبارزه برای چی؟!!

فرهاد / نکته ای که فراموش کردید اینه که ما نمی توانیم حق انتخاب داشته باشیم لااقل اگر بخواهیم دین هم داشته باشیم . دین یک دستور ی در مورد حجاب دارد که یا باید قبول داشته باشید یا نه .فکر نمی کنم کسانی که حجاب را رعایت نمی کنند مسمان بحساب بیایند ولی من با برخورد زوری با این قضیه موافق نیستم . 

sima / salam.mataleb ro khondam.vale darde ma yeke 2 ta nist harche bad bakhtie male khanomast harche sakhte male khanomast.in ke natonam on chize ke delam mikhado beposham in ke bekhatere ershad shodan majbor beshe az koche pas koche beri betarafe khonbe ta behet gir nadan ya negahe bade bazi khanoma o aghayon to khiaboon ina ta key bayad tahamol beshe? man ke khaste shodam.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 20:22  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 گفتگوي فرزاد حسني با قاضي مرتضوي را نتواستم ببينم .البته از گفته دوستان معلومم شد كه چيزي هم از دست نداده ام بر خلاف مصاحبه اولش با سردار رادان ، كه مصاحبه خوبي از كار در آمد و آنهم به دليل صراحت پرسشها و بيان واقعيات مربوط به نيروي انتظامي بود . اما از همه گفتگو مرتضوي در كوله پشتي ، اشاره او به اين نكته كه دليل رشد ش در دستگاه قضايي و رسيدن به مناصب بالا ، علي رغم سن نچندان زيادش تنها " تقوا " بوده از آن لطايف روزگار است كه وقتي شنيدم باور كنيد از يك جوك بنزيني هم بيشتر خند ه ام گرفت ! فكر نمي كردم ايشان اينقدر شخصيت شوخي داشته باشند.

خدا يكايك اين شخصيتهاي طناز موجود در حكومت ما را حفظ كند كه با بياناتشان موجب سرور ملت مي شوند و صد البته در راس همه انها اقاي احمدي نژاد را كه مدتي است از جوكهاي رياست جمهوريش خبري نيست !! البته اين جوك قاضي مرتضوي عزيز ، اولش خنده دار است چون وقتي ذهنت ميرود دنبال اينكه موارد تقواي ايشان را كه موجب ترقي ايشان شده يادمان بيايد ، دلت غصه دار مي شود و بعيد نيست كه به اين مصاديق تقوا گريه ات هم بگيرد .و اين از عجايب جوك گويي جناب مرتضوي است . البته اين نوع جوك ها چون شما را در يك تضاد با شخصيت جوك گوينده قرار مي دهد و به نوعي وصف الحال ايشان مي شود ، به جوكهاي سياه با ته مايه توت فرنگي معروف اند. ( از خودم واژه اختراع كردم !!)

از شوخي كه بگذريم ( مگر با قاضي هم شوخي مي كنند آنهم از نوع مرتضويش ؟) من نمي دانم يا مصاديق تقوا عوض شده يا ايشان در بيان كلمات ، تقوا را رعايت نكرده و از ان استفاده ابزاري نمودند !؟ البته ما كه سالهاست گوشمان به اين تحريفات عادت كرده . اما خيلي دلم مي خواست من جاي اين حسني بلا از اين قاضي ناقلا وعالي مقام مي پرسيدم كه اول تعريفشان را از تقوا بفرمايند و بعد موارد تقواي خودشان را ، تا بر همگان معلوم شود كه ايشان چگونه پله هاي ترقي را در قوه قضائيه چند تا چند تا پيموده اند و به منصب عال قاضي القضاتي و دادستاني اعظم بلاد تهران رسيده اند . البته بر ما كه معلوم است اين پلكان از چه جنسي بوده و چگونه پيموده شده ولي بد نبود ايشان كمي تنوير افكار عمومي مي كردند تا نوراني مي شد فضاي تلويزيون.!

اظهار اقاي مرتضوي البته غير از خالي بندي ، مشكل حقوقي هم دارد و آن اين است كه در كجاي وصول به مراتب عالي اداري ، تقوا قيد شده است؟ ميزان و ملاك سنجش تقوا چيست ؟ چه كسي تعين مي كند كه شما چقدر تقوا داريد؟ و چقدر كه تقوا داشته باشيد پست بالاتري مي رويد ؟ اين طو ر كه پيداست غلظت تقواي ايشان بايد خيلي بالا باشد كه در چهل سالگي صاحب منصبي شده اند كه در ديگر كشورها معمولا بايد بسيار مسن تر از اين بود .

درست است كه خداوند متعال در قران فرموده " نزديك ترين و محبوترين شما نزد من با تقوي ترينتان است " اما او خداست و معني اعمال ما را بدون توجه به ظاهرش مي داند و چيزي بر او پوشيده نيست .، ولي سلسله مراتب قوه قضايي و بخصوص شغل حساس قضاوت كه ملاكش تقوا نيست .ملاكش عدالت است . ملاكش رعايت و اعمال قانون براي احقاق حق انسانها است . البته براي رعايت اينها بايد قاضي تقوا داشته باشد . پس عجب نيست كه ما نمي توانيم بفهميم كه ايشان چطور موفق به كسب چنين جايگاهي شده اند . فكر نمي كنم خود مرتضوي نداند كه چقدر فرد خوش نامي است !! در حاليكه يكي از ملاكهاي مهم رشد قضات در سيستمهاي قضايي سالم ،خوش نامي است .

كيست كه نداند جناب مرتضوي يكي از مهمترين بنيانهاي دموكراسي ستيزي در يك دهه گذشته بوده است ؟ كيست كه نداند ايشان مهمترين عامل بيروني و ظاهري ( تاكيد مي كنم ) مبارزه با آزادي خواهي و آزادي بيان در دوره رياست خاتمي بوده و مهمترين جلاد مطبوعات در تاريخ مطبوعات ايران است . كيست كه پرونده سازيهاي فله اي او عليه روزنامه نگاران و حكمهاي محكوميت ي بنياد را نداند . كيست كه دستهاي اشكار و پنهان او را در قتلهاي زنجيره اي اهل قلم ، سركوب دانشجويان نداند . بي شرمي هم حدي دارد . بازيچه قرار دادن كلمات مقدس كه بار مذهبي و الهي دارند عين بي تقوايي است . اگر تقوا يعني نيروي دروني بازدارنده گناه و معصيت ، پس چطور مي توان امثال مرتضوي را كه عامل ظلم و معصيت و و وهن اسلام و انقلاب بوده اند ، با تقوي دانست .

مرتضوي ابزار كارامد و مجري موفق سياستهاي ضد دين و دموكراسي بخشي از حاكميت بوده است كه با استفاده از ابزار قضا و منصب قضاوت ، ريشه به تيشه آزادي زده و بجاي جنگلباتي از نهالهاي تازه رشد يافته قلم و بيان ، هنوز در دستانش تيشه جاي دارد . البته نمي خواهم همه پرونده او را بيرون بريزم و يا همه اش را سياه جلوه دهم . انصاف هم بايد داشت مطمئنم در طول دوره قضاوتش احكام عادلانه اي هم صادر كرده ( نمونه اش در برخورد با اراذل .و اوباش است كه من برا ي صیانت و حفاظت از جان و مال و ناموس مردم لازم مي دانم ) اما انچه موجب پيشرفت او در دستگاه قضايي شده نه آينها كه همان مبارزه و خدمتش به انحصارگرايان خشونت طلب بوده كه او را مطيع اوامر و خواسته هايشان مي ديدند . آري برادرمرتضوي ، اينها دلايل ترقي توست نه تقوي . و اين هيچ خنده دار نيست !!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 19:16  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 برنامه كوله پشتي شنبه شب ، يك اتفاق بود ، يك سورپرايز تمام عيار و در اين ميان فرزاد حسني يك قهرمان 20دقيقه اي كه وظيفه سنگين اعاده حيثيت از خود و سازمان عريض و طويل صدا وسيما را با همه كم خاصيتيش ديشب به دوش كشيد . حسني ديشب صداي همه مردمي شد كه صدايشان شنيده نمي شد . . او چرايي شد در گوش كساني كه بجاي آنكه پاسدار و حامي ناموس مردم باشند ناموسشان را به جرم "هيچ" ، هتك حرمت مي كنند .

همان 10 دقيقه پاياني برنامه كوله پشتي برگ زريني شد از يك آغاز . امشب با اشتياق منتظرم تا ببينيم آيا اين صدا انعكاسي خواهد داشت يا در نطفه خفه خواهد شد .

ديشب از سر اتفاق شبكه سه را كه زدم ميانه هاي برنامه كوله پشتي بود . غير از چند برنامه اي از دوره قبلي اين برنامه ، تماشاگرش نبودم . بيشتر هم بخاطر فرزاد حسني بود كه نمي ديدم . او مجري توانايي است بويژه كارش را در راديو خيلي دوست دارم و دورادور هم مي شناسمش چون در يك جا دوره ديده ايم و دوست مشتركي هم داريم .ولي در تلويزيون برايم تحملش سخت است . واين تنها بخاطر فضل فروشي ها و تبختر بيش از حدش است . ادم نسبتا باسواد و اهل مطالعه اي است و اين يك امتياز براي اوست امامتاسفانه به اين كوره سوادش بسيار در جلوي دوربين مينازد و هر از چند گاهي با استفاده از كلمات نامانوس و متظاهرانه سعي مي كند به گفته خودش دايره لغاتش را به رخ ميهمان و بيننده اش بكشد واين براي يك مجري تلويزيوني يك سم مهلك است انهم در فرهنگ ايراني . يك بار به دوست مشتركمان گفتم كه به او بگو تو در برابر ميليونها مردمي برنامه اجرا مي كني كه دريك سطح نيستند . شايد تو براي عده بيشماري فرد باسوادي بحساب بيايي ولي در ميان مخاطبين تو اساتيد دانشگاه ، متفكرين و اهل مطالعه و فضل بسياري هم هسند . بنابراين از موضع يك ادم همه چيز فهم با مخاطبت برخورد نكن . حتي مخاطبي هم كه دهانش از اين لغت پراكني هايت وا بماند از فخر فروشيت توي ذوقش خواهد زد . سعي هم نكن زياد روي زيبايي چهره ات تكيه كني چون غير از عده اي از دختركان احساساتي كه هميشه عاشق پوسترهاي مختلف هنر پيشه ها و ورزشكاران هستند كسي به اين چيزها بها نمي دهد . بهتر است از راه درستش در دل مخاطبت نفوذ كني . ما مردمي حساس و تيز هوش داريم .فرقي هم نمي كند چه مقدار سوادشان باشد ولي بخوبي تصنع و تكلف را از صداقت درك مي كنند . البته نمي دانم دوست من چقدر اين مطالب را منتقل كرد ولي اصرار داشت كه بيا جلسه مشتركي بگذاريم و رو درو بگو چون تاثير كلام خودت بيشتر است . البته مي دانم كه خودش هم انتقاداتي كه در موردش هست مي داند بخصوص مسئله تملق گويي ها و كفش مقامات را واكس زدنها كه من در يكي از نوشته ها ي قبلي اين وبلاگ در موردش نوشته ام . ولي خوب جواني است و جذابيتهاي حاشيه اي كه هر كسي را مي تواند در يك موقعيت شهرت يا محبويبت ، در مورد خودش به اشتباه بياندازد . بگذريم .

نمي خواستم در اين پست فرزاد حسني و مجريان تلويزيوني را نقد كنم ولي چون واقعه برنامه ديشب بسيارش مديون جسارت و توانايي او بود اول خواستم اشاره اي به نحوه كارش از ديد خودم كرده باشم . اما ديشب حسني كاري كرد كارستان . حالا چقدر اين وضعيت از قبل برنامه ريزي شده بود يا اينكه حاصل غليان احساسات شخصي اوبود نمي دانم ولي در هر صورت از ارزشش كم نمي كند . البته بعيد است كسي مثل او كه مورد اعتماد مديران است و با اشخاصي مهمي چون هاشمي به گفتگو نشسته از " نبايد ها " و خطوط قرمز يك مجري مطلع نباشد بنابراين احتمال مي دهم كه او در بيان مطالب و لحن كلامش آزادي زيادي داشته و اين از نحوه اجرا و سوالهايش بخوبي معلوم بود بگونه اي كه من احساس مي كردم سردار رادان در زير فشار مضاعف قرار دارد و هر لحظه ممكن است مصاحبه را رها كند .

توجه داشته باشيد كه رادان از فرماندهان با سواد و خوش سرو زباني است كه هوشمندي هم دارد .اما بعيد هم نيست كه 10 دقيقه پاياني اين مصاحبه كه طوفاني ترين بخشش نيز بود را خود حسني طراحي كرده باشد تا از خودش اعاده حيثيت كند بخصوص كه بعد از مصاحبه هاي پر از تملق و چابلوسيش با بعضي مقامت منجمله هاشمي رفسنجاني ، بد جوري او را مضحكه كرد و از محبوبيتش كم كرد و بسياري او را يك مجري لوس و متملق و ... مي خواندند ..بهر حال ما كاري به اينهايش نداريم . مهم اين است كه او تابو شكني بزرگي كرد و از زبان خود ، سخن ميليونها نفري را مطرح كرد كه به رفتارهاي نيروي انتظامي با مردم معترضند و يكي از عاملين و مسئولين رفتارهاي ناهنجار پليس كشور را با زنان و جوانان ، در برابر ملت مورد سوال و مواخذه قرار داد . پريشاني و استيصال فرمانده پليس تهران كه انتظار چنين برخوردي را نداشت حاكي از ضعف استدلال مجريان اين طرح بي سرانجام و غير مردمي است . من در دو سه مطلب(+ +) در اين وبلاگ اين طرح را نقد كرده بودم . الان هم مي گويم كه بخش مبارزه با اوباش ونا امن كنندگان امنيت مردم را بايد از طرح بد حجابي جدا كرد و ما بابت اولي سپاسگزاريم و از پليس حمايت هم مي كنيم اما طرح بد حجابي از اساس داراي تفكر غلطي بود و هست و هيچ عاقبتي هم ندارد جز، رو درو كردن مردم با پليس و از اعتبار انداختن اين نيروي خدمت گزار . متاسفانه رادان در برابر سوال حسني مبني بر عدم رضايت مردم ، به نظرسنجي هاي بي اساسي اشاره كرد كه هيچ مبناي درستي ندارد . كي و كجا مردم از شما خواسته اند جلوي مادر ، همسرو خواهرشان را بگيريد و با ترساندنشان وادرا به كاري كنيد كه نه شرع مي پسندد و نه عقل و نه قانون .

البته نبايد رادان را زياد مقصر دانست او در برابر سوالاتي قرار گرفت كه شايد خودش هم برايشان پاسخي نداشت چون او مجري طرحي شده كه مسببينش در جايگاه ديگري هستند كه همه مي دانيم . اما او ميتوانست لااقل با يك عذر خواهي از ملت و كساني كه به ناحق مورد برخورد تند و خشونت طلبانه ماموران تحت امرش قرار داشتند ، رفتاري مردمي از خودش نشان دهد و رفتار قانوني را از غير قانوني متمايز كند . اما متاسفانه نشان داد كه يك بزدل و دروغگوي بزرگ است. آيا او ماجرا و عكس هاي ميدان هفت تير را نديده ؟ بجرات مي گويم كه همه حكومتيان اين را ديده اند .آيا وجدان انسانيشان ( ديني شان به كنار ) به درد نيامد؟ .آيا رادان ده ها عكس و چند فيلم از رفتار مامورانش با زناني كه از همراهي با ماموران مسلح پليس امتناع مي كنند و حالت بد انان را نديده ؟ آيا او از هتك نوامبس دختران و زنان بد حجاب توسط بعضي ( تاكيد مي كنم بعضي ) از مامورانش بي اطلاع است؟ و گزارش و اعتراضات مردم بهگوشش نمي رسد ؟ و دهها سوال اينچنيني .

فرزاد حسني به خوبي رفتار پليس را با مردم توضيح داد. او هيچ غلو نكرد . اكثر مردن اين رفتار تند و طلب كارانه را با خودشان ديده اند . چه در چنين طرحهايي چه حتي در مورد مسائل ساده تري مانند مسائل راهنمايي و رانندگي . هر كس گذرش به پاسگاهها و دوائر نيروي انتظامي افتاده باشد ، رفتار ناپسند پليس را با مردم ديده است . نظارت واقعي بر رفتار پليس وجود ندارد. آنها جوري تربيت شده اند كه مردم را مجرم و گناهكار مي دانند و از موقعيت شغليشا ن فراوان سوء استفاده مي كنند . رفتار پليس بايد اصلاح شود . متاسفانه در دولت احمدي نژاد كه به دروغ دولت مهرورزي لقب گرفته و نيروي انتظامي باجناقش ، رفتارها از گذشته بدتر شده است . در زمان قاليباف ، او تا حد زيادي نيروي انتظامي را احياء كرد و به پليس استاندارد نزديك نمود و از حركتهاي افراطيش كم كرد اما در دوره اين كوتوله هاي سياسي آنچه ريسيده شده بود پنبه شد .

خلاصه اين برنامه و بعضي از برنامه هاي ديگر صدا و سيما ، ما را اميدوار مي كند كه اين رسانه به سمتي برود كه نام رسانه ملي برايش نام با مسمايي شود . ضرغامي را به خاطر رفتارهايش در دوره وزارت ارشادش نمي پسندم و لي برخي حركتهايش در صدا وسيما اميدوار كننده است . اميدوارم او و ديگران از حمله و هوچي گريهاي حاميان خشونت و دولت مهروز !! نترسيده و عقب ننشينند و از القاب و تهمتهايي كه امثال عجوزه و تحفه تخريب و تهمت سازي يعني فاطمه رجبي برايش مي سازند باكي نداشته باشد . تكليف انها را مردم خود روشن خواهند كرد .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با تشكر از دوستان چند تااز نظرات دوستان را در اين بخش مي گذارم .توجه كنيد كه تنها مطالبي كه حاوي نكته اي باشند در اينجا مي آيد و الا ضمن اينكه همه نظرات محبت آميز يا تند دوستان را مي خوانم و ممنونم از اوردنش پرهيز خواهم كرد. يزودي در مورد حجاب خانمها نيز مطلب تازه اي در وبلاگ خواهم گذاشت هرچند در مورد طرح بي حجابي قبلا نظرم را داده م . لازم به ياد اوري نيست كه درج نظر دوستان به معني قبول ان نيست .

 صنعااز طرف جمع زيادي از بينندگان اعلا م ميدارم كه مابا كليه سخنان سردار رادان درخصوص اجراي طرح امنيت اجتماعي كه در دو برنامه كوله پشتي پخش شد كاملاموافق بوده و حمايت خود را از پليس و دادستاني قاطعانه اعلام ميداريم و به نطر مااراذل و اباش آنچنان جرمشان سنگين و كثيف است كه به هيچوجه از حق باصطلاحشهروندي برخوردار نيستند مگر اين جانيان كثيف حق شهروندي قربانيان خود راهمه از مردم شهر بودند رعايت كردند كه برخي براي حق شهروندي اين جانيانملعون دل مي سوزانند براي ا ينها يكبار اعدام هم كم است .

باقري/ به نام خدا .....یک صحبت منطقی دارم,اینکه آیا زنان و دخترانی که تمام زیبایی ها و دلربایی های زنانه خدا دادی خود را در جامعه بدون هیچ گونه ملاحظاتی ارایه نموده و باعث گرفتار شدن عده ای از جوانان در دام شیطان هوس می شوند و جرآت تعرض به افراد سست ایمان را میدهند ,جنایتکار نیستند این مطلب را می توانید از کسانی که در دام آنها گرفتار شده اند بپرسید آیا جنایتکار تنها کسانی هستند که به جان و مال مردم تعرض دارند آیا این افراد که به روح و روان و اعتقادات مردم خصارت جبران ناپذیر می زنند جنایتکار نیستند ؟

کریمی/ سلام من به عنوان یک شهروند که طرفدار آزادی در جامعه هستم این سوال را از معترضین به طرح برخورد با بد حجابان دارم ,اینکه آیا کسی به واسطه آزادی فردی در جامعه هر روز یک سطل لجن در محل عبور و مرور مردم بریزد و در جواب اعتراض دیگران بگوید خوب از آن طرف بروید یا نگاه نکنید ,مردم این امر را میپسندند ؟نه به خدا حتی سریع از پلیس برای برخورد قاطع با این فرد کمک می خواهند ,حال فکر نمی کنید نوع پوشش بعضی از افراد در سطح جامعه هر روز خود سطل لجنی است بر روح و روان مردم مومن و خصوصا خانواده های شهدا که جوانان خود را در راه رضای خدا و برای آزادی امروز مردم ایران فدا کردن ,پس باید حق بدهیم که با این افراد به طور قاطع برخورد شود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 19:51  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

بعد از دو مطلب طنزي (+  + )كه ديروز در مورد برنامه تلويزوني "به نام دموكراسي " پست كردم و پشت سر هم در وبلاگ قرار گرفت دوستان زيادي اظهار لطف داشتند و نظراتي ابراز كردند . يكي دوتايي هم تذكر دوستانه دادند كه خيلي به اين اطلاعاتي هاي عزيز گير نده ، خطرناكه حسن . ردت را مي گيرند و مي فرستند جايي كه حسين شريعتمداريها هم گذرشان به آنجا نيفتاده باشد و چون تو را كسي نمي شناسد ، بنابراين هيچ كس هم حمايتت نمي كند و لوگوي " عقل كل را آزاد كنيد " را در هيچ وبلاگ و سايتي نخواهي ديد و امضايي هم براي آزاديت جمع نمي كنند ( البته همه اين حرفها را دوستان نزدند خودم حدس زدم منظورشان اين است ! ) . كمترينش اين است كه وبلاگت را تكفير مي كنند يا به قول امروزيها فيلترش كنند ، هرچند آنوقت معروف تر مي شوي ولي اينجور كارها عاقبت ندارد .

يكي ازدوستان عضو خبر نامه وبلاگ هم نوشته بود چرا از چهار مطلب آخرت سه تايش طنز شده !! در حاليكه تو مطلب جدي بهتر مي نويسي و ما هم جدي بيشتر دوست داريم ! و خواسته بود درمورد همين برنامه اعترافات تلويزيوني مطلب يا بهتر بگويم تحليل جدي خودم رابگويم .

در مورد دوستاني كه به شوخي يا جدي ما را از برادران اطلاعاتي ترسانده بودند ، عرض مي كنم كه نگران نباشيد ، آنها همقطاران خودشان را كاري ندارند !!!! و من چون قطارم از همان ايستگاه آنان مي گذرد بنابراين اجازه عبور دارم ، البته تاوقتي سوزنبانش از خودمان باشد ( عجب چيزي گفتم !!) البته با اين قمپوز الكي خودم را با دوستان ديگر در مي اندازم و حالا اين طرفي ها هستند كه سرمان را بترشاند ( بي خيال، خوش مي گذره )

و اينكه چرا پستهاي اخر وبلاگ بيشتر طنز شده ، خوب اين اقتضاي حال و هواي خودم است كه چطور پيش بيايد و بعدش هم از كامنت اغلب دوستان اينطور معلوم است كه استقبال از طنز نوشته ها يشتر بوده ، حتي از دو سه ارگان و روزنامه داخلي و خارجي براي نوشتن طنز دعوت نامه داشتم !( اونجاي ادم دروغگو ) .

در مورد اينكه مطلب جدي در مورد اعترافات تلويزيوني هاله اسفندياري و ... بنويسم هم راستش اول هم چنين خيالي داشتم ولي آنقدر احساس طنز موضوع در ذهنم قوت گرفت كه رفتم سراغ نوشتن طنز در موردش . الان هم به اندازه كافي اظهار نظر و نقد در مورد اين برنامه در وب هست كه نيازي به مطلب تازه اي احساس نمي كنم . البته در مدش هم نيستم . هر چند به نظرم هم از نظر ساختار اين برنامه و هم محتوايش مي شود بحث كرد و نتايج جالبي كسب كرد . بر خلاف عده اي كه اين برنامه را يكسره به ضرر حكومت دانسته بودند من معتقدم انعكاس خارجي و داخليش متفاوت بوده است . يعني در بعد خارجي اين حركت موفقيتهايي را براي حكومت داشته و اين از اظهارات عجولانه و مضطربانه انها معلوم است و يك پاتك بحساب ميآيد. مثلا " لي هميلتن " ريس بنياد woodrow wilson كه خانم اسفندياري در آن مشغول است در موضعگيري خود از چنين برنامه اي به شدت انتقاد كرد هرچند نگفت بنده خدا كجاي حرفهايش دروغ بوده است .

اما در مورد انعكاس داخلي شكي نيست كه اين مثل يك خود زني براي حكومت بود ( به خدا اگه كسي فردا از اين تعبير من استفاده كنه بدون ذكر منبع، اعلام جرم مي كنم ) و بسيار ابتدايي و بچه گانه بود . انگار اعضاء محترم اطلاعات داخلي وزارتخانه كريمه ، حسابي قدرت تحليلشان را از دست داده اند و قات زده اند . مثل اينكه بعد از مرحوم سعيد امامي معاونين بعدي از آبدارخانه وزارتخانه انتخاب شده اند . بابا سعيد امامي به استناد برخي از صحبتهايش كه پخش شد آدم بسيار مخي در تحليل سياسي بوده و در زمان او اعترافات موثري گرفته شده بوده . ( يادتان باشد من اين كارها را تاييد نمي كنم فقط از نظر يك استراتژي رسانه اي دارم صحبت مي كنم ) درست است كه اعتراف گيري به هر نحوي باشد خلاف اصول اخلاقي و انساني است چون كه در آن بدون فشار رواني يا شكنجه بدني و روحي امكان اعتراف گيري نيست ولي بهرحال در همه نظامها كم وبيش رواج دارد حتي در نظامهايي كه خيلي ادعاي دموكراسي و حقوق بشرشان مي شود نيز هست منتها در اين نظامها اعتراف ها را در سطح تلويزيوني منعكس نمي كنند چون بازتاب خوشايندي ندارد واز ديد حقوق بشري محكوم است. ولي حكومت ايران هر از گاهي از اين ابزار براي بر عكس كردن جنگ رواني به سوي غرب و تهديد دموكراسي خواهان داخلي استفاده مي كند كه در اين يك مورد كاملا نا موفق بوده واين يعني نزول تفكر اطلاعاتي در وزرات خانه كريمه .

اما چرا در داخل كشور اين برنامه نتيجه معكوس داشته به اين خاطر بود كه حكومت در اين برنامه خود را دربرابر دموكراسي قرار داد و از طرفي كنار حكومتهاي ديكتاتور و مستبدي مانند گرجستان ، صربستان و ديگر كشورهاي تازه استقال يافته شوروي سابق قرارگرفت. و از طرف ديگر آنچه را تا بحال بعنوان كودتاي نرم يا انقلاب مخملي و رنگي مي ناميد. بعنوان شيوه اي مسالمت جويانه و ضد خشونت و دموكراتيك با استفاده از ابزار انتخابات و براي رسيدن به دموكراسي معرفي كرد و به مردمي هم كه بلد نيودند ياد داد . و در يك اشتباه تاريخي بزرگترين دشمنش يعني امريكا را حامي اين نوع حركت در جهان نشان داد و او را از اتهامات گذشته تبرئه كرد .

خوب اگر اجازه بدهيد تا همينجا نقد جدي بس است و تا اعتارافات بعدي همه تان را به خداي بزرگ مي سپارم . باي

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 14:34  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

بحث صيغه ، بعد از اظهارات وزير كشور ، تبديل به يكي از بحثهاي داغ رسانه اي بخصوص در فضاي وب شد . هنوز هم در گوشه و كنار وب چشمم به برخي صحبتهاي مردمي يا بعضا كارشناسي مي خورد . شخصا در هيچ كدام از اين بحثها وارد نشدم و مايل نيستم بشوم ، نه به دليل عدم توانايي در بحث ، بلكه بيشتر به دليل فضاي پر از سوء تفاهم و بشدت سياسي زده جامعه . متاسفانه اين جو زدگي در بسياري از بحثهايي كه يك سويش مذهب قرار دارد وجود دارد . بحث صيغه و تا حدي سنگسار هم جزو چنين مواردي است . البته بحث سنگسار به دليل اينكه با عقل مدرن امروزي و نگاه بشر متمدن ، هيچ سنخيتي ندارد وبه لحاظ تاريخي هم يك الگوي تنبيهي پيشا تاريخي و خشونت گرايانه است كه به برخي مذاهب مانند يهودو اسلام وارد شده ، بحث متفاوتي است . اما در هر موردي كه در ان يك دستور مذهبي قرار است نقد شود بويژه با روحيات متغير اين روزهاي جامعه ايراني بخصوص طيف تحصيل كرده ، يك چالش جدي ايجاد ميشود .البته اين به خودي خود بد نيسست بلكه اقتضاي اين تعارض است و جز با عنصر نقد و زمان هم قابل حل نيست . اروپايي ها هم اين دوران را داشته اند و يك باره وارد دوران مدرن نشده اند . منتها وقتي در بيشتر بحثها بويژه در اينترنت به دليل فضاي باز و عمدتا كنترل نشده ، كار به توهين و تخطئه و تحقير عقايد مي كشد و احساسات جاي تعقل را مي گيرد و كارشناسي با سر هم بندي و پارازيت گويي و مطالب عاميانه در هم مي اميزد ، آنوقت است كه هيچ عقل سليمي وارد چنين بحثهاي بي حاصلي نمي شود .

حالا با اين اوصاف چرا علاقه مند شدم در اين باره بنويسم ، بخاطر مطلبي بود كه از گفتگوي رايو زمانه با خانم شهر نوش پارسي پور خواندم . بنظرم نظرات اين بانوي نويسنده بزرگوار ، در مورد بحث صيغه بسيار جالب ،شجاعانه و واقع بينانه امد . احساس كردم نظرات خودم را از زبان ايشان مي شنيدم . منتها بيان اين مطالب از زبان يك بانوي مشهور نويسنده و روشنفكر امروزي حلاوت ديگري دارد . براي همين اين پست را در تحسين نظرات او و از آن مهمتر تحسين شجاعت بيان صريح و بي پرواي اين نظرات نوشتم . مطمئنا خود خانم پارسي پور به عواقب چنين حرفهايي واقف بوده و مي دانسته كه در فضاي روشنفكري بويژه روشنفكران زن و فمينيستها كه اين روزها مد روزند ، چنين حرفهايي برايش تهمتها و تحقيرهاي بسياري دنيال خواهد داشت . و به مرتجع بودن ، هوس بازي و ديگر القاب مفتخر خواهد شد !! اما چه باك كه وقتي متفكري به چيزي باور داشت جز به باور وانديشه اش به چيز ديگري تمكين نمي كند و از ابراز آن ولو به قيمت طرد شدن از نگاه برخي ظاهر انديشان و جو زدگان تابع جريانات روز ، باكي ندارد .

در اين گفتگو ي به ظاهر ساده ، نتنها به موضوع صيغه از چند محور اشاره شده بلكه به نوعي آسيب شناسي رفتارهاي اجتماعي امروز را هم شامل مي شود .بحث دين زدگي و طرد همه مفاهيم ديني به دليل رفتارهاي حكومت دين گراي فعلي كه موجب دل زدگي اقشار مختلف بويژه تحصيل كرده شده هم به نوعي مورد اشاره قرار گرفته .

صحبتهاي ايشان را من به چند پارامتر تقسيم مي كنم كه به نظرم جالب هستند و در پرانتز ها سعي مي كنم توضيحي به آن اضافه كنم.

- تفكيك انديشه زنانه و انديشه مردانه و تفاوتهاي احساسي اين دو جنس ( اين يك اصل پذيرفته شده روانشناسي و رفتار شناسي است كه با توجه به مختصات هورموني و فيزيولوژيكي دو جنس شكل گرفته است )

-مخالفت با جبهه بنديها و مرزبنديهايي كه باعث تعارض يك جنس برعليه ديگري مي شود مانند فيمينيسم ( متاسفانه ترويج چنين ديدگاهي الان در كشور ما بين زنان در حال گسترش است نمونه هاي بسيارش را در اينترنت و وبلاگها مي توانيد ببينيد . اين در حالي است كه سالهاست تب فمينيسم در غرب فروكش كرده است . البته اين را نبايد با مبارزات زنان آزاده ما با استبداد و حقوق نابرابر زن و مرد اشتباه گرفت . اين بخش قضيه بسيار هم قابل تحسين است .فعلا بيشتر وارد ان نمي شوم )

-توجه به نيازهاي طبيعي زنان بويژه آن دسته اي كه به دليل شرايط خانوادگي مثل متاركه يا مرگ همسرو داشتن فرزندان امكان ازدواح دائم برايشان كم است . ( اين نكته جالبي است كه فقط از ذهن يك زن مبتلا شده به اين درد مي تواند بيرون بيايد . خود خانم پارسي پور هم به اين مشكلش در دوره اي از زندگي با شجاعت اشاره مي كند . )

- توجه به بعد عاطفي وجنسي زن در مسئله صيغه بجاي تاكيد بر مسائل مادي ( يعني نگاه انساني به زن بعنوان يك اورگانيسم زنده و با احساس و نه فقط داراي احتياجات مادي . البته مسائل مادي هم به همان اندازه مهم اند )

-نگاه واقع بينانه به عرف و مذهب در جامعه به عنوان يك واقعيت جاري و تاثير اين دو اصل در تعريف رابطه زن و مرد .( خوب طبيعي است كه بسياري هم هستند كه اين دو را قبول ندارند و نمي پذيرند و مايل به رابطه باز هستند . خوب آنها كه راهشان را مي روند و براي آنها نياز به راهكاري نيست . بلكه براي خيل عظيمي كه يا به تمايل يا به اجبار نمي خواهند پا از اين دو بيرون بگذارند ، بايد يك راه حل در دورن عرف و مذهب پيدا كرد . خوب، صيغه يك راه حل مذهبي براي اين افراد است ولي يك راه حل عرفي نيست يعني اينجا عرف و مذهب رودرو قرار مي گيرند . اما چون عرف انعطاف بيشتري از مذهب دارد بنابراين، امكان تغيير عرف در ظرف زمان وجود دارد تا زماني كه عرف هم نظر مذهب را بپذيرد و اينجا مسئله مهم اين است كه نظر مذهب مغاير مسائل پذيرفته انساني نباشد .مثلا تحقير زن نباشد يا اجحاف به او نشود ، كه خوب وقتي زني اين روش را براي رابطه پذيرفت قاعدتا چنين احساسي ندارد . من شخصا معتقدم مسائل عرف شده اي در جامعه ما هست كه بسيار توهين آميز تر از صيغه است ولي خانم ها و دختران جوان تحصيل كرده ، به راحتي آنرا پذيرفته اند و حتي پافشاري دارند . مهمترينش از نظر من همين بحث مهريه هاي نجومي و سكه اي است . من كه احساس مي كنم اين بزرگترين توهين به يك دختر جوان و خانواده اش است . انگار شما بعنوان يك مرد جوان مي خواهيد به خريدن يك زن برويد بنابراين بايد براي جنس مرغوب تر يا خانواده مرغوبتر پول بيشتري بپردازيد . بگذريم از مصيبتهايي كه بر سر بسياري از زوجهايي كه با اين شروط ازدواج مي كنند امده است . من خودم شاهد چند تايي اش بودم و شما هم حتما از رسانه ها شاهد زندانيان مهريه بوده ايد . بگذريم .)

- اشكال اساسي ، در قضاوت ونگاه جامعه به امور خصوصي يكديگر است نه دراصل صيغه ( بعبارتي نگاه فضول و كنجكاو ما كه مي خواهيم در خلوت هم سرك بكشيم . خودمان هم بهتر از هر كس اين خلق خودمان را مي دانيم . مثال روشن اين بي اخلاقي را همه در قضيه ملي !! سي دي هاي بازيگر سريال نرگس ديديم . صيغه يك امر شخصي است ممكن است دو نفر بخواهند از اين راه رابطه شان را شروع كنند و دو نفر ديگر نيازي به اين يك خط عربي براي رابطه نداشته باشند . مگر كم هستند دختراني كه در رابطه هاشان با پسرها دچار ضرر مي شوند يا دنبال بر طرف كردن نياز ماديشان از طرف هستند يا برعكس . خوب اين مسائل در روابط آزاد هم هست . )

- بيشتر موضعگيري مخالف بر ضد صيغه به دليل مخالفت با مذهب و مذهب ستيزي ناشي از حكومت مذهبي فعلي است . ( اين اشاره كاملا درستي است . اينجا ديگر بحث علمي معني ندارد . شما ممكن است از شخصي خوشتان نيايد و هي بگوييد تو آدم منطقي اي نيستي ؟!)

- با طرد مذهب مردم خرافه ها را جانشينش مي كنند . ( اين هم نكته اساسي است چرا كه مردم بخش بزرگي از نيازهاي معنويشان را كه غير قابل جايگزين است از مذاهب مي گيرند و اصولا راز پيدايش مذهب ها همين است حالا اگر مذهب از در بيرون رود ، چيز ديگري كه مذهب بعدي مردم مي شود از پنجره وارد مي شود .اين طبيعت آدميزاد است . هميشه گمشده اي هست . اما نكته مهم اين است كه مذهب وقتي سياسي شد و حاكم شد بلايي به سر ان مي آيد كه الان دارد در ايران مي آيد . من از اين سخن خانم پارسي پور خيلي لذت بردم " وقتی یک پدیده‌ای در قلب شماست و از نظر روحی شما را اداره می‌کند، شرایط اش فرق می‌کند با این که بیاید تبدیل شود به یک دستگاه سیاسی " اين تجربه ايست كه ما الان داريم مي كنيم .)

خانم پارسي پور در آخر مصاحبه اش نيز با شجاعت بي نظيري در جواب سوالي در مورد اينكه حاضر است خودش صيغه شود ( اين سوال مي توانست در ذهن كسي ديگر توهين آميز تلقي شود و برآشوبد ) مي گويد حاضر بود درصورتيكه آمادگي روحي داشت اين كار را بصورت سمبوليك انجام دهد تا قبحش بريزد . البته قبح اين مسائل به دليل ريشه دار بودنش در جامعه با يك حركت نمي شكند و لي خود اظهار اين قضيه شجاعت مي خواهد .

مطلب خيلي طولاني شد و من كه گرم نوشتن بودم فراموشم شد كه در اين وبلاگ قصد نداشتم پرگويي كنم و خيلي جدي بنويسم .خوب پيش آمد و بد هم نشد .تا نظر دوستان خواننده چه باشد .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:27  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

عكس العمل شديد رسانه هاي حاشيه خليج فارس و مقامات اماراتي و ديگر بازتابهايي كه عربها بر سرمقاله يك روزنامه - كيهان - نشان دادند حاكي از اين است كه آنها چطور در برابر ايران آسيب پذيرند .و اگر ما از موضع ضعف با آنها برخورد نكنيم ، كمتر مجال لاف زني پيدا مي كنند. حسين شريعتمداري و كيهان كارنامه سياهي در يك دهه گذشته در برابر مردم داشته اند ولي چه باك كه گاهي نيز از اين ماشين پرونده سازي و دريده نويسي ، گاهي هم حرفي و نوشته اي در خدمت به وطن بيرون ايد اين نوشته شريعتمداري بدون اينكه خودش هم فكرش را كرده باشد ، بيشتر از يك عمل ديپلماتيك براي ايران اثر بخش بود چرا كه عربها هميشه در برابر ادعا هاي ارضيشان در مورد ايران فقط حرف خوب و منطقي از وزارت خارجه يا مقامات مسئول و غير مسئول مي شنيدند ، اما اينبار كمي خوابشان آشفته شد . چنين موضعگيريهايي از جانب رسانه هاي داخلي مي تواند تاثير خوبي بر تخريب روحيه و اختلاف افكني ميان اعضاء شورا همكار ي خليج فارس بعنوان مدعي اصلي داشته باشد و از طرفي بار ديپلماتيك هم نداشته باشد چون موضع رسمي ايران نيست و وزارت خارجه مي تواند در برابر اعتراض اين كشورها و خوانده شدن سفير و از اين قبيل اعتراضات ، خود را كنار بكشد و بگوید اينها حرفهاي روزنامه نگاران و رسانه ها ست و موضع ما نيست . آنها هم خوب متوجه آن خواهند شد .يعني یكجور مقابله رسانه اي بايد اتفاق بيفتد. ما ايرانيها هر چه هم در داخل با هم تضاد داشته باشيم و دشمني ، اما در برابر دشمن خارجي بايد يك صدا باشيم . ما با اعراب بويژه اعراب حاشيه خليج فارس ، علي رغم داشتن دين مشترك اما منافع مشترك چنداني نداريم . بي سبب هم نيست كه چه در زمان حكومت قبل و چه در اين دوره ، عربها هزينه هاي بسياري براي صدمه زدن به ايران و احتمالا تجزيه آن صرف كرده اند .

ريشه اين اختلافهاا هم از يكطرف در مسائل مذهبي وتاريخي و از طرف ديگر منافع دو طرف است . از زماني كه بحث حاكميت جزاير ايراني بين ما و اماراتي ها يا بهتر بگوييم شوراي همكاري بوجود آمده ، ايران با مماشات و حوصله با انها برخورد كرده و هيچ مقام رسمي تا بحال مسئله بحرين را در برابر جزاير طرح نكرده است . علتش هم معلوم است چون ايران از موضع بين امللي قوي تري نسبت به عربها برخوردار نيست ، چون قدرتهاي مهم بين امللي همچون امريكا و اروپا از حكومت ايران دل خوشي ندارند و عربها از اين موضوع كمال استفاده را كرده اند . در زمان شاه ايران بدليل دوستي با امريكا از موضع بين امللي قوي تري برخوردار بود بنابراين آنها جرات طرح چنين مسائلي را نداشتند ، اما امروز كشور كوچكي چون امارات كه بيش از يك سوم سرمايه كشورش را ايرانيها تامين كرده اند ، اينچنين مدعي شده است .

وقتي شما در برابر كسي قرار داريد كه مي تواند دشمن بالقوه شما باشد ، نبايد چشم از حركاتش برداريد . عربها دشمن بالقوه ايرانند ، البته اين حرفها چيز خوبي نيست چون من شخصا علاقه و اعتقادي به ناسيوناليست بازي و عرب وعجم سازي ندارم ، چرا كه اينها را مانع اتحاد انسانها و صلح مي دانم و تا وقتي اين مسائل ميان كشورها و قومها و نژادها هست ، دنيا روي خوش نخواهد ديد ، اما چه مي شود كرد كه واقعيت ها قوي تر از ايده ال هاي ما هستند و ما بعنوان يك ملت و يك كشور چاره اي جز حفظ تماميت و موجوديت خود در ميان ديگر كشورها بويژه همسايگان خود نداريم .

بنابراين ايران بايد هميشه توازنش را با اين كشورهاي عربي حفظ كند ، دشمني و جنگ سرد طولاني ما با امريكا فرصت خوبي به اين ميني كشورها تا حسابي خودشان را پروار كنند و در ميانه دعواي ايران و آمريكا خودشان را حسابي ساخته اند .اگر رهبران سياسي ايران دست از عوام فريبي بردارند و مطابق عقل سياسي رفتار كنند بايد اين معادله را برعكس كنند . اما فعلا كه در اين طايفه خواب نماهايي امثال جنتي ، سياست و منطق كشورداري را تعيين مي كنند . ولي در اين وسط تكليف اهل رسانه ها سر جايش است هرچند كشورشان را كوتوله ها تعيين كنند .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 3:39  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

چهارشنبه كه خبر بمب گذاري در سامرا را شنيدم و ديدم ، دوباره فكرم رفت دنبال دل مشغوليهاي ذهنيم پپرامون دين و شريعت و نسبت ميان اسطورهاي مذهبي و دينداري مردم و ...ديگر چيزهايي كه الان وقت وحوصله نوشتن درباره اش را ندارم . به نظر من اين واقعه از دو زاويه قابل بررسي است . از يكطرف از نقطه نظر سياسي و تحليل سياسي اين بمب گذاريها كه در اماكن مذهبي شيعيان در عراق اتفاق مي افتد و از طرف ديگر توجه به پيام و عكس العملهاي ديني مردم و مسئولين شيعه ايراني و عراقي .

هر دوي اين زوايا به نظر من در جاي خودش جالب و حتي درس آموز است . از ديد سياسي ، تحليل اتفاقات داخل عراق و پيامي كه اين نوع بمب گذاريها دارد و حدس زدن عوامل اين حركات و نيات انها خودش يك بحث جدي و تحليلي است كه البته با چرندياتي كه معمولا در صدا و سيما توسط تعدادي تحليلگر مشخص سياسي ارائه مي شود خيلي متفاوت است .موضع گيري هاي مقامات ايراني هم دست كمي از همين تحليلها ندارد و مثل همه اين سالها تمام بدبختي دنيا را از آمريكا مي دانند و بدشان هم نمي آيد كه در هر مورد تروريستي در عراق يك سرنخي از آمريكا و اسرائيل بدست بدهند و تمام كاسه كوزه ها را سر شيطان بزرگ بشكنند . جالب است كه در تمام گزارشات و مصاحبه هاي تلويزيوني كه از صدا و سيما و تلويزون العالم يعني شبكه عربي صدا و سيما پخش مي شود در هر صورت اين آمريكايي ها هستند كه حضورشان باعث جنگ داخلي و كشتارهاي وحشتناك شده و همه هدفگيريها به اين سمت است . البته از يك رسانه حكومتي كه تابع تفسير رسمي و سياسي حكومت از سياست بين الملل است غير از اين هم انتظار نمي رود ، منها اين باعث ضعف تحليل مردم هم مي شود چون نمي توانند بدرستي از اتفاقات دور وبرشان خبر دار شوند در بيانيه هاي مقامات عالي حكومت هم ، همين واژگان و تحليلهاي ساده انگارانه و رسمي ديده مي شود

. فعلا تا آمريكا در عراق است فرصت خوبي است تا مشكلات تاريخي قوميتها وناكار آمدي دولت مركزي عراق و دخالتهاي ايران و عربستان و چند كشور عربي و تضاد منافعشان با هم را و از همه مهمتر تعصبات كور مذهبي و قبيله گري و عقب ماندگي فكري مردم عراق را كه همه باعث اين كشتارهاي فجيع و نا امني شده را ،يكجا بگردن امريكا بياندازند . آمريكاي بدبخت هم كه مثل خر در گل عراق گير كرده و فعلا يكي از عراقيها مي خورد يكي از ايرانيها . البته فكر نكنيد من طرفدار آمريكاييها هستم يا دلم برايشان مي سوزد و آنها را بي تقصير مي دانم . نه خير . صحبت سر چيز ديگري است. و الا آمريكاييها بخاطر سوابق امپرياليستي و زور گوييها و قلدر بازيهايش هرچه سرش بيايد حقش است ، اما موضوع اين است كه در تحليل شرايط عراق آمريكا يك بازيگر دست و پا بسته شده و فعلا عربها ، صهيونيستها و حكومت ايران بيشترين نقش را دارند . حالا از اين موضوع سياسي بگذريم و برسيم به وجه تعصبي و مذهبي اين بمب گذاري كه اتفاقا به نظر من بسيار حساس تر است .

نمي دانم از چه زاويه اي وارد اين موضوع شوم كه خوانندگان متعصب و يا معتقد دچار توهم و يا قضاوت عجولانه نشوند . من يك فرد ديندارم ولي نه با نگاه مرسوم به دينداري . مسلمانم ولي نه با نگاه مرسوم به مسلماني .من اعتقادي به اين بارگاهها و اين زيازتگاه ها ندارم . سني هم نيستم كه بگوييد اعتقادش ضد اينهاست . اما اگر اين شخصيتهاي مذهبي را بر حق هم بدانيم ، از ديد اصالت تشيع اين بارگاه و تشريفات و مرقد سازيهاي سلطنتي ، كفر محض است و جز ترغيب دينداري عوامانه چيز ديگري نيست . بعبارتي اعتقاد دارم هر بارگاه و مناره اي كه بر روي مقبره ها افراشته مي شود ، بتي است كه در برابر وجود يگانه خدا علم مي شود . و متاسفنه ما ايرانيها از ساليان دور بت پرست و خرافه پرست بوده ايم و اين بيشتر به خاطر متوليان مذهبي بوده كه يا درك دين نداشته اند يا مصلحتشان در گسترش همين نوع دينداري بوده است . نمي خواهم بحث اعتقادي كنم . اين حرفها چيزهايي است كه هر كس خودش بايد دنبالش برود و بيايد و تقليدي نيست . هرچند متاسفانه منابع واقعي براي حق جويان كم است و از در و ديوار اين مملكت و رسانه هاي رسميش ، قرائت سخيفي از دين عرضه مي شود . در ايران آنچه تبليغ مي شود شيعه تقليدي است و به اصطلاح سيد حسن خميني كه از گفتارش خوشم آمد يك اسلام كاريكاتوري .ئاز رمان روي كار امدن اين كوتوله سياسي و معجزه خانوم الهام نيز گمراهي وخرافات خوراك هر روزمان شده است .

سال پيش كه در جريان بمب گذاري سامرا گنبد ش ويران شد و امسال كه گلدسته هايش ويران شد ، كم نديدم مومنيني كه حيران بودند كه چرا دست غيبي اين بمب گذاران را سنگ نكرده و يا چرا امام زمان ظهور نمي كند . اين است درك اغلب مومنين مااز دينشان .

نحوه بمب گذاري پارسال و امسال نشان مي دهد كه كساني كه اينكار را كرده اند قصد دادن پيامي به شيعيان داشته اند .و اتفاقا همين نشان مي دهد كه اصلا نمي تواند كار آمريكا يا صهيونيستها باشد چون اگر اينطور بود و قصدشان آشوب مذهبي و اختلاف افكني بود بايد همان پارسال عمل بمب گذاري را در زماني انجام مي داند كه زائرين هستند تا ضمن تخريب مرقد تعداد زيادي نيز كشته شوند ، تا بشدت احساسات جريحه دار شود و شيعيان هم در صدد تلافي بر آيند . اما هر دو بار آنها طوري عمل كردند كه كسي كشته نشود و تنها ساختمان خراب شود . خوب اين پيام دارد. كساني كه اطلاعات مذهبي دارند خوب ميدانند كه علماي سني ، شيعيان را يك مذهب انحرافي مي دانند و كارهايي مثل زيارتگاه سازي و توسلات را انحراف در دين مي دانند و كم نيز در مورد ارتداد شيعيان فتوا صادر نكرده اند . الان كه عراق در دست شيعيان افتاده ترس از گسترش اين انحارف خيلي جدي شده است براي همين در خفا هر كار ي مي كنند تا اين حكومت پا نگيرد . وحدت اسلامي و دوستي شيعه و سني هم ، شعارهاي بي اثر و بازي با كلمات استكه بدرد سمينار گذاشتن و دعوت از عربهاي متعادل مي خورد نه اعراب متعصب .

قوميت عرب نسلي بسيار متعصب و عشيره محور است . آنها حتي اسلام را هم بعنوان هويت قبيله ايشان نگاه مي كنند . نه يك دين جهاني . كساني كهبا تفكر اعراب آشنا هستند خوب مي فهمند من چه مي گويم .

صحبتم طولاني شد . بحث براي من بسيار جالب است اما مي دانم حوصله خوانندگان احتمالي اين نوشته امكان نمي دهد .ضمن اينكه بايد يك بحث جامع و تخصصي داشت كه اينجا جايش نيست . خلاصه اينكه اين واقعه خراب شدن مرقد سامرا ، داراي نشانه شناسي زيادي براي درك دينداري و فهم خرافات است . اين آقايان هم كه مدام بيانيه دادند و اين مصيبت عظما را تسليت گفتند ارگ كمي چشم بصيرتشان را باز كنند و با خدا و خلقش صادق باشند مي فهمند كه هر روز در عراق مصيبت انساني اتفاق مي افتد و كشته شدن يك انسان مصيبت است نه خراب شدن معابد فراموشي خدا .

بايد به اسلام راستين برگرديم .اينكه هست همه اش تزير و رياكاري و كفر است .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 16:1  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

باز هم غيبت مان طولاني شد و چند پيغام و پسغام كه باز كجا غيبت زده ؟ و چرا نمي نويسي ؟ و من باز كه... بابا گرفتارم و مشغول خودمم . متاسفانه به رسم بسياري از دوستان وبلاگستان كه يوميه نويس هستند ، نمي توانم يكي دو خط بنويسم و بروم و گرنه مي شد هر روز نوشت و پستش كرد تا تو بخواني و من فكر كنم چقدر خوشبختم كه وبلاگنويسم . نه داداش ... ما از آن قماش آدمهاي حرافي هستيم كه وقتي مي رويم بالاي منبر و چانه مان گرم مي شود ( در اينجا قلممان نرم مي شود !!) هي مي گوييم و فك مي زنيم ( در اينجا .... راستي اينجايش مي شود چه ؟) تا مخاطب بينواي دوست داشتني يا برود سراغ بلاگيست ديگر يا off كند و برود پي زندگي اش . بهمين سبب ما نمي توانيم دو خط- دو خط مرقوم نماييم و الخ ....

هفته اي كه گذشت چند موضوع روز دستمايه وبلاگنويسان بود . در اين ميان از موضوعات سياسي اين هفته دو مورد بيشتر من را مشغول كرد ، يكي سفر اورتگا به ايران و رفتارهاي او كه برايم جالب بود و ديگري وقاعه اخير بمب گذاري در سامرا. به موضوع دومي در پست بعدي اشاره مي كنم .

در مورد اورتگا بيشتر حرفها را خوانده يا شنيده ايد پس به آن نمي پردازم فقط نكته اي كه در اين ميان مهم است تشابه اي است كه برخي ميان او و احمدي نژاد قائل شده بوند و بعد چون از احمدي نژاد خوششان نمي آيد اورتگا بيچاره را هم به مسخره گرفتند . اما نبايد اين دو را شبيه هم ديد . پشت سر اورتگا بيش از چهار دهه مبارزه است و او واقعا يك رهبر انقلابي به تمام معنا ست . ضمن اينكه او داراي ويژگي بزرگي است كه كمتر رهبر سياسي و انقلابي در اين دهه ها داشته و همبنين او را از بقيه ممتاز تر مي كند ، آنهم " پذيرش رفتار دمكراتيك در حكومت " است . تقريبا تمام رهبران انقلابي و سياسي كه بكمك مردم موفق به ساقط كردن يك حكومت ديكتاتوري شده اند بعد از چند صباحي خودشان مطلق العنان آن كشور شده اند و بواسطه همان دوره انقلابي و مبارزاتشان ، هر زور و اجحافي به مردمانشان مي كردند و با هر تغييري مخالف مي شدند و مخالفين را هم با همان چماق انقلاب و حفظ دستاوردهایش مي زدند و ساكت مي كردند . در همان آمریكاي لاتين ، كوبا و فيدل كاسترو نمونه خوبي براي اين قضيه است .در كشور خودمان هم كم و بيش همين بساط بوده و هست .اما اورتگا با وجود توانايي براي قبض قدرت و ديكتاتوري بعد از دوران پيروزي ساندنيستها در دهه هشتاد و نود ميلادي از قدرت به طريق دموكراتيك كنار گذاشته شد و به مبارزه قانونمند براي بازگشت به قدرت پرداخت تا اينكه دوباره با راي مردمش به قدرت بازگشت .

بنابراين رفتار سياسي او با توجه به پيشينه مبارزاتيش با استعمار و قدرتمحوري آمريكا در آمريكا لاتين، يك رفتار شاخص است . الان نيز كه بازگشته مطمئنا با كوله بار تجربه اش بخوبي درك مي كند كه كشور فقير و مردم بي سوادش ديگر با شعارهاي انقلابي و تاريخ گذشته ، نمي توانند ادامه حيات بدهند و اگر مي خواهد مورد پذيرش مردمش باشد بايد براي آبادي كشورش بيانديشد .هرچند هنوز در رفتار ها و گفتارهايش در ايران ، از اين انقلاب بازيها مشاهده شد و لي گمان نمي كنم اينها براي مردي به سن و سال و پختگي او چندان جدي باشد ، احتمالا اين كارها براي جلب توجه جوجه انقلابي جديد ما يعني احمدي نژاد است كه دلش به اين رفتار هاي پوپوليستي گرم است و از اينكه خود را به عنوان يك ريس جمهور انقلابي معرفي كند ، كلي كيف مي برد . اورتگا هم رگ خواب او را خوب در يافته اما از موافقت نامه ها و موارد همكاري بين اين دو معلوم است كه اورتگا سعي مي كند از قابليتهاي ايران براي توسعه کشورش استفاده كند . هر چه نباشد ما از نيكاراگوئه كه پيشرفته تريم . تاكيدي كه اورتگا به ساخت نيروگاههاي برق توسط ايران در كشورش داشت نشان از همين قضيه دارد .برايم جالب بود كه چطور آنها ، سمند سازي مارا نخواستند تا مثل چاوز يك ايران خودرو در كشورشان داير كنند .

اينها را گفتم كه بگويم نبايد اورتگا را با امثال كوتوله هاي سياسي مثل احمدي نژاد كه تنها به درد بحران سازي مي خورند و ژستهاي انقلابي گري از خود مي سازند و مدتي طبقه پايين را با شامورتي بازي هايش سردرگم كرد ، يكي گرفت . كشوري مثل نيكاراگوئه با موقعيت پايين اقتصادي و تكنولوژيكي بهرهبري با تفكرات دموكراتيك و با سابقه مديريتي اورتگا نياز دارد ، اما كشوري مثل ايران با توان اقتصادي بالا در منطقه و رشد نسبتا خوب تكنولوژيكي و نيروي انساني ارزشمند و ماهر و موقعيت استراتژيكي ويژه ، با حضور كسي مثل احمدي نژاد تنها به گرداب حوادث مي افتد و دچار بحرانهاي اقتصادي و سياسي مي شود ، چيزي كه در اين دو سال اندك رياستش مشاهده كرديم .

.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 13:14  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

عجب روزگاري بود آن روزها . در سالهاي جنگ و خون عجب دلير مرداني بودند به سان آرش ، در دستانشان هيچ اما در قلبهايشان جنگي ترين سلاح زمان ، ايمان .

به ياد ان ايام كه مي افتي ، البته اگر سن و سالت قد بدهد ، خوب يادت مي آيد كه چگونه مردمان شهر خرم ، كه مدتي بود با لگدهاي خونخوارترين دژخيمان زمان ، ويرانه اي شده بود چگونه ايستادند و يكي در برابر هزار جنگيدند . .

و يادت مي آيد كه انروز كه گوينده راديو با ان لحن خاصش ازادي شهرت را فرياد كرد ديگر در خانه نماندي ، در خانه نماندند . همه جا شور و شري شد و شيريني ها در دستانشان كه به يكديگر تعارف مي كردند . گلفروشي تمام گلهايش را به تاراج شادي مردمان بخشيد . و شنيدي كه گفتند خرمشهر را خدا آزاد كرد و تو باور كردي . هرچند راه ما تا خدا آنقدر ها نيود كه نداني خدا هميشه بيطرف است .

و بعد از آزادي همه مي گفتند كه ممد نبود كه اين روز را ببينيد و يارانش نيز نبودند .... آنها براي آنكه ما بتوانيم آزادي خرمشهر را ببينيم ، رفته بودند ...و خون يارنشان با اين فتح پر بها شده بود..

اما امروز ... ممد نماندي تا ببيني كه اگر آن روزها كساني براي حراست از جان و مال و ناموس اين ملك از دست بيگانگان ، جانشان را نثار كردند.. امروز برخي در لباس صيانت از ناموس ملت ، در برابر چشمان ما ناموس ترا ، ناموس مرا ، ناموس ما را به جرم هيچ ، بر سر كوي و برزن مي زنند و چهره خونين مي كنند و تعرض مي كنند . و ما همچنان خاموشيم .آيا اين بود ثمره خون تو .اگر تو بودي چه مي كردي ...يا مگر همقطارانت ... آنانكه ماندند چه كردند ... چگونه تاب اوردند ناله هاي زني را كه مي گريست ، فرياد مي زد و كمك مي خواست و پناه مي جست ..از دست كه ؟ ... از دست كساني كه لباس حمايت ا ز او را بر تن دارند ... موجوداتي مامور و و معذور ....

اري برادر اينچنين است ... روزگار كثيفي است . ممد نيستي كه ببيني چگونه خون برادران و يارانت پايمال شده و امروز از تو و امثال تو مجسمه هايي ساخته اند بي روح كه تنها بدرد پر كردن سر در مراسمها و يادبودها مي خورد . و نامت و نام هزاران شهيدي كه بر هزار كوي برزن ماست ...ديگر در كسي احساسي بر نمي انگيزد ... چرا كه راه تو و آنان در جفاي روزگار مي سوزد ...

ممد نيستي تا بيبيني كه دوران ما دوران شعارهاي تو خالي و آدمكان مقدسي است كه حتي حضورشان بر سر جاليز براي هشدار كلاغها نيز سودي ندارد ...

و نگو كه اينها با تو بودند و در كنارت مي جنگيدند ... كه اينها را همه مي دانم ...اما نيستي كه بيبيني همانان ...امروز در جولانگاه پول و قدرت ... تمام افتخارات گذشته شان را با شيطان معاوضه كردند ...و نامهاي مقدس تنها محملي است براي ترك تازي هاي بي حدشان و چگونه معيار حق جايش را عوض كرده است و چه خوب كه نيستي كه نمي دانم اگر مي ماندي ... شايد براي تو نيز بايد مرثيه اي مي خوانديم از جنس آنانكه هستند !!؟..

 

اين نوشته را هر چند مي خواستم با حال وهوايي ديگر بنويسم ..اما زماني كه تصاوير واقعه ميدان هقت تير راديدم و برخي موارد مشابه را ، حالم چنان منقلب بود كه نتوانستم مثل ادمهاي نرمال بنشينم و خاطره بخوانم و ياد گذشته كنم ..از طرفي اين نواي سرود ي كه در ان ياد محمد جهان آرا فرمانده دلير سپاه خرمشهر كه مدام از اين شبكه و ان شبكه پخش مي شود و تازگي بازسازي مدرنتري هم از ان كرده اند كمي به آن روز گارها بردم و يكباره ، اول ان سرود با اول اين نوشته جايش تعويض شد ..و ممد نبودي ببيبني با آنهمه خاطره در ذهنم شد ... ممد نموندي ببيني و الخ ...

بهر حال آن عكس چنان خونم را بجوش اورد كه نتوانستم سيب زميني بمانم و اين را نوشتم تا بعدها از خودم شرمنده نباشم كه چرا ظلم به مظلومي را ديدي و چشم فرو بستي ..

اين نكته را هم به حكومتيان گوش زد مي كنم هر چند كه گوش شنوايي نيست كه اگر مسلمانيد پس بشنويد سخن پيامبرتان را كه گفت :

هر حكومتي به ظلمش نابود شود نه به كفر مردمانش .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 21:52  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

مي خواستم در سالروز ده سالگي دوم خرداد ، نوشته اي يا بسان ديگران نقدي و نظري بنويسم ، ديدم حوصله واكاوي تاريخ ندارم و كم نگفته اند و كم نمي گويند . اين بود كه تنها شعرواره اي سرودم براي يادمان آن روزهاي شيرين و بعدها تلخ .

 

ده سال گذشت .  از روزگاري كه انگار همين ديروز بود . نفس به نفس داديم تا ترانه اي بسراييم به اندازه ميهن آزاد و به وسعت آزادي .

. آمديم تا بگوييم كه ما زنده ايم و و لاجرم زندگي مي خواهيم و هيچ جبري را بر نخواهيم تافت اگر ما ... ما باشيم . .وما براي ما شدن ، بهانه مي خواستيم و خاتمي بهانه اي شد . و صبح سوم خرداد ... يادت هست . تمام شد و پيروز شديم .نبردي نا برابر را.

آزادي لبخند زد و تو گويي آنروزخورشيد براي ما طلوع مي كرد . مردمان ، نوروز سياسي شان را جشني گرفتند به فراخي دلهاي اميدوارشان . كسي از رقصيدن نترسيد . مرد فقيهي كه به جبر جوانان سر خوش ، عمامه خويش را كناري گذاشت تا لحظه اي دست در دست آنها ، وا نهد همه باورهاي دفتر فقهش را .

و اما انروز آغاز راهي بود كه فرجامش را آنروز هيچ انتظار نمي كشيديم . چرا كه باورمان نبود شب ، تاب تحمل نمي كند روشني را . و مگر چه مي خواستيم جز اندكي از زندگي ... اندكي از عشق .. و اندكي از خدا ..

و چه زود غروب كرد خورشيد آرزوهامان در افق هشت سال پر هياهو . تند باد حوادث چه زود گلبرگهاي رسته بر گلهاي اميد نسلي تازه را پرپر كرد به آهن و زنجير .

و هر گز نپرسيديم كه او كه بهانه مان شد به وقت پيروزي ، چرا تنهايمان گذاشت ؟ مگر باور نداشت ما را به وقت سختي دريا ؟ مي گفت كه او قهرمان ما نيست . اما ما قهرمان نمي خواستيم .. ما بهانه اي مي جستيم براي دوباره ما شدن ... اگر پدرانمان در بهمن 57، ما شدند بوقت خنجر و طاغوت ، ما نيز آمده بوديم تا خرداد 76 ما شويم بوقت سردي ايمان و نيرنگهاي مقدس .

و ما آمديم نه با مشتهايمان .. كه با راي هاي سبزمان دوباره آغازي كنيم براي آنچه در بهمن 57 به سرانجام نرسيد و مرد . ..

خدا را ، اين كدام سرنوشت محتوميست كه ماييم .

ياران دبستاني من

مجالي ديگر بايد براي ما شدن .

اينبار بهانه بايد ، خود ما باشيم .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 18:46  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

در نوشته اي قبلي خودم پيرامون طرح موسوم به ارتقاء امنيت اجتماعي در همين وبلاگ ، اشاره كردم كه در اين طرح بايد مسئله برخورد با بد حجابي را با مسئله اوباش و اراذل و مزاحمين نواميس و قداره كشان جدا كرد . هر چه نحوه برخورد با زنان و دختران كم حجاب و متفاوت از نظر پوشش در اين طرح غلط و ناكار آمد است ، بخش مبارزه با اوباش محلات و و باندهاي فساد ، كاري به غايت ارزشمند و شايسته تقدير است . در اين مدت كه بخش دوم طرح يعني مبارزه با اراذل و اوباش شروع شدو برخوردهاي تند و قاطع نيروي انتظامي را شاهد بوديم ، از طرف بعضي روزنامه ها و بخصوص در فضاي مجازي در بعضي از سايتها و وبلاگها ، از تصاوير مربوط به اين برخوردها گاها به عنوان برخورد با نظام و به عنوان دفاع ازحقوق بشر و از اين مفاهيم خوش آب و رنگ استفاده تبليغي كردند و برخي از عناصر معاند كه از هر نمدي كلاه خودشان را مي بافند شروع به دلسوزي براي اشرار محترم!! و آه و نفرين حكومت كردند و روش برخورد با اين عزيزان اوباش را ضد بشري و محكوم خواندند!! . حتي جالب بود در جاهايي ديدم عكس اين اوباش خياباني را كه آفتابه به گردنشان آويزان بود را به عنوان نشانه و سند برخورد حكومت با جوانان بازسازي كرده بودند !!

البته در اين ميان عده اي كارشناسانه نحوه برخورد با اين افراد را به لحاظ روانشناسي جرم و باز خورد اجتماعي اين قضيه مورد نظر قرار داده بودند كه اين داستان ديگري است و نظر اين دسته از افراد يك بحث كارشناسي است و نه يك امر سياسي و جناحي . براي همين بايد اين دو نوع واكنش رااز هم جدا كرد . بخش اول واكنشها كاملا سياسي و در جهت منافع گروهي است و هر ناظر آگاهي به بي ارزشي اين دست و پا زدنها اگاه است . تنها راه علاج اين نازنينان اين است كه مدتي هر چند اندك ايشان را با عزيزان اراذل و چاقو كش تنها بگذارند تا حساب كار دستشان بيايد و بفهمند كه اينها چه توانايي هاي ارزنده اي براي خدمت به خلق خدا دارند!! . البته گمان نمي كنم ندانند كه اصل موضوع چيست ولي وقتي پاي غرض در ميان امد ، ديگر اين عقل نيست كه هدايت ميكند بلكه كِرم از جاي ديگري است .

در برنامه گزارش ويژه خبري شنبه شب ، كه فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ به همراه قاضي مرتضوي حضور داشتند ، بخشي از اين چوب لاي چرخ گذاشتنها مطرح شد كه هر دو مقام ، قاطعانه واكنش نشان دادند . قاضي مرتضوي به دليل پرونده قطور برخوردهايش با اهل انديشه و مطبوعات چهره مغضوب و حتي در جاهايي منفور است . بي ترديد خوش خدمتي ها ي بسيار او در شغل قضاوت به گروه خاصي در حاكميت موجب پيشرفت سريع او در دستگاه قضايي كشور شده است . ابن حرفها به كنار . اما همه اينها دليل نمي شود كه از او در برخورد قضايي با اشرار در اين طرح حمايت نكرد . من شخصا چنين اعتقاد و يك جانبه نگري را نمي پسندم و نشانه تعصب و جمود فكري مي دانم . هر چند به او و نيروي انتظامي اشكالات و انتقادات زيادي وارد است ، اما كار خوب انها در برخورد با اراذل و اوباش شايسته تقدبر و حمايت كامل است .

البته اين وسط بايد درنحوه برخورد با اراذال كار كارشناسي دقيق كرد و حتي بر روي انها كار روانشناسي صورت داد چون ممكن است اين نحو ه برخورد و گرداندنشان در محله ها اثر معكوس پيدا كند و بجاي آنكه نتقشان را بكشد ، جري ترشان كند . از طرفي نگهداري و زنداني كردن اين افراد در كنار هم و در زندانهاي شلوغ و كثيف بيشتر به باند ي شدن و تشكيلاتي شدنشان كمك مي كند و ازطرفي چون اين افراد زمينه خانوادگي و اجتماعي درستي ندارند ، امكان اصلاح برايشان دشوار است و از طرفي نمي شود دائم هم در زندان نگاهشان داشت تا مردم از شرشان در امان مانند بنابراين بايد اين طرح دائمي باشد تا مردم خيالشان از مزاحمتها و باجگيريهايشان آسوده شوند .

خلاصه مطلب اينكه ، اين طرح بايد با شدت پيگيري شود و نبايد هراسي از تبليغات منفي داشت ، حتي ممكن است به جهات سياسي اين قضيه در مجامع بين المللي بعنوان نقض حقوق بشر يا نقض حقوق مجرمين واز اين جور مفاهيم محكوم شود و به عنوان يك عامل تبليغي از آن استفاده كنند ، اما باز هم نبايد كوتاه آمد ، چون مردم پشتيبان اصلي اين طرح هستند و فرق ان را با ديگر موارد را به خوبي تشخيص مي دهند و در جايي كه مردم حامي چيزي باشند نبايد نگران بود چون اين طرح به خود آنها خدمت مي كند و ضامن امنيت انها است . آري ترحم در اين مورد به هيچ وجه جايز نيست چون همانگونه كه شنيده ايد ترحم بر پلنگ تيز دندان ، ستمكاري بود بر گوسفندان.

همينجا هم به سهم خودم از سردار رادان كه نشانه هاي هوشمندي و درايت از گفتارش پيداست و همه اعضاء‌ نيروي انتظامي و پاسبانان اين طرح ، تشكر مي كنم و اميدوارم همه طرحهاي نبروي انتظامي در خدمت مردم باشد. هرچه قدر طرح مبارزه با بد حجابي چهره نيروي انتظامي را در نظر مردم مشوش كرد اين طرح مبارزه با اراذل مي تواند به بازسازي ان كمك كند .

به صلاح كشور است كه نيروي پليس آن هميشه در كنار مردم باشد تا در برابر آنها . والسلام

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 14:43  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

عيال سخنگوي دولت يا همان فاطمه رجبي ! باز كلام شيرين فارسي را آلوده كرد و اينبار نيز چون دفعات قبل پيكان تيز حملاتش را نثار هاشمي رفسنجاني و تابعين نمود ..(+) ظهور احمدي نژاد در صحنه سياسي ايران بركات بسياري داشت !! كه از بارزترين و شاخصترين آنها مي توان معرفي فاطمه رجبي در صحنه رسانه اي و سياسي نويسي به عنوان شاخص فكري و ادبياتي جماعت همراه او به رهبري شخص مصباح يزدي عنوان كرد . اين زن هر چند تا پيش از روي كار آمدن دولت مهروز نهم ! به قول خودش دست به قلم بوده اما براي اهالي سياسي و رسانه اي ، بعد از روي كار آمدن احمدي نژاد فرد شناخته شده اي گشت .

بهانه اينبار اين مادر ادبيات سخيف سياسي و ابتذال اخلاق نقادي ،  سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي بود . عباراتي كه رجبي در مورد روزنامه جمهوري اسلامي و مسيح مهاجري و شخص هاشمي به كار برده است ، فراتر از يك توهين و دريده گويي هاي معمول اين پديده دريده نويسي و دشنام گويي است استفاده از رانت قدرت موجب شد تا تندترين حمله ها و تهمتهايي كه مي توانست براي هر كسي ديگر عواقب سياسي و قضايي شديدي را بدنبال داشته باشد ، براحتي توسط اين مخدره خانوم ، نثار مخاطبين و مغضوبينش شود .

او در اين نوشته سراسر بد گويي و خشم ، هاشمي را قيصر ، سر كرده مافيا ، آيت الله قلابي ، سردار خود خوانده سازندگي و روزنامه جمهوري اسلامي را جمهوري ااسرائيل و مدير آن يعني مسيح مهاجري را ، كارگزار قيصر ، مامور معذور ، قلم به مزد مي خواند و در گفتاري شيفته وار از احمدي نژاد را تا حد مسيح بالا برده و انتقاد از او را با عنوان مصلوب شدن تعبير مي كند و از پيروزيهاي شگفت انگير او در عرصه داخلي و خارجي كه موجب دشمني هاشمي و يارانش شده یاد مي كند . من در اينجا كاري به كارنامه احمدي نژاد و يا گذشته هاشمي ندارم ، اما آنچه باعث شد يكبار ديگر به خودم زحمت نوشتن در مورد اين عجوزه نقادي را بدهم ، الوده سازي فضاي فكري و رسانه اي از يك طرف و ترك تازي اين مولود انديشه هاي خشونت طلب و متعصب بد دهن ، در پناه حمايتهاي پشت پرده جناح مصباح و احمدي نژاد است .

 به هيچ وجه نبايد اين زن را يك زن عفيف مسلمان بحساب آورد . عفت در مكتب اسلام تنها در پوشش نيست بلكه بيش از آن در انديشه و گفتار است . ادبيات امثال فاطمه رجبي ادبيات ماركسيستهايي بود كه براي بيرون كردن رقيب فكري و سياسيشان ، هر نوع تهمت و افترايي را در لواي هر كلامي به كار مي بردند . اين زن من را عجيب ياد زن سركرده گروهك مجاهدين خلق يعني مریم رجوي مي اندازد .نه به خاطر شباهت اسمي بلكه به خاطر شباهت فكري و زباني . ادبيات آنان نيز در بيانيه هاي سياسي شان آدم را ياد نقد خوانده هاي اين خانوم مي اندازد . افسوس از نام اسلام و زن مسلمان كه اين زن از خود معرفي مي نمايد . كسي كه از نوشته هايش عدم تعادل روحي و فكري و ميل شديد به مطرح شدن به هر قيمتي كاملا پيداست . امثال او حامل هيچ چيز نيستند جز تنفر و خشم . 

 متاسفانه دولت و قوه قضاييه با سكوت در برابر نوشته ها وتوهين هاي او در اين مدت كارنامه تاسف باري از خود نشان دادند . البته دولت و شخص احمدي نژاد كه بي ترديد از حضور او و القاب و تعريفات فرا واقعي از خودش ، مسرور  و كيفور است چرا كه خودش نشان داده كه در فهم خود و اطرافش كمتر از اين زن ، دچار توهم نيست . و فاطمه رجبي زاييده احمدي نژاد و دولت مهروز اوست كه در حال گسترش اين مهرورزي است !! در هيچ زماني از دوران 28 ساله بعد از انقلاب سابقه ندارد كه اينچنين توسط فردي گذشته نظام و مسئولينش توسط بخش ديگري از نظام زير سوال برود و جالب است كه شعارهاي اتحاد اسلامي و ملي و از اين حرفها كه تنها بدرد پيامهاي نوروزي مي خورد و در صحنه عمل خبري از ان ها نيست هم با اين رفتارها حسابي پنبه اش زده مي شود . اما قوه قضاييه كشور كه در موارد بسيار جزيي تر در برخورد با رسانه ها و روزنامه ها و نويسندگانش شدت عمل نشان مي دهد در اين مورد ، سكوت مرگ پيشه كرده است تا يكباره ديگر ثابت شود كه عدالت در اين جا هميشه پشت سر قدرت ايستاده است . اين ايراد هم كه چون كسي از اين زن شكايت نمي كند و عارض نيست پس نمي توانيم كاري كنيم هم وارد نيست ، گفتارها و مطالب او مستقيما تشوش اذهان عمومي و ايراد توهين وافترا است و اينجا مدعي العموم حق ورود دارد .

 حضور او و انتصابش به يار نزديك احمدي نژاد يعني الهام هم بيشتر از انكه به نفعشان باشد به ضررش تمام خواهد شد . احمدي نژاد و مصباح  با خيال اينكه هاشمي چهره محبوبي نيست و شايعات  و و اقعيات دور برش بسيار است دست اين زن را در برابر هاشمي باز گذاشته اند و همه گونه هتك حرمت را جايز شمرده اند . اينكه چقدر عقبه حامي او و در راس آنها مرشد فكريش يعني مصباح يزدي از اين ابزار براي مقاصد خود استفاده خواهند كرد در آينده روشن خواهد شد . اما فعلا به بهانه آزادي ابراز عقيده اين فرد در حال لجن پراكني هاي خودش است در حاليكه بسياري از آزا د انديشان به جرم نقد حاكميت و مسئولين قلمشان شكسته شده و يا ترك ديار كرده اند . چه مي شود كرد ، فعلا كه دور، دور كوتوله هاست

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعضی نظرات خوانندگان

آدمک عوضی

خب از قدیم گفتن : سالی که نکوست از بهارش پیداست.
دولتی که احمدی نژاد رئیسش باشد طوطی سخنگویش نباید از این عجوزه ی بی ادب بیشتر باشد.کردها ضرب المثلی دارند که می گه
:
((
سه ر چوپی بده ی به که ر دروا به ره و ته ویله )) . چوپی رقص کردی است و سر چوپی هم کسی است که این رقص دسته جمعی را هدایت و کنترل می کند.با این حساب و در قیاسی مشابه سر چوپی دولت ایران هم که به دست نابخردی (خری)چون احمدی نژاد افتاده است بدیهی است که باید به طویله کشانده شود
.
/
در نوشتار کردی ه یا ـه به جای فتحه می آید. و که ر به معنی خر است
. /

--------------------

 حامد

تا وقتی کسانی مثل مرجانه ساتراپی یافت می‌شوند، نباید به کس دیگری ایراد گرفت. او به راحتی تمام فرهنگمان را به تاراج داد..

-----------

محسن رها

باید دید پشت این لجن پراکنی ها چه کسی ایستاده است .من باور ندارم بشود به این راحتی فحش داد و تهمت زد و کسی به کارت کاری نداشته باشد  اینها همه اش برنامه است و این زن بد بخت خسرالدنیا و الاخره

----------

ش. مهدوی

مطلبتان بسیار بجا بود بخصوص که اینجا برخلاف بعضی مقاله های دیگر از دید تدین و اسلامیت به مطالب این زن غیر عفیف ( به قول خودتان ) نگاه کردید . البته نظر من این است که این فرد به صورت جدی دچار مشکل روان نژندی و خود کم بینی است و اینها که می نویسد اثر همین روان بیمارش است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:28  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

در اين مدت كه خلائق از افاضات ما بي بهره بودند و وبلاگ دچار ركود شده بود ، اتفاقات كم و بيش مهمي روي دادند كه الان ديگر مهم نيستند . . اول خدمت دوستاني كه سراغ مي گرفتند كه بابا كجايي و تاريخ مشعشع ايران دارد تند وتند ورق مي خورد و تو نيستي ، و يا دوستي برايم نوشته بود حسابي داري از ديگر وبلاگيستهاي حرفه اي عقب مي افتي و مشتريات مي پرند . عرض ميشوم كه همين جايم . زير همين سقف كبود . حالا كي بود يا كي نبود به من چه ؟

گاهي لازم داري با خودت خلوت كني و اين جور وقتها حوصله هيچ چيز نداري ، حتي نوشتن . ولي به هر حال خوشحالم كه دوستاني دارم كه علي رغم تفاوت و گاهي تضاد فكري ، احوال مي پرسند و محبت دارند واين خيلي قشنگ است و اگر وبلاگ نويسي هيچ ارزش و آمدي جز همين مورد براي همدلي ها در عين تضاد ها نداشته باشد يك دنيا مي ارزد .

اما از زمانه چه خبر . در اين مدت كه نمي نوشتم ، اخبار را پيگير بودم و در بسياري موارد ميل داشتم در مورد بعضي اتفاقات اين چند مدت چيزي بنويسم ، مثل داستان انتخاب شهردار تهران يا بحثهاي درگيري دانشگاه امير كبير و روزنامه هاي داخلي جنجالي و يا حتا موضوع مديريت باشگاه پزسپوليس و ديگر موضوعات اين دو هفته . حالا هم خيلي سريع در مورد بعضي از اين اتفاقات موضع رسمي خودم را اعلام مي كنم تا ما هم از جرگه آدم حسابي هاي دور برمان چيزي كمتر نداشته باشيم .

اول اينكه از انتخاب دوباره قاليباف خوشحالم واز اينكه جماعت دست پروده و تازه به قدرت و مكنت رسيده دور و بر احمدي نژاد نتوانستند افراد بي لياقت خودشان را تحميل كنند بيشتر خوشحالم و در اين وسط از اينكه رسول خادم باتمام اعتقادي كه به توانايي هاي فكري و رفتاريش دارم بازيچه دست اين كوتوله 50 كيلويي شد ، متاسفم . از همين قضيه شهرداري هم مستقيم وارد داستان مدير عامل پرسپوليس مي شوم چون ارتباط اين دو تا هم مستقيم بود و به هم ربط داشت . در حقيقت ميرفت كه اين باشگاه پرطرفدار كه انگار در ميان سياست مداران اين كشور هم طرفداران سر سختي دارد ، وجه المصالحه انتخاب شهردا ر شود تا بتوانند با دادن امتياز به بعضي از اعضاء ضعيف النفس و گرو ههاي حاميشان ، از انتخاب دوباره قاليباف جلوگيري كنند كه تيرشان به سنگ خورد . پشت اين قضيه هم ، هيچ شكي ندارم كه خود احمدي نژاد ايستاده بود . پشت پرده فشار ها به انصاري فرد هم خود او بود. اين را از انجا مي گويم كه در برنامه نود وقتي انصاري فرد در تماس تلفني اش اظهار كرد دليل استعفايش را بالاخره روشن كرد و گفت كه علي آبادي و سعيد لو به او گفته اند كه علي رغم رضايت از عملكرد ش، ناچار است كنار رود تا فرد منتخب يعني كاشاني جانشين شود . قبلا هم علي آبادي در جايي اظهار كرده بود كه در بركناري انصاري فرد ، ا و مقصر نيست . خوب خيلي واضح است و اينجا اصلا لازم نيست شما دنيال پرتقال فروش بگرديد ! وقتي معاون اجرايي ريس جمهور و معاون ديگرش يعني ريس سازمان تربيت بدني خود را بي اختيار خواندند ، تنها مقام بالاتر مي ماند كه قدرت اين معامله سياسي را دارد . و اينجاست كه بايد به همه صحبتهاي اين مرد و خلوص گفتارش شك كرد . هرچند رفتارهاي اين دو ساله احمدي نژاد ديگر جاي شك نيز نگذاشت و چهره واقعي او را بيشتر نمايان كرد . او هم مانند هر زمامداري مهره هاي خودش را دارد ودر اين راه وبراي تثبيت خودش و احتمالا دوره بعدي دست به هر كاري خواهد زد . و افسوس بر مفاهيمي كه در زير پاي امثال او لگد مال مي شود و از معني تهي مي گردد . مهرورزي ، عدالت ، شايسته سالاري . .... و امان از مردمي كه چون رمه هاي بي اختيار در برابر ش سر مي جنبانند و كف مي زنند و تكبير مي گويند تا همچنان مهر ورزد و عدالت را ميان مان تقسيم كند .

موضوع ديگر هفته گذشته ماجراي امير كبير بود كه افسوس دوباره اي شد براي جنبشهاي دانشجويي كه هنوز در خواب خرگوشي خودند و هر از گاهي هم كه از خواب بر مي خيزند خميازه اي طولاني مي كشند و دوباره ....

هر چند هنوز به اصل داستان مشكوكم و با اطلاعي كه از دوستان گرفتم نيز مطمئن هستم كه اين ماجرا آنگونه كه اتفاق افتاد ساده هم نيست و في الواقع اگر اسير جو نشويم و يكطرفه و از سر تعصب اين طرفي يا آن طرفي نبينيم ، نمي شود حكم به توطئه يا خودكشي داد . ماجراهاي داخل دانشگاه پيچيده تر از ان است كه ان را به چند دانشجوي معترض يا تشكيلات حكومتي بسيج دانشجويي ربط داد . متاسفانه من معتقدم امروز جنبشهاي دانشجويي چه راست و چه چپ را دانشجويان واقعي رهبري نمي كنند بلكه بشدت آلت دست واقع شده اند . چه آنانكه نانخور حكومتند و چه آنانكه علم مبارزه و مخالفت در دست دارند . در حقيقت ما از ابتدا هم جنبش واقعي دانشجويي نداشتيم و آنچه بود موجهاي گذري و تابع جريانات خارج از دانشگاه بوده است . اين وسط كار درست را همان اكثريت خاموش دانشجو مي كنند كه سرشان به كار خودشان است و درسشان را مي خوانند . در اين فضا كار سياسي كردن يعني وقت تلف كردن و دردسر .

اما ماجراي ديگري كه به نوعي به دانشگاه مريوط مي شد قضيه كلاس تصوير سازي و آن دختر خانم مورد تعرض واقع شده بود كه استاد زرين كلك ،گويا ، مويي از ايشان پريشان كرده اند و بقيه ماجرا كه مي دانيد .

من خود استاد زرين كلك را از نزديك مي شناسم و از محضرش استفاده برده ام . جايگاه هنري استاد براي اهل هنر بويژه انيميشن روشن است اينكه ايشان را پدر انيميشن ايران هم مي نامند هم سخن گزافي نيست . حالا اين وسط مي ماند انچه كه ايشان با شاگرد ش كرده و آنچه ديگران و بويژه دانشگاه با او كرده اند . انسان نمي داند چه بگويد وچطور اينها را كنار هم بگذارد . چطور عرصه اخلاق جامعه آلوده شده كه همه چيز پاسوز سياست و هياهو شده است . انگار اين مردم بيكاراني هستند كه دنبال خبري مي گردند تا مدتي با آن سرگرم باشند . جالب است كه بعد از اين اتفاق به فاصله كمي خبر تجاوز به دختردانشجويي را در دانشگاه كرمانشاه منتشر شد و خيلي زود اين دو كنار هم قرار گرفت و مقايسه شد تا اين بر سر آن بكوبد و آن اين را متهم كند . نمي دانم من كم حوصله شده ام يا اين مردم سقوط آزاد كرده اند كه ديگر سوژه هاي عادي ، برايشان لطفي ندارد و اگر يك هفته گوشي موبايلشان خاموش شود از بي sms اي مي ميرند!!

خلاصه باور كنيد بهترين چيز دنيا بي خبري است . اينجا كسي بدر نمي زند و اگر دري باز شود رو به فاضلاب است !!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 4:3  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

با گذشت بيش از 12 روز از شروع طرح موسوم يه امنيت اجتماعي يا به قول عوام ! مبارزه با بد حجابي ، گوشه هاي بيشتري از ضعف اين طرح ، خودش را آشكار كرد ه است . شايد در ابتدا و قبل از طرح چندان ارزيابي و قضاوت واضحي نميشد از اين طرح داد هرچند كه بدليل نوع اين برخورد ( كار انتظامي در برابر معضل فرهنگي ) و سابقه گذشته يك چنين برخوردهاي انتظامي ، براي بسياري منجمله خودم از همان ابتدا شكست آن محرز بود . من در مطلب قبلي به شكلي گذرا به ناكارامد بودن اين طرح اشاره كردم . البته اينجا لازم است اشاره كنم كه مقصود من و همه كساني كه با اين طرح و كلا برخورد انتظامي با يك معضل فرهنگي مخالفند ، بخش برخورد با حجاب زنان است و الا بخش ديگر اين طرح كه به امنيت اجتماعي و مقابله با اشرار و مزاحمتهاي خياباني يا مبارزه با فسادهاي سازمان يافته اخلاقي و باند هاي فساد اختصاص دارد ، جاي بحث نيست و كاملا مورد تاييد است . اين را گفتم كه همه اين طرح را با يك چوب نزنيم و اگر عيبش را مي گوييم هنرش را نيز گفته باشيم .

اما در مورد بخش برخوردهاي خياباني نيروي انتظامي با زنان به اصطلاح بد حجاب يا مردان بد پوشش به دلايل زيادي اين طرح ناكارآمد است چون اساسش بر بينش غلطي استوار است . بينشي كه نه ريشه در اسلام دارد و نه در منطق انساني و حقوق ملت و حقوق بشر . اسلام حرمت انسانها را بيشتر از هر چيزي ارج گذاشته است . حكومتي كه خودش را يه خدا و پيغمبر و چه و چه منصوب مي كند چگونه مي تواند بديهي ترين حقوق انساني را ناديده بگيرد . به عكسهايي كه از اين برخوردهاي خياباني نيروي انتظامي با موارد بد حجابي نگاه كنيد . خداييش خنده تان نمي گيرد . خداييش در كنار خنده ، گاهي گريه تان نمي گيرد . تازه اين برخوردهاي استريليزه و كاملا محترمانه شان است چون در برابر دوربين خبرنگاران قرار دارند . اما از همين عكسها كه برخي هم همراه لبخند دختركان تهيه شده ( يعني همه چيز به خوبي و با محبت پيش مي رود ) هم مي شود به تو خالي بودن چنين تذكرات و توبيخهايي پي برد . البته باز جاي شكرش باقي است كه روشهايشان نسبت به يك دهه قبل بسيار پيشرفت كرده و حالا براي اصلاح روسري خانومها از تو سري .و باتوم و قيچي و تيغ استفاده نمي كنند بلكه همانطور كه در عكسها معلوم است بهشان آموزش داده اند تا فقط با دو انگشت اشاره و مياني روسري خانمها را به جلو هدايت كنند !!( به عكسها توجه كنيد) از واكاوي عكسها چيزهاي ديگري هم معلومم شد كه گفتنش مطلب را طولاني مي كند . اين همانطور كه عرض كردم رويه خوب و پاكيزه اش است . شكلهاي زشت رفتاري را شايد خودتان در برخي جاها ديده باشيد . آنجا ديگر خبري از محبت و حرفهاي زيبايي كه امثال سردارهاي فرمانده مي فرمايند نيست .جالب است كه بدانيم يكي از موارد اين طرح برخورد با پسرهايي است كه آرايش زنانه دارند . يعني ابرو نازك كرده اند و از اين جور حرفها .اما من مي توانم برايتان چند مورد در همين سريالهاي شبانه تلويزيون مثال بياورم كه مصداق دقيق اين جور آقايان هستند . البته افتضاحي كه الان در به اصطلاح گريم آقايان و درست ترش آرايش آنها در تلويزيون و سينما جریان دارد صحبت ديگري است و من كلي در اين باره حرف دارم كه اينها اين هنر ارزشمند سينمايي را به چه ابتذالي كشانده اند .اما منظور از اين مثال اين بود كه پدر جان ، حرمت امام زاده را اول متوليش بايد نگه دارد . و شما كه جديد ترين مدهاي سرو مو را در تلويزيونتان نمايش ميدهيد چه انتظاري از نو جوان تازه بلوغ يافته و تاثير پذير داريد .

حالا وارد جزئيات نمي شوم اما در كل بازتاب بد اينطور برخوردها و نتيجه اي كه براي حيثيت حكومت دارد ، مطلب مهمي است كه براي كساني كه هنوز به اين حكومت نيم بند اسلامي دلبستگي دارند ( مثل من بدبخت!! ) ، جاي ترديد و تاسف مي گذارد . توجه كنيد اين طرح و امثال اين نوع برخوردها مثل آنچه با موضوع ماهواره پيش گرفته اند ، تنها شامل بخش كوچكي از جامعه ايران مي شود . همين مسئله بد حجابي مگر شامل چند درصد خانمها مي شود؟ . در بيشتر شهرستانهاي ما كه بدليل بافت فرهنگي و اجتماعيشان چنين مسائلي ندارند تنها در چند شهربزرگ كشور مانند تهران و كرج و اصفهان و آنهم در بخشي از محله هاي خاصشان چنين چهره ها و پوشش هايي ديده مي شود . اما اين را تبديل به يك معضل ملي كرده اند. و بعد مگر چند درصد از زنان يا مرداني كه با آنها برخورد مي شود ، تغيير رويه ميدهند ؟ همان خانمي كه مورد تذكر پليس زن قرار مي گيرد و روسريش را جلو مي كشد . بعد از عبور از ديد پليس ، دوباره روسريش به جاي اولش بر مي گردد . حتي كساني كه مانتو ي كوتاه ، پاي لخت ، شال كوتاه و موردهاي ديگر دارند هم تغيير اساسي در رفتارشان نخواهند داد چون قلبا و از روي اراده شخصي اين را قبول ندارند . چون گزينه هاي جانشين اين پوشش چيزهايي است كه نمي پسندند و دوست ندارند حجاب برتر شما را كه معلوم نيست از كدام آيات خدا مستفاد كرده ايد بپذيرند . مگر مي شود سر هر كوي و برزني مامورقرار داد؟ و از ان گذشته در كجاي دنيا و كدام حكومت تا اين حد به زندگي و پوشش مردمانش مداخله مي كند و با آن برخورد انتظامي مي كند . در كجاي دنيا حكومت مردمان عادي كه جرمي مرتكب نشده اند را در خيابان با ماموران اسلحه بدست مي ترساند ؟ آيا اگر محمد و علي در عصر ما زنده بودند هم با مردمان چنين مي كردند ؟ من نمي دانم اين ملاهاي ديني حوزه قم دين را چگونه مي فهمند كه هيچ نمي فهمند مگر ادا و اطوارهاي مذهبي و ادعاهاي گزاف را . چرا قيم دينداري مردم شده ايد ؟ اين جواز را از كجا آورده ايد كه بنده گان آزاد خدا را دربند حماقتها و برداشتهاي شخصي خود از دين نماييد ؟ چرا خيال مي كنيد كه شرافت انساني آن زن با تمام وضع نامناسب ظاهرش ، از آن ملاي رساله نويس با نيم متر ريش و نيم كيلو عمامه ، كمتر است ؟. حرمت انسانها كه پيامبر و علي پاسش مي داشتند كجا ست ؟ هرچند كه سالهاست در اين ملك ، حرمتها رفته و جايش هزار هزار نكبت نشسته است . ببخشيد . حسابي داغ كردم . قصدم اين بود كه كمي موضوع را به قول خودم حلاجي كنم اما چيزهايي كه ديدم و خون دلي كه مي خورم عنان از كفم بيرون كرد . مهم نيست . اين نيز بگذرد . با اجازه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 6:20  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

از فردا يعني اول ارديبهشت قرار است نيروي انتظامي با آنچه بد حجابي در جامعه مي گويند برخورد عملي كند . در اين مدت هم در باره اين طرح اظهار نظرهاي متعددي شده چه توسط رسانه ها و چه مسئولين مملكتي . موافقين و مخالفين اين طرح هم نظرات خودشان را دارند .نيروي انتظامي هم كه مسئوليت اجرايي اين طرح را دارد فراتر از يك مجري ساده ، خودش هم مستقيم وارد اين منازعه شده و از آن دفاع كرده است . صحبتهاي اخير احمدي مقدم(+) ريس اين نيرو ، كه به تندي به مخالفين اين طرح حمله كرد اوج اين درگيري رسانه اي بود .

بحث حجاب و آزاديهاي مردم در پوشش و انتخاب نوع آن از حرفهايي است كه در اين مملكت با نوع تفكر حاكمان آن بجايي نمي رسد . چه بخواهيم از ديدگاه ديني و شرعي به قضيه نگاه كنيم و چه از ديدگاه انساني . بين خود صنف ملاهاي ديني ( در معناي عامش ) در مورد پوشش صحيح زن در اسلام اختلاف نظر جدي هست . واقعيتهاي اول انقلاب هم نشان مي دهد كه طرز تلقي انقلابيها و حتي خود امام خميني در باره حجاب و روابط زن و مرد متفاوت با چند سال بعد از ان بوده است . اين انتقاد به خود امام خميني هم وارد است كه آنگونه كه در اوائل انفلاب با بعضي مسائل مانند همين مسئله حجاب و روابط زن و مرد برخورد داشت با آنچه بعد از تقويت حكومتش اتفاق افتاد متفاوت و بلكه در جاهايي متضاد بود . نشستهاي اوليه او با مردم در حاليكه اغلب زنان با مانتو و حتي روي باز در كنارش و كنار مردان مي نشستند از سندهاي تصويري آن دوران است . هنوز هم طرفدارانش نتوانستند جواب مناسبي به اين تناقضات بدهند . بگذريم .

همانطور كه گفتم تا بحال آنچه خودش را بر اين طور بحثهاي نظري تحميل كرده و حتي حاكميت را به عقب نشيني از مواضع تند ش كه بيشتر توسط ملايان تند رو ي قم ديكته مي شود ، تحميل كرده جو جامعه است كه آزاديهاي فردي در پوشش را آرام آرام رواج داده است . البته براي كساني كه حتي ديد و تعصب مذهبي هم ندارند اوضاع پوشش اقليتي در شهرهاي بزرگي مثل تهران تاسف برانگيز است . رفتارهاي هر جامعه اي نشان از نوع تفكر آن جامعه و دلبستگيهاي آن دارد . جامعه شهري امروز ايران بشدت داراي بحران هويت است . هويتي كه بين ايراني بودن ، غربي شدن يا اسلامي بودن در حال گيج خوردن است . مخالفت با دستورات حكومت و نگاه فضول آن بر زندگي خصوصي مردم و به تنگ آمدن نسل تازه از رويكردهاي قديمي و تحت تاثير قرار گرفتن آنها از رسانه هاي مختلف ماهواره اي واينترنتي هم بيشتر به اين رويه كمك مي كند . بحث فساد اخلاقي و روسپي گري هم غوز بالاغوز جامعه بي هويت ايراني است . زياد وارد بحثهاي نظري نشويم . صحبت سر اين است كه برخورد انتظامي با بد حجابي و پوشش مردم مثل گذشته راه بجايي نخواهد برد و اين طرح مثل حركتهاي تو خالي گذشته ، بي نتيجه است و بعد از مدتي حتي نتيجه عكس خواهد داد . دليلش هم معلوم است . چون نه جامعه امروز ايران جامعه يك دستي است كه تابع فرامين آقايان باشد و نه جايگزين شايسته اي براي پوشش جلف امروز برخي خانمها وجود دارد . سالهاي سال حكومت ديني ايران به پوشش مردم بي توجه بود ه و به اسم اسلام به غريزه هاي طبيعي انساني در انتخاب زبيايي بي توجه بوده و آنرا نفي كرده است تازه چند سالي است كه حرفهاي تازه مي زنند و از زيبايي حرف ميزنند و بعضي از آخوندها روشنفكر متوجه اشتباهات گذشته شان شده اند .هر چند باز هم در بر همان پاشنه جاهليت مي چرخد .

فشار حكومت در اين سالها براي جا انداختن حجاب برتر در رسانه دولتي صدا وسيما به كمك سريالها و مجريهايش هم نتيجه اي نداده است و مردم به فراخور سليقه و اعتقاد خود عمل مي كنند . جامعه ايران جامعه در حال گذار است و چنين جامه اي بشدت ملتهب و تاثير پذير مي شود . بايد بحث پوشش را از اختيار ملايان بي سواد و نا آشنا با مسائل روز خارج كرد . آن مرجع تقليدي كه در گوشه خانه اش در قم نشسته و تنها پل ارتباطش با دنياي خارج از خانه اش ، دفتر خودش و چاكران آستانش است نمي تواند براي جواناني كه در معرض حجوم همه نوع اطلاعات و تصوير از اينترت و ماهواره و غيره هستند خط مشي تعيين كند . بايد اين بحثها توسط ملايان روشنفكر و آشنا به مسائل روز و همين طور جامعه شناسان و رواشناسان مورد بررسي قرار گيرد . دين اسلام هم در دوره خودش برخوردي اينچنيني با مسائل روز داشته است و قرار نيست ما مشكلات امروزمان را با راه حلهاي 1400 سال پيش حل كنيم . اين خلاف عقل و درايت انساني است كه خداوند درانسان قرار داده است . براي همين است كه نتيجه نمي گيريم و مدام دور خود مي چرخيم . حالا كي مي خواهيم از اين سرگيجه خلاص شويم خدا مي داند .

يك نگاه به كشورهاي ديگر اسلامي به خوبي نشان مي دهد كه چرا ما موفق نيستيم .شما در كشورهاي ديگر مثل مالزي يا كشورهاي عربي مثل لبنان زناني را مي بينيد كه حجاب بسيار زيبايي دارند چون در آن كشورها اجباري براي پوشش نيست و اگر كسي حجاب دارد خود انتخاب كرده اند براي همين در آن كشورها بد حجابي معني ندارد . يا حجاب هست يا نيست . اين همه شكل و شمايل اجق وجق مانند ايران هم نيست . حجاب اجباري نتيجه اش همين است كه در دور و برمان مي بينيم . اسلام اجباري هم همين است كه مي بينيم . اصولا هر چيز حتي خوب هم اگر به اجبار باشد نتيجه معكوس خواهد داد .، چون خلاف روحيه انسانها است . خداوند ما را آزاد آفريد و عقل و درايت داد تا با آزادي تصميم بگيريم . ولي اين انسانهاي خود خواه و خود محور و كم شعور هستند كه بجاي خدا مي نشينند و ديگران را به نام خدا در بند مي كنند . ما شعور و قضاوت خدا را هم مانند خودمان فرض كرده ايم براي همين است كه مدام براي ديگران به اسم دين و چيزهاي ديگر رهنمود اخلاقي مي دهيم .

خلاصه مطلب اينكه اين ره كه تو مي روي جانا نه به تركستان كه به هيچ جا نيست . البته در دولت فخيمه احمدي نژاد كه ريس نيروي انتظاميش هم احمدي ديگري است جز اين نبايد انتظار داشت . بنابراين مي نشينيم تا ببينم آيا مي شود با چماق روسريهاي زنان را جلو كشيد يا پاچه ها را بلند تر کرد یا نه ؟

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با تشکر از دوستانی که نظرشان را ابراز کردند . چند تا از نظرات دوستان را اینجا می آورم .از بقیه دوستان موافق و مخالف مطلب هم تشکر.

رضا

مطلب جالبی نوشتید . براستی معلوم نیست که چرا طرحی که در همه این سالها موفق نبوده دوباره دارند اجرا می کنند . حجاب امر شخصی است و حکومت بناید در آن دخالت کند فکر نمی کنم اسلام هم چنین نظری داشته باشد ولی متاسفانه فعلا بقول شما دور دست ملاهای ناآگاه است .

افسانه .م

مطلب قشنگی بود . واقعا جای تاسف دارد وقتی برخوردها ی نیروی انتظمی را با خانمها دیدم .اینها یک عده پلیس زن را در خیابان آورده اند و به طرز خنده داری دارند مثلا جلوی بی حجابی را می گیرند . من با پوشش بعضی از اینها موافق نیستم ولی این روش نتیجه عکس می دهد .

کیوان

ممنون از مقاله خوبتان. مساله اينست كه دايره طرح ابلهانه به دامن! پسران نيز كشيده است! اين مبارزه با بدحجابي نيست،گير دادن وخالي كردن عقده هاست به نسل جوان. چه معني ميدهد معني كردن شلوار فاق كوتاه و تي شرت بدن نما و ..!!! مگر قرون وسطاست؟!
هرگز نديدم براي تامين اجتماعي مردم در برابر سارقان و اوباش مجهز به قمه و چاقو كه به راحتي و در روز روشن جان و مال مردم را تهديد مي كنند اينچنين هجوم نيروهاي پليسي مشاهده شود! چرا؟! چون پليس ما نمي خواهد هزينه دهد و خود را به خطر بيندازد! اما گير دادن به جوانان بيكار كه از سر لطف مديريت همين آقايان به اين نقطه رسيده اند،نه تنها هزينه اي ندارد كه قدرت نمايي از اقتدار پليس! را نشان مي دهد و چه بسا منبع درآمد خوبي هم برايشان باشد!!! اخاذي از مردم توسط حكومت در همه زمينه ها يك رسم اسلامي موجهي شده است!!!!!!!

 

ناشناس

دوست عزیز به نظر م شما از آندسته آدمهایی هستید که از جلوه گری زنان بدتان نمی آید . شاید کیف هم می کنید . به نظر جنابعالی که عقل کل هم هستید چه راهی برای جلوگیری از این فساد اخلاقی که هر روز هم بدتر می شود وجود دارد ؟ البته اگر به این چیزها اعتقاد  داری ؟البته راه زور مناسب نیست ولی این بار نیروی انتظامی با روش مناسبتری از سالهای قبل برخورد می کند . این مسئله هم ارتباطی به احمدی نژاد ندارد که شما مدام عقده تان را سر او خالی می کنید .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 15:15  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

توضيح : اين مطلب را سعي كردم به مناسبت تولد پيامبر ديروز در وبلاگ قرار دهم ولي هر چه سعي كردم نشد .نمي دانم بلاگفا مشكل پيدا كرده بود يا ISP . بهر حال با اين وضع خطوط اينترنت و مشكلاتي كه براي سايتها ايجاد مي كنند كار ديگري نمي شود كرد وبايد تحمل كرد.

بي ترديد براي مسلمانان نامي بزرگتر و انساني ارجمند تر از محمد نيست. اما آيا در ديار ما نيز چنين است؟ ما ايرانيها چه بحكم جبر تازيان و چه شايستگيهاي محمد و دينش ، آن را پذيرفتيم و امروز بيشتر ما چه بحكم شناخت و چه به جبر شناسنامه مسلمانيم.و البته بيشترمان از نوع شيعي آن . جدا از بحثهاي معرفت شناختي كه هر كس بايد خود ، در زمان بلوغ فكري به دنبال شناخت مسير زندگيش و فلسفه آن بگردد و نوعي از جهانبيني را كه مي فهمد انتخاب كند ، واقعيتهايي هم در حيات ما ايرانيها ي مسلمان و حتي ديگر مسلمانان جهان هست كه نمي شود آنها را كتمان كرد و نديد . و آن شناخت درست دين و پيام آور آن است .در اين وبلاگ قصد بحث جدي نظري آنهم در خصوص دين ندارم .چون مي دانم معمولا مخاطبين همراه يا گذري من تمايل يا كشش انراندارند و در اين سالها هم به لطف جمهوري اسلامي بقدر كافي دين زده و دين گريز شده اند بويژه كه در اين كشور عموم مردم عادت كرده اند دين را از دين فروشان رسمي جامعه يعني ملايان ( در معني اخص كلمه ) بياموزند و يا آنها را نماينده دين خود بدانند .براي همين چون در اين سالها كجي و ناراستي فراوان از آنها ديده اند به دين خود نيز كج باور شده اند بويژه در ميان نسل تازه.

متاسفانه در باور امروز فرقه شيعه كه در ايران اكثريت دارد ، محمد و آموزه هاي او هنوز غريب است هر چند ادعاها عكس اين است. هويت بسياري از فرزندان و خاندان او كه با نام امامان مي شناسيم بر نام محمد سايه انداخته است .حتي نامي چون ابوالفضل كه در باور ما حتي امام نيست بر او رجحان پيدا كرده وكم نيستند مردمي كه هر چند از روي نيتهاي پاك در گرفتاري زندگيشان به شخصيتهاي دست چندم شيعه توسل مي جويند . كاخهاي زرين مانند معابد باشكوه دل مردم ساده دل را ربوده است واين كفري است كه در شيعيان رخنه كرده و باورشان را از اسلام حقيقي دور كرده است . براي توجيه اينگونه رفتارهاي غلط متاسفانه باز همان متوليان رسمي هستند كه حديث مي تراشند و روضه خواني مي كنند . در برابر انحراف عامه مردم از دين جماعت ملايان امروز ايران افرادي ناتوانند كه خود به اين كارها ي خرافي دامن مي زنند .ديگر افرادي در ميان ملايان ديني امثال مطهري و مرحوم طباطبايي نيست . كساني كه جسارت برخورد با انحراف در صنفشان را داشتند و ديد وسيعي از دين عرضه مي كردند . هر چند در شعارها ومراسمهاي تو خالي از انها تقدير مي شود .

حكومت سال گذشته را سال پيامبر اعظم نامگذاري كرده بود اما جز رفتارهاي تبليغي و رسانه اي و عوامفريبي چيز ديگري نصيب نشد . در اخبارشان صلوات فرستادند و نام پیامبر از اكرم به اعظم ارتقاء پيدا كرد اما باز در بر پاشنه جاهليت مي چرخيد .رسوايي سوال هاي آزمون معلمان هم نشان داد كه چقدر در دينداري و اعتقاد به پيامبر صادقند .جالب است كه امسال را هم سال اتحاد اسلامي قرار داده اند اما با اين تبليغات تفرقه افكن بيشترين ضربه به اتحاد را خودشان زده اند .

راه محمد امروز در ميان سني و شيعه و ديگر فرقه ها راه گم شده ايست . محمد ، زرتشت ، مسيح و بودا چه از جانب خدا امده باشند يانه ، مردان بزرگ و نوابغي بودند كه براي بهتر شدن جهان و اصلاح انسان قدم برداشتند . هر كدام با سلاحي و روشي . اين حق هر كسي است كه بسته به فهم و تعقل خود راهي را برگزيند . اما اين راه نبايد انسانها را از هم دور كند .والا جهان ، عرصه نبرد عقيده ها خواهد شد چيزي كه امروز هم تا حدي اتفاق افتاده است . افراد جاهلي كه سعي مي كنند به اسم روشنفكري و از اين اسامي پر زرق و برق چهره پيشوايان بزرگ دينها را خراب كنند آتش بيار اين جنگ مي شوند . راه اصلاح تنها آگاهي است والا هر آدم معتقدي در برابر توهين به معتقداتش مي ايستد و حاصلش خشونت است و بس .

باز شناسي محمد و راه او به مسائل ظاهري نيست . بايد خرافه ها را پاك كرد. براي شناخت درست اسلام و به روز كردن آن متناسب با نياز هاي امروز بايد آنها را باز خواني كرد و براي اينكار نبايد از ملايان كه بقول مرحوم شريعتي در چنبره عوام گير كرده اند و براي خوشنودي آنها سخن مي گويند تبعيت كرد . دين متعلق به همه است و همه حق اظهار نظر در باره آن دارند منتها با توجه به دانش و سوادشان وبراي اين كار آخوند و غير آخوند ندارد . در سيره محمد و دين او اسلام و كتابش قران ، زيباييهاي بسياري قرار دارد .بايد زيباييهايش را جستجو كرد. همه اديان اگر توانسته اند پيرواني براي خود داشته باشند حتما داراي اين زيباييها بوده اند و الا هيچ انساني را به اجبار نمي توان پايبند چيزي نگه داشت.براي همدل بودن لازم نيست بدانيم كه ديگري چه ديني دارد چرا كه اصول انساني در مكاتب مختلف يكسان است .

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعد از  چاپ این مطلب در وبلاگ عکس العملهای زیادی توسط خوانندگان چه توسط کامنتها و چه میل دریافت کردم که اول از موافق و مخالف تشکر می کنم و بعد چون اکثر این نظرات مثبت و تایید نوشته بود نشان می دهد که به خطا نرفته ام البته برخی دوستان لحن نوشته را تند و یا توهین آمیز  خوانده بودند و نظراتی شبیه به آنچه در این سالها در مورد مقدسات تبلیغ شده اظهار کرده اند . خوب نظر همه محترم است . و چون در این وبلاگ قصد پرسش وپاسخ و یا مجادله نظری ندارم پس به همین مقدار بسنده می کنم . شناخت مسائل مذهبی تنها با توجه علمی بدست می آید و من هم چنین ادعایی ندارم  اما  هر چه هست نتیجه دینداری باید مثبت و در خدمت انسانها باشد . حالا خودتان قضاوت کنید که رسم دینداری ما چه طور است ؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:26  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

بالاخره داستان مهيج بازداشت ملوانان انگليسي با شوي تلويزيوني و اينتر نشنال آقاي احمدي نژاد به پايان رسيد و آنها به كشورشان باز گشتند (یعنی قراره باز گردند ). وقتي امروز جريان اين خبر و نمايش تلويزيونيش را مي ديدم بي اختيار ياد شوهاي تلويزيوني افتادم .منتها يك شوي ضعيف كه طراح صحنه اش چندان هم اصول هنري و زيبايي شناسي را رعايت نكرده بود و لي با اين وجود باز هم مي تواند عوام الناس را كه معمولا از همين سريالهاي آبكي خوششان مي آيد تحت تاثير قرار دهد وبا يك تعليق جالب سر بزنگاه سكانس پاياني را اجرا كنند بويژه كه اينبار شوي اقاي احمدي نژاد شوي جهاني بود و از كانالهاي متعدد در دنيا به طور مستقيم پخش مي شد .

اگر به اول و آخر اين شو خوب توجه كنيد بيشتر متوجه منظورمن مي شويد . اولش كه با اهدا مدال شجاعت به فرمانده يگان دريايي سپاه شروع شد آنهم در يك كنفرانس خبري ، چيزي كه در هيچ كجاي دنيا به اين شكل خنده دار مرسوم نيست . و بعد بيانيه طولاني آقاي احمدي نژاد براي مقدمه چيني اعلام آزادي اسراي بازداشتي به خاطر رآفت اسلامي و ايام ميلاد پيامبر و عروج مسيح و عيد پسح !! يالالعجب . از شنيدن اين آخري داشتم شاخ در مي آوردم . احمد نژاد و عيد پسح . .و بعد از پايان كنفرانس ديدار با يكايك ملوانان انگليس و بقيه داستان .همه بسيار حساب شده كنار هم قرار گرفته بود و سناريستهاي اين شوي آزادي توانستند به موقع و ودر يك موضع برتر فيلمشان را به نمايش بگذارند .خوب وقايع سياست در دنياي امروز شبيه فيلم است كه براي مردم به نمايش مي كذارند .برخي مثل ماجراي عراق خونين و اكشن و طولاني مي شود و برخي مثل اين ماجرا زود از پرده كنار مي رود و كمي هيجان و آخرش همه چيز به خوبي خوشي تمام مي شود .

احمدي نژاد از همان اول كارش هم نشان داده بود كه شومن خوبي است و خيلي به ديده شدن و كارهاي نمايشي علاقه دارد . ظرف اين دوساله هم خيلي روي صحنه نمايش براي ما و دنيا اجرا كرده است كه بسياريش نخ نما و بعضي ديگر مضحك شد. او حتي در زير ظاهر ساده و بي آلايشش ميل به مطرح شدن بسيار دارد . كارهايي هم كه در اين كنفرانس براي اعلام آزادي ملوانان كرد از همين جنس بود البته اين بخودي خود اشكالي ندارد چون همه سياست مداران موفق يا غير موفق دنيا يكچهره شومني هم دارند و خوششان مي آيد مانند چهره هاي محبوب هنري و اجتماعي بر صحنه و جلوي دوربينها ظاهر شوند منتها بعضي مانند بوش سوتي ميدهند و مثل خنگها مي مانند و بعضي مانند احمدي نژاد به بازيگر دست چندم با حرفهاي دست اول و جنجالي .

اگر بار گران بودیم رفتیم

بهرحال با توجه به .واكنشهاي عمدتا مثبت كشورهاي غربي به اين ماجرا و استيصالي كه انگليسيها براي پايان دادن آبرومند آن پيدا كرده بودند بايد گفت دولت ايران به شكلي مناسب اين ماجرا را مديريت كرد و به پايان رساند و احتمالا امتيازاتي هم از طرف غربي گرفت مثل ازادي دبير دوم سفارت ايران در عراق و امكان ملاقات و كسب خبر از گروگانهاي ربوده شده در كنسولگري ايران در اربيل و شايد ديگر توافقات پشت پرده .

با و جود قدرتمند بودن طرفهاي مقابل ايران و قدرت سياسي و بين المللي كه در اختيار دارند اين ماجرا و پايانش برگ برنده اي براي ايران شد هرچند بدون ضايعات هم نبود ! اما نقاط برتري و مثبتش بر نقاط منفي و ضعفش مي چربيد .بخصوص كه اين انگليسيهاي سياست باز و مكار اينبار اسير سياست پيشدستانه ايران شدند و دولت بلر ضمن تحقير شدن ، نتوانست كار مثبتي از پيش ببرد و به استيصال افتاد . .

تحقير انگليسيها كه شخصا از دولت شان بخاطر سوابق استعماريش متنفرم نكته مثبت اين ماجرا بود.البته كم نيستند از مردمانشان هم كه هنوز خيال مي كنند هنوز سرور عالم هستند بهر حال همينكه اين داستان به يك درگيري و معضل تازه تبديل نشد جاي خوشحالي دارد .البته تهديدهاي خارجي هم بي تاثير نبود و ايرانيها فهميده بودند كه اگر اين ماجرا را بيشتر از حد كش دهند مي تواند به ضررشان تمام شود بنابراين در لحظه مناسب با يك صحنه سازي و مقدمات نسبتا مناسب به پايان بردند و دست طرفشان را خواندند . خوب اين نشان مي دهد كه بعد از 27 سال كمي سياست بلد شده ايم .ولي جاي چرچيل خالي بود چون ابن بلر كه دست كمي از ارباب بوش ندارد فقط سوات و قيافه اش بهتر است !!.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 3:9  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

بحران دستگيري 15 تن از ملوانان انگليسي در آبهاي خليج فارس به جاهاي حساسي رسيده است . اين بحران از چند زاويه قابل بررسي است . اول صحت ادعاي ايران در مورد ورود به سرزمين آبي ايران.دوم عكس العمل دولت انگلستان وشاخ و شانه كشيدنهاي تبليغاتي وموجي كه در رسانه هاي بريتانيايي عليه اين اقدام شده است و سوم معادله اي كه اين وسط به فرض صحت ادعاي ايران در تجاوز به آبهاي ايران در برابر اين بحران باز مي شود است .و نتيجه اي كه آخر سر نصيب ما خواهد شد . مديريت اين قضيه هم به همان اندازه مهم است تا اين قضيه تبديل به يك ماجراجويي تازه براي ايران نشود .

از مداركي كه تا بحال ارائه شده بغير از اعترافات ملوانان دستگير شده كه وجاهت حقوقي هم ندارد چون آنها در بند ايران هستند ، مي شود فهميد كه عكس العملهاي انگليسيها بر حول دو محور مي چرخد 1) آنها چون اعتبار دولت احمدي نژاد را در بين مردم و اهل سياست متزلزل مي دانند سعي كرده اند بازداشت ملوانانشان را يك عمل غير قانوني و تحريك آميز و در جهت سياستهاي هسته اي احمدي نژاد طرح كنند تا مردم ايران را با خودشان همراه كنند . شدت تبليغات روزنامه ها و رسانه هاي انگليسي هم كه بشدت احساسي شده در همين جهت است . محور بعدي تلاش براي وجاهت بخشيدن به مواضع بلر در حمايت از دولت بوش در لشگركشي به عراق است تا در زير سايه برانگيختن احساسات مردم و سياسيون انگليسي و بزرگ كردن ماجراي دستگيري و عنوان كردن اينكه آنها گروگان هستند همانطور كه اخيرا بوش هم گفت ، اعتراضات مردم انگليس را در سرسپردگي بلر از بوش  كمرنگ كنند .حالا اين وسط صحبت كردن از موضع بالا روش ديگر اعاده حيثيت شان شده ، چون از شكايت به شوراي امنيت كه نتيجه نگرفتند و درداخل آمريكا بغير از بوش و دولتش بقيه همدردي لازم را نكرده اند .

جداي از درست يا نادرست بودن اقدام ايران در دستگيري اين ملوان ها ، پير فرتوت استعمار فراموش كرده است كه در طي يك قرن گذشته چه بلا هايي كه از جانب او نصيب مردم ايران شده است . هنوز مزدم ما  تلخكاميها ی دوران تجاوزات شان به ایران ونقشی که آنها در تکه تکه کردن ایران داشتندو قراردادهای ننگین استعماری و ووو را فراموش نكرده اند .براي همين است كه اين مظلوم نمايي ها اصلا به اندام بي قواره اش نمي نشيند .روباه پير استعمار كه خودش انتهاي دغل بازي و دروغ بافي در تاريخ سياست است و از آسيا تا آفريقا رد پاهايش و تاريخ ظلمها و چپاولهايش هنوز برجاست .اين است كه بلر به جاي اينكه اقدام ايران را در نمايش تصوير زن ملوان زبل ! (ببخشيد ، ملوان زن زبل ) شرم آور و چه بخواند از آنچه در عراق با كودكان آنجا مي كند شرم كند .

جالب است كه آمريكايي ها كه خودشان براحتي در خاك ديگر كشورها دست به آدم ربايي و ترور مي زنند اينجا كه مي رسد ياد اصول بين الملل ميافتند. دنياي وارونه اي است كه فقط در آن هر كه قلدرتر است قانون را مي نويسد . اين مسئله فراتر از دولت احمدي نژاد و شخص اوست . چرا كه در تبليغات آنها اين ايرانيها هستند كه مذموم هستند بايد ادب شوند نه دولت فلان و حكومت بهمان . اپوزيسيون خارجي بخصوص اهل مقيم انگلند، حسابي سنگ انگليسها را به سينه مي زنند و فراموش كرده ند كه مدام براي دور بودن چشم حسود از خليج " هميشه" فارس چه اسپندي مي سوزانند!! . انگار تنها عربها چشمشان به آن است و انگليسيهاو آمريكايي هاي عزيزشان چشم پاكند . راست مي گفت مرحوم جلال آل احمد كه اين جماعت وطن پرستيشان با غريزدگيشان عجين است .

از طرفي هم بعضي احمقهاي چماق به دست به اسم دانشجو و غيره در برابر دوريينهاي جهاني به سفارت انگليس حمله مي كنند تا خوب حلوايي را كه براي ما مي پزند شيرين كنند . وقتي عكسهاي اين جماعت كه هنوز در فضاي دهه شصت سير مي كنند در جلوی سفارت  مي ديدم (+)در ميان شان چشمم به حاجي بخشي افتاد وتا آخر ماجرا را خواندم . باز هم ماجراي عقل كور و خشم انقلابي و دستان هدايت گري كه در هر واقعه اي بجاي مصالح كشور دنبال منافع گروهي خودشان هستند و اين وسط تعدادي جوان را ملعبه دست خودكرده اند .

خروج از اين بحران و حل و فصل ديپلماتيك آن نياز به فضاي آرام دارد اعتراض به رفتار و منش انگلسيها بايد عاقلانه و از سر تدبير باشد و دولت هم بايد عزت مندانه با آن مواجه شود و گروه هاي خود سر نبايد با تجمعات و شعار هاي تحريك كننده ، فرضيه دشمن را كه ايرانيها مشتي تروريست هستند تاييد كند . سفارت هر كشور در نظرجهانيان مورد احترام است و نبايد مورد تعرض قرار گيرد . بايد از داستان سفارت آمريكا عبرت گرفت و دست به ماجراجويي تازه نزد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 5:4  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

هر كس نوروز امسال به مسافرت رفته باشد به احتمال زياد رفتارهاي پليس را در جاده ها توجه كرده است و اگر هم جايي نرفته باشد باز هم از طريق رسانه در جريان فعاليتها و برنامه هاي ويژه نوروزي قرار گرفته است. بويژه بخش كنترل نامحسوس آن . برخي هم در اين سفرها ، با توجه به تخلفشان ، شخصا مورد عنايت پليس محترم واقع شدند وجريمه هاي سنگين و خواباندن خودرو  نصيبشان شد !

راستش برنامه هاي خوب فرهنگ سازي و تلاش پليس كشور براي سامان دادن به وضع اسف بار رانندگي در كشورمان ، بقدري خوب بوده كه نتوانستم در اين باره چيزي ننويسم و از آن قدرداني نكنم .كار خوب را بايد ديد و حمايت كرد .بويژه وقتي اينكار خدمت به مردم و حفظ جان آنها باشد . همه ما از وضع افتضاح رانندگي در كشورمان باخبريم .اين وضع ، ديگر سالهاي سال است كه نهادينه شده ! و ايرانيهاي ماشين سوار ، جور ديگر بلد نيستند رانندگي كنند . تا 7، 8 سال پيش تمام رفتارهاي ما در فرهنگ رانندگي افتضاح بود و ابتدايي ترين مقررات را مانند بستن كمربند هم رعايت نمي كرديم . البته امروز نسبت به آن زمان بسيار جلوتر آمده ايم و متمدن تر شده ايم !!  اما هنوز از قافله كشورهاي صاحب فرهنگ در اين زمينه بسيار عقبيم و اين براي كشوري كه ادعاهاي بزرگ دارد و مردمي كه خودشان را به تمدن عظيم باستاني و امثال كوروش و داريوش بزرگ منتسب مي دانند يك ننگ است و هيچ تعارفي هم نداريم ، هركه هم به تريپ ناسيوناليستي و كراوات زده اش برمي خورد ، بر بخورد . همه اش نمي شود مسائل را سياسي كرد و عيب و ايرادهاي رفتاري خودمان را به تاريخ و حكومت و ديكتاتورها مربوط كرد . البته هيچ جاي ترديد نيست كه رفتارهاي مردم ملغمه اي از همه اينها ست و فرهنگ يك جامعه كه رفتارهاي رانندگي و احترام به قانون نيز از جمله آن هست تحت تاثير خيلي عوامل تاريخي و سياسي است و من هم الان نمي خواهم اين مسائل را باز كنم ولي چون ما با آدمهاي بالغ طرفيم كه خوب و بد را مي فهمند يا لااقل در ادعا و حرف نشان مي دهند كه مي فهمند ، پس ديگر نمي توانيم همه ايرادهاي خودمان را گردن اين و آن بياندازيم . كلا بايد عرض كنم كه ما مردمي هستيم كه از ادعا تا واقعيتمان خيلي فاصله است و تا وقتي تلاش نكنيم  اين فاصله كم شود در هيچ موردي راه بجايي نخواهيم برد. وضع رانندگي مان و احترامي كه به يكديگر در اين مواقع نمي گذاريم بهترين نمونه براي شناخت واقعيات خودمان است نه آنچه دوست داريم باشيم و ادعا داريم هستيم .

مثلي در جامعه شناسي هست كه مي گويد هر وقت خواستي مردمي را بشناسي به رانندگيشان توجه كن . و در اين حرف خيلي سخن هست و به واقعیت بسيار نزديك است . رفتارهاي افراد در حين رانندگي و توجهشان به قانون و احترام به ديگران ،‌آيينه تمام نماي ديگر رفتارهاي ماست . براي اصلاح اين وضعيت اسفناك، آموزش و اعمال قانون هر دو بايد باشد و الا نتيجه نمي گيريم . كاري كه در چند سال اخير در كشور در اين مورد انجام شده و بخصوص از زمان قاليباف بعنوان فرمانده نيروي انتظامي شروع شد بسيار ارزشمند است . قاليباف در دوره خودش تحولات خوبي در شكل و باطن نيروي پليس بوجود آورد و آن را به يك پليس استاندارد نزديك كرد . چه از نظر پوشش و چه امكانات فني .حتي اسم پليس را هم كه سالها بخاطر غربي بودنش ! توسط برخي آدمهاي اُمل و كوته فكر ، تغيير كرده بود دوباره به آن برگرداند . تغيرات بعدي هم نشان داد كه همه چيز غرب بد نيست و خيلي نكات ارزنده دارد كه بايد ياد گرفت و اگر انقلابي گريهاي دهه 60 و 70 ما بگذارد تقليد از محاسن يك فرهنگ نشانه هوشمندي است و اين اسلامي و غير اسلامي نمي شناسد. مثلا در همين نوروز امسال قوانيني كه براي راننده هاي متخلف و با سرعت بالا در نظر گرفته اند مثل خواباندن ماشين و يا تست هوشياري و  موادو الكل از راننده ها ، كه قرار است انجام شود ، همان كاري است كه در غرب مي كنند و الان پليس چه از نظر سخت افزاري مثل كنترل سرعت در جاده ها و اتوبوسهاي مسافري و چه مسائل نرم افزاري مانند سخت گيري هاي قانوني و جريمه هاي سنگين ، درست مانند پليس در غرب عمل مي كند و اين هيچ بد نيست و اتفاقا تازه بر سرعقل آمدن است .

متاسفانه مردم هنوز هم پاي پليس پيشرفت نكرده اند و هنوز اگز چشم پليس را دور ببينند دوباره همان رفتارهايشان را انجام مي دهند و اين از نشانه هاي مرمان استبداد زده است . كمتر راننده اي را ديده ام و يا اصلا نديده ام كه بعد از جريمه شدن از كارش پشيمان باشد و يا به افسر مربوطه و جميع حكومت ناسزا نگويد و اين يعني درك اندك و احساسات فراوان كه مي شود با آن دوسه تا انقلاب را رهبري كرد و تا مي شود خر هايي از جنس انقلابيون ساخت . اصولا مردم جهان سومي مردماني احساسي و در پهناي اندك عقلانيت مدني هستند . براي همين ديكتاتوري و انقلابهاي پياپي ، خوراك هر روزشان است .

بهر حال راه سعادت يك ملت توجه به مسائل دروني خودش است تا بتواند ايرداتش را درك كند و بالغ شود . اگر ملتي بالغ شد ديگر هيچ استبداد و خود محوري را نمي پذيردو تحت تاثير هيچ گروه و فرد نابالغي هم قرار نمي گيرد ( مثل امروز ما)  و از درون اصلاح خواهد شد . بحث راهنمايي و رانندگي از اين جهت اهميت دارد كه ما در اينجا با دولتها سر و كار نداريم بلكه با خودمان طرفيم . احترام به خودمان ، حفظ جان همنوعانمان ، و مدارا با يكديگر در اينجا مطرح است . راننده در ماشين خودش مانند يك ريس جمهور در كشور است اگر نتواند قدرتي را كه پدال گاز به او مي دهد با پدال ترمز كنترل كند و يا تابلو هاي قانوني را نديده بگيرد ، در زندگي اجتماعي و سياسي هم اگر زماني به قدرت رسيد حق كسي را رعايت نمي كند و به حريم ديگران تجاوز خواهد كرد .

اين بحث دامنه هاي بيشتري دارد كه در يك وبلاگ نمي گنجد . اين فقط بهانه اي بود براي تقدير از تلاش خوبي كه نيروي انتظامي و پليس كشور براي اصلاح فرهنگ رانندگي در كشور انجام مي دهد و زحمات بسياري كه اين عزيزان در ايام تعطيلات براي حفظ جان مردم دارند . اين حركات مثبت در كنار برخي حركات منفي در سياست كشور و دولت وقت لاا اقل باعث اميدواري مي شود كه همه چيز تيره و تار نيست و نهاد هايي هستند كه براي ارتقاء كشور و ملت قدم بر مي دارند و بايد ديده شوند و مورد تقدير واقع شوند . از تلاشهاي ريس پليس كشور هم به سهم خودم قدرداني مي كنم .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 13:44  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

ريس دفتر سياسي جنبش حماس دوباره به ايران امده تا مثل دفعات قبل ضمن تقويت روابطش با حاميانش در ايران و گرفتن رهنمود براي حركتهاي بعديش كمك مالي بيشتري هم براي جنبشش دست و پا كند . خوب همه مي دانند كه حكومت ايران كمكهاي جدي مالي به حزب الله در لبنان و گروههاي فلسطيني منجمله حماس و جهاد اسلامي مي كند .همانطور كه آمريكاييها و اعراب مخالف ايران هم به دوستان خو دشان كمك مي كنند . اين چيز طبيعي و حتي مطلوبي براي هر كشوري است و هرچند در بين مردم مخالف حكومت ، اين يك كار ناپسند و هزينه كردن از جيب مردم ايران است اما بهر حال هر حكومتي براي خودش منافعي تعريف مي كند و برايش هزينه مي كند . واين بين همه كشورهاي صاحب قدرت هست . اما يك چيزي در مورد اين آقايان فلسطيني هست كه من ديگر نمي توانم اين را با هيچ معياري قبول كنم . و آن نمك خوردن و نمك دان شكستن است .

مردم ما يا بيشتر مردم بهر حال در اين سالها پشتيبان مردم فلسطين بوده اند چه معنوي و چه مادي . حالا اين درست بوده يا نه كاري ندارم ولي بهر حال ما يعني ايرانيها بخاطر پشتيباني از مردم فلسطين و دشمني با اسرائيل تا حالا خيلي هزينه داده ايم و بسياري از گرفتاريهايي هم كه در دنيا براي ايران درست كرده اند بخاطر همين بوده است . بهر حال اسرائيليها بخاطر نفوذ و قدرتي كه در كشور هاي غربي دارند از دشمني حكومت ايران با خودشان كمال استفاده را برده اند . حالا بعد از اين همه حمايت و پشتيباني كه از مردم فلسطين كرده ايم و البته اين از نظر انساندوستي هم ارزشمند است .، بيايند و از دشمن مردم ايران قهرمان بسازند و برايش با پول ملت ايران عزاداري كنند ؟ موضوع صدام حسين را مي گويم . بعد از اعدام صدام همين جهاد اسلامي و گروه حماس كه الان ريسش در ايران است براي اين ديكتاتور كه الان عزيز و شهيد اعراب شده است مجالس عزاداري و به قول خودمان ترحيم بپا كردند . خوب اينها با پول كجا بود ؟ معلوم است حاميان مالي .يعني ايران . آخريش كه رسما اعلام شد همان 50 ميليون دلار بود . حالا اين جناب خالد مشعل چطور اينكار فلسطينيها را توجيه مي كند و دوباره طلب كمك دارد .؟ البته فعلا كه آقايان از كيسه خليفه مي بخشند و باكي همه ندارند . حالا آيا كمترين حق مردم ايران هست كه از اين آقا بخواهند كه بابت اين توهين به مردم ايران از آنها عذر خواهي كند يا باز بايد با جيبهاي پر پول برود و براي دشمنان مردم ايران سينه بزند . هر حكومتي كه به كشوري يا گروهي كمك مي كند از آن طرف منافع خودش و مردمش را هم ملاحظه مي كند ولي اينها انگار كه مردم را خر گير آورده اند . من شخصا موافق كمك به مردم فلسطينم اما نه اينطور كه پول و اعتبار مردم ايران خرج شود و كلي مصيبت بابت اين حمايت بدهيم و عاقبت اينطور مزد دستمان را بدهند . بايد به گوش مردم فلسطين بخوانند كه مردم ايران بيشتر از اعراب هم زبان و هم نژادشان برايشان هزينه كرده اند پس بايد حرمت اين فداكاري و حمايت را داشته باشند. ( احتمالا احمدی نژاد در عکس بالا همین حرف  هار ا می خواهد بزند که اینور مثل رومئو و ژولیت بهم چسبیده اند !!)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 0:28  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

دو روز پيش متن  اعتراضی  را  با عنوان بالا در  پرشین پتیشن ایجاد کرده ام  . متنش را بخوانید و اگر موافق با آن بوديد امضايش كنيد  مي توانيد با کلیک روی لوگوی اعتراض در وبلاگ (پایین) برای امضاء کردن اقدام کنید . اگر دارای وبلاگ یا سایت هستید هم می توانید یا قرار دادن تگ پایین لوگو به این حرکت جمعی کمک کنید .


متن اعتراض :

من اعتراض دارم ، پس هستم

شايد بگوييد اين ديگر چه نوع اعتراضي است . به چه چيز بايد معترض بود . تا موضوعي بيروني و عيني نباشد اعتراض بي معني خواهد بود و تنها يك ژست سياسي و روشنفكرانه بيش نيست . اما اگر اعتراض ما به همه چيز هايي باشد كه خوشايند انسان آگاه نيست ، اعتراض يه همه كساني كه صداي هيچ اعتراضي را بر نمي تابند و هيچ نگاه مخالفي را تحمل نمي كنند آنوقت ديگر اين يك عنوان بي معني نخواهد بود . اعتراض حق انسان آگاه و متعهد است . اعتراض لازمه يك جامعه دموكراتيك و آزاد و بيدار است . تنها زماني اعتراض واعتراض كردن بي معنا خواهد بود كه جامعه انساني عاري از هر ظلم و نابرابري شود . تا زماني كه آزادي ، برابري ، حقوق شهروندي در جامعه اي رعايت نمي شود ، اعتراض پا برجاست . حق اعتراض براي همه بايد باشد فارق از هر اعتقاد و جهت گيري سياسي .

بنابراين اعتراض ما به همه پديده هاي نامباركي است كه حقوق انسانها را كه خداوند برايشان قرار داده ناديده مي گيرد . صداي اعتراض ما براي همه آن چيزهايي ست كه ميخواهيم:

آزادي بيان و نفي سانسور و توقيف مطبوعات آزاد و فيلترينگ سايتهاي اينترنتي ، برسميت شناختن و رعايت آزادي هاي فردي ، نفي شكنجه و رفتار خشن با زندانيان و رعايت حقوق انها بويژه در مورد زندانيان سياسي ، حفظ و پاسداشت ميراثهاي كهن ايران و تكيه بر تاريخ ارزشمند و باستاني ايران در كنار احترام به ميراث ارزشمند اسلامي ، رعايت حقوق همه اقليتها مذهبي و قومي ايران و حضور برابر و مطابق با اصول دموكراسي در قدرت ، وجود رسانه هاي آزاد و غير دولتي در جامعه ، نفي جنگ ستيزي و حركتهاي تحريك آميز عليه منافع ملي ، توجه به همه ايرانيان در سراسر جهان و كمك به بازگشت آبرومندانه و آزادانه آنهابه زادگاهشان ، ووو بسيار موارد ديگر كه شما مي توانيد براي آنها صداي انتقادتان را بلند كنيد و بخواهيد كه به شما گوش فرا دهند .

ما هستيم و چون كشور خود را دوست مي داريم و به حق انساني خود آگاهيم ، پس به هر آنچه خلاف دموكراسي ، آزادي و حقوق بشر است ، اعتراض داريم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 22:28  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

مدتي است كه ماجراي اوضاع و احوال احمد باطبي و وخامت حالش بر سر زبانهاست وهر از چند گاهي در اين باره خبر یا شايعاتي به گوش مي رسد . وبلاگ نويسان و كلا اهالي ايراني اينترنت هم براي حمايت از او حسابي سنگ تمام گذاشته اند و هر كسي كاري مي كند . يكي امضاء مي گيرد ، يكي اعلاميه شخصي و گروهي مي دهد ، يكي خبر جعل مي كند تا هيجان قضيه را بالا ببرد و خلاصه خيلي ها يا از سر انسان دوستي و آزادي خواهي و يا از روي مسائل ديگرمشغول فعاليتند . البته بيشتر اين دوستان با همان نيات انساني و خير خواهانه اين اقدامات را انجام مي دهند . اخيرا هم خبري منتشر شد كه داستان احمد باطبي را بيشتر مورد توجه قرار داد و آن ربوده شدن همسر او بود . که هنوز صحتش معلوم نیست  رسانه هاي خارجي هم که در اين مدت روی آن مانور زیادی دادند. 

راستش من چون مورد باطبي به داستان فجايع كوي دانشگاه بر مي گردد و اتفاقات تاسف باري كه براي دانشجويان افتاد ، به او به عنوان يك دانشجو و جوان آزاديخواه و جسور احترام مي گذارم و براي همين زنداني شدنش انهم به جرم يك حركت احساسي(بالا بردن پیراهن خونین ) كه در اين شرايط يك عمل طبيعي است و تنها به خاطر چاپ عکسش در یک مجله معتبر خارجی ( اکونومیست )را كاري خلاف اصول انساني مي دانم . البته هيچ وقت به طور شفاف علت محكوميت او و امثال او  اعلام نشد شايد چون دليلي نداشتند . اقدام علیه امنیت ملی هم بسیار مبهم است  بنظر میرسید که دستگیری او و دیگران غير از يك تصفيه حساب سياسي جناح قدرت طلب چیز دیگری نباشد .. متاسفانه دولت خاتمي نيز در دوره خودش حركت موثري براي آزادی  امثال او انجام نداد . بگذريم .اما بنظرم مي رسد جريان تازه احمد باطبي يك جريان انحرافی است . البته حمايت از هر آدمي كه در بند زندان است  و حقوقش رعايت نمي شود كار درستي است و حركت جمعي براي حمايت از او كار بسيار خوب و لازمی است اما بنظر مي آيد حاميان اصلي اين سر و صدا ها بيشتر به احمد باطبي به چشم يك وسيله براي اهداف سياسي نگاه مي كنند تا يك كار انساني . و از احساسات جوانان هم كمال استفاده را مي كنند . در اين زمينه زياد مايل به گفتن نيستم چون ممكن است براي خيلي ها باعث سوء تفاهم شود و به دشمني با آزادي و حمايت از كارهاي جمهوري اسلامي محكوم شوم . متاسفانه در اين جور وقتها ، احساسات جاي تعقل را مي گيرد و چون اطلاعات هم شفاف نيست  و بشدت سیاسی است بسختي مي شود درست را از نادرست تشخیص داد و  حقیقت  رادرك كرد . در اين مدت در ميان انبوه مطالبي كه در باره باطبي ديدم كه بيشترش هم حالاتي احساسي و شاعرانه و با افكار انقلابي داشت تنها يادداشت حسين درخشان (+)از وبلاگ سرديبر خودم را پسنديدم كه به نكته ظريفي اشاره كرده است . اين گونه قهرمان سازيها كه به پشتوانه هاي ضعيفي هم متصل است كمکي به اينده نمي كند . فقط توجه را از مسائل اساسي وافراد نخبه سیاسي كه مي توانند به آينده ايران كمك كنند منحرف مي كند . بايد از آزادي احمد باطبي حمايت كرد و در برابر ستم به او ساكت نشد .ولي مواظب باشيم كه كساني از زنده يا مرده اش ، بت  نسازند . قهرمانان واقعي متفكران جامعه هستند .

براي او و همه آزادي خواهان در بند آرزوي سلامتي و آزادي دارم .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 2:42  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

 

 

اين دو تا عكس متعلق به گشايش مجلس خبرگان است .در ميان عكسها، اين دو تا عكس خيلي نظرم را جلب كرد . شما حتما ، احساس احمدي نژاد و دوستانش را نسبت به هاشمي مي دانيد (به خصوص زن الهام + وزير فعلي و سخنگوي قبلي ) . حالا روايت تصويريش را هم در دو حالت مختلف ، يكي رودر و و ديگري پشت سر ببينيد . از اين مدرك محكمتر نمي شود . دم اين عكاسهاي پاپاراتزي خودمان گرم كه شش دانگ حواسشان جمع است و هيچ چيز از نگاه تيزبينشان دور نمي ماند .حالا شما خودتان اين حالتها را تفسير كنيد و انچه در دل احمدي نژاد مي گذرد را حدس بزنيد و يا يكي از اين چند گزينه را تيك بزيند .

!- آدم خويه پشت وروش يكي باشه .

2-احمدي نژاد با خودش " حالا ميخواي زير پاي منو خالي كني ..... @@@@

۳- تو عکس بالایی: ما خیلی ارادت داریم حضرت  آیت الله **** تو عکس پایینی : آخوند سرمایه دار عوضیه پ........

۴- آدمهاي دورو با ملتشان هم دورو هستند .

۵- چه رابطه خوبي بين مسئولين برقرار است خدا زيادشان كند

۶ - احمدي نژاد بنا به روش دولت مهرورزيش دارد به هاشمي مهر مي ورزد و عكس اولي هم نشانه همين است . خوب بين همه عاشقها گاهي هم اختلاف و دلخوري پيش مي آيد عكس دومي هم يعني كمي دلخوري . مهم نيست كه

۷-..........

۸-........

............

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 4:5  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 


چه چيزي باعث شده اين قهرمان روشنفكر و چپ گراي دهه پنجاه بعد از 33 سال از دادگاه فرمايشي اش دوباره رو نمايي شود . براي من و همه كساني كه جريان دادگاه خسرو گلسرخي را از شبكه سه ديدند اين يك اتفاق نادر و غافلگير كننده بحساب مي امد. من يكي كه داشتم شاخ در ميـآوردم . ظاهرا حساسيتهاي نسل جوان و جذب نيروي تازه!! براي انقلاب باعث شده كه مهر ممنوعه اين دادگاه و برخي ديگر از صحنه هاي دوران انقلاب كه امسال  براي اولين بار پخش مي شد ، برداشته شود . و جناب گلسرخي از پس پرده بيرون افتد و در خدمت آرمانهاي انقلاب قرار گيرد .

بهرحال با هر نيت قربةالي اللهي!  كه صدا و سيماي محترم اين كار را كرده براي بسياري اين اتفاق خوبي بود .هرچند با آن درس عقايدي كه بعدش توسط حسن پو رازغندي گذاشند تا مردم نادان دچار گمراهي نشوند حسابي كفريمان كردند . همه دفاعيه هم پخش نشد(+) و قسمتهايي كه ممكن بود الان هم مصداق پيدا كند حذف شده بود . برادران اطلاعات هستند ديگه . كارشان را بلدند .
خسرو گلسرخي براستي هم يك مبارز خالص بود نوشته هاو شعرهايش كه بيشتر هم در كيهان چاپ مي شد . نشانه روح انقلابيش بود . آن موقع هم ايد ئو لوژي ماركسيست بهترين مروج اين نوع مبارزات بود . در آن دادگاه كذايي او و 12 نفر از روشنفكران چپ ديگر بجرم مخالفت با خاندان سلطنتي و طرح براندازي محاكمه شدند كه در نهايت او بهمراه كرامت الله دانشيان بدليل عدم دفاع از خود و در خواست عفو ، اعدام شدند .
روحشان شاد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 13:30  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

 

 

 

 

 

به اين دو عكس نگاه كنيد . يكي از اين آقايان روزگاري  ريس جمهور بود و ديگري ميخواست كه ريس جمهور بشود . ولي بخت يارش نبود و امروز رقيبش يعني جرج كوچيكه ريس جمهور است .
جسارت خاتمي را بايد تحسين كرد كه در حاليكه ديدار چند وقت پيشش از امريكا ، كلي برايش درد سر ساز شده بود ، اين بار هم تابو شكني كرد و با يكي از سياسيون بزرگ امريكا ، در حاشيه اجلاس داووس  ديدار كرد . با وضعيت حساس و جدي روابط ايران وآمريكا كه ازآن بوي درگيري و جنگ هم مي آيد ، اين رايزني ها و تلاشهاي سياسي خيلي مهم است .
در حاليكه اين ريس جمهور كم عقل ما مدام آتيش مي سوزونه و آمريكاييها و اسرايئلي ها رو تحريك مي كند . بايد آدماي فهميده و دلسوز مملكت ، دنيال چاره جويي باشند . هرچند براي خودشون بد باشه .
 اين كار خاتمي كار شايسته ايست كه براي حفظ ايران و جلوگيري از درگيري با آمريكاييها وارد گفتگو شده و از اعتبارجهاني خودش براي آرام كردن جو استفاده مي كند . فقط آدمهاي احمق و متصب ميتونند از درگيري بين ايران و آمريكا خوشحال باشند مثل بعضي از همين اپوزيسيون كله خر ، كه براي اينكه خر ملت رو سوار شن و به اسم دشمني با آخوندها و حمايت از ايران  از جنگ استقبال كنند . اين جرج كوچيكه كه نشون داده از نظر IQ  با خر برابري مي كنه ، ممكنه دست به يك ديوانگي تازه بزنه و با وجود مخالفتها ي داخلي آمريكا ، وارد جنگ با ايران بشه . حرفهاش در برابر كنگره ، كه اجازه اعزام  25 هزار نيروي جديد به عراق رو تصويب نكرده  ، نشان مي ده كه اهل مسيرهاي قانوني هم نيست .
 دم خاتمي گرم . ولي اگه اين جرات ها رو زمان ريس جمهووريش نشون داده بود الان ما با داداش آمريكايمون داشتيم شطرنج بازي مي كرديم !! 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 1:31  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

برنامه ويژه خبري شبكه دو كه  چند سالي ست   به خاطر مجري مسلطش مرتضاحيدري و مصاحبه هاي صريحش  در برخورد با مسئولين از برنامه هاي خوب تحليلي - خبري است ديشب ميزبان احمدي نژاد بود . از چند روز قبل خبرش پخش شده بود و با تاخيري هم كه پيش آمده بود بسياري را مشتاق كرده بود كه بينند  اين برنامه چقدر ريس جمهور را به چالش خواهد كشيد و در اين مقطع حساس كشور ، كه هم مسائل داخلي مهمي چون گراني و ناكارآمدي دولت در تنظيم بازار مطرح است و هم بزرگترين چالش سياست خارجي ايران در اين سالها ، يعني درگيريهاي ايران با امريكا ، احمدي نژاد چه جوابي براي اين دغدغه هاي عمومي دارد.
ما هم مثل بقيه نشستم پاي tv تا ببينيم معظم له چه مي فرمايند وچه  فكري براي اين چيزها و ديگر چيزا كرده اند !!
اما  وقتي مصاحبه تمام شد معلومم شد كه هنوز ايشان تحت تاثير هاله درماني سال گذشته اش  ، ايران ودنيا را از همان زوايه قبلي مي بيند . هرچند  نسبت به يك سال پيش به نظر درك درستتري از كشور داري پيدا كرده است اما همچنان مشكل اساسي در درك واقعيات داخلي و خارجي دارد . در مورد مسائل گراني، بخشي از  گراني را انداخت روي دوش شرايط طبيعي تورم وساختار اقتصادي كشور و  بقيه را دسيسه مخالفين و تبليغات نااگاهان عنوان كرد و اشاره اي به سياست هاي دولت خودش در ايجاد گراني نكرد و جالب است كه خود احمدي نژاد بيشتر  از همان آدمهايي كه مي گويد ناآگاه هستند و بي حساب صحبت مي كنند يا چيز مي نويسند ،  سخنراني هاي تحريك كننده داشته است ، قضيه بانك پارسيان يكي از همين موارد بود كه بدون ارجاع آن به قوه قضاييه در جمع مردم آنرا مطرح كرد و باعث شوك به بورس و ترس سرمايه گذاران شد و شائبه برخورد سياسي را قوت بخشيد.
 در بخش خارجي هم كه باز همان صحبتهاي هميشگي را گفت و با اعتماد به نفس كامل اظهار داشت كه از وضع كشور نگران نيست . البته اين حرفها از يالاترين مقام اجرايي كه بيشتر  سياسي حرف مي زند تا واقعي طبيعي ست  و نبايد انتظار داشت در مورد اشتباهاتش حرفي بزند بخصوص در برابر مجريان معذوري كه خيلي نمي توانند وارد بحث و جدل با او شوند . بنابراين حرف تازه اي غير از همان چيزها كه در سفرهايش براي بهيجان آوردن مردم ساده دل و فاقد تحليل سياسي ميزند ، نمي گويد . و همه چيز را خوب و آينده را روشن مي خواند و براي اين ادعايش ، آمار هم اراه مي دهد .( خوب مگر قبلي ها هم همينطور نبودند . هاشمي و خاتمي هم در دوران رياستشان ، كم و بيش  همينطور عمل مي كردند بخصوص هاشمي كه چنان يد طولايي در سر هم كردن آمار و ارقام داشت و چنان چشم اندازهاي دلفريبي از آينده مي ساخت كه همه منتقدينش را خلع سلاح مي كرد ).
   مجريان محترم  هم كه خيلي به  پر و پايش نپيچيدند فقط در دو سه جاي مصاحبه ،  حيدري مثل يك پسر خوب ازش  مي پرسيد شما واقعن نگران نيستيد يا شما واقعن با سرمايه دارها مخالف نيستيد يا جون من  نگران حمله امريكا نيستيد و..  "تو خدا راست مي گي "  بابا توديگه كي هستي و احمدي نژاد هم در كمال خونسردي با همون دو چشماي درشت و زيباش مدام مي گفت   "نه بابا ، تا من هستم از هيچ چي نترسين "  ( اين بخش آخر بازسازي شده است)
متن صحبتهاي احمدي نژاد از ايرنا 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 17:39  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

انشعاب  فراكسيون اصولگرايان مجلس و جدايي برخي از همفكران و حاميان قديم دولت احمدي نژاد و منتقدين امروز او ،  موضوع جالبي ست . از يك طرف اين را مي توان نشانه اي بر ناكارآمديهاي دولت نهم وشخص احمدي نژاد در شعارهايي كه داده بحساب آورد واز طرفي نشانه  آينده نگري و صداقت طيف انشعابي بحساب آورد.  البته زياد نمي شود روي اين بخشش جدي بود .
يك نگاه به تعامل احمدي نژاد در اين يك مدت رياستش با ديگران نشان مي دهد كه او بر خلاف ، ژست انتقاد پذيري و مهروزي اش، اصلن اهل اين سوسول بازيها  نيست و حرف ، حرف خودش است وهركه به كمتر از رسالت الهي او قائل باشد .، دچار عذاب الهي خواهد شد ويا از مسئوليت خلع مي شود و يا همزيسيتي مسالمت آميز ايشان را از دست خواهد داد . فراكسيون اصولگرايان خلاق هم كه جديدا شكل گرفته ، از آنجايي كه افراد قابلي را در خود دارد كه استقلا ل راي هم دارند  و از همراهان نخستين دولت بودند بايد بيشترين ميزان تاثير پذيري از اين نوع رفتار را داشته باشند.
مصاحبه بي پرده  عماد افروغ با خبرگزاري مهر ،‌لايه هاي جالبي از رفتارهاي  اكثريت مجلسيان را با دولت نشان داد . او صريحن رئيس اين اكثريت يعني باهنر را از عوامل فشار دولت احمدي نژاد بر نمايندگان ذكر كرد .و روشهاي غير دموكراتيك و خودخواهانه او را عامل اصلي انشعاب جديد دانست و حتا  تلويحن از ديگر نمايندگان خواست در دامش نيفتند و عاقبت اصلاح طلبان را پيدا نكنند . استفاده از واژه " قانون آهنين اليگارشي " براي توصيف رابطه دولت و مجلس هم در نوع خودش آن هم از زيان همراهان اوليه احمدي نژاد بسيار جالب توجه است .
  باهنر اينروزها دم تيغ انتقادات زيادي ست و روابط پشت پرده اش با دولتيان كه بعضي از فك و فاميلهايش نيز در آن هستند باعث بدبيني بسياري از نمايندگان شده است . چند روز پيش هم  اعلمي نماينده  تبريز او را متهم به روش غير اخلاقي براي وادار كردن نمايندگان به پس گرفتن امضايشان كرده بود.
اینجا
محمد رضا باهنر از آن دست از سياست مداران كهنه كار راست است كه راستي هيچ تناسبي با اصول فكري و روش اجرايي اش ندارد . و في الواقع يك ابن الوقت تمام عيار است . من با سخناني كه از افروغ شنيدم گمان مي كنم مي شود به آينده كارشناسي در مجلس اميدوار بود و اميدوار به نقد جدي دولت در خانه مردم . حالا بايد ديد اين قضيه چه قدر جلوي  تك رويهاي دولت را خواهد گرفت و موضع انتقادي مجلسيان را حفظ خواهد كرد . البته طبيعتن كار نفوذيهاي دولت و در راسش باهنر سختتر خواهد شد . 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 2:13  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 


تحريكات جديد دولت امريكا بر ضد ايران حسابي اوضاع فكري و رواني مردم و سياست مداران را بهم ريخته ، سخن از احتمال  حمله نظامي و تحريم اقتصادي جزو مهمترين  بحثهاي سياسي و مطبوعاتي و ايضا مردم كوچه و بازار است. رسانه خيلي ملي جمهوري اسلامي هم  به شدت سويه خبري خودش را  اين ايام متوجه نقاط ضعف واقعي يا خيالي دولت بوش كرده و عجيب سعي مي كند با انعكاس تلفات روزانه آمريكاييها در عراق و اظهارات مخالفان دولت بوش ، حريف را در موقعيت ضعيفتر ارزيابي كند تا دل مردم گرم باشد كه "نه بابا اينا همش شایعه است و آمریکا همچنان هیچ غلطی نمی تواند بکند" .
جالبه كه در يكي از بخشهاي خبري هم گزارشگر خبري كه قاعدتن بايد به دنبال سوژه خبري باشد( كه البته  الان ديگر بجاي روش خبري به روش سينمايي و داستان سرايي رو آورده اند)  و رويداد يا اتفاقي را گزارش كند بين مردم رفته بود و مدام اصرار مي كرد كه تازه گي ها چه شايعاتي را شنيده ايد و آدمهاي مادر مرده كه معمولن اين جور وقتها مي دانند چطور مي توانند حرفي بزنند تا تلويزيون نشانشان دهد ، همان را مي گويند كه كارگردانان خبر براي مقصودشان لازم دارند .

 در بين سياسيون كشور هم آنها كه عقل درستي دارند و از ماجراجويي هاي امثال احمدي نژاد نگرانند سعي مي كنند تا كفه ترازو به سوي روشهاي ديپلماتيك سوق پيدا كند . بازار رايزني هاي سياسي و آمد و شد مقامات كشور ها هم حسابي داغ است و اين براي آن پيغام مي دهد و اين براي آن .  خود آقاي رئيس جمهور هم  كه بدليل شامورتي بازيهاي سياسي و روانپريشي هاي انقلابي گونه اش  از عوامل اصلي اين وضعيت بحراني ست ( البته بعلاوه آن ريس جمهور از مخ آزاد امريكايي )  ،  حالا به شدت به تك و تا افتاده تا براي  وضعيت نابسامان اقتصادي كشور و بحران سياسي و امنيتي خارجي يك چاره اي بيانديشد چرا كه ممكن است دولتش مجال پايان بردن بودجه امسال را نيابد !!
يك بار در جايي گفتم كه مشكل ما اين است كه يك رئيس شهرداري را قبل از اين كه براي كشور داري آماده شود راهي كاخ رياست جمهوري كرديم . و ايشان چاره اي ندارد جز آنكه كار آموزيش را در همان كاخ رياست جمهوري بگذراند تا به اميد خدا در اواخر كاراموزي  روش صحيح مملكت داري را بياموزد . طبيعي ست كه در اين فاصله اين ملت است كه بايد هزينه هاي تصميمات ايشان را بپردازد و دندش نرم ، مي پردازد .
خلاصه اينكه دنيا و در اين مورد خاورميانه ميان عملكرد دو ديوانه واقع شده . ديوانه آمريكايي كه هيچ علامتي از شعور از خودش نشان نمي دهد و اطرافيانش هم چندان كنترلي بر سياستهايش ندارند و گويا بشدت مايل است در همين فرصت يكساله رياستش ايران  را آدم كند .و ديوانه انقلابي ما هم كه چون دلايل جنون انقلابيش به نوع خوابهايي كه مي بيند و چيزهايي كه بنظرش مي آيد بستگي دارد كلن آدم قابل پيش بيني نيست . اينجور هم كه معلوم است نامه الهي - سياسي ايشان خطاب به بوش در به راه  راست آوردن  ايشان  تاثير نكرده و حالا ايشانند كه  براي اصلاح ايران ، راست كرده اند.!!
در نهايت دعا مي كنيم خداوند كه هميشه پشتيبان اين ملت بوده و با همه حماقتهاي تاريخيشان ، هنوز از آنها نا اميد نيست ديوانگان عالم را شفا دهد يا بميراند . بيمار ما را هم بيامرزد !!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 19:34  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 


با سفر احمدي نژاد به چند كشور امريكاي لاتين ، دور جديدي از همكاري جبهه ضد آمريكايي در آنجا شكل مي گيرد .  احمدي نژاد بخاطر رفتارهاي تند ومواضع بي پرده اش در برابر آمريكا در اين كشور ها مقبوليت پيدا كرده و سياست خارجيش هم تقويت مناسبات با مخالفين آمريكاست . و براي اينكار وارد حياط خلوت آمريكاييها هم شده . البته اين حياط خلوت مدتي ست با روي كار امدن مخالفان آمريكا و چپ ها به دست مردم ديگر حيات خلوت آرامي نيست .
در نيكاراگوا هم كه چندسالي سياست همراهي با آمريكا داشت مجدد " دانيل اورتگا " بعد از 15 سال دوري از صحنه سياست به قدرت باز گشته، يك انقلابي قديمي و رهبر ساندنيستهاي نيكاراگوا كه همزمان با انقلاب ايران (1979) در آنجا به كمك كشيشان مذهبي انقلاب كردند و دیکتاتوری وقت را ساقط كردند . از اين منظر دو انقلا ب ايران و نيكاراگوئه دو قولو هستند و از جهات شرايط وقوع انقلاب هم بسيار شبيه به هم .
حالا اورتگاي پير بازگشته هرچند گمان نمي رود با توجه به گذشت زمان و كسب تجربه با همان افكار انقلابي باز گشته باشد و قطعن سياست ملايمترو معقول تري را با آمريكا دنبال خواهد كرد .البته اگر اين انفلابي تازه ما ، يعني مستر پرزيدنت ما زير پايش ننشيند و درس انقلابي گري به اين انقلابي پير ندهد .
 خدا عاقبت مردم نيكاراگوا را ختم به خير كند، آب از سر ما ايرانيها كه گذشت !!!  
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 17:57  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

حوادث اين چند هفته بخصوص بعد از نفله شدن صدام حسين و اخبار واكنشهاي جهان عرب و بعد موضع گيريهاي ضدايراني در ميان تند روهاي سني و وهابي و برنامه هاي جديد امريكا در عراق و ربودن ديپلماتهاي ايراني توسط آنان در اربيل عراق ، همه حاكي از بازگشايي جبهه تازه اعراب -آمريكا در قبال ايران دارد .
همه حرفشان هم اين است كه ايران را بايد مهار كرد چونكه هزار و يك دليل گفته و نگفته - و راست و دروغ وجود دارد كه ايرانيها در حال گسترش نفوذ خودشان در منطقه و جهان دارند . و هلال شيعي كه شاه كوتوله اردني گفته بود يك واقعيت است . حتا بحث انرژي اتمي هم ابزار رسيدن به همين مقصود است .
حالا اين قضايا تا چه حد جدي ست و چه قدر اين ادعا ها راست است و از همه مهمتر احساس مردم ايران نسبت به اين موضوع چيست مسائل بسيار پيچيده و مفصلي ست كه اگر نخواهيم ساده انگارانه و يا مغرضانه درباره ش بحث كنيم نياز به پيگيري همه وقايع پيدا و پنهان سياست و ارزياي جدي دارد تا آخر سر هر كس بنا به شم پليسي - سياسي اش به يك نتيجه گيري برسد و آنهم در حد يك نظر و پيش بيني باشد .
اما راستش نظر سربسته و شخصي من اين است كه با توجه به گسترش ايدولوژي شيعي و انقلابي در خارج مرزهاي ايران و توان بلقوه ايران در زمينه سياسي و فرهنگي و نوع موضع گيري در بحث هسته اي و رفتارهاي اين آقاي احمدي نژاد در سياست خارجه ، اين اتفاق از سالهاي پيش در حال برنامه ريزي بوده و در حال شدن است و قدرت جديدي به نام ايران در حال سر برآوردن است حالا چه با ايدولوژي اسلامي - انقلابي و چه با نام ایران. ودر حال سايه انداختن بر سر منطقه و بخصوص اعراب است و حسابي منطقه نفوذ اعراب را به چالش كشيده است .
حضور آشكار و پنهان ايران در عراق ، و قدرت گيري در معادلات منطقه مانند لبنان و فلسطين و كشورهاي حاشيه خليج فارس خودش از نشانه هاي اين موضوع است .
البته طبيعي و حتا مطلوب است كه ايران براي حفظ امنيت خودش و تكرار نشدن واقعه جنگ عراق و بايد در كشور هاي منطقه نفوذ كند و حاشيه امني براي خودش ايجاد كند و لي به واسطه برخورد جدي و خصمانه ميان ايران و آمريكا خود اين قضيه باعث تنش بيشتر در منطقه و تهديد امنيت ايران از سوي آمريكا شده است .
بحث خليج فارس يا عربي هم از نشانه هاي ديگر اين ستيز مخفي است .
خلاصه اينكه با وجود رشد كردن احساسات ضد عربي در ايران و افزايش حوزه تفوذ ايران در منطقه بنظر مي رسد بايد منتظر يك رويارويي جدي با اعراب باشيم كه اميدوارم  فقط در سطح تبليغات رواني و در گيري سياسي باشد . البته اين عربهايي كه ما مي شناسيم جربزه حمله به ايران را ندارند بخصوص كه ... دار ترين رهبر شان هم از صفحه روزگار محو شد و به جمع شهداي قادسيه پيوست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 17:3  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

 

 


 

 

 

 

بالاخره آخرين فرد از نسل ابر جلادان وبزرگ ديكتاتورهاي قرن بيستم منقرض شد و به كتابهاي تاريخ پيوست تا فرزندان بشر در درس تاريخشان برگي ديگر از جنايت آدم كشي را ورق بزنند و در كنار نامهايي چون چنگيز ، آتيلا ، هيتلر و ديگران نامي ديگر را نيز مرور كنند  : صدام


آري بايد نسل ما و همه انسانها يي كه در حال حاضر زنده هستند خوشحال باشند كه توفيق داشتند! تا اين اعجوبه درندگي و آدمخوارگي را درك كنند!! و آينده گان( مثلن انسانهاي يكصد سال ديگر) ما را با او به ياد مي آورند و خواهند گفت مردماني بوديم كه در زمان صدام ميزيستيم همچون مرماني كه در زمانه چنگيز و هيتلر مي زيستند .!!؟


به قول آن شعر معروف..عجب صبري خدا دارد ، و در اين قضيه صدام  ، عجب صبري خدا داشت تا بالاخره تكليف آنچه را كرده بود ، بر سرش آورد

اما براستي آيا تاوان آنهمه خونريختن و تكه تكه كردن،‌تاوان همه مردم حلبچه و مريوان ، تاوان همه كودكان مثله شده و زنان شكم دريده  ، تاوان همه شيعيان جنوب عراق و كردهاي شمال آن،  و تاوان همه مردم ايران و همه مردم عراق ، تاوان همه عمرهاي سوخته و زندگيهاي پرپر شده و تاوان همه انسانيت پامال شده و آرزوهاي برباد رفته ، يك طناب دار بود و بس .
گله دارم ، من از خدا و اين روزگار و اين همه ناعدالتي گله دارم . 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 1:33  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

           حديث نفس           
 
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي  جدي تر .


         دسترسي ها            
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
         آخرين نوشته ها         
- مافياي سيگار محسن رضايي نيست بلكه سپاه پشت مافياي سيگار و مواد است
- یا حسين، اينجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است
- اقدامی پسندیده در سیما (حضور لوريس چكناواريان )
- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )
- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)
- به بهانه نمايش فيلم گاو در سيما
- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )
- آقاي وزير ، امنيت شهروندان در كجاي امنيت ملي جاي ميگيرد؟
- 13 آبان ، در همچنان بر همان پاشنه مي چرخد
- یکساله شدم با یک ماه سکوت
- و خداوند سعیده را آفرید
آخرين نوشته ها

    نوشته هاي پيشين      
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
       آرشيو موضوعي         
سیاسی-اجتماعی
فرهنگی-هنری
طنز سیاسی-اجتماعی
شعر-ادبیات
متفرقه
    پر بازديد ترينها ي اخير   

- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر

- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي

- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي

- پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور

- راه صحيح مبارزه با بد حجابي ، آزادي حجاب است/ 4 مرداد

- مصائب سربازی اجباری و نگاه انتقادی به آن/26 مرداد

            سايت ها             
محمد رضا شجریان
احمد شاملو
سهراب سپهري
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
حسين پناهي
خانه سينما
خانه تئاتر
خانه هنرمندان ایران
خانه موسيقي
دكتر سروش
محمد خاتمي
محسن كديور
مهاجراني و جميله كديور
شيرين عبادي
انوشه انصاري
خانه احزاب ايران
بانك اطلاعات نشريات
سایت بیطرف(مرجع)
وبلاگ آموزش مسائل جنسي
پايگاه اطلاع رساني پزشكان
بنیاد آشوکا
سعيده پور شاه نظري

           لوگو وبلاگ            

نوشته هاي يك عقل كل

 

               ديگران            

 
ليست وبلاگهای به روز شده Balatarin
گلچين وبلاگستان

 

براي حمايت از اين اعتراض تگ اين لوگو را در وبلاگتان بگذاريد

 

              خبرنامه